نویسنده = واحدی، شهرام
روانشناسی اجتماعی

مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش‌آموزان تیزهوش و عادی

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 105-120

https://doi.org/10.22034/spr.2025.470753.1969

شهرام واحدی، امیر یکانی زاد، سیده شکوفه میرباقری

چکیده مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوت‌های فردی در میان دانش‌آموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینه‌های آموزشی و روان‌شناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش‌آموزان تیزهوش و عادی انجام شد.
روش: روش پژوهش‌، توصیفی‌ و از نوع علی – مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانش‌آموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانش‌آموز عادی و 393 نفر دانش‌آموز تیزهوش می‌باشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه نیازهای بنیادین روان‌شناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان تیزهوش و دانش‌آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان تیزهوش بیشتر از دانش‌آموزان عادی بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان را از طرف خانواده، برنامـه‌ریزان آمـوزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار می‌دهد.

روانشناسی اجتماعی

تحلیل نیمرخ نهفته ابعاد هویتی و ارتباط آن با رضایت از زندگی دانشجویان کارشناسی

دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/spr.2023.385227.1818

شهرام واحدی، زهرا کاظم وند اصل، سمیرا چناری

چکیده مقدمه: با طولانی‌تر شدن دوره جوانی، بسیاری از دانشجویان با چالش‌های زیادی در  فرآیند هویت‌یابی درگیرند که جنبه‌های مختلف رضایت از زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پژوهش با این هدف انجام شد که به تحلیل نیمرخ نهفته ابعاد هویتی دانشجویان کارشناسی و ارتباط آن با رضایت از زندگی آن‌ها بپردازد.  روش‌: روش مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل طبقات نهفته با استفاده از نرم‌افزار MPLUS بود. MPLUS یک برنامه مدل‌‌سازی متغیرهای نهفته است که متغیرهای پیوسته یا مقوله‌ای را به زیرگروه‌های محدودی کاهش می‌دهد. همچنین برای مقایسه رضایت از زندگی دانشجویان در بین خوشه‌های نهفته از روش تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز بودند که 375 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند‌مرحله‌ای انتخاب گردیدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های هویت اجتماعی ‏صفاری نیا و روشن (1390)، هویت مذهبی بل (2009)، هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) و رضایت از ‏زندگی داینر و همکاران (1985) جمع‌آوری شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل طبقات نهفته منجر به شناسایی 6 نیمرخ‌ ‎هویتی شد و نتایج تحلیل واریانس نشان داد که رضایت‎ ‎از‎ ‎زندگی‎ ‎دانشجویان‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎خوشه‌بندی‎ ‎ابعاد‎ ‎هویتی‎ ‎آنان‎ ‎متفاوت است (01/0>P)، به‌نحوی‌که خوشه هویت کامل، بیشترین و خوشه هویت آشفته، کمترین میزان رضایت از زندگی را دارا بودند.‏  نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش با استفاده از رویکرد فردمحوری، دیدگاه جدیدی را برای درک ابعاد هویتی دانشجویان ارائه می‌دهد که برای پیش‌بینی رضایت از زندگی و ارائه مداخلات متناسب با هر بعد هویتی می‌توان از آن بهره جست.      

اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی‌تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری نوجوانان

دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 123-139

https://doi.org/10.22034/spr.2020.109700

ابوالفضل بابایی، شهرام واحدی، علی ایمان زاده، یوسف ادیب

چکیده مقدمه: با توجه به شیوع بالای قلدری و تأثیر مکانیسم بی‌تفاوتی اخلاقی در افزایش نرخ ارتکاب به قلدری پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی‌تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری تدوین ‌یافت.
روش: مطالعۀ حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه دانش‌آموزان دختر متوسطۀ اول شهر ابهر در سال تحصیلی 99-98 بودند و از میان مدارس مقطع متوسطۀ اول به روش تصادفی خوشه‌ای دو مدرسه انتخاب و پرسشنامۀ خودگزارش‌دهی رفتار اجتماعی کودکان - کریک و گروتپتر (1995) در آن‌ها اجرا شد، همچنین با همکاری کادر مدیریتی و مشاور مدرسه 31 دانش‌آموز برای هر گروه، انتخاب شدند. سپس یکی از مدارس به صورت هدفمند به‌عنوان گروه آزمایش جهت اجرای برنامه برگزیده شد و مدرسه دیگر به‌عنوان گروه کنترل هیچ برنامه مداخله‌ای دریافت نکرد. برنامۀ مداخله‌ای با محتوای مهارت حساسیت اخلاقی اندیکات، باک، میشل و ناروائیز (2001) به مدت 9 جلسۀ 45 دقیقه‌ای در گروه آزمایش اجرا شد همچنین، پرسشنامۀ بی‌تفاوتی اخلاقی بندوراو همکاران (1996) و پرسشنامۀ خودگزارش‌دهی رفتار اجتماعی کودکان کریک و گروتپتر (1995) پیش و پس از برنامه مداخله‌ای اجرا گردید و داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل مانکوا نشان داد که دریافت آموزش حساسیت اخلاقی در گروه آزمایش، موجب کاهش نمرات پس‌آزمون‌های مکانیسم بی‌تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری نسبت به گروه کنترل گردید.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می‌گردد که موضوع رشد اخلاقی و مهارت‌های مرتبط با آن در جهت توسعه چندوجهی مهارت‌های کودکان و نوجوانان درزمینۀ پیشگیری و کنترل خشونت و قلدری مدنظر قرار گیرد.

اعتیاد به اینترنت و ارتباط آن بااحساس تنهایی هیجانی و اجتماعی در بین دانشجویان: کاربرد تحلیل خوشه‌ای

دوره 9، شماره 35، پاییز 1398، صفحه 33-52

سمیه غلامی، شهرام واحدی، مژده اله دادی

چکیده مقدمه: یکی از مدرن­ترین رفتارهای اعتیادگونه، پدیده اعتیاد به اینترنت است. اعتیادی رفتاری که به‌طور روزافزون در حال شیوع بیشتر است. پژوهش حاضر باهدف بررسی نیمرخ اعتیاد به اینترنت دانشجویان و تفاوت نیمرخ­ گروه­های مختلف ازنظر تنهایی اجتماعی و تنهایی هیجانی انجام شد.
 روش: جامعه پژوهش حاضر را دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز تشکیل می­دادند که 372 نفر (200 نفر پسر و 172 نفر دختر) با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شدند. پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، پرسشنامه تنهایی هیجانی (1986) و پرسشنامه تنهایی اجتماعی راسل (1996) به‌منظور جمع­آوری اطلاعات استفاده شد.
یافته­ها: داده‌ها با استفاده از روش تحلیل خوشه­ای، تحلیل واریانس چند متغیره MANOVA و آزمون­های تعقیبی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل خوشه­ها سه گروه دانشجویان دارای اعتیاد به اینترنت شدید (8/47=M)، اعتیاد به اینترنت متوسط (8/36=M) و اعتیاد به اینترنت خفیف (6/21=M) را مشخص کرد. همچنین تفاوت بین خوشه­های اعتیاد به اینترنت سه‌گانه زیاد، متوسط و خفیف در مقیاس احساس تنهایی اجتماعی، {001/0 P <و (45/123)F} و تنهایی هیجانی، {001/0 P <و (50/130)F} معنی­داری بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه درصد بالایی از دانشجویان، از اعتیاد به اینترنت و تنهایی هیجانی - اجتماعی رنج می­برند، بنابراین لازم است پدیده اﻋﺘﻴﺎد اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ به‌عنوان ﻳﻚ ﻣﺸﻜﻞ رواﻧﻲ، توسط برنامه­ریزان فرهنگی و آموزشی و نظام خانواده یک امر مهم در نظر گرفته شود و به‌منظور پیشگیری از این پدیده ضروری است در سطح جامعه در مورد نشانه­ها و علائم اعتیاد به اینترنت، آگاهی­های لازم ارائه شود.
کلمات کلیدی: اعتیاد به اینترنت، تنهایی هیجانی، تنهایی اجتماعی، تحلیل خوشه­ای