نویسنده = اسماعیلی انامق، بهمن
روانشناسی اجتماعی

هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 121-136

https://doi.org/10.22034/spr.2025.480486.1991

بهمن اسماعیلی انامق، سجاد بشرپور

چکیده مقدمه: افراطی‌گری و خشونت مهمترین چالش بشری در جهان است. هدف پژوهش هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود.
روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه‌های شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. طبق نظر کلاین (2010)، 417 نفر (250 مرد و 167 زن) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب گردید. ابزارهای گرد‌آوری داده‌ها شامل مقیاس‌های محقق‌ساخته افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود که در این پژوهش ساخت و هنجاریابی گردید. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفه‌های اصلی و روش چرخش واریماکس منجر به استخراج دو عامل تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی شد. دو عامل استخراج شده 42/58 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین می‌کنند. روایی همگرا این مقیاس با مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان تأیید گردید (01/0P<، 77/0R=). پایایی کل مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، خرده مقیاس تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی به ترتیب 89/0، 90/0، 81/0 بدست آمد. پایایی کل مقیاس به روش بازآزمایی (78/0=R) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای استفاده در جامعه ایران است. اغلب افراد دارای نگرش‌های افراطی خشونت‌آمیز، گرایش به خشونت‌ اجتماعی علیه زنان دارند. اغلب آنها از خشونت اجتماعی علیه زنان حمایت می‌کنند و استفاده از روش‌های خشن و غیرقانونی را مجاز می‌دانند.

روانشناسی اجتماعی

نیاز به بازخوردهای اجتماعی در کاربران شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی؛ نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 47-64

https://doi.org/10.22034/spr.2024.421965.1873

بهمن اسماعیلی انامق، اکبر عطادخت

چکیده مقدمه: بهزیستی اجتماعی کاربران شبکه‌های اجتماعی از جمله موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی نقش عوامل روانشناختی در آن وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی با توجه به نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی در کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری 11030 نفر از دانشجویان دانشگاه محققی اردبیل است. طبق روش تعیین حجم نمونه کلاین (2011)، 380 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی (NfOSF؛  دورادونی و همکاران، 2023)، مقیاس بهزیستی اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S؛ گنیه، 2003) بود. داده‌ها به روش همبستگی و مدل معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج همبستگی معنی‌دار بین تمام متغیرها نشان داد (01/0p<). براساس نتایج، نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی به‌ صورت مستقیم 46 درصد (001/0=p، 46/0-=β) و از طریق غیر‌مستقیم 32 درصد (001/0=p، 32/0-=β)  از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. همچنین نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی 62 درصد (001/0=p، 62/0-=β) از واریانس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی و ارضاء نیازهای بنیادین عمومی 52 درصد (001/0=p، 52/0=β) از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. نتیجه‌گیری: نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی با عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی در ارتباط است. نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی، بهزیستی اجتماعی پایین را در کاربران شبکه‌های اجتماعی پیش بینی می‌کنند.