نویسنده = داوری، رحیم
روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 89-102

https://doi.org/10.22034/spr.2023.366981.1787

پریسا جمشاد، رحیم داوری

چکیده  
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج‌گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی‌هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده‌های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون‌گرایی، گشودگی، توافق‌پذیری و با‌وجدان‌بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان‌رنجوری، توافق‌پذیری و ناگویی‌هیجانی قادر به پیش­بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجه­ گیری: طبق یافته‌های پژوهش با کاهش روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی و افزایش توافق‌پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می‌یابد و می­توان نتیجه گرفت که ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.
 
ضر با هدف پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان براساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی‌هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون‌گرایی، گشودگی، توافق‌پذیری و با‌وجدان‌بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان‌رنجوری، توافق‌پذیری و ناگویی‌هیجانی قادر به پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجه‌گیری: طبق یافته های پژوهش با کاهش روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی و افزایش توافق‌پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می یابد و می‌توان نتیجه گرفت که ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.

پیش‌بینی گرایش به سوء‌مصرف مواد و اعتیاد به اینترنت بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک‌های کنار آمدن با استرس با میانجیگری هوش‌هیجانی در دانش آموزان

دوره 9، شماره 35، پاییز 1398، صفحه 107-125

محمدعلی طالقانی نژاد، رحیم داوری، فرح لطقی کاشانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی گرایش به سوء‌مصرف مواد و اعتیاد به اینترنت بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک‌های کنار آمدن با استرس با میانجیگری هوش‌هیجانی انجام شد.
روش: روش­ پژوهش حاضر، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان متوسطه دوره دوم شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود. حجم نمونه آماری براساس روش پیشنهادی شوماخر و لوماکس(2004) تعداد400 نفر محاسبه شد که با روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. افراد نمونه، پرسش­نامه­های اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، سوء‌مصرف مواد فرچاد و همکاران (1385)، هوش‌هیجانی برادبری– گریوز (2004)، حمایت اجتماعی­ادراک شده زیمت و همکاران (1988) و راهبردهای مقابله­ای لازاروس و فولکمن (1985) را تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه­ها، از معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین حمایت اجتماعی (P≤0/05) و راهبردهای مقابله با استرس (p <0/001)، به‌طور مستقیم گرایش به مصرف مواد را پیش‌بینی کردند همچنین حمایت اجتماعی (p <0/001) و راهبردهای مقابله با استرس (p <0/001)، به‌طور مستقیم اعتیاد به اینترنت را پیش‌بینی کردند. اما هوش‌هیجانی رابطه مستقیم مثبت معنی‌داری با گرایش به سوء‌مصرف مواد و اعتیاد به اینترنت نداشت. یافته دیگر پژوهش نشان داد که راهبردهای مقابله­ای مساله مدار و حمایت اجتماعی از طریق هوش‌هیجانی بر گرایش به مواد اثر میانجیگری جزیی می­گذارند ولی بر اعتیاد به اینترنت اثر معنی­داری از طریق میانجیگری هوش‌هیجانی ندارند.
نتیجه گیری: با گسترش شبکه­های حمایت اجتماعی، آموزش راهبردهای مقابله­ای کارآمد و ارتقای هوش‌هیجانی می­توان از مواجهه نوجوانان با موقعیت­های خطرساز مصرف مواد و وابستگی افراطی به اینترنت پیشگیری کرد.
کلمات کلیدی: اعتیاد به اینترنت، حمایت اجتماعی، سبک‌های مقابله با استرس، سوء‌مصرف مواد، هوش هیجانی