پیشبینی حساسیت بینفردی بر اساس انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش میانجی طلاق عاطفی در زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر یاسوج
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 131-148
https://doi.org/10.22034/spr.2026.532619.2155
زاهده رحمانیان، مینا موحدیان
چکیده مقدمه: زنان سرپرست خانوار در مناطق محروم به دلیل مشکلات اقتصادی و روانشناختی، بیش از دیگران در معرض طلاق عاطفی و تعارضات زناشویی قرار دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش واسطهای طلاق عاطفی بر حساسیت بینفردی در زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج بود.
روش: این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی - همبستگی و معادلات ساختاری است که با نمونهگیری در دسترس، روی ۲۰۰ زن تحت حمایت کمیته امداد یاسوج در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شده است که از روش همبستگی، تحلیل مسیر و آزمون سوبل استفاده شد. در پژوهش حاضر از ابزارهای پرسشنامه حساسیت بینفردی بایس و پارکر (1989)، پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1388)، پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورون و فریدلندر (1998) و پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن و سیلور (1994) استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی تأثیرات معنادار مستقیم و غیرمستقیمی بر حساسیت بینفردی زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج دارند. بعلاوه، طلاق عاطفی در رابطه بین انتظارات زناشویی و حساسیت بینفردی نقش میانجی معناداری دارد (اثر غیرمستقیم=061/0، اثر کل=243/0، 05/0>p). همچنین، طلاق عاطفی میانجیگر رابطه بین تمایزیافتگی و حساسیت بینفردی نیز بود (اثر غیرمستقیم=065/0، اثر کل=400/0) و این میانجیگری با آماره سوبل 016/2 تأیید شد (05/0>p).
نتیجهگیری: بنابراین، تقویت تمایزیافتگی و تعدیل انتظارات زناشویی با کاهش طلاق عاطفی، موجب بهبود روابط و حساسیت بینفردی در زنان سرپرست خانوار میشود. کیفیت روابط زناشویی حاصل تعامل عوامل فردی، بینفردی و سیستمی است و مداخلات روانشناختی باید رویکردی یکپارچه داشته باشند.