از «من» تا «ما»: مدلی ساختاری از کار گروهی، همدلی و خودکنترلی در ارتقای شکوفایی زوجین
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 17-38
https://doi.org/10.22034/spr.2026.521321.2127
مجید صدوقی، احمد مذهب دار
چکیده م مقدمه: بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی در بستر زندگی مشترک، اهمیت ویژهای در کاهش مشکلات خانوادگی، افزایش سطح بهزیستی و عملکرد مثبت زوجین دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان مهارتهای کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین با توجه به نقش واسطهای ما بودن انجام گرفت. روش: جامعۀ آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 بود که تعداد 356 نفر با استفاده از نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاسهای شکوفایی باتلر و کرن (2016)، همدلی تورنتو (2009)، کار گروهی رامرو (2022)، خودکنترلی تانجنی (2004) و ما بودن تاپکیویوزر (2021) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار Amos-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و همدلی (001/0p≤، 280/0=ß)، خودکنترلی (001/0p≤، 140/0=ß) و کار گروهی (001/0p≤، 269/0=ß) بهطور مستقیم، شکوفایی را پیشبینی میکنند. بهعلاوه، اثر میانجیگر ما بودن در رابطه همدلی با شکوفایی (01/0p≤، 128/0=ß) و همچنین، کارگروهی با شکوفایی (01/0p≤، 131/0=ß) معنیدار بود، اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی از طریق میانجی ما بودن معنیدار نبود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، مشاوران و زوجدرمان گران میتوانند با تقویت مهارتهای کارگروهی و همدلی، احساس ما بودن و هویت مشترک زوجین را ارتقا داده و از این طریق به شکوفایی هرچه بیشتر آنها کمک نمایند.
رابطه رفتار اجتماعی، شایستگی اجتماعی و ترجیح اجتماعی با رفتار قلدری دانشآموزان: نقش تعدیلکننده جنسیت
دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/spr.2020.114683
سیما سادات کرسوی، مجید صدوقی
چکیده مقدمه: قلدری در مدرسه نوعی خشونت میان فردی است که میتواند عواقب کوتاهمدت و بلندمدت نامطلوبی برای افراد قلدر و قربانیان آنها در پی داشته باشد؛ بنابراین شناسایی عوامل زمینهساز آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه رفتار، ترجیح و شایستگی اجتماعی با رفتارهای قلدری در دانشآموزان با توجه به نقش تعدیلکنندگی جنسیت بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی با طرح همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانشآموزان 13 تا 15 ساله شهر کاشان بودند که از بین آنها نمونهای به حجم 414 نفر (202 دختر و 212 پسر) به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شده و به پرسشنامه شایستگی اجتماعی اسمارت و سان سون (2003)، مقیاس رفتار اجتماعی واردن و مکینان (2003)، پرسشنامه قلدری ایلی نویز (2001) و آزمون گروه سنجی پاسخ دادند.
یافتهها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که در بین دختران و پسران، قلدری با شایستگی اجتماعی و رفتار اجتماعی رابطه معکوس معنادار دارد. همچنین، اگرچه در بین دختران رابطه معناداری میان قلدری با ترجیح اجتماعی (پذیرش و طرد) مشاهده نشد، در بین پسران قلدری با طرد اجتماعی رابطه معناداری داشت. بعلاوه، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای جنسیت (17/0=β، 11/4= t)، رفتار اجتماعی (43/0- =β، 9/0-=t) و طرد اجتماعی (11/0=β، 65/2=t) میتوانند بهطور معناداری 30/0 واریانس قلدری را تبیین نمایند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جنسیت در رابطه طرد اجتماعی و رفتار اجتماعی با قلدری نقش تعدیلکننده داشت.
نتیجهگیری: نتایج، نشانگر اهمیت شایستگی، رفتار اجتماعی و ترجیح اجتماعی در بروز رفتارهای قلدری است؛ بنابراین، تدوین و اجرای برنامههایی در جهت آموزش رفتار اجتماعی بهمنظور کسب جایگاه اجتماعی مطلوب در میان همسالان و بهطور خاص، کاستن از طرد اجتماعی و تقویت رفتارهای اجتماعی در پسران میتواند به کاهش رفتار قلدری در دانشآموزان کمک کند.