نویسنده = اکبر عطادخت
روانشناسی اجتماعی

تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روان‌شناختی

دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 109-130

https://doi.org/10.22034/spr.2026.527527.2147

اکبر عطادخت، شیرین احمدی

چکیده مقدمه: قلدری سایبری به عنوان یکی از تهدیدهای مهم روانی و اجتماعی نوجوانان، پیامدهای گسترده‌ای بر رفتارهای خشونت‌آمیز و سلامت روانی آن‌ها دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روان‌شناختی انجام گرفت. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود (13000=N). تعداد 180 نفر از این افراد با استفاده از نمونه­ گیری دردسترس از بین جامعه آماری فوق انتخاب و به پرسشنامه‌های قلدری سایبری (آنتونیادو و همکاران، 2016)، ارضای نیازهای روان‌شناختی (دسی و رایان، 2000)، حمایت والدین از خودمختاری (رابینز، ۱۹۹۴) و خشونت در مدرسه (اسمیت و همکاران، 1998) پاسخ دادند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل معادلات ساختاری و با نرم‌افزارهای SPSS-25 و Smart PLS-3 انجام گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان داد که مدل بر اساس شاخص­ های نکویی برازش از کفایت مناسبی برخوردار است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که حمایت والدین از خودمختاری به‌طور مستقیم بر ادراک از قلدری سایبری (27/0-=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روان‌شناختی (28/0=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (50/0-=β، 000/0=P)، خشونت در مدرسه بر ادراک از قلدری سایبری (38/0=β، 000/0=P) و ارضای نیازهای روان‌شناختی (64/0-=β، 000/0=P) تأثیر معنی‌دار داشت. همچنین مسیرهای میانجی حمایت والدین از خودمختاری از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (14/0=β، 000/0=P) و خشونت در مدرسه از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (32/0=β، 000/0=P) نیز معنی‌دار بودند. نتیجه­ گیری: یافته‌ها بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی برای تقویت حمایت والدین از خودمختاری، ارتقای حساسیت اخلاقی مدرسه و پاسخگویی به نیازهای بنیادین روان‌شناختی نوجوانان تأکید دارند تا قلدری سایبری پیشگیری و کاهش یابد.

روانشناسی اجتماعی

طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورونهای آینه ای و تعیین اثربخشی آن بر پرخاشگری فرزندان طلاق

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2025.513147.2100

مهرداد گشتاسب، نیلوفر میکائیلی، نادر حاجلو، اکبر عطادخت

چکیده مقدمه: در عصر هزاره سوم میلادی دگرگونی های زیادی در وضعیت اجتماعی جوامع رخ داده و طبق آمارهای سازمان جهانی بهداشت آسیب های اجتماعی از جمله طلاق و اثرات منفی آن بر فرزندان روند افزایشی نگران کننده ای داشته است. از بزرگترین اکتشافات جدید علوم عصب شناختی اجتماعی کشف نورونهای آینه ای و نقش موثر آنها در پرخاشگری بوده که فرزندان طلاق مشکلات زیادی در این حوزه‌ دارند. هدف پژوهش حاضر طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورونهای آینه ای و تعیین اثربخشی آن بر پرخاشگری فرزندان طلاق است.
روش‌: در این پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون ۳۰ دانش آموز فرزند طلاق با نمره پرخاشگری بالا به‌صورت هدفمند از مدارس بخش سنگر شهرستان رشت انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در سال 1403-1404مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسۀ درمان مبتنی بر نورونهای آینه ای دریافت کردند.شرکت‌کنندگان پرسشنامۀ پرخاشگری آیزنگ و ویلسون(1975) را قبل و پس از درمان تکمیل کردند. برای تجزیه نتایج از شاخص‌های توصیفی و تحلیل کوواریانس یک راهه در نرم افزارspss22 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل نشان داد که درمان مبتنی بر نورونهای آینه ای باعث کاهش پرخاشگری گروه آزمایش در مقایسه با گروه بدون درمان گواه گردیده است .(p

روانشناسی اجتماعی

نیاز به بازخوردهای اجتماعی در کاربران شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی؛ نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 47-64

https://doi.org/10.22034/spr.2024.421965.1873

بهمن اسماعیلی انامق، اکبر عطادخت

چکیده مقدمه: بهزیستی اجتماعی کاربران شبکه‌های اجتماعی از جمله موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی نقش عوامل روانشناختی در آن وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی با توجه به نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی در کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری 11030 نفر از دانشجویان دانشگاه محققی اردبیل است. طبق روش تعیین حجم نمونه کلاین (2011)، 380 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی (NfOSF؛  دورادونی و همکاران، 2023)، مقیاس بهزیستی اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S؛ گنیه، 2003) بود. داده‌ها به روش همبستگی و مدل معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج همبستگی معنی‌دار بین تمام متغیرها نشان داد (01/0p<). براساس نتایج، نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی به‌ صورت مستقیم 46 درصد (001/0=p، 46/0-=β) و از طریق غیر‌مستقیم 32 درصد (001/0=p، 32/0-=β)  از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. همچنین نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی 62 درصد (001/0=p، 62/0-=β) از واریانس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی و ارضاء نیازهای بنیادین عمومی 52 درصد (001/0=p، 52/0=β) از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. نتیجه‌گیری: نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی با عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی در ارتباط است. نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی، بهزیستی اجتماعی پایین را در کاربران شبکه‌های اجتماعی پیش بینی می‌کنند.