نویسنده = بشرپور، سجاد
روانشناسی اجتماعی

مدل‌یابی علی اعتیاد به اینترنت براساس تجربه‌های فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی: نقش میانجی حمایت اجتماعی

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.516282.2110

شبنم محمدی خانقاه، سجاد بشرپور، نادر حاجلو

چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت به‌عنوان یکی از چالش‌های مهم سلامت روان در نوجوانان، با پیامدهای منفی فردی و اجتماعی همراه است. تجربه‌های فشارزا و نگرانی از ارزیابی منفی دیگران (اضطراب ظاهر اجتماعی) از عوامل خطر مهم در گرایش به این اعتیاد محسوب می‌شوند؛ بااین‌حال، نقش حمایت اجتماعی به‌عنوان یک میانجی در این رابطه کمتر بررسی شده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس تجربه‌های فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی در جامعه دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ اجرا شد. از این جامعه، تعداد ۴۵۰ دانش‌آموز ۱۲ تا ۱۴ ساله با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸)، تجربه‌های فشارزا مسلچ (۲۰۱۵)، اضطراب ظاهر اجتماعی هارت و همکاران (۲۰۰۸) و حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمت و همکاران (۱۹۸۸) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته‌ها: تجربه‌های فشارزا (0.394 β=) و اضطراب ظاهر اجتماعی (0.862 β=) . با افزایش احتمال اعتیاد به اینترنت همراه بودند. حمایت اجتماعی (0.489 β= نیز به‌صورت مستقیم با اعتیاد به اینترنت رابطه داشت. تحلیل میانجی‌گری نشان داد که حمایت اجتماعی اثرات منفی تجربه­های فشار زا و اضطراب ظاهر اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت را تعدیل می‌کند (P>0.0001).
نتیجه‌گیری: حمایت اجتماعی به‌عنوان یک سپر روان‌شناختی عمل کرده و می‌تواند، تأثیرات مخرب استرس‌های روزمره و نگرانی از ظاهر را بر تمایل به استفاده ناسالم از اینترنت کاهش دهد. بر این اساس، تقویت شبکه‌های حمایتی برای دانش‌آموزان در معرض خطر، می‌تواند نقش مؤثری در پیشگیری از اعتیاد به اینترنت ایفا کند.

روانشناسی اجتماعی

هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 121-136

https://doi.org/10.22034/spr.2025.480486.1991

بهمن اسماعیلی انامق، سجاد بشرپور

چکیده مقدمه: افراطی‌گری و خشونت مهمترین چالش بشری در جهان است. هدف پژوهش هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود.
روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه‌های شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. طبق نظر کلاین (2010)، 417 نفر (250 مرد و 167 زن) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب گردید. ابزارهای گرد‌آوری داده‌ها شامل مقیاس‌های محقق‌ساخته افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود که در این پژوهش ساخت و هنجاریابی گردید. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفه‌های اصلی و روش چرخش واریماکس منجر به استخراج دو عامل تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی شد. دو عامل استخراج شده 42/58 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین می‌کنند. روایی همگرا این مقیاس با مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان تأیید گردید (01/0P<، 77/0R=). پایایی کل مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، خرده مقیاس تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی به ترتیب 89/0، 90/0، 81/0 بدست آمد. پایایی کل مقیاس به روش بازآزمایی (78/0=R) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای استفاده در جامعه ایران است. اغلب افراد دارای نگرش‌های افراطی خشونت‌آمیز، گرایش به خشونت‌ اجتماعی علیه زنان دارند. اغلب آنها از خشونت اجتماعی علیه زنان حمایت می‌کنند و استفاده از روش‌های خشن و غیرقانونی را مجاز می‌دانند.

بررسی رابطۀ باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت در افراد مراجعه کننده به رمال

دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 38-23

https://doi.org/10.22034/spr.2020.227529.1457

سجاد بشرپور، شیوا رحیم زادگان

چکیده مقدمه: پژوهش ها نشان داده اند که سبک های پردازش اطلاعات تعیین کننده مهم برای باور به خرافات هستند و افراد خرافی احساس کنترل کمتری بر سرنوشت خود دارند، لذا هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت در افراد مراجعه کننده به رمال است. روش: طرح پژوهش جزء تحقیقات توصیفی– همبستگی است.جامعه آماری پژوهش حاضر 425 نفر از افراد مراجعه کننده به رمال و فالگیر در شهرستان ارومیه است. نمونه پژوهش شامل 200 نفر می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های سبک های پردازش اطلاعات اپستین و پاسینی(1999)، اعتقاد به خرافات محقق ساخته(1398) و حس عاملیت) وودی و همکاران2013) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک پردازش خرد گرایی و حس عاملیت با باورهای خرافی رابطه منفی معنی دار و سبک پردازش تجربه ای با باورهای خرافی رابطه مثبت دارند و هر سه قادر به پیش بینی باورهای خرافی می باشند(01/0.> p). نتیجه گیری: با توجه به ارتباط باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت، نتایج این مطالعه دارای کارکردهایی برای کاهش گسترش خرافه گرایی و رمالی در جامعه است.

افکار خودکشی در دانش‌آموزان پسر: نقش خودپنداره، عزت‌نفس و بهزیستی اجتماعی

دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 1-16

سجاد بشرپور، حمیدرضا صمدی فرد

چکیده   مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی در پیش­بینی افکار خودکشی دانش­آموزان پسر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش­آموزان پسر متوسطه شهر اردبیل در سال 1397-1396 بودند که به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای 354 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از ابزارهای خودپنداره (منداگلیو و پی­ریست، 1995)، عزت­نفس (کوپراسمیت، 1967)، سلامت اجتماعی (کییز و شپیرو، 2004) و افکار خودکشی (بک، 1991) استفاده شد. تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که بین خودپنداره (49/0-r=)، عزت­نفس (57/0-r=) و سلامت اجتماعی (59/0-r=) با افکار خودکشی در دانش­آموزان پسر رابطه معنا­داری وجود دارد (05/0p<).همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که خودپنداره 16/0-، عزت­نفس 24/0- و سلامت اجتماعی 29/0- افکار خودکشی دانش­آموزان را پیشبینی میکنند (05/0p<). نتیجه­ گیری: افکار خودکشی دانش­آموزان پسر توسط متغیرهای خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی قابل پیش­بینی است، بنابراین پیشنهاد می‌شود که روانشناسان و مشاوران جهت کاهش افکار خودکشی دانش­آموزان، نقش خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی را مورد توجه قرار دهند.