ارائهی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبکهای فرزند پروری والدین: با میانجیگری چشمانداز زمان
دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 35-52
https://doi.org/10.22034/spr.2021.261707.1620
حسن فرزانه جاجرمی، نعمت ستوده اصل، رضا کهساری، فائزه جهان
چکیده مقدمه: رفتارهای پرخطر، رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی نوجوانان و جوانان را در معرض خطر قرار میدهد. هدف پژوهش حاضر ارائهی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبکهای فرزند پروری والدین با میانجیگری چشمانداز زمان بود.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی، نوع کمی و ازنظر فرآیند و روش جمعآوری و تحلیل دادهها توصیفی-پیمایشی است. روش تجزیه و تحلیل دادهها، روش مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعهی آماری پژوهش موردنظر، کلیه دانش آموزان دختر متوسطهی شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1398 به تعداد 251000 نفر بودند. نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه فرزند پروری ادراکشده بوری (PAQ)(1991)، نگرشسنج مذهبی گلریز و براهنی (1353)، پرسشنامه چشمانداز زمان زیمباردو (ZTPI) (1999) و مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی زادهمحمدی و همکاران (1390) استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که گرایش به رفتار پرخطر با نگرش مذهبی رو سبک های فرزندپروری ابطه مستقیم دارد. همچنین گرایش به رفتار پرخطر بر اساس نگرش مذهبی با میانجیگری چشمانداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد. نتایج نشان داد که گرایش به رفتار پرخطر بر اساس سبک فرزند پروری با میانجیگری چشمانداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که چگونه عوامل درون فردی در یک مدل بر گرایش به انواع رفتارهای پرخطر در نوجوانان تأثیر میگذارند. در نهایت نتایج نشان داد که مدل کلی تحقیق از برازش قوی برخوردار است.
مدل پیشبینی تنهایی اجتماعی بر اساس حساسیت بین فردی و هوش اجتماعی با میانجیگری خود انتقادی
دوره 9، شماره 35، پاییز 1398، صفحه 67-88
شایان متین، فائزه جهان
چکیده مقدمه: یکی از متغیرهای نامطلوب رواشناختی که اثرات منفی بر فرد دارد، تنهایی اجتماعی است. هدف این پژوهش پیشبینی تنهایی اجتماعی بر اساس حساسیت بین فردی و هوش اجتماعی با میانجیگری خود انتقادی بود.
روش: طرح پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد تهران در سال 1397 بودند. تعداد نمونه این پژوهش 632 نفر بود که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامههای تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه حساسیت بین فردی (بویس و پاپکر، 1989)، پرسشنامه هوش اجتماعی (تت، 2008) و پرسشنامه مقیاس خود انتقادی (گیلبرت، همپل، مایلز و آیرونز، 2004) بود. روش تحلیل دادهها مدلیابی معادلات ساختاری بود.
یافتهها: نتایج نشان داد متغیرهای نشانگر دو متغیر خود انتقادی و حساسیت بین فردی بهطور معناداری بر این دو سازه مکنون بار شدهاند (T>1.96). اثر خود انتقادی بر تنهایی اجتماعی مثبت و معنادار، اثر حساسیت بین فردی و هوش اجتماعی بر تنهایی اجتماعی منفی و معنادار است. همچنین اثر حساسیت بین فردی بر تنهایی اجتماعی مثبت و معنادار و اثر هوش اجتماعی بر خود انتقادی منفی و معنادر است (T>1.96). اثر ساختار غیر مستقیم حساسیت بین فردی بر تنهایی اجتماعی به واسطه متغیر خود انتقادی مثبت و معنادار است، اما اثر ساختار غیر مستقیم هوش اجتماعی بر تنهایی اجتماعی به واسطه متغیر خود انتقادی و معنادار نیست. همچنین اثرات ساختاری کل حساسیت بین فردی بر تنهایی اجتماعی، مثبت و معنادار و اثرات ساختاری کل هوش اجتماعی بر تنهایی اجتماعی نیز منفی و معنادار است (T>1.96).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده در این پژوهش، میتوان از بازتوانی (رشد و افزایش مجدد) و حمایت از هوش اجتماعی از طریق آموزشهای فردی، گروهی، کارگاهی و نیز با کاستن از حساسیتهای بین فردی و متغیر خودانتقادی، برای کاهش تنهایی اجتماعی بهره برد.
کلمات کلیدی: تنهایی اجتماعی، حساسیت بین فردی، هوش اجتماعی، خود انتقادی.