مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوههای تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجیگری سبکهای دلبستگی
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 155-170
https://doi.org/10.22034/spr.2025.496570.2078
زینب حسین قلی بگی، علی زینالی
چکیده مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق میافتد، اما هویتیابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق میشود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوههای تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجیگری سبکهای دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامههای تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوههای تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبکهای دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که شیوههای تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوههای تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگیهای ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنیدار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوههای تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوههای تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوههای تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنیداری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوههای تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجیگری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوههای تربیتی ناکارآمد با میانجیگری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنیدار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوههای تربیتی ناکارآمد با میانجیگری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوههای تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجیگری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنیداری نداشت (05/0P>). نتیجهگیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوههای تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبکهای دلبستگی در شکلگیری کسب هویت ضروری است.
مدل اعتیاد به شبکههای اجتماعی: نقش عملکرد خانواده با میانجیگری نیازهای اساسی روانشناختی
دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 21-34
https://doi.org/10.22034/spr.2023.374513.1796
زهرا زینالی، علی زینالی
چکیده مقدمه: شبکه های اجتماعی نقش بسیار مهمی در روابط افراد با یکدیگر ایفا میکنند و یکی از مؤلفه های بین فردی مؤثر بر بروز اعتیاد به شبکه های اجتماعی خانواده و عمکلرد جاری در آن است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش عملکرد خانواده در اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجیگری نیازهای اساسی روانشناختی در دانش آموزان انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دبیرستانی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از این جامعه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 380 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی تورل و سرنکو (2012)، عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (2003) و نیازهای اساسی روانشناختی دسی و رایان (2000) استفاده شد. داده ها به کمک همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که عملکرد خانواده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نیازهای اساسی روانشناختی تأثیر مستقیم و معنادار دارد. همچنین نیازهای اساسی روانشناختی بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأثیر معکوس و معناداری دارد. همچنین عملکرد خانواده از طریق میانجی نیازهای اساسی روانشناختی بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (05/>P). نتیجه گیری: افزایش عملکرد خانواده (نمره بالا نشان دهنده عملکرد ضعیف) موجب کاهش نیازهای اساسی روانشناختی در دانش آموزان شده که به نوبه خود باعث افزایش اعتیاد به شبکه های اجتماعی میشود.