تأثیر ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی‌گری مؤلفه‌های افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد تحصیلات تکمیلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 استادیار گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

3 مدرس مدعو، گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران/ استادیار گروه مشاوره، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده

4 استادیار، گروه مشاوره، واحد مسجدسلیمان، دانشگاه آزاد اسلامی، مسجدسلیمان، ایران

چکیده

ازدواج یکی از انتخاب‌های مهم و سرنوشت‌ساز هر فرد است. هدف پژوهش، طراحی و تدوین مدل تأثیر ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی‌گری مؤلفه‌های افق ازدواج بود.
روش: جامعه آماری این پژوهش کلیه‌ی دانشجویان پسر مجرد مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های استان آذربایجان شرقی می‌باشد که نمونه‌ای به حجم 300 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. طرح پژوهش، از نوع تحلیل مسیر است که به بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی‌گری مؤلفه‌های افق ازدواج می‌پردازد. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرش به ازدواج براتن و روزن، پرسشنامه فرایند هویت فردی بالیستری و همکاران، مقیاس اهمیت ازدواج بلت، مقیاس سن مورد انتظار ازدواج ویلوغبی و مقیاس آمادگی ازدواج جانسونو همکاران می‌باشند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد، مؤلفه عشق هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق سه مؤلفه افق ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه دارد. اما مؤلفه‌ی کار فقط به صورت غیرمستقیم و از طریق مؤلفه زمان بندی ازدواج و مؤلفه آمادگی ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه معناداری دارد. از سوی دیگر؛ مؤلفه جهانبینی هم به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق مؤلفه اهمیت ازدواج و مؤلفه آمادگی ازدواج موجب بهبود نگرش نسبت به ازدواج می‌شود. مؤلفه‌های دیدگاه افق ازدواج نیز با به صورت مستقیم با نگرش نسبت به ازدواج ارتباط دارند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های به دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد مدل ساختاری از برازندگی خوبی برخوردار است و همه‌ی روابط ساختاری مدل نهایی در سطح 05/0>P معنادار می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Individual Identity Dimensions on Attitude toward Marriage with Mediating of Marital Horizons Components in single male postgraduate students

نویسندگان [English]

  • nazila ebrahimi 1
  • amin koraei 2
  • ,zabihallah abbaspour 3
  • Masoud Shahbazi 4
1 PhD student, Department of Counseling, Ahvaz Branch, Islamic Azad University, Ahvaz, Iran
2 Assistant Professor, Department of Counseling, Ahvaz Branch, Islamic Azad University, Ahvaz, Iran
3 Invited teacher, Department of Counseling, Ahvaz Branch, Islamic Azad University, Ahvaz, Iran / Assistant Professor, Department of Counseling, College of Educational and Psychology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran
4 Assistant Professor, Department of Counseling, Masjedsoleyman Branch, Islamic Azad University, Masjedsoleyman, Iran
چکیده [English]

Introduction: Marriage is one of the most important and crucial choices for any individual. The purpose of this study was to design and elaborate a model of the effect of individual identity dimensions on attitudes toward marriage through the mediation of marriage horizon components.
Method: The statistical population in this research is all single male postgraduate students in East Azarbaijan universities. A sample of 300 students was selected through stratified random sampling from the mentioned society. Became the current project is a covariance matrix or correlation matrix (path analysis). The tools used for data collection were Attitude toward Marriage Scale, Ego Identity Process Questionnaire, Marriage Important Scale, Marriage Expected Age Scale, and Marriage Readiness Scale .
Results: The results showed that the love identity component both directly and indirectly through the three components of the marital horizon, are related to attitudes toward marriage. Also, the component of work identity both directly and indirectly through the three components of the marital horizon, are related to attitudes toward marriage. On the other hand, the worldview identity component directly and indirectly, through the marital importance component and the marital readiness component, improves attitudes toward marriage. Marital horizons components are also related to attitudes toward marriage.
Conclusion: Emerging adults with an identity formed in the three areas of love, work and worldview, draw a shorter marriage horizon for themselves, so they will have a more positive attitude towards marriage.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Individual Identity Dimensions
  • attitudes toward marriage
  • marital horizons components

مقدمه

ازدواج ارتباطی است که دارای ویژگی­های بی­نظیر و گسترده­ای می­باشد، ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، هم­زیستی زن و شوهر در درون واحد خانواده موجب ارتباط عمیق و همه جانبه­ای می­شود که بی‌هیچ شک و شبه­ای قابل مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی نمی­باشد، به نحوی که قرار داد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است (براون، سانچز، نوک و رایت[1]، 2006). ازدواج یکی از انتخاب­های مهم و سرنوشت­ساز هر فرد است. این انتخاب یکی از مراحل و فرآیندهای رشد محسوب می­شود که در تکامل ابعاد درونی و شخصیتی انسان مهم است (آدامسزیک[2]، 2017).کارکردهای ازدواج شامل مقوله­های جسمانی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و معنوی می­باشد (گلستانی­بخت، 1395).

مسیر رسیدن به بزرگسالی سخت و پرپیچ و خم است. برای بخش عمده­ای از نوبزرگسالان، ازدواج بخش مهمی از آن سفر است و تصمیم به ازدواج می­تواند تأثیر عمیقی بر رفتار فرد بگذارد (جانسون[3]، 2009). با توجه به اینکه روند تشکیل خانواده در حال تغییر است، پژوهش در مورد نگرش جوانان به ازدواج به یکی از زمینه­های مهم پژوهش و دانش خانواده تبدیل شده است. امروزه، معمولاً ازدواج تا اواخر دهه دوم زندگی یا اوایل دهه سوم به تأخیر می­افتد (کریدر[4]، 2005؛ به نقل از برایان، ویلوغبی، کارول، جنیفر[5]، 2012). نهاد ازدواج طی چند دهه گذشته شاهد تغییرات بسیاری بوده است. این تغییرات شامل افزایش سن ازدواج اول، افزایش ازدواج­های غیررسمی و طلاق و تحولات تکنولوژیکی (به عنوان مثال، لقاح آزمایشگاهی، قرص های ضد بارداری) است که به افراد امکان می­دهد کنترل بیشتری نسبت به فرزندآوری داشته باشند (چرلین[6]، 2005). اکثر افراد آرزو دارند روزی ازدواج کنند، اگرچه انتظارات واقعی از ازدواج، به ویژه مواردی که فرد تمایل به ازدواج دارد، ممکن است با گذشت زمان تغییر کند (آروکو و کمپ­داش[7]، 2018). ازدواج همچنان به عنوان یک عامل اجتماعی قدرتمند که می­تواند مانعی برای نوبزرگسالان در انجام رفتارهای منفی از جمله سوء­مصرف الکل (لئونارد و مودار[8]، 2003) و مواد مخدر غیرقانونی (هومیش، لئونارد و کرنلیوس[9]، 2008) باشد، به اثبات رسیده است.

زندگی مشترک بدون ازدواج، انتظارات فرد از ازدواج را تحت تأثیر قرار می­دهد. مشخص شده است که این نوع روابط با انتظارات برای ازدواج رابطه مثبت دارد (گازو[10]، 2009). اغلب افراد معتقدند که این روابط بخشی از مسیر طبیعی زندگی است، اما آن را جایگزین ازدواج نمی­دانند. این افراد انتظار دارند که با شریک خود ازدواج کنند و نسبت به ازدواج­های رسمی، بسیار نگران ثبات رابطه­ی خود هستند (مانینگ، لانگ مور و جوردانو[11]، 2007). چنین روابطی به عنوان یک شیوه زندگی غیرمسئولانه قلمداد می­شود و اغلب افراد مستعد به داشتن روابط طولانی مدت ناپایدار را به خود جلب می­کند. اگر درست است که ازدواج­های غیررسمی، افرادی را که مستعد به داشتن روابط ناپایدار هستند، جذب می­کند، می­توان گفت این افراد میل به ازدواج کمتر و نگرش منفی به ازدواج داشته باشند (بامپاس، سوویت و چرلین[12]، 1991). به دلیل پیچیدگی‌های روابط پیش از ازدواج، اهداف، شرایط و انگیزه‌های طرفین، نوع شخصیت و جنسیت افراد، نتایج و نیازهای متفاوتی را ایجاب می‌کند. با توجه به تغییرات اجتماعی که در روابط پیش از ازدواج پدید آمده است، به نظر می‌رسد پیدایش و رواج این روابط تأثیرات ساختاری بر بسیاری از نهادهای اجتماعی داشته و می‌تواند به مرور نهاد خانواده و ازدواج را با چالش‌هایی عمیق و ریشه­ای مواجه کند (کانگر و کرافورد[13]، 2004) که از آن جمله می‌توان به بالا رفتن سن ازدواج و بی میلی به ازدواج (چو و شین[14]، 1996)، کاهش نرخ ازدواج (آماتو[15]، 2004)، تغییر نقش زنان در روابط بین دو جنس (گوتیرز-دومنیک[16]، 2008) و روابط جنسی پیش از ازدواج (شاکلا و کوپادیا[17]، 2007) اشاره نمود. آروکو و کمپ­داش ( 2020) نشان دادند که سطح تحصیلات و نگرش مذهبی افراد با تأخیر در ازدواج ارتباط دارد.

ارتباط بین نگرش به ازدواج با رفتار و شناخت فرد در طول نوجوانی و جوانی طی چندین تحقیق بررسی شده است (ویلوغبی، یورگاسون، جیمز و کرامرهولمز[18]، 2020). رفتار و تحولات زندگی زناشویی آینده به وسیله نگرش فعلی فرد به ازدواج قابل پیش­بینی است (برایان و همکاران، 2012). احساسات و نگرش­ها در مورد ازدواج متغیر کلیدی در تصمیم برای ازدواج و پیش­بینی­ معنادار رضایت زناشویی نهایی است (اسچرام، مارشال، هارلز و لی[19]، 2012). نگرش به ازدواج[20] عبارت است از عقیده ذهنی و باورهای فرد درمورد ازدواج (براتن و روزن[21]، 1998، به نقل از ویلوغبی، هال و لوژاک[22]، 2015) که در مراحل اولیه زندگی شکل گرفته و شامل سازه­های نسبتاً ثابت است. افراد دارای نگرش مثبت نسبت به ازدواج، ازدواج فعلی یا آینده خود را شاد و موفق می دانند، اما افرادی که دارای نگرش منفی هستند، در این مورد انتظارات مثبت کمتری از ازدواج خود دارند. نگرش منفی نسبت به ازدواج با نگرش منفی به صمیمیت، رابطه جنسی، تعهد و میل به حفظ رابطه و تعارض بیشتر، رابطه دارد (ریگیو و ویزر[23]، 2008).

کارول، ویلوغبی، بادگر، نلسون، بری و مادسن[24] (2009) با استفاده از چشم انداز چرخه عمر خانواده، نظریه افق ازدواج[25] را در زمینه آمادگی برای ازدواج فراهم کردند. مفهوم افق ازدواج اشاره به چشم انداز یک شخص و یا رویکرد وی به ازدواج در رابطه با وضعیت فعلی اش دارد. کارول و همکاران (2009) پیشنهاد کردند که حداقل سه بخش مرتبط و در عین حال مجزا وجود دارد که تعریف یک فرد بزرگسال از افق تاهل را تشکیل می دهد. اول، اهمیت ازدواج در برنامه فعلی زندگی فرد، دوم زمان مورد نظر فرد برای ازدواج در این دوره و سوم معیارهای آمادگی فرد برای ازدواج یا اعتقادات فرد در این زمینه. مفاهیم موجود در ورای افق­های ازدواج بر "پیش بینی" و "برنامه ریزی" برای ازدواج تمرکز دارد (کارول، ویلوغبی، بادگر، نلسون، بری و مادسن، 2007)، و نقش مورد انتظار نوبزرگسالان از ازدواج در زندگی را برجسته می کند.

تئوری افق ازدواج، اساس مطالعات بسیاری در سال های اخیر شده است که این موضوع نشان دهنده اهمیت عقاید مربوط به ازدواج بر رشد و توسعه افراد بالغ می باشد. به عنوان مثال، طبق نظریه افق ازدواج بالغین با تمایزیافتگی بیشتر و یا افرادی که اهمیت کمی به ازدواج می دهند و اولویت های زمانی دیگری دارند، مشارکت در رفتارهای ریسک پذیرتر (کارول و همکاران، 2007) و فعالیت جنسی بیشتری از خود نشان می دهند (ویلوغبی و کارول، 2010). اعتقادات زناشویی نیز به طور مستقیم بر توسعه روابط میان بالغین اثر می گذارد. یک مطالعه نشان داده است که نگرش مثبت نسبت به ازدواج بیشتر با افزایش تعهد در روابط عاشقانه همراه است (ویلوغبی، 2014)، در حالی که مطالعه دیگری دریافته است که سن مطلوب ازدواج به سلامت روان و چگونگی ارتباط سن واقعی ازدواج نوبزرگسالان و همسان سازی تمایلات در آنها بستگی دارد (کارلسون[26]، 2012). زمان بندی ازدواج و اهمیت آن با مصرف مواد و هرج و مرج جنسی آن دسته از افرادی که زمان ازدواج را به تاخیر می اندازند و به ازدواج کمتر اهمیت می دهند و بیشتر درگیر این رفتارها هستند، مرتبط می­باشد (کارول و همکاران، 2007).

به نظر می­رسد در نوبزرگسالان هرچه افق ازدواج کوتاه­تر درک شود، فرد کمتر درگیر رفتارهای ناسالم فردی و رابطه­ای شوند و دوره تجرد آنها در بزرگسالی کوتاه­تر باشد. به عنوان مثال، در تحقیقات اخیر، افرادی که افق زناشویی کوتاه­تری داشتند، احتمال کمتری دارد  الکل و مواد مخدر غیرقانونی مصرف کنند (ویلوغبی و دروکین[27]، 2009)، کمتر به تماشای فیلم­های پورن می­پردازند (کارول و همکاران، 2008) و کمتر درگیر روابط جنسی غیرمتعارف می­شوند (کارول و همکاران، 2007). همچنین، افق­های زناشویی کوتاه­تر رابطه مثبتی با با فرزندمحور بودن ازدواج  و رابطه منفی با تمایل به داشتن فرزند خارج از زناشویی، استقلال همسر و زندگی مشترک قبل از ازدواج دارد (کارول و همکاران، 2007).

پژوهش­های قبلی به بررسی برخی از مسائل در توسعه هویت و اعتقادات و شکل­گیری روابط صمیمانه پرداخته­اند، اما مطالعات اندکی تا به امروز رابطه­ی این دو را با هم بررسی کرده­اند و بسیاری از این مطالعات تنها اعتقادات کوتاه­مدت و رفتارهای همزمان را مورد بررسی قرار داده­اند (بری[28]، مادسن، نلسون، کارول و بادگر، 2009؛ زیمر-گمبک، هاقس، کلی  و کانلی[29]، 2012). شکل­گیری هویت شامل ایجاد انتخاب و تعهـد بـه نقـش­هـا اسـت (مولیس، مولیس، اسکوارتز، پیتز و شرینر[30]، 2007). پژوهش­های قبلی نشان می­دهند که موفقیت در هویت عشقی با دیدگاه مرکزی در مورد ازدواج که در زمان بندی قبل از ازدواج دیده می شود سازگار است و اهمیت بیشتر ازدواج در مقایسه با همسالانی که کمتر اهمیت می دهند مشهود می­باشد (بایرز و سیفگه-کرنکه[31]، 2010). با این حال، پیشرفت در هویت کار احتمالا با ازدواج در حال رقابت می­باشد و به عنوان یک نقش اصلی در نظر گرفته می­شود و در زمان­هایی از اهمیت ازدواج می­کاهد (ویلوغبی، هال و گاف[32]، 2015). به طور مشابه کسب پیشرفت در توسعه جهان­بینی نیز احتمالاً در مرحله بعدی با زمان­بندی مربوط به ازدواج مرتبط می­شود و اهمیت کمتر آن از ازدواج ممکن است با تصمیم­گیری های مستقل و باورهای شخصی فرد در ارتباط باشد (آرنت، راموس و جنسن[33]، 2001).

برای درک چگونگی اتصال افق ازدواج و هویت، تعریف هویت بسیار مهم است. اگر چه تعریف دقیق هویت در تحقیقات متفاوت است، اما به طور کلی مجموعه ای از باورها و ادراکات فردی در مورد چگونگی ورود به دنیای اجتماعی می باشد (اریکسون، 1950، به نقل از زیمرمن، مانتزورانیس و بیرمن[34]، 2010). چنین اعتقادی از طریق فرایند کاوش و جمع آوری امکاناتی که پس از تصمیم­گیری در مورد اینکه چه امکاناتی را برای متعهد کردن به زندگی خود اختصاص دهیم حاصل می­شود و در افراد بالغ کسب هویت نامیده می­شود (مارسیا[35]، 1966؛ به نقل از زیمرمن و همکاران، 2010). به طور خاص، اکتشاف امکانات در سه حوزه هویت به عنوان کلیدی برای نوبزرگسالان برجسته شده و هموار کننده جاده رو به نوبزرگسالی در کنار عشق (روابط احساسی)، کار و جهان­بینی (ارزش­ها) می­باشد (آرنت، 2000).

علیرغم کمبود پژوهش­ها در این زمینه، چند مطالعه به آن اشاره کرده­اند و ارتباط احتمالی بین باورهای زناشویی و توسعه هویت را در نظر گرفته­اند. مثلاً در یک مطالعه، نوبزرگسالانی که شکل­گیری هویت خود را برتر می­دانستند به احتمال بیشتری دلیل آن را وجود روابط عاشقانه می­دانستند (بری و همکاران، 2009)، این مطلب نشان می­دهد که تشکیل هویت موفق به عنوان نشانگری برای تغییر در تمرکز در تشکیل تمایلات می­باشد. مطالعات دیگر نشان داده­اند که افراد دارای هویت خانواده­گرا احتمالاً بیشتر آماده انتقال خانواده، از جمله ازدواج، در اوایل زندگی هستند. سالملا-آرو، آنولا، و نورمی[36] (2007)، نشان می دهند که آنچه که منجر به هویت می­شود با شکل­گیری تمایلات ارتباط دارد. با کنار هم قرار دادن همه موارد، این مطالعات نشان می­دهند که ارتباطی بین هویت و تمایلات رفتاری وجود دارد اما یک تصویر واضح از چگونگی شکل­گیری هویت در نوبزرگسالان و اتصال آن به باورهای تمایلی به دست نمی­دهند. همان­طور که نوبزرگسال اول کشف می­کند و سپس متعهد به انواع امکانات در هر دامنه هویتی می­شود، نه تنها درک می­کنند که چه کسی هستند بلکه شروع به تمرکز بر آینده خود در نقش­های نوبزرگسالی می­کنند (کراستی، اسکرینارو، سیکا و مارجین[37]، 2012). به عبارت دیگر، انتقال به نوبزرگسالی، بستگی به قرار دادن نقش­های جدید در هویت فرد بالغ دارد.

هویت عشق (روابط احساسی). همان­طور که نوبزرگسالان دستاوردهایی در هویت عاشقانه خود پیدا می­کنند، شروع به ایجاد روابط بیشتر به طور جدی­تر می­کنند، این موضوع هم در روابط رفتار آنها و هم در نتایج ارتباطات آنها مشاهده می­شود. پژوهش در مورد وضعیت هویت و رفتارهای دوستیابی نشان می­دهد که نوبزرگسالان بر دوست­یابی های خود در درجه اول به منظور شناخت خودشان و ترجیحات و گزینه ها تمرکز می کنند (زیمر-گمبک و همکاران، 2012)؛ در حالی که کسانی که یک وضعیت هویتی به دست آمده دارند به دنبال تعهد و روابط بلندمدت می­باشند (مونتگومری[38]، 2005). علاوه بر این، تعهدی روشن به هویت عشقی خود پیدا می کنند که با درک بیشتر و مثبت از روابط فعلی و سرمایه­گذاری­های ارتباطی همراه می­باشد (آسیتلی، راجرز، و نی[39]، 1999) و رفتارهای مثبت و روابط مثبت و اعتماد بیشتر کسب می کنند (بری و همکاران، 2009). چنین تحقیقی به وضوح نشان می دهد که دستاورد هویت فردی در عشق با شکل گیری روابط صمیمانه قوی ارتباط دارد (بایرز و سیفگه-کرنک، 2010)، که نشان دهنده افزایش اهمیت روابط بلند مدت می­باشد. پس از آن انتظار می­رود که با احساس خودیابی نوبزرگسالان از نظر عشقی بیشتر متعهد به ایده ازدواج شوند، و اهمیت بیشتری به ازدواج دهند و انتظار می­رود که زودتر ازدواج کنند.

هویت کار (حرفه­ای). زمانی که نوبزرگسالان در برنامه­های زندگی آینده خود قرار دارند، ازدواج جایگاه دوم را می­گیرد (ویلوغبی و کارول، 2015). تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از نوبزرگسالان بر این باورند که پیشرفت تحصیلی و ایجاد شغل، بر ازدواج مقدم هستند (کارول و همکاران، 2009)، که نشان دهنده وجود یک حس قوی در میان نوبزرگسالان در مورد نیاز به یک حرفه پایدار قبل از ازدواج می باشد. علاوه بر این، مطالعه دیگری نشان داد که نوبزرگسالان احساس می کردند که حرفه آینده آنها نقش بیشتری نسبت به نقش همسرشان در زندگی اینده بازی خواهد کرد (ویلوغبی، هال، و گاف، 2015). با این حال، دیگر نوبزرگسالانی که نقش اصلی خود را نقش همسری می دانند و ان را مهمتر از حیطه شغلی می دانند زودتر از دوستان و همسالان دیگر خود ازدواج می کنند (ویلوغبی، هال و لوژاک، 2015). این یافته ها نشان می دهند که، بر خلاف هویت عشق و ازدواج، هویت کار و افق های ازدواج، به جای در کنار هم بودن، از یکدیگر جدا می شوند. پس اهمیت ازدواج به احتمال زیاد پایین تر می باشد و زمان بندی آن در جایگاه دوم پس از کار قرار می گیرد، پیشنهاد کننده جدایی هویت کار از تشکیل تمایل برای ازدواج می باشد.

هویت جهان­بینی (ارزش­ها). نوبزرگسالان به طور مداوم اشاره می­کنند که "تصمیم­گیری در مورد اعتقادات / ارزش­های شخص به طور مستقل از والدین یا سایر تأثیرات" می­باشد، و یکی از معیارهای برتر بزرگسالی می­باشد (آرنت، 1998)، که توسعه هویت جهانی را به عنوان یکی از بالاترین ترجیحات نوبزرگسالان قرار می­دهد. با این حال، درک این پیگیری در ارتباط با توسعه تمایلات ناقص می­باشد. تحقیقات پیشین افق­های ازدواج نشان می­دهند که نوبزرگسالان توسعه هویت جهان­گرا را برای ازدواج ضروری می­دانند (کارول و همکاران، 2009)، اما هیچ مطلبی به طور خاص تلاشی برای اتصال هویت جهانی با تشکیل تمایل انجام نداده است. توسعه هویت جهانی در میان نوبزرگسالان با پیگیری استقلال از دیگران و تکانه­های فردی مشخص می­شود (آرنت، راموس و جنسن، 2001)، که با یک روند دارای تعهد کمتر به روابط و تاخیر در تشکیل رابطه جدی مشخص می شود (دیون و دیون[40]، 1991). در واقع یک بیان بسیار "مستقل از تأثیرات دیگر" نشان دهنده جدایی توسعه جهان­بینی از زمینه روابط می­باشد. اگر چنین است، پس شکل­گیری توسعه جهان­بینی با یک تمرکز بر استقلال به احتمال زیاد منجر به روند رو به عقب ازدواج می­شود.

تعیین رابطه بین هویت و صمیمیت می تواند برای درک صمیمیت در نوبزرگسالان ضروری باشد. افزایش سن در ازدواج اول (29 سال برای مردان و 27 سال برای زنان؛ دفتر سرشماری ایالات متحده[41]، 2014) تأخیر در نیاز به صمیمیت را نشان می­دهد که به معنای بالا رفتن سن بزرگسالی و در نتیجه ادامه روند تشکیل هویت است. گرچه عوامل شکل دهنده هویت در میان بالغین به خوبی موردمطالعه قرار گرفته است، پژوهشگران هنوز در مورد چگونگی شکل­گیری هویت در نوبزرگسالان نظر واحدی دارند. یک کلید برای فهمیدن ارتباط فعلی بین شکل­گیری هویت و شکل­گیری تمایلات در میان نوبزرگسالان در پژوهشی نهفته است که نشان می­دهد که می­توان به سادگی ازدواج را به تعویق انداخت، به معنایی دیگر هدف ازدواج در حال تغییر است و دیگر به عنوان یک وظیفه اصلی برای تبدیل شدن به یک نوبزرگسال به حساب نمی­آید (ویلوغبی، هال  و لوژاک، 2015). اگر چنین باشد، پس ارتباط بین هویت و تمایل نیز ممکن است تغییر کند. در حالی که برخی تحقیقات نشان می­دهند که شکل­گیری هویت و روابط نزدیک بین نوبزرگسالان هنوز هم مرتبط می­باشد (پیتمن، کرپلمن، سوتو و آدلر-بیدر[42]،2012؛ زیمر-گمبک و همکاران، 2012)، هنوز مشخص نیست که آیا تمایلات درازمدت در ازدواج با تشکیل هویت در میان نوبزرگسالان مرتبط است یا خیر؟ برخی پژوهشگران معتقدند که چون ازدواج دیگر هنجاری از دوره نوبزرگسالی محسوب نمی­شود، نیاز به تمرکز بر باورها و نگرش به روابط بلندمدت است (ویلوغبی، هال  و لوژاک، 2015). با این حال، تا به امروز، پژوهش­های اندکی ارتباط بین شکل­گیری هویت و باورهای روابط آینده مانند ازدواج را بررسی کرده­اند (به عنوان مثال بلت[43]، 2016).

مطالعات قبلی نشان می­دهد که سن و بلوغ جسمی و جنسی (کیان و پرستون[44]، 1993)، محل زندگی افراد (شوبل، جانسون و جانسون[45]، 2012)، تأثیرات خانواده (لارسون، بنسون، ویلسون و مدورا[46]، 1998)، وضعیت اجتماعی و مسئولیت­پذیری (لاکسلی[47]، 1982)، تأثیرات والدین (کرپلمن و شوان ولت[48]، 1999)، فرهنگ و توانایی درک تفاوت­ها (اندرسون[49]، 1990)، در دسترس بودن همسر (لیچر، اندرسون و های وارد[50]، 1995) و ترجیحات فردی (مک لاناهان و کاسپر[51]، 1995؛ اتوق و استرن[52]، 1984) رغبت به ازدواج را تحت تأثیر قرار می­دهند (به نقل از بلت، 2016).

افراد در طول زندگی خود به طور مداوم در حال انتخاب هستند و در هر انتخاب ملاک هایی را مبنا قرار می­دهد. در مورد ازدواج برخی ازاین ملاک­ها خاص و برخی نیز تقریباً بین همه اعضای یک گروه، از نظر جنس یا نوع مشترک می باشند (کلاکستون، اورارک، اسمیت و دلانگیس[53]، 2013). جامعه­ی رشدیافته در گرو خانواده­های منسجم و موفق می­باشد. این هدف زمانی تحقق می­یابد که انتخاب همسر از روی آگاهی و با توجه به معیارهای صحیح صورت گیرد (بویسی، وود، دیلانی و فرگوسن، 2017). بنابراین هدف از این مطالعه پر کردن شکاف در تحقیقات موجود و رسیدن به این درک است که چگونه نوبزرگسالان هویت خود را با تمایلات آینده خود ارتباط می­دهند. به طور خاص، شکل­گیری هویت در حوزه­های عشق، کار و جهان­بینی مربوط به چگونگی زمان­بندی نوبزرگسالان و اهمیت ازدواج را مورد مشاهده قرار می­دهد. لذا با توجه به شکاف موجود و نتایج پژوهش­های ذکر شده (به­ویژه پژوهش بلت، 2016)، مدل زیر پیشنهاد می­شود.

مؤلفه جهان بینی

مؤلفه کار

مؤلفه عشق

زمان بندی ازدواج

نگرش به ازدواج

اهمیت ازدواج

آمادگی ازدواج

شکل 1. مدل پیشنهادی اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت بر نگرش نسبت به ازدواج با نقش میانجی مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد

مسئله اصلی در این پژوهش این است که آیا مدل پیشنهادی مربوط به اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت بر نگرش نسبت به ازدواج با نقش میانجی مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد برازنده­ی داده­ها می­باشد؟ بر اساس مدل فرض­شده ابعاد هویت به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج بر نگرش به ازدواج تأثیر دارد. همچنین مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج به­صورت مستقیم بر نگرش به ازدواج تأثیر دارد.

روش

طرح پژوهش حاضر یک طرح همبستگی از نوع تحلیل ماتریس کواریانس یا همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر مجرد شاغل به تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه­های استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 98-1397 می­باشد. با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی ساده از بین دانشجویان مجرد این دانشگاه­ها، 300 نفر دانشجوی پسر انتخاب شده و پرسشنامه­های پژوهش در اختیار آن­ها قرار گرفت. به منظور انتخاب نمونه، پس از طی روند اداری لازم و اخذ مجوزهای مربوطه، به دانشگاه های استان آذربایجان شرقی (شامل دانشگاه­های تبریز، علوم پزشکی تبریز، دانشگاه صنعتی سهند، واحدهای دانشگاه پیام نور و واحدهای دانشگاه آزاد استان) مراجعه شد. سپس با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نمونه­ی لازم از میان دانشجویان هر دانشگاه به طور مجزا انتخاب و پرسشنامه های پژوهش در اختیار آنها قرار می گرفت.لازم به ذکر است که هر کدام از افرادی که واجد شرایط شرکت در پژوهش بودند (مجرد بودن، دانشجوی تحصیلات تکمیلی بودن، نداشتن سابقه ازدواج قبلی) انتخاب می شدند. بر این اساس تعداد 300 دانشجوی پسر از دانشگاه­های مذکور به پرسشنامه­های پژوهش پاسخ دادند که در نهایت اطلاعات به دست امده از این افراد توسط پژوهشگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس نگرش و انتظارات از ازدواج: مقیاس نگرش و انتظارات از ازدواج[54] (پارک و روزن[55]، 2012)، یک مقیاس 36 سؤالی است که برای اندازه گیری سه مؤلفه­ی قصد ازدواج (3 ماده)، نگرش نسبت به ازدواج (10 ماده) و انتظارات از ازدواج (23 ماده) ساخته شده است و برای نخستین بار در این پژوهش ترجمه و مورد استفاده قرار گرفت. در پژوهش حاضر فقط از 10 سوال مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به ازدواج استفاده شده است. نمره­گذاری این مقیاس در یک طیف لیکرت 7 درجه ای از 1 (کاملا مخالفم) تا 7 (کاملاً موافقم) صورت می­گیرد. دامنه نمرات از 10 تا 70 می­باشد و نمرات بالاتر، نشان­دهنده نگرش مثبت­تر نسبت به ازدواج می­باشد. پارک و روزن (2012) پایایی خرده­مقیاس نگرش را با روش آلفای کرونباخ برابر 81/0 و روایی سازه این مقیاس را با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی مورد تأیید قرار دادند. پایایی این مقیاس در پژوهش حاضر با روش آلفای کرونباخ برابر 77/0 به دست آمد.

ب) پرسشنامه فرایند هویت فردی: مؤلفه­های هویت، با استفاده از پرسشنامه 32 سوالی فرایند هویت فردی (بالیستری، باس-روزناگل و گیزینگر[56]، 1995) اندازه­گیری شد. این پرسشنامه وضعیت هویت را براساس مدل مارسیا (1966) از طریق دو حوزه اکتشاف و تعهد بررسی می کند. سطح اکتشاف چهار بعد ایدئولوژیک شامل کار، مذهب، سیاست و ارزش­ها و سطح تعهد نیز چهار بعد بین فردی شامل خانواده، دوستی، نقش جنسیتی و عشق را مورد اندازه­گیری قرار می­دهد. در پژوهش حاضر 12 ماده­ی مربوط به سه بعد هویت شامل عشق (روابط احساسی)، کار (حرفه) و جهان بینی (ارزش ها) مورد استفاده قرار گرفت که نظر افراد را در یک طیف لیکرت 6 درجه ای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (6) مورد سنجش قرار می­دهد. نمره بالا در هر خرده­مقیاس نشان دهنده هویت کسب شده­ی بیشتر است. بلت (2016) در پژوهش خود ضریب پایایی این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ برای سه مؤلفه عشق (روابط احساسی)، کار و جهان بینی (ارزش ها) به ترتیب برابر 51/0، 55/0 و 60/0 به دست آوردند. پیس و زاپولا[57] (2009) در پژوهش خود ضریب پایایی ابعاد این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ در دامنه­ای بین 80/0 تا 86/0 محاسبه کردند. همچنین، پلرون، راماسی، گرانا و کراپارو[58] (2017) در پژوهش خود ضریب پایایی ابعاد این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ مطلوب ارزیابی کردند. مورسونبول و آتاک[59] (2013) ضریب پایایی ابعاد این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ در دامنه­ای بین 62/0 تا 73/0 و روایی همزمان ابعاد آن را در دامنه­ای بین 84/0 تا 87/0 به دست آوردند. امینی (1391) در پژوهش خود ضریب پایایی این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ مطلوب ارزیابی کرد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای سه خرده مقیاس پرسشنامه به ترتیب برابر 82/0، 80/0 و 75/0 به دست آمد.

پ) مقیاس اهمیت ازدواج: این مقیاس توسط بلت (2016) ساخته شد که شامل 4 سؤال است و برای اندازه­گیری اهمیت ازدواج از مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج به کار می­رود. این مقیاس، اهمیت ازدواج را از نظر آزمودنی در یک طیف لیکرت شش درجه­ای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (6) اندازه­گیری می­کند. نمره­ی بالاتر در این مقیاس نشان دهنده بیشتر بودن اهمیت ازدواج در نظر آزمودنی است. بلت (2016) پایایی این مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر 70/0 محاسبه نمود. این مقیاس برای اولین بار در ایران ترجمه و در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت که ضریب پایایی این مقیاس نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر 84/0 به دست آمد.

ت) مقیاس سن مورد انتظار ازدواج: مقیاس سن مورد انتظار ازدواج توسط ویلوغبی (2014) ساخته شده و شامل دو سؤال است که نظر افراد در مورد اینکه زمان یا سن موردنظرشان برای ازدواج چند سال است، را می­سنجد. این مقیاس از فرد سوال می­پرسد که حداقل و حداکثر سن موردانتظار برای ازدواج خود را بنویسید. سپس میانگین سن حداقل و حداکثر ذکر شده توسط ازمودنی به عنوان سن موردانتظار ازدواج در نظر گرفته خواهد شد.

ث) مقیاس آمادگی ازدواج: مقیاس آمادگی ازدواج نیز توسط جانسون، اندرسون و استیث[60] (2011) ساخته شده و شامل یک ماده است که نظر افراد در مورد اینکه آیا در شرایط فعلی خود را برای ازدواج آماده می بینند، را می سنجد. این مقیاس از فرد سوال می پرسد که آیا در حال حاضر آمادگی ازدواج دارید؟ سپس پاسخ فرد در دامنه ای بین 1 (اصلا آماده نیستم) تا 10(کاملاً آماده­ام) ابراز خواهد شد.

در این پژوهش ابتدا روش­های آمار توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و همبستگی های پیرسون با استفاده از نرم‌افزار SPSS ویرایش 24 انجام شد. پس از آن تحلیل های پیچیده تر از طریق "تحلیل مسیر (PA) برای ارزیابی مدل فرضی با استفاده از نرم افزار AMOS ویرایش 18 استفاده شد.

 

یافته­ها

جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد آزمودنی­ها در متغیرهای پژوهش را نشان می­دهد.

جدول 1. میانگین و انحراف استاندارد آزمودنی­ها درمتغیرهای مورد مطالعه

متغیر

میانگین

انحراف استاندارد

مؤلفه­ی عشق

65/15

23/3

مؤلفه­ی کار

97/15

63/3

مؤلفه­ی جهان بینی

29/15

08/3

مؤلفه زمان بندی ازدواج

75/29

77/3

مؤلفه اهمیت ازدواج

75/13

87/5

مؤلفه آمادگی ازدواج

38/4

95/2

نگرش به ازدواج

8/46

88/10

همان­طور که در جدول 1 مشاهده می­شود میانگین و انحراف استاندارد نمره­های آزمودنی­ها در نگرش به ازدواج به ترتیب 8/46 و 88/10 می­باشد. همچنین میانگین و انحراف استاندارد نمره­های آزمودنی­ها در سایر متغیرها نیز مشاهده می­شود. جدول 2 ضرایب همبستگی بین متغیرهای مختلف پژوهش را نشان می­دهد.

 

 

جدول 2. ضرایب همبستگی بین متغیرهای پژوهش در کل آزمودنی­ها

ردیف

متغیر

1

2

3

4

5

6

7

1

مؤلفه­ی عشق

1

*224/0

*254/0

*176/0-

*341/0

*376/0

*615/0

2

مؤلفه­ی کار

-

1

*377/0

*185/0-

*299/0

*332/0

*399/0

3

مؤلفه­ی جهان­بینی

-

-

1

*116/0-

*312/0

*311/0

*406/0

4

مؤلفه­ی زمان بندی ازدواج

-

-

-

1

*312/0-

*177/0-

*313/0-

5

مؤلفه­ی اهمیت ازدواج

-

-

-

-

1

*599/0

*582/0

6

مؤلفه­ی آمادگی ازدواج

-

-

-

-

-

1

*582/0

7

نگرش به ازدواج

-

-

-

-

-

-

1

لازم به ذکر است که همه­ی ضرایب همبستگی ذکر شده بین متغیرها در سطح 05/0>P معنادار می­باشند.

همان­طور که در ابتدا ذکر شد در پژوهش حاضر با توجه به مطالعات گذشته، برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت بر نگرش نسبت به ازدواج با نقش میانجی مؤلفه های دیدگاه افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد یک مدل مفهومی پیشنهاد شد. به منظور ارزیابی الگوی پیشنهادی، بخش ساختاری الگو با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری[61] (SEM) با برآورد حداکثر درست‌نمایی (ML) برآورد گردید. تمامی تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS ویرایش 24 و AMOS ویرایش 16 انجام گرفت. پیش از بررسی ضرایب ساختاری، برازندگی الگوی اصلی مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین کفایت برازندگی الگوی پیشنهادی با داده‌ها، ترکیبی از شاخص‌های برازندگی مورد استفاده قرار گرفت. با وجود این که مقادیر برخی شاخص‌های برازندگی حاکی از برازش نسبتاً خوب الگوی اولیه با داده‌ها بودند، ولی نتایج نشان می‌دادند که الگوی اصلی نیاز به بهبود دارد. در گام، بعد ارتقای برازندگی الگوی اصلی از طریق حذف یک مسیر (الگوی نهایی) انجام گرفت. با حذف این مسیرها تناسب مدل به صورت معناداری افزایش یافت.

جدول 3. برازش الگوهای پیشنهادی و نهایی با داده‌ها بر اساس شاخص‌های برازندگی

 

χ2

df

 

GFI

AGFI

IFI

TLI

CFI

NFI

RMSEA

الگوی پیشنهادی

59/102

3

19/34

919/0

240/0

838/0

166/0

833/0

834/0

33/0

الگوی نهایی

18/2

2

09/1

998/0

971/0

999/0

997/0

999/0

991/0

017/0

همان­گونه که در جدول 3 آمده است، با توجه به شاخص­های برازندگی به ویژه نسبت مجذور کای به درجه­ی آزادی برابر 09/1، شاخص نیکویی برازش[62] برابر 998/0، شاخص نیکویی برازش تعدیل یافته[63] برابر 971/0، شاخص برازندگی مقایسه­ای[64] برابر 999/0، ریشه خطای تقریب میانگین مجذورات[65] برابر 017/0، شاخص برازندگی افزایشی[66] برابر 999/0 و شاخص برازش هنجار شده[67] برابر 991/0 مدل ساختاری از برازندگی خوبی برخوردار است و همه­ی روابط ساختاری موجود در مدل نهایی در سطح 05/0> P معنادار می­باشد. ضرایب مسیر در مدل پیشنهادی و مدل نهایی در جدول 4 آمده است.

جدول 4. الگوی ساختاری: مسیرها و ضرایب استاندارد مربوط به اثرات مستقیم بین متغیرهای پژوهش در مدل نهایی

مسیر

مدل پیشنهادی

مدل نهایی

β

P

β

P

مؤلفه­ی عشق به مؤلفه­ی زمان بندی ازدواج

136/0-

02/0

141/0-

015/0

مؤلفه­ی کار به مؤلفه­ی زمان بندی ازدواج

145/0-

018/0

154/0-

008/0

مؤلفه­ی جهان­بینی به مؤلفه­ی زمان بندی ازدواج

027/0-

668/0

-

-

مؤلفه­ی عشق به مؤلفه­ی اهمیت ازدواج

256/0

001/0

259/0

001/0

مؤلفه­ی کار به مؤلفه­ی اهمیت ازدواج

173/0

002/0

176/0

001/0

مؤلفه­ی جهان­بینی به مؤلفه­ی اهمیت ازدواج

182/0

001/0

159/0

004/0

مؤلفه­ی عشق به مؤلفه­ی آمادگی ازدواج

289/0

001/0

289/0

001/0

مؤلفه­ی کار به مؤلفه­ی آمادگی ازدواج

207/0

001/0

207/0

001/0

مؤلفه­ی جهان­بینی به مؤلفه­ی آمادگی ازدواج

159/0

004/0

178/0

001/0

مؤلفه­ی عشق به نگرش به ازدواج

396/0

001/0

388/0

001/0

مؤلفه­ی کار به نگرش به ازدواج

114/0

006/0

112/0

006/0

مؤلفه­ی جهان­بینی به نگرش به ازدواج

122/0

003/0

120/0

003/0

مؤلفه­ی زمان بندی ازدواج به نگرش به ازدواج

107/0-

005/0

105/0-

006/0

مؤلفه­ی اهمیت ازدواج به نگرش به ازدواج

225/0

001/0

219/0

001/0

مؤلفه­ی آمادگی ازدواج به نگرش به ازدواج

218/0

001/0

214/0

001/0

براساس نتایج نشان داده شده در جدول 4 همه­ی ضرایب مسیر مربوط به مدل نهایی معنی­دار هستند. هم­چنین همان­طور که گفته شد مسیر غیر معنی­دار از مدل نهایی حذف گردید.

مؤلفه جهان­بینی

مؤلفه کار

مؤلفه عشق

زمان بندی ازدواج

نگرش به ازدواج

اهمیت ازدواج

آمادگی ازدواج

شکل 2. الگوی نهایی اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت بر نگرش نسبت به ازدواج با نقش میانجی مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد

همان­گونه که در مدل نهایی مشاهده می­شود، مؤلفه­ی عشق هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق سه مؤلفه­ی افق ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه دارد. مؤلفه­ی کار نیز هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق سه مؤلفه­ی افق ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه دارد. از سوی دیگر؛ مؤلفه­ی جهان­بینی هم به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق مؤلفه اهمیت ازدواج و مؤلفه آمادگی ازدواج موجب بهبود نگرش نسبت به ازدواج می­شود. مؤلفه های دیدگاه افق ازدواج نیز با به صورت مستقیم با نگرش نسبت به ازدواج ارتباط دارند.

جهت بررسی روابط واسطه­ای بین متغیرهای پژوهش از روش بوت استراپ[68]‌‌­ استفاده شد. این روش یکی ازروش­های نمونه­گیری مکرر بوده و شامل ترسیم تعداد زیادی نمونه با جایگشت از نمونه اصلی است. با توجه به شکل 2 و با استناد به ضرایب استاندارد ذکر شده مسیرها، نتایج آزمون برای مسیرهای غیرمستقیم پژوهش، در جدول زیر آمده است.

جدول 5. نتایج بوت استراپ و معنی داری مسیرهای غیرمستقیم

مسیر

مقدار بوت استراپ

حد پایین

حد بالا

سطح معنی­داری

مؤلفه عشق به زمان­بندی ازدواج به نگرش به ازدواج

078/0

029/0

166/0

007/0

مؤلفه کار به زمان­بندی ازدواج به نگرش به ازدواج

074/0

029/0

138/0

021/0

مؤلفه جهان­بینی به زمان­بندی ازدواج به نگرش به ازدواج

016/0

046/0-

073/0

794/0

مؤلفه عشق به اهمیت ازدواج به نگرش به ازدواج

303/0

198/0

414/0

007/0

مؤلفه کار به اهمیت ازدواج به نگرش به ازدواج

182/0

087/0

317/0

004/0

مؤلفه جهان­بینی به اهمیت ازدواج به نگرش به ازدواج

225/0

122/0

363/0

004/0

مؤلفه عشق به آمادگی ازدواج به نگرش به ازدواج

324/0

218/0

44/0

007/0

مؤلفه کار به آمادگی ازدواج به نگرش به ازدواج

207/0

122/0

344/0

004/0

مؤلفه جهان­بینی به آمادگی ازدواج به نگرش به ازدواج

187/0

092/0

315/0

004/0

نتایج مندرج درجدول 5 نشان می­دهد که نتیجه بوت استراپ برای همه­ی مسیرهای غیرمستقیم (به جز یک مسیر که با رنگ قرمز مشخص شده)، در دامنه بین حد پایین و بالای فاصله اطمینان قرار گرفت. سطح معنی­داری به دست آمده (05/0>p)، حاکی از معنی­دار بودن مسیرهای غیرمستقیم در مدل نهایی می­باشد. لازم به ذکر است مسیر غیرمستقیم مؤلفه جهان­بینی به زمان­بندی ازدواج به نگرش به ازدواج غیرمعنی­دار بود که در مدل نهایی پژوهش حذف گردید.

بحث و نتیجه­گیری

هدف پژوهش حاضر بررسی یک مدل مفهومی در مورد اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت بر نگرش نسبت به ازدواج با نقش میانجی مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد تحصیلات تکمیلی بود. بر اساس مدل فرض­شده ابعاد هویت به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج بر نگرش به ازدواج تأثیر دارد. همچنین مؤلفه­های دیدگاه افق ازدواج به­صورت مستقیم بر نگرش به ازدواج تأثیر دارد. فرض اصلی نظریه افق ازدواج این است که ادراک از اهمیت، زمان و آمادگی ازدواج، عوامل مرکزی در تعیین رفتارها و تفاوت­های افراد در طول دوره­ی بزرگسالی هستند (کارول و همکاران، 2009).

پژوهش­های زیادی در حوزه خانواده و ازدواج، نقش جنسیت، سن، تجربه طلاق یا ازدواج (و روابط) قبلی و هویت را در نگرش و انتظارات فرد نسبت به ازدواج مورد بررسی قرار داده­اند. کافمن (2005) نشان داد، زنانی که دارای نگرش­های مساوات­آمیزتر و یا لیبرال­تری هستند نسبت به زنانی که دارای نگرش سنتی­تر هستند انتظار ازدواج پایین­تر و سن موردانتظار ازدواج بالاتری دارند. همچنین، زنان با نگرش برابرنگر، انتظار فرزندآوری کمتر دارند. مردان با نگرش برابر و سنتی، در مورد انتظار از ازدواج و تمایل به فرزندآوری اختلافی نسبت به یکدیگر نشان ندادند. سولسارز[69] (2002) نشان داد که انتظارات جنسی زنان با مواردی مانند "تولد و رشد فرزند" و "خوشبختی فرزند" و در مردان با "ایده­ی عشق متقابل" همراه است. سن نیز عامل مهم مؤثر بر نگرش به ازدواج است. رایت، سیمونز و کمپبل[70] (2007) نشان دادند که نوبزرگسالان (میانگین 20 سال)، انتظارات ایده­آل تری از ازدواج نسبت به بزرگسالان با میانگین سنی 32 سال دارند. بلت (2016) در پژوهش خود نشان داد، هویت عشق کسب شده با نگرش به ازدواج رابطه مثبت دارد. اما، هویت کار کسب شده، ارتباط معنی داری با نگرش به ازدواج ندارد. از سوی دیگر، هویت جهان بینی کسب شد، با نگرش به ازدواج رابطه منفی دارد.

در پژوهش حاضر، نتایج ارزیابی مدل تحلیل مسیر حاکی از تأیید اثر مستقیم و غیرمستقیم مؤلفه عشق از طریق سه مؤلفه­ی افق ازدواج (زمان­بندی ازدواج، اهمیت ازدواج و آمادگی ازدواج) با نگرش نسبت به ازدواج بود. این یافته هماهنگ با یافته­های بری و همکاران (2009)، مونتگومری (2005)، زیمر-گمبک و همکاران (2012) و بلت (2016) می­باشد. طبق تحقیقات انجام شده هویت بحران­زده و سردرگم کـمتـرین میـزان سازگاری را در انواع منزلت­های هویتی نشان می­دهد (فوجاکف[71]، 2007). بایرز و سیفگه-کرنکه (2010). نشان دادند، موفقیت در هویت عشقی با دیدگاه مرکزی در مورد ازدواج که در زمان­بندی قبل از ازدواج دیده می­شود، سازگار است و اهمیت بیشتر ازدواج در مقایسه با همسالانی که کمتر اهمیت می­دهند؛ مشهود می­باشد. کارول و همکاران (2007) ادعا می کنند که آشکار است که دیدگاه های جوانان نسبت به ازدواج می تواند با طیف گسترده ای از ارزش ها و رفتارهای نوبزرگسالی مرتبط باشد. در تبیین یافته­ی پژوهش حاضر می­توان گفت، شکل­گیری هویت و نقـش برقـراری روابـط صـمیمی آن در ازدواج، اهمیت ویژه­ای دارد. همچنان که نوبزرگسالان در جستجوی تکامل هویت عشق و روابط صمیمانه خود هستند و شروع به ایجاد روابط جدی­تر با جنس مقابل می­کنند، نگرش آنان نسبت به ازدواج نیز در حال شکل­گیری است. نگرش نسبت به ازدواج نشان دهنده احساسات و تمایلات افراد، پیش­داوری­ها یا سوگیری­ها، تصورات از پیش فرض شده، ترس­ها و عقاید راسخ آن­ها در مورد ازدواج است. بنابراین نگرش یک فرد در مورد ازدواج آن چیزی است که او در مورد ازدواج فکر و احساس می­کند. حال، اگر هویت عشق در افراد تکامل یافته­تر باشد و فرد در مورد اینکه چه نوع رابطه­ی دوستی برای وی مناسب است، بررسی­های لازم نسبت به ایجاد رابطه را انجام دهد و به اطمینان برسد؛ یا در واقع نسبت به شناخت روابط صمیمانه و ازدواج، خود را متعهد و درگیر کند و ازدواج را یک رابطه­ی محکم و پایدار بداند، نگرش مثبت­تری نسبت به ازدواج خواهد داشت. از سوی دیگر، هویت عشق شکل­یافته می­تواند بر افق ازدواج فرد اثر گذاشته و آن را واضح­تر، نزدیک­تر و بااهمیت­تر نمایان کند. در واقع چنین پسرانی، زمان بندی مناسبی را برای ازدواج خود را در نظر گرفته، ازدواج را بااهمیت­تر می­شمرند و احتمالاً خود را برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده­تر می­دانند.

نتایج ارزیابی مدل تحلیل مسیر حاکی از تأیید اثر غیرمستقیم مؤلفه کار از طریق سه مؤلفه­ی افق ازدواج (زمان­بندی ازدواج، اهمیت ازدواج و آمادگی ازدواج) با نگرش نسبت به ازدواج بود. این یافته هماهنگ با یافته­ی بلت (2016) می­باشد. احساس هویت به فرآیندی که در آن افراد هــویت خویــش را پـایه­ریزی می‌کنند و یا احساسی از خود به دست می‌آورند، اشاره دارد (اریکسون، 1950؛ به نقل از زیمرمن و همکاران، 2010). امروزه هویت شغلی در جوامع پیشرفته بسیار مورد توجه قرار گرفته است و به نظر مـی­رسـد ایجاد هویتی قوی، خودخواسته، مثبت و منعطف می­تواند به موفقیت شغلی، سازگاری اجتمـاعی و سلامت روانی منجر شود (شوارتز[72]، 2011). هویت شغلی افراد در واقع به مفهومی که افراد جامعه از خود دارند بـر مبنـای شـغل آنهـا اشـاره دارد و ترکیبـی از هویت­های سازمانی و حرفه­ای و دیگر وجوهی از یک شغل اسـت کـه بخـش قابـل تـوجهی از نقشی را که یک فرد در اجتماع دارد تعیین می­کند (شاوردی و حیدری، 1395). شغل یکی از مهم­تـرین و تـاثیرگـذارتـرین وجـوه زندگی افراد است که می­تواند نقش تعیین کننده­ای بر رفتارها و اخلاق افراد جامعه داشته باشـد. گروه­های شغلی و اخلاق حرفه­ای حاکم بر هر گروه، میزان پررنگی و یا کم­رنگی مرزهای میـان هر گروه شغلی با دیگر گروه­ها، کیفیت­های لازم برای کسب آن شغل و ... همه عـواملی هسـتند که می­توانند بر شدت تاثیرگذاری شغل بر هویت افراد و تعریفی که از خود بر مبنای شـغل­شـان دارند تأثیر داشته باشد. موفقیت در کسب هویت شغلی، نشان دهنده­ی این است که فرد در پی یافتن شغل مناسب خود است، علایق شغلی و حرفه­ای خود را می­شناسد و حاضر است برای یافتن شغل مناسب خود آموزش­ها و تخصص­های لازم را فرا گیرد. بنابراین، چنین افرادی که از نظر هویت شغلی و حرفه­ای در سطح مطلوب­تری هستند -با توجه به جنبه اقتصادی و مالی ازدواج- زمان­بندی مناسب برای ازدواج خود را بر اساس وضعیت شغلی خود تنظیم کرده و امادگی لازم برای ازدواج را در خود می­بینند، لذا نگرش مثبت­تری نسبت به ازدواج خواهند داشت.

نتایج ارزیابی مدل تحلیل مسیر حاکی از تأیید اثر مستقیم و غیرمستقیم مؤلفه جهان­بینی از طریق دو مؤلفه­ی افق ازدواج (اهمیت ازدواج و آمادگی ازدواج) با نگرش نسبت به ازدواج بود. این یافته هماهنگ با یافته­های بری و همکاران (2009)، مونتگومری (2005)، زیمر-گمبک و همکاران (2012) و بلت (2016) می­باشد. ورود به بزرگسالی با شکل­گیری جهان­بینی و مشخص شدن ارزش­های فردی و گروهی همراه است. شکل­گیری و گسترش جهان­بینی نوبزرگسالان با پیگیری استقلال از دیگران و تکانه های فردی مشخص می شود (آرنت و همکاران، 2001). شکل گیری هویت و دست یابی به تعریفی منسجم از خود، مهم ترین جنبه­ی رشد روانی و اجتماعی انسان است. انتخاب ارزش­ها، باورها و اهداف زندگی، مهم ترین مشخصه­های اصلی هویت را در دوراهی نوجوانی و جوانی شکل می­دهند. در مطالعه­ی شخصیت انسان، هویت جنبه­ی اساسی و درونی است که به کمک آن، فرد با گذشته­ی خود ارتباط یافته و در زندگی احساس تداوم و یکپارچگی می­کند. شکل­گیری هویت همچنین ترکیبی از مهارت­ها، جهان­بینی و همانندسازی­های دوران کودکی است که به صورت یک کل کم و بیش منسجم، پیوسته و منحصر به فرد در می­آید و برای فرد، حس تداوم گذشته و جهت­گیری به سوی آینده را فراهم می­سازد. هر چه فرد، نسبت به ارزش­هایی که از تولد تا بزرگسالی کسب کرده، آگاهی داشته باشد و آنها را مناسب خود ببیند؛ یا در واقع جهان­بینی پایدارتر و متناسب با ارزش­های خود داشته باشد، نسب به ایجاد رابطه و تشکیل خانواده یا ازدواج، نگرش مثبت­تری خواهد داشت. از سوی دیگر، اهمیت ازدواج را بیشتر ادراک کرده و خود را برای ازدواج آماده می­داند.

به طور کلی، یافته­های این مطالعه نشان می­دهد که شکل­گیری هویت با نقشی که بسیاری از نوبزرگسالان از ازدواج انتظار دارند، هماهنگ است. مهم­ترین محدودیت پژوهش حاضر این است که از روابط به دست آمده بین متغیرها نمی­توان برای استنباط روابط علّی استفاده کرد. محدودیت دیگر این پژوهش این است که همه­ی ابعاد هویت در این پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفت. همچنین تعمیم نتایج به گروه­های سنی دیگر (زیر 20 سال و بالای 35 سال) یا افراد غیردانشجو باید با احتیاط صورت گیرد. یکی دیگر از محدودیت­های مهم این مطالعه، ماهیت مقطعی مدل است که امکان استنتاج قطعی از نتایج را فراهم نمی­کند. تحقیقات نشان می­دهد که افق های ازدواج و وضعیت­های هویتی ایستا نیستند (ویلوغبی، 2010). بنابراین برای ارزیابی کامل این روابط در نوبزرگسالان، لازم است در پژوهش­های آتی، به صورت طولی تغییرات در افق ازدواج با تغییر در وضعیت شکل­گیری هویت مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، پیشنهاد می­شود نمونه­های دیگر به­ویژه افراد غیردانشجو نیز مورد پژوهش قرار گیرند.



[1]. Brown, Sanchez , Nouck & Wright

[2]. Adamczyk

[3]. Johnson

[4]. Keider

[5]. Carroll & Jennifer

[6]. Cherlin

[7]. Arocho & Kamp Dush

[8]. Leonard & Mudar

[9]. Homish Leonard & Cornelius

[10]. Guzzo

[11]. Manning, Longmore & Giordano

[12]. Bumpass, Sweet & Cherlin

[13]. Conger & Crawford

[14]. Choe & Shin

[15]. Amato

[17]. Shukla & Kopadia

[18]. Willoughby, Yorgason, James & Kramer Holmes

[19]. Schramm, Marshall, Harrls & Lee

[20]. Marital Attitude

[21]. Bratten & Rozen

[22]. Hall & Luczak

[23]. Riggio & Weiser

[24]. Carroll, Willoughby, Badger, Nelson, Barry & Madsen

[25]. Marital Horizon Theory

[26]. Carlson

[27]. Willoughby & Dworkin

[28]. Barry

[29]. Zimmer-Gembeck, Hughes, Kelly & Connolly

[30]. Mullis, Mullis, Schwartz, Pease & Shriner

[31]. Beyers & Seiffge-Krenke

[32]. Goff

[33]. Arnett, Ramos & Jensen

[34]. Zimmermann, Mantzouranis & Biermann

[35]. Marcia

[36]. Salmela-Aro, Aunola, & Nurmi

[37]. Crocetti, Scrignaro, Sica & Magrin

[38]. Montgomery

[39]. Acitelli, Rogers & Knee

[40]. Dion & Dion

[41]. National Center for Education Statistics

[42]. Pittman، Kerpelman، Soto، & Adler-Baeder

[43]. Belt

[44]. Qian & Preston

[45]. Scheuble, Johnson & Johnson

[46]. Larson, Benson, Wilson & Medora

[47]. Locksley

[48]. Kerpelman & Schvaneveldt

[49]. Anderson

[50]. Lichter, Anderson & Hayward

[51]. Mc Lanahan & Casper

[52]. Etough & Stern

[53]. Claxton, O'Rourke, Smith & DeLongis

[54]. Marital Attitudes and Expectations Scale

[55]. Park & Rosen

[57]. Pace & Zappulla

[58]. Pellerone, Ramaci, Granà & Craparo

[59]. Morsünbül & Atak

[60]. Johnson, Anderson & Stith

[61]. Structural Equation Modeling

[62]. Goodness of Fit Index

[63]. Adjusted Goodness of Fit Index

[64]. Comparative Fit Index

[65]. Root Mean Squared Error of Approximation

[66]. Incremental Fit Index

[67]. Normalized Fit Index

[68]. bootstrapping method

[69]. Slosarz

[70]. Wright, Simmons & Campbell

[71]. Fadjukoff

[72]. Schwartz

-          امینی، مرضیه (1391). رابطه سبک­های دلبستگی و انسجام خانواده با هویت در دانش آموزان دبیرستانی شهرستان گچساران. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت.
-          آزاد فلاح، پرویز؛ پورمحمدرضای تجریشی، معصومه؛ بیگدلی، ایمان اله و مدرسی، حسن. (1387). راهکارهای علمی و اجرایی برای حل فاصله بین بلوغ و ازدواج: شناسایی موانع ازدواج و راهکارهای تسهیل آن. نخستین جشنواره ملی خانواده­پژوهی، دانشگاه شهید بهشتی تهران.
-          شاوردی، تهمینه و حیدری، حسن (1395). تحلیل و بررسی هویت شغلی با تاکید بر شناسایی ابعاد و مولفه­های آن. فصلنامهمشاورهشغلیوسازمانی، 8 (4)، 114-141.
-          گلستانی بخت, طاهره. (1395). کارکرد ازدواج: یک پژوهش کیفی. پژوهش های روانشناسی اجتماعی، 6 (23)، 35-49.
-          ممبینی، جعفر (1391). مقایسه نگرش به ازدواج و طلاق و دلبستگی به همسالان پسران دبیرستانی خانواده­های عادی و طلاق شهر اهواز در سال تحصیلی 91-90. پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه شهید چمران اهواز.
-          Acitelli, L. K., Rogers, S., & Knee, C. R. (1999). The role of identity in the link between relationship thinking and relationship satisfaction. Journal of Social and Personal Relationships, 16 (5), 591–618.
-          Adamczyk, K. (2017). Direct and indirect effects of relationship status through satisfaction with relationship status and fear of being single on Polish young adults' well-being. Personality and Individual Differences, 111, 51-57.
-          Arnett, J. J. (1998). Learning to stand alone: The contemporary American transition to adulthood in cultural and historical context. Human Development, 41 (5-6), 295–315.
-          Arnett, J. J. (2000). Emerging adulthood: A theory of development from the late teens through the twenties. American Psychologist, 55 (5), 469–480.
-          Arnett, J. J., Ramos, K. D., & Jensen, L. A. (2001). Ideological views in emerging adulthood: Balancing autonomy and community. Journal of Adult Development, 8 (2), 69–79.
-          Arocho, R., & Kamp Dush, C. M. (2018). Distant horizons: Marital expectations may be dampened by economic circumstances. Couple and Family Psychology: Research and Practice, 7 (1), 1–11.
-          Arocho, R., & Kamp Dush, C. M. (2020). “Best-Laid Plans”: Barriers to Meeting Marital Timing Desires Over the Life Course. Marriage & Family Review, 1-24
-          Balistreri, E., Busch-Rossnagel, N. A., & Geisinger, K. F. (1995). Development and preliminary validation of the Ego Identity Process Questionnaire. Journal of Adolescence, 18 (2), 179-192.
-          Barry, C. M., Madsen, S. D., Nelson, L. J., Carroll, J. S., & Badger, S. (2009). Friendship and romantic relationship qualities in emerging adulthood: Differential associations with identity development and achieved adulthood criteria. Journal of Adult Development, 16 (4), 209–222. doi: 10.1007/s10804-009-9067-x.
-          Beyers, W., & Seiffge-Krenke, I. (2010). Does identity precede intimacy? Testing Erikson’s theory on romantic development in emerging adults of the 21st Century. Journal of Adolescent Research, 25 (3), 387–415.
-          Boyce, C. J., Wood, A. M., Delaney, L., & Ferguson, E. (2017). How do Personality and Social Structures Interact with Each Other to Predict Important Life Outcomes? The Importance of Accounting for Personality Change. European Journal of Personality, 42 (4), 471-484.
-          Brateen, E., & Rosen, L. A. (1998). Development and Validation of the Marital Attitude Scale. Journal of Divorce and Remarriage, 29 (3), 83-89.
-          Brown, S. L., Sanchez, L. A., Nock, S. L., & Wright, J. D. (2006). Links between premarital cohabitation and subsequent marital quality, stability, and divorce: A comparison of covenant versus standard marriages. Social Science Research, 35 (1), 454–470.
-          Carey, K. M. (2005). Effects of childhood family environment on marital attitudes. M.A. Dissertation. Truman State University.
-          Carlson, D. L. (2012). Deviations from desired age at marriage: Mental health differences across marital status. Journal of Marriage and Family, 74 (4), 743–758.
-          Carroll, J. S., Willoughby, B., Badger, S., Nelson, L. J., Barry, C. M., & Madsen, S. D. (2007). So close, yet so far away: The impact of varying marital horizons on emerging adulthood. Journal of Adolescent Research, 22 (3), 219–247.
-          Carroll, J. S., Willoughby, B., Badger, S., Nelson, L. J., Barry, C., & Madsen, S. (2009). Ready or not? Criteria for marriage readiness among emerging adults. Journal of Adolescent Research, 24 (3), 349-375.
-          Claxton, A., O'Rourke, N., Smith, J.A.Z., & DeLongis, A. (2013). Personality traits and marital satisfaction within enduring relationships: An intra-couple discrepancy approach. Journal of Social and Personal Relationships, 29 (3), 375-396.
-          Crocetti, E., Scrignaro, M., Sica, L., & Magrin, M. (2012). Correlates of identity configurations & three studies with adolescent and emerging adult cohorts. Journal of Youth Adolescence, 41 (6), 732–748.
-          Dion, K. K., & Dion, K. L. (1991). Psychological individualism and romantic love. Journal of Social Behavior and Personality, 6 (1), 17-33.
-          Erikson, E. H. (1950). Childhood and society. New York, NY: W. W. Norton & Company.
-          Fadjukoff, P. (2007). Identity Formation in Adulthood. Academic Dissertation. University of Jyvaskyla Finland.
-          Freeman, H., & Brown, B. B. (2001). Primary attachment to parents and peers during adolescence, differences by attachment style. Journal of Youth and Adolescence, 30 (6): 653-674.
-          Johnson, M. D., Anderson, J. R., & Stith, (2011). An Application of Marital Horizon Theory to Dating Violence Perpetration. Family Science Review, 16 (2): 13-26.
-          Jonsson, F. H., Njardvik, U., Olafsdóttir, G., & Grétarsson, S. J. (2000). Parental divorce: long-term effects on mental health, family relations and adult sexual behavior. Journal of Psychology,41 (2), 101-105.
-          Kennedy, S., & Bumpass, L. (2011). Cohabitation and trends in the structure and stability of children’s family lives. Paper presented at the Annual Meeting of the Population Association of America, Washington, DC.
-          Manning, W. D., Brown, S. L., & Payne, K. K. (2014). Two decades of stability and change in age at first union formation. Journal of Marriage and Family, 76 (2), 247–260.
-          Marcia, J. E. (1966). Development and validation of ego-identity status. Journal of Personality and Social Psychology, 3 (5), 551–558.
-          Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Attachment in Adulthood: Structure, Dynamics, and Change. New York: The Guilford Press.
-          Montgomery, M. J. (2005). Psychosocial intimacy and identity: From early adolescence to emerging adulthood. Journal of Adolescent Research, 20 (3), 346–374.
-          Morsunbul, U., & Atak, H. (2013). Validity and Reliability Study of the Turkish Version of Ego Identity Process Questionairre. Educational Sciences: Theory and Practice, 13 (4): 2053-2058.
-          Mullis, A. K., Mullis, R. L. , Schwartz, S. J. , Pease, J. L. & Shriner, M. (2007). Relations among Parental Divorce, Identity Status, and Coping Strategies of College Age Women. Identity: An International Journal of Theory and Research, 7 (2): 137-154.
-          Neufeldt, V., & Guranlik, D. G. (1988). Webster’s new world dictionary (3rd edition). New York: Simon & Schuster.
-          Pace U, Zappulla C (2009). Identity Processes and Quality of Emotional Autonomy: The Contribution of Two Developmental Tasks on Middle-Adolescents’ Subjective Well-Being. An International Journal of Theory and Research 9 (4), 323-340.
-          Pellerone, M., Ramaci, T., Granà, R., & Craparo, G. (2017). Identity development, parenting styles, body uneasiness, and disgust toward food A perspective of integration and research. Clinical Neuropsychiatry, 14 (4), 275-286.
-          Pittman, J. F., Kerpelman, J. L., Soto, J. B., & Adler-Baeder, F. M. (2012). Identity exploration in the dating domain: The role of attachment dimensions and parenting practices. Journal of Adolescence, 35(6), 1485–1499.
-          Rao, S. L. (2017). Marital adjustment and depression among couples. The International Journal of Indian Psychology, 4, 34-42.
-          Risch, S. C., Jodl, K. M., & Eccles, J. S. (2004). Role of the father-adolescent relationship in shaping adolescent’s attitude toward divorce. Journal of Marriage and Family. 66 (1): 46-58.
-          Salmela-Aro, K., Aunola, K., & Nurmi, J.-E. (2007). Personal goals during emerging adulthood: A 10-Year follow up. Journal of Adolescent Research, 22 (6), 690–715. doi: 10.1177/0743558407303978.
-          Schramm, D. G., Marshall, J. P., HarrIs, V. W., & Lee, T. R. (2012). Religiosity, Homogamy, and marital adjustment: An examination of newlyweds in first marriages and remarriages. Journal of Family Issues, 33 (2), 246-268.
-          Schwartz, s. j. (2011). The Evolution of Eriksonian and Neo-Eriksonian Identity Theory and research: A Review and Integration , an International, Journal of Theory and Research, 1 (1): 7-58.
-          Vespa, J. (2014). Historical Trends in the Marital Intentions of One‐Time and Serial Cohabitors. Journal of Marriage and Family, 76, 207-217.
-          Willoughby, B. (2010). Marital attitude trajectories across adolescence. Journal of Youth and Adolescence, 39 (11), 1305-1317.
-          Willoughby, B. J. (2010). Marital Attitude Trajectories across Adolescence. Journal of Youth & Adolescence, 39 (11): 1305–1317.
-          Willoughby, B. J. (2014). Using marital attitudes in late adolescence to predict later union transitions. Journal of Youth and Adolescence, 46, 425–440.
-          Willoughby, B. J., & Carroll, J. S. (2015). On the horizon: Marriage timing, beliefs, and consequences in emerging adulthood. In J. J. Arnett (Ed.). The oxford handbook of emerging adulthood. (pp. 280–295). New York, NY: Oxford University Press.
-          Willoughby, B. J., & Hall, S. S. (2015). Enthusiasts, delayers, and the ambiguous middle: Marital paradigms among emerging adults. Emerging Adulthood, 3 (2), 123–135.
-          Willoughby, B. J., Hall, S. S., & Goff, S. (2015b). Marriage matters but how much? Marital centrality among young adults. Journal of Psychology, 149, 796-817.
-          Willoughby, B. J., Hall, S. S., & Luczak, H. P. (2015). Marital paradigms: A conceptual framework for marital attitudes, values, and beliefs. Journal of Family Issues, 36, 188–211.
-          Willoughby, B. J., Yorgason, J., James, S., & Kramer Holmes, E. (2020). What Does Marriage Mean to Us? Marital Centrality among Newlywed Couples. Journal of Family Issues, 27 (7), 1001-1032.
-          Zimmer-Gembeck, M. J., Hughes, N., Kelly, M., & Connolly, J. (2012). Intimacy, identity and status: Measuring dating goals in late adolescence and emerging adulthood. Motivation& Emotion, 36 (3), 311–322.