نویسنده = علیپور، احمد
روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش چشم­ انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2024.485612.2012

انوشه فردآقایی، مجید صفاری نیا، احمد علیپور

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش چشم‌انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش: پژوهش حاضر، یک‌ طرح‌ نیمه آزمایشی‌ از نوع‌ پیش‌آزمون‌- پس‌آزمون‌ و پیگیری سه ماهه‌ با گروه‌ کنترل بود. افراد نمونه به صورت هدفمند گزینش شده و سپس به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته آموزش‌های چشم‌انداز زمان را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. جامعه‌ پژوهش‌ حاضر، شامل‌ تمام‌ بیماران‌ مبتلا به‌ دیابت نوع دو بود که‌ در تابستان 1402 به‌ مرکز درمانی دیابت و غدد شهر دبی در امارات متحده عربی‌ مراجعه‌ کردند.
یافته­ ها: یافته­ها نشان داد که رویکرد آموزش چشم­انداز زمان موجب افزایش امید (F=7.391 , p=0.010) و بهبود کیفیت زندگی (F=11.674 , p=0.002) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد.
نتیجه­ گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش چشم‌انداز زمان می‌تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در افزایش امید و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود. این تغییرات نه تنها بر جنبه‌های فردی بلکه بر ابعاد اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بنابراین، می‌توان از آموزش چشم‌انداز زمان به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی بیماران دیابتی بهره برد.

روانشناسی اجتماعی

بررسی اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، مدل (ناظر، کاشف و مشاور-ارزش‌ها) بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و حل‌مسئله ‌اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پرخطر

دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 75-92

https://doi.org/10.22034/spr.2023.347808.1760

مجید صفاری نیا، احمد علیپور، حسین زارع، محسن زالی زاده

چکیده مقدمه: توجه به توانایی­های هیجانی و اجتماعی نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدل (ناظر، کاشف و مشاور-ارزش‌ها) بر شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله­ اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پر خطر انجام شده است.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش ­آزمون- پس­ آزمون با گروه آزمایش وگروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­ آموزان پسر مقطع متوسطه شهر دزفول که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه­ گیری تصادفی چند مرحله ­ای و براساس تکمیل پرسشنامه رفتار پرخطر (زاده محمدی ، احمد آبادی، حیدری 1390) انتخاب شدند. از این تعداد 40 نفر بصورت تصادفی و در دو گروه گمارده شد. قبل از انجام مداخله به عنوان پیش­ آزمون هر دو گروه مورد سنجش پرسشنامه­ های شایستگی هیجانی- اجتماعی (زو و همکاران 2012) و حل مسئله اجتماعی (دزوریلا و همکاران 2002) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه در معرض آموزش مدل قرار گرفت. سپس در مرحله پس­ آزمون، هر دو گروه به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده­ ها نیز  با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک­ متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین دو گروه کنترل و آزمایش (مدل ناظر، کاشف، مشاور) از نظر تأثیر بر متغیرهای شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی مدل ناظر، کاشف و مشاور- ارزش‌ها  بر ارتقاء شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پرخطر شایسته است که این مدل به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم‌اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 61-77

https://doi.org/10.22034/spr.2022.318501.1702

پرستو حسن زاده، مجید صفاری نیا، احمد علیپور، حسین زارع، سوسن علیزاده فرد

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم­اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع زمینه­یابی و توصیفی (همبستگی) بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه­های دولتی شهر تهران بود که 207 نفر از آن­ها به روش داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون نرم­افزاری تداعی ناآشکار پیوندجویی با طبیعت محقّق­ساخته، مقیاس دلبستگی مکان صفاری­نیا (1390) و مقیاس هویت محیطی کلایتون (2003) بود. جهت محاسبه پایایی مقیاس از روش­های ضریب آلفای کرونباخ و بازآزمایی و برای محاسبه روایی از روش روایی همزمان (ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. همچنین، برای بررسی برازش مدل مفروض رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت با میانجی­گری مؤلفه­های دلبستگی مکان از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته‌ها: ضرایب پایایی به دست آمده با استفاده از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی نشان داد که این آزمون از پایایی مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان­دهنده وجود رابطه مثبت معنی­دار بین دلبستگی مکان و هویت محیطی با پیوندجویی با طبیعت بود (01/0p<) که حاکی از روایی همزمان نسبتاً بالای آزمون پیوندجویی با طبیعت با مقیاس­های دلبستگی مکان و هویت محیطی بود. نتایج نشان داد مدل اصلاح‌شده پژوهش برازش قابل قبولی با داده‌ها دارد و بر اساس آن هویت محیطی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق هویت مکان و دلبستگی عاطفی بر پیوندجویی با طبیعت تأثیر می­گذارد و از میان مؤلفه­های دلبستگی مکان فقط هویت مکان و دلبستگی عاطفی رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت را میانجی­گری می­کردند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به مسئولان و دست­اندرکاران محیط زیست و روان­شناسان محیط پیشنهاد می­شود که با برگزاری کارگاه­های آموزشی به آموزش و توسعه آزمون نرم­افزاری پیوندجویی با طبیعت و مفاهیم هویت محیطی و دلبستگی مکان بپردازند و برای ارتقای پیوندجویی با طبیعت به تقویت هویت محیطی و دلبستگی مکان اقدام کنند.

پیش بینی رفتار رأی دهی بر اساس سلامت روان، بهزیستی اجتماعی و خودکارآمدی روانی شهروندان تهرانی در انتخابات

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 43-58

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127713

رکسانا ساسان نژاد، مجید صفاری نیا، احمد علیپور

چکیده پژوهش حاضر باهدف پیش بینی رفتار رأی دهی بر اساس سلامت روان، بهزیستی اجتماعی و خودکارآمدی روانی شهروندان تهرانی در انتخابات انجام گرفت. این پژوهش از نوع پژوهش‌های توصیفی-همبسستگی بود. نمونه مورد مطالعه پژوهش حاضر شامل 400 نفر از افراد بالای 20 سال شهر تهران بود که حداقل یک بار در انتخابات شرکت کرده بودند. این افراد به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، انتخاب شدند. اعضای نمونه پرسشنامه‌های بهزیستی اجتماعی کیز (1998)، سلامت روان 25-SCL، خودکارآمدی شرر و مادوکس (GSE) و رفتارهای رأی‌دهی شهرام‌نیا و همکاران (1394) را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام انجام گرفت. نتایج نشان داد سه مدل رگرسیونی برای پیش بینی رفتارهای رأی دهی معنادار است. بدین صورت که به ترتیب خودکارآمدی روانی، بهزیستی اجتماعی و سلامت روان قوی ترین پیش بینی کننده های رفتارهای رأی دهی می باشند و خودکارآمدی روانی، بهزیستی اجتماعی و سلامت روان، رفتارهای رأی دهی را در جهت مثبت (01/0p <)، پیش بینی می کنند. با توجه به نتایج حاصله می توان گفت که زمانی می توان انتظار رفتارهای مناسب رأی دهی از افراد جامعه را داشت که سلامت روانی و اجتماعی مناسبی بر وضعیت عموم افراد جامعه حاکم باشد و این نکته بسیار مهمی است که باید در تربیت سیاسی- اجتماعی افراد جامعه مدنظر داشت.