نویسنده = حسن زاده، پرستو
روانشناسی اجتماعی

ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم‌اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 61-77

https://doi.org/10.22034/spr.2022.318501.1702

پرستو حسن زاده، مجید صفاری نیا، احمد علیپور، حسین زارع، سوسن علیزاده فرد

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم­اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع زمینه­یابی و توصیفی (همبستگی) بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه­های دولتی شهر تهران بود که 207 نفر از آن­ها به روش داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون نرم­افزاری تداعی ناآشکار پیوندجویی با طبیعت محقّق­ساخته، مقیاس دلبستگی مکان صفاری­نیا (1390) و مقیاس هویت محیطی کلایتون (2003) بود. جهت محاسبه پایایی مقیاس از روش­های ضریب آلفای کرونباخ و بازآزمایی و برای محاسبه روایی از روش روایی همزمان (ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. همچنین، برای بررسی برازش مدل مفروض رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت با میانجی­گری مؤلفه­های دلبستگی مکان از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته‌ها: ضرایب پایایی به دست آمده با استفاده از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی نشان داد که این آزمون از پایایی مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان­دهنده وجود رابطه مثبت معنی­دار بین دلبستگی مکان و هویت محیطی با پیوندجویی با طبیعت بود (01/0p<) که حاکی از روایی همزمان نسبتاً بالای آزمون پیوندجویی با طبیعت با مقیاس­های دلبستگی مکان و هویت محیطی بود. نتایج نشان داد مدل اصلاح‌شده پژوهش برازش قابل قبولی با داده‌ها دارد و بر اساس آن هویت محیطی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق هویت مکان و دلبستگی عاطفی بر پیوندجویی با طبیعت تأثیر می­گذارد و از میان مؤلفه­های دلبستگی مکان فقط هویت مکان و دلبستگی عاطفی رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت را میانجی­گری می­کردند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به مسئولان و دست­اندرکاران محیط زیست و روان­شناسان محیط پیشنهاد می­شود که با برگزاری کارگاه­های آموزشی به آموزش و توسعه آزمون نرم­افزاری پیوندجویی با طبیعت و مفاهیم هویت محیطی و دلبستگی مکان بپردازند و برای ارتقای پیوندجویی با طبیعت به تقویت هویت محیطی و دلبستگی مکان اقدام کنند.

مقایسه دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت

دوره 11، شماره 41، بهار 1400، صفحه 79-102

https://doi.org/10.22034/spr.2021.258850.1599

حجت الله رشیدکلویر، پرستو حسن زاده، حسن اکبری

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع علّی- مقایسه‌ای بوده  و نمونه آن متشکل از 100 زن و مرد ساکن در منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دلبستگی مکان صفاری‌نیا (1390)، مقیاس واکنش روانی هانگ و فادا (1996) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به‌منظور تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس یک‌راهه و چندمتغیری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی (ویلایی) و آپارتمانی شهر رشت تفاوت معنی‌داری دارد (05/0>p). به‌عبارت‌دیگر، ساکنان منازل شخصی در مقایسه با ساکنان منازل آپارتمانی از دلبستگی مکان و بهزیستی اجتماعی بیشتری برخوردار بودند و نیز واکنش روانی ساکنان منازل آپارتمانی بیشتر از ساکنان منازل شخصی بود. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج می‌توان گفت که برای افزایش دلبستگیِ مکان، بهزیستی اجتماعی و کاهش واکنش روانیِ ساکنان منازل آپارتمانی، ضروری است، در حوزه برنامه‌ریزی و طراحی مکان در راستای ایجاد تجارب ادراکی- حسی و پیوندهای شناختی، عاطفی و رفتاری مثبت ساکنان بررسی­های بیشتری صورت گیرد.

مقایسه گذشت، پرخاشگری و بهزیستی اجتماعی در افراد سالم و مبتلایان به هراس اجتماعی و خودشیفتگی

دوره 8، شماره 32، بهار 1398، صفحه 109-127

محمد اورکی، پرستو حسن زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه گذشت، پرخاشگری و بهزیستی اجتماعی در افراد سالم و مبتلایان به هراس اجتماعی و خودشیفتگی انجام شد. پژوهش از نوع علّی- مقایسه‌ای و نمونه آن متشکل از 90 نفر (30 فرد مبتلا به هراس اجتماعی، 30 فرد خودشیفته و 30 فرد سالم) بود که با روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه هراس اجتماعی کانِر و همکاران (2000)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) راسکین و تری (1998)، پرسشنامه گذشت صفاری‌نیا و مفاخری (1390)، مقیاس پرخاشگری اهواز (1379) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که افراد سالم در مقایسه با افراد خودشیفته و مبتلا به هراس اجتماعی، گذشت و بهزیستی اجتماعی بالاتر و پرخاشگری کمتری را تجربه می‌کنند. با توجه به نتایج پژوهش، برای افزایش گذشت و بهزیستی اجتماعی و کاهش پرخاشگری در افراد خودشیفته و مبتلا به هراس اجتماعی، برگزاری کارگاههای آموزشی و در نظر گرفتن تکنیکهای درمانی در مداخله‌های روان‌شناختی توصیه می‌شود.