نویسنده = تورج هاشمی
روانشناسی اجتماعی

رابطه سبک‌های اسنادی و هویت با مسئولیت‌پذیری: نقش میانجی ادراک شایستگی

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 177-195

https://doi.org/10.22034/spr.2025.476277.1983

نسرین مظفرثانی آذر، تورج هاشمی نصرت آبادی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه

چکیده مقدمه: چالش‌های اجتماعی و تحصیلی امروزی اهمیت بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت‌پذیری را افزایش داده است. این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه‌ای ادراک شایستگی در رابطه بین سبک‌های اسنادی و هویت با مسئولیت‌پذیری انجام گرفت. روش: این پژوهش، با توجه به اهداف، از نوع بنیادی و با توجه به شیوه جمع­ آوری داده­ ها از نوع توصیفی- همبستگی و با توجه به زمان، از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن‌ها ۳۷۸ نفر به‌صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس کنترل درونی و بیرونی راتر (1966)، پرسشنامه سبک هویت برزونسکی (1992)، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (1982) و پرسشنامه مسئولیت‌پذیری گاف (1986) استفاده شد. داده‌ها با استفاده ازمدل معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک اسناد درونی و هویت اطلاعاتی و هنجاری تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت‌پذیری و ادراک شایستگی داشتند، درحالی‌که سبک اسناد بیرونی و هویت اجتنابی تأثیر منفی و معنادار نشان دادند (0/05>p) همچنین، اثر غیرمستقیم سبک­ اسناد درونی، سبک­های هویت اطلاعاتی و هنجاری بر مسئولیت ­پذیری به واسطه ادراک شایستگی مثبت و معنی­دار است (0/05>p) و اثر غیرمستقیم سبک اسناد بیرونی و سبک هویت اجتنابی بر مسئولیت­پذیری به واسطه ادراک شایستگی منفی و معنادار است (0/05>p) . نتیجه‌گیری: تقویت سبک‌های اسناد درونی و هویت‌های اطلاعاتی و هنجاری با افزایش ادراک شایستگی، مسئولیت‌پذیری را ارتقا می‌دهد، درحالی‌که سبک‌های اسناد بیرونی و هویت اجتنابی این ویژگی را تضعیف می‌کنند. یافته‌ها بر اهمیت عوامل روان‌شناختی در برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای تأکید دارند.

روانشناسی اجتماعی

رابطه احساس شرم با استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت؛ نقش میانجی تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار

دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 113-125

https://doi.org/10.22034/spr.2024.442601.1920

سهیل ابوسعیدی جیرفتی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه، تورج هاشمی نصرت آباد، مریم طالب لو

چکیده مقدمه: گسترش روزافزون استفاده از اینترنت پیامدهای منفی بسیاری به دنبال داشته است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین احساس شرم و استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت بود. روش‌: مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود که تحلیل داده‌های آماری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعداد 340 نفر از آن‌ها با بر اساس فرمول کلاین انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های احساس شرم کوهن و همکاران (2011) ، استفاده آسیب‌زا از اینترنت کاپلان (2010)، تنظیم هیجان گارنفسکی (2006) و پرسشنامه تکانشگری بارات (1995) جمع‌آوری­شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین احساس شرم و استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به‌واسطه‌ی تکانشگری رابطه وجود دارد. همچنین شاخص‌های برازش نشان داد، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. رابطه تجربه احساس شرم با استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت با میانجی‌گری تکانشگری (01/0 >p) معنادار بود. اما اثر شرم به واسطه‌ی تنظیم هیجان ناسازگار (05/0 <p) بر استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت معنادار نبود.  نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش شناخت تازه‌ای از عوامل مؤثر بر استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت ارائه می‌دهد. با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر، تجربه احساس شرم به‌واسطه‌ی تکانشگری در استفاده‌های آسیب‌زا از اینترنت نقش مهمی دارد

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) در نوجوانان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 123-141

https://doi.org/10.22034/spr.2022.333057.1734

مازیار باقریان، روناک پورمند، جلیل باباپور خیرالدین، تورج هاشمی نصرت آباد

چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) با نقش‌های جنسیّتی و پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس انواع مختلف جنسیّت‌زدگی در نوجوانان بود.
روش: روش پژوهش از لحاظ هدف در ردیف پژوهش‌های کاربردی و به لحاظ جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمام نوجوانان دختر و پسر 12 تا 18 ساله‌ی شهر تبریز که در حال تحصیل در یکی از مدارس این شهر بودند، تشکیل داده‌اند. نمونۀ مورد از 122 نفر نوجوان تشکیل شده است که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند. برای اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامۀ نقش‌های جنسیّتی توماس و رابینسون (1981)، مقیاس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گلیک و فیسک، 1996)، و تست تداعی ضمنی جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گرینوالد و همکاران، 1998؛ دی‌الیویرالاکس و همکاران، 2015) استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی مردانه همبستگی مثبت (p < .01)، و بین جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی زنانه همبستگی منفی وجود دارد (p < .01). همچنین تحلیل‌های رگرسیون نشان دادند، جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی زنانه (p < .01) واریانس و جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار نیز می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی مردانه را به شکلی معنادار پیش‌بینی کنند (p < .01). علاوه بر این، یافته‌ها نشان داد، متغیرهای پژوهش 5/19% از واریانس نقش‌‌های جنسیّتی زنانه، و 17% از واریانس نقش‌های جنسیّتی مردانه را پیش‌بینی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: از نگرش‌های جنسیّت‌زده دوسوگرایانۀ مختلف می‌توان برای پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی نوجوانان استفاده کرد.

پیش بینی رابطه هوش هیجانی و نشخوار خشم با پرخاشگری در دانشجویان دانشگاه تبریز

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 65-82

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114691

الهام سعیدی، حسن صبوری مقدم، تورج هاشمی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی رابطه هوش هیجانی و نشخوار خشم با پرخاشگری انجام گرفت.
روش: پژوهش حاضر به صورت توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز بود که 377 نفر از دانشجویان با روش نمونه گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های هوش هیجانی بار- اُن (1997)، پرخاشگری بأس و پری (1992) و نشخوار خشم سوکودولسکی و همکاران (2001) پاسخ دادند. یافته‌ها به روش رگرسیون چندگانه تحلیل گردید.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که هوش هیجانی و نشخوار خشم قادرند، بطور معنی دار تغییرات پرخاشگری را پیش‌بینی کنند که در این میان هوش هیجانی بطور منفی و نشخوار خشم بطور مثبت در تبیین پرخاشگری نقش داشتند. ضرایب بیانگر این بودند که هوش هیجانی با بالاترین مقدار (64/0-) سهم بیشتری در تبیین پرخاشگری دارد.
نتیجه‌گیری: مبتنی بر یافته‌ها می‌توان استنباط کرد که پرخاشگری از عوامل شناختی و مدیریت و کنترل هیجانات تأثیر پذیرفته و برای کنترل آن لازم است بر مهارت‌های شناختی و هیجانی تأکید شود.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین-فردی دانش‌آموزان مقطع متوسطه

دوره 7، شماره 27، پاییز 1396، صفحه 1-14

منصور بیرامی، تورج هاشمی، مجتبی عاشوری

چکیده مقدمه: دستیابی به هدف­های آموزشی و پرورشی با وجود آشفتگی­های عاطفی ـ سازشی امری مشکل و غیرممکن است، بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین­فردی دانش­آموزان بود.
روش: این پژوهش از نوع نیمه­آزمایشی همراه با پیش­آزمون-پس­آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود که به­ روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب گردیدند و براساس تکمیل پرسش­نامه حساسیت بین­فردی،30 نفر از دانش­آموزان، انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. دانش­آموزان هر دو گروه به سیاهه سازگاری اجتماعی برای دانش­آموزان مدارس، پاسخ دادند. گروه آزمایش، به مدت دوازده جلسه، در معرض برنامه آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت، سپس در مرحله پس­آزمون، هر دو گروه به پرسش­نامه­های پژوهش پاسخ دادند. داده­ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک­متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته­ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان، باعث کاهش حساسیت بین­فردی، در گروه آزمایش در مراحل پس­آزمون شد. همچنین، میزان سازگاری اجتماعی در گروه آزمایش ،در مراحل پس­آزمون، افزایش یافت و مقایسه میانگین نمرات پیش­آزمون– پس­آزمون تفاوت معناداری را نشان داد.
نتیجه­گیری: باتوجه به اینکه آموزش تنظیم هیجانی می­تواند باعث کاهش حساسیت بین­فردی و ارتقای سازگاری اجتماعی دانش­آموزان شود، بهتر است که در برنامه­ریزی­های آموزشی و پرورشی جنبه­های عاطفی و هیجانی دانش­آموزان مورد توجه قرار گیرد