مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور خانوادگی و انعطافپذیری شناختی در مادران دارای کودک ناتوانِ یادگیری با مادران کودکان عادی
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 73-90
https://doi.org/10.22034/spr.2026.549303.2188
ابوالقاسم یعقوبی، زهرا فنائی نعمت سرا
چکیده مقدمه: مطالعة حاضر با هدف مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور در خانواده و انعطافپذیری شناختی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری با مادران کودکان عادی انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش علّی- مقایسهای انجام شد. از میان مادرانی که به مراکز ناتوانیهای یادگیری باران و ساحل شهر همدان در سال تحصیلی 1402 و 1403 مراجعه کردند، 60 مادر دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری و60 مادر دارای کودک سالم به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامة ارزیابی شخصی بحرانمحور خانواده (السون و همکاران، 1981)، بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) و انعطافپذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیّره استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنیداری در میانگین تمامی متغیّرها در دو گروه وجود دارد. یافتهها: یافتهها نشان داد که میانگین بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور و انعطافپذیری شناختی در گروه مادران دارای کودک مبتلا به طور معنادارتری پائینتر از گروه عادی بود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد مادران کودکان با ناتوانی یادگیری، نسبت به مادران کودکان عادی، بهزیستی اجتماعی و انعطافپذیری شناختی پایینتری داشته و در مدیریت بحرانهای خانوادگی آسیبپذیرترند؛ امری که لزوم طراّحی مداخلات جامع روانی ـ اجتماعی برای ارتقای سلامت روان این گروه را برجسته میکند. پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی، اثربخشی برنامههای یکپارچة حمایت روانی و آموزش مهارتهای مقابلهای را در بهبود شاخصهای روانشناختی والدین این کودکان در بافتهای فرهنگی ـ اجتماعی متنّوع ارزیابی کنند.