نویسنده = عریضی، حمیدرضا

مقایسه واکنش روانی به تعیین قیمت اجاره منزل در دوره کرونا در دو الگوی لیندسی و دیلارد و شن

دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 75-92

https://doi.org/10.22034/spr.2021.280962.1634

هاجر براتی، حمیدرضا عریضی

چکیده مقدمه: نظریه واکنش روانی فرض می‌کند که افراد هنگام دریافت پیامی که آزادی آنها را مورد تهدید قرار می‌دهد؛ با مقاومت به آن پیام واکنش نشان می‌دهند. موجران، تمایل دارند خود، قیمت اجاره منزل خود را تعیین کنند. در زمان کرونا که دولت نرخ پایین‌تری را برای افزایش اجاره سنواتی تعیین کرد؛ موقعیت مناسبی برای سنجش این فرضیه پیش آمد. دو الگوی واکنش روانی یکی شامل تهدید به آزادی (دیلارد و شن،2005) و دیگری بدون آن (لیندسی، 20005) وجود دارد که هدف پژوهش حاضر، مقایسه آنهاست.
روش: نمونه­ی پژوهش شامل 395 نفر از موجران شهر اصفهان و بهارستان و سپاهان‌شهر بودند که به شیوه­ی در دسترس انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‌های نگرش (مورگان و میلر،2002)، قصد رفتاری (مورگان،2008)، تهدید آزادی (دیلارد و شن (۲۰۰۵)؛ لیندسی (۲۰۰۵))، واکنش روانی (دیلارد و شن،۲۰۰۵)، مقیاس ترمیم واکنشی (RRS) (کوئیک و استفنسون،2008)، ارزیابی منبع (میلر و همکاران،2007)، خشم (دیلارد و شن،2005) و شناخت منفی (دیلارد و شن، ۲۰۰۵) پاسخ دادند. برای تحلیل داده­ها از مدل‌های معادلات ساختاری(SEM) و مدلهای نظریه سؤال-پاسخ (IRM) استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که الگوی دیلارد و شن (۲۰۰۵) از برازش کافی برخوردار است و نسبت به الگوی لیندسی (۲۰۰۵) برازش بهتری دارد. در واقع واکنش روانی علاوه بر این که بر متغیرهای دیگر (انگیزش، نگرش و منبع ارزیابی) اثر دارد؛ خود، خشم و شناخت منفی را باز تولید می‌کند و در نظر گرفتن این دو مؤلفه هیجانی و شناختی ویژگی‌های ساختاری مدل را بهتر می‌کند.
نتیجه‌گیری: توصیه می‌گردد، پیام­رسان­ها پیام را به نحوی که واکنش روانی کمتری ایجاد کند؛ تدوین و ارائه نمایند تا خشم و شناخت منفی کمتری حاصل شود.

مدل یابی معادلات ساختاری ارتباط دینداری و شیوه های فرزند پروری با معنا در زندگی مبتنی بر میانجی گری سبک های هویت در نوجوانان دختر

دوره 9، شماره 33، بهار 1398، صفحه 77-94

مهرداد کلانتری، حمیدطاهر نشلط دوست، حمیدرضا عریضی، امیدعلی باپیری

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین نقش دینداری و شیوه های فرزند پروری بر معنا در زندگی با میانجی گری سبک های هویت در نوجوانان دختر از طریق الگوسازی معادلات ساختاری است. این مطالعه از نوع همبستگی با استفاده از مدل یابی علی است. جامعه آماری دانش آموزان سال سوم دوره دبیرستان به تعداد4476 نفر بودند. نمونه آماری 200 نفری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه دینداری (گلاک و استارک،1965) شیوه های فرزندپروری( بامریند، 1973) سبک های هویت (برزونسکی،1989) و معنا در زندگی ( استگر و همکاران،2006)بود. داده ها با رویکرد مدل سازی معادله ساختاری بررسی شد. یافته ها بیانگر آن بود که اثر مستقیم متغیرهای دینداری، شیوه فرزندپروری و سبک های هویت بر متغیر معنا در زندگی، معنادار است. همچنین اثر غیر مستقیم متغیر دینداری بر متغیر معنا در زندگی در صورتی که متغیر سبک های هویت میانجی باشد، معنادار می باشد. در نتیجه معنا در زندگی به واسطه دینداری، شیوه فرزندپروری و سبک های هویت پیش بینی می شود