Slide background

جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

آخرین شماره

No 20
شماره 20 سال 5
زمستان 1394
دانلود فایل |

آخرین مقالات منتشر شده

مقدمه: هدف از این تحقیق بررسی تأثیرات سن، سبک فرزند پروری و تصور از خویشتن در پذیرش میزان خشونت و زورگویی همسالان در نوجوانان دختر و پسر در سنین بلوغ بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع رگرسیونی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان اول و سوم راهنمایی و سوم دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران بود. نمونه تحقیق 750 نفر 352 نفر (47 درصد) دختر و 395 پسر (7/52 درصد) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ولی در نتیجه عدم پاسخگوئی صحیح به برخی از پرسشنامه‌ها برای دختران تعداد پاسخنامه‌ها به 270 و برای پسران به 283 عدد تقلیل یافت. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، معیار تشخیص قربانیان زورگویی همسالان میلارد و جوزف(2000)، سبک فرزندپروری آتشی(1387) و تصور خویشتن آفر(1989) استفاده گردید. یافته ها: نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد در دختران به استثنای خرده مقیاس«خشونت ارتباطی» در تمام مقیاسهای مواجه با زورگویی با افزایش سن، کاهش و در پسران فقط در خرده مقیاس « تمسخر» با افزایش سن، در مواجه با زورگویی کاهش معنی داری دیده شد. نقش روشهای فرزند پروری دارای تاثیرات معنی دار و در تصور از خویشتن دارای رابطه ی منفی با مواجهه زورگویی همسالان بود. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان گفت که در معرض خشونت قرار گرفتن نوجوانان از لحاظ سن، نحوه تربیت و تصور خویشتن در پسران و دختران، معنی‌دار و قابل پیش بینی است.
سوسن آقاجانبگلو
DOI : 0
کلمات کلیدی : خشونت، زورگویی، سن، سبک فرزند پروری، تصور از خویشتن
چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین طردشدگی در محیط کار با نتایج شغلی (استرس شغلی، قصد ترک شغل و عملکرد شغلی) با توجه به نقش تعدیل گر سرمایه روانشناختی بود. روش: جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شرکت آب و نیروی شهر گتوند تشکیل می دهند که از بین آن ها تعداد 182 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه‌های طردشدگی در محیط کار فریس (2008)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007)، استرس شغلی پارکر و دکوتیز (1983)، قصد ترک شغل کامان، فیچمن، جنکینز و کلش (1979) و عملکرد شغلی پاترسون (1970) استفاده گردید. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که طردشدگی در محیط کار رابطه مثبت معنی داری با استرس شغلی و قصد ترک شغل و رابطه منفی معنی‌داری با عملکرد شغلی دارد. همچنین یافته های تحلیل رگرسیون تعدیلی حاکی از نقش تعدیل گر سرمایه روانشناختی در این روابط بود. از سوی دیگر در تحلیل نقش تعدیل‌گر نتایج نشان داد که طردشدگی در محیط کار در کارکنانی که روی متغیر سرمایه‌ی روانشناختی در سطح پایینی هستند، در مقایسه با کارکنانی که سرمایه‌ی روانشناختی بالاتری دارند، رابطه‌ی قوی‌تری با استرس شغلی دارد. همچنین، طردشدگی در محیط کار در کارکنانی که روی متغیر سرمایه‌ی روانشناختی در سطح پایینی هستند، در مقایسه با کارکنانی که سرمایه‌ی روانشناختی بالاتری دارند، رابطه‌ی قوی‌تری با قصد ترک شغل دارد؛ و همچنین طردشدگی در محیط کار در کارکنانی که روی متغیر سرمایه‌ی روانشناختی در سطح بالایی هستند، در مقایسه با کارکنانی که سرمایه‌ی روانشناختی پایین‌تری دارند، رابطه‌ی قوی‌تری با عملکرد شغلی دارد. نتیجه گیری: انسان موجودی اجتماعی است و يكي از ويژگي‌هاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. از سوی دیگر، طردشدگی در محیط کار فرصت تعامل اجتماعی را کاهش می دهد؛ و اینکه برای تحقق رسیدن انسان به نیازهای روانی بسیار مهم می باشد. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که سازمان ها می توانند با استفاده از برنامه های مرتبط با سرمایه روانشناختی اثرات منفی طردشدگی در محیط کار بر پیامدهای شغلی را کاهش دهند. علاوه بر این وقتی افراد در محل کار طرد می‌شوند، سرمایه ی روانشناختی آن ها منجر به کاهش نتایج منفی از دست دادن منابع روانی مرتبط با طردشدگی می‌شود و به آن‌ها اجازه می‌دهد که به بهترین شکل با عوامل استرس زا و چالش های مرتبط با طردشدگی در محل کار مقابله نمایند.
نسیم خواجه پور - مصطفی بهارلو - کیومرث بشلیده
DOI : 0
کلمات کلیدی : طردشدگی در محیط کار ، سرمایه‌ روانشناختی ، استرس شغلی ، قصد ترک شغل ، عملکرد شغلی
مقدمه: کفایت اجتماعی یک جنبه اساسی رشد انسان به خصوص در دوران نوجوانی در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس 6 گویه ای کفایت اجتماعی ادراک شده در نوجوانان دبیرستانی است. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و هنجاریابی است. جامعه آماری عبارت بود از کلیه دانش¬اموزان مشغول به تحصیل در دبیرستان¬های شهرستان محمودآباد در بهار سال 1394 که از این میان 237 دانش آموز با روش نمونه¬گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه احساس تنهایی (UCLS-8)، گرایشات جامعه¬یار (PTM) و کفایت اجتماعی ادراک شده (PSCS). جهت اعتباریابی این مقیاس از روش های پایایی به روش الفای کرونباخ، بازآزمایی با وقفه 3 هفته و روایی صوری، روایی همزمان همگرا و افتراقی و درنهایت تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزار SPSS-21 و Amos-21 استفاده شد. یافته ها: همسانی درونی گویه¬ها به روش الفای کرونباخ 83/0 و پایایی بازآزمایی 90/0 به دست آمد. روایی همگرا با رفتار جامعه یار 50/0 و روایی واگرا با احساس تنهایی 42/0 به دست آمد. شاخص¬های برازش تحلیل عامل تاییدی نیز مطلوب ارزیابی شد (63/22 = X2، 9 = df، 01/0 > p، 07/0 = RMSEA، 96/0 = GFI). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از بررسی روان سنجی پرسشنامه کفایت اجتماعی اداک شده، این پرسشنامه می تواند به عنوان ابزاری پایا و روا به منظور سنجش کفایت اجتماعی مورد استفاده متخصصان روان شناسی و علوم اجتماعی قرار گیرد.
محمدجواد رنجبر - نادر حاجلو - فائزه غلامی
DOI : 0
کلمات کلیدی : ویژگی های روان سنجی ، کفایت اجتماعی ادراک شده ، نوجوانان
چکیده مقدمه: هدف اصلی این پژوهش، طراحی و برازش مدلی علی از روابط بین متغیرهای چشم‌انداز زمان ، اهمال‌کاری و خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی بود. روش: بدین منظور نمونه‌ای به حجم 450 دانشجو (272 دختر و 178 پسر) به ‌صورت تصادفی از بین دانشجویان دانشگاه یزد انتخاب شدند و به‌وسیله پرسشنامه‌های چشم‌انداز زمان، اهمال‌کاری و خودکارآمدی تحصیلی ارزیابی شدند. داده‌های با روش "تحلیل معادله‌های ساختاری" تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازنده داده‌هاست و اهمال‌کاری و خودکارآمدی تحصیلی نقش واسطه را بین رابطه چشم‌انداز زمان با عملکرد تحصیلی دانشجویان ایفا می‌کنند. یا به‌عبارت‌دیگر، می‌توان گفت که حال لذت‌گرا و حال جبرگرا علاوه بر اثر مستقیم، با واسطه‌گری اهمال‌کاری و خودکارآمدی تحصیلی اثر غیرمستقیم روی عملکرد تحصیلی دانشجویان دارد.
مرتضی امیدیان - حمیده همتی - کاظم برزگر بفروئی
DOI : 0
کلمات کلیدی : چشم‌انداز زمان، اهمالکاری‌تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عملکرد تحصیلی
هدف اين مطالعه بررسی رابطه بين سبك‌های رهبری تحولی و تبادلی با میزان پاسخگویی دبیران مي‌باشد. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بوده و روش جمع آوري داده ها شامل بررسي پيمايشي مي باشد. جامعه آماري شامل تمامي دبیران مدارس متوسطه زاهدان بوده كه با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه‌ای تعداد 285 دبیر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسي متغيرهاي پژوهش از پرسشنامه پرسشنامه سبک رهبری چند عاملی فرم کوتاه (باس و آولیو، 2000) با ضريب آلفا 88/0، پرسشنامه پاسخگویی (هاچوارتر و همکاران، 2005) با ضريب آلفا 83/0 استفاده گرديد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان با کمک نرم افزارspss21 استفاده شد. بر اساس یافته‌ها مقدار ضریب همبستگی بین رهبری تحولی با پاسخگویی دبیران به ترتیب 688/0 بود (01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز در این رابطه نشان داد که سبک رهبری تحولی 3/49 درصد از واریانس پاسخگویی را پیش‌بینی‌ می‌کند. هم‌چنین مقدار ضریب همبستگی بین رهبری تبادلی با پاسخگویی دبیران 336/0 بود (01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز در این رابطه نشان داد که سبک رهبری تبادلی 1/46 درصد از واریانس پاسخگویی را پیش‌بینی می‌کند. بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه‌گیری کرد که سبک رهبری تحولی در مقایسه با رهبری تبادلی پاسخگویی بیشتر کارکنان را به دنبال دارد.
سمانه سرگزی - ناصر ناستی زایی - حسن شهرکی پور
DOI : 0
کلمات کلیدی : رهبری تحولی، ، رهبری تبادلی، ، پاسخگویی

ابتداقبلی12بعدیانتها مشاهده 1 تا 5 ( از 10 رکورد)