طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورونهای آینه ای و تعیین اثربخشی آن بر پرخاشگری فرزندان طلاق
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2025.513147.2100
مهرداد گشتاسب، نیلوفر میکائیلی، نادر حاجلو، اکبر عطادخت
چکیده مقدمه: در عصر هزاره سوم میلادی دگرگونی های زیادی در وضعیت اجتماعی جوامع رخ داده و طبق آمارهای سازمان جهانی بهداشت آسیب های اجتماعی از جمله طلاق و اثرات منفی آن بر فرزندان روند افزایشی نگران کننده ای داشته است. از بزرگترین اکتشافات جدید علوم عصب شناختی اجتماعی کشف نورونهای آینه ای و نقش موثر آنها در پرخاشگری بوده که فرزندان طلاق مشکلات زیادی در این حوزه دارند. هدف پژوهش حاضر طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورونهای آینه ای و تعیین اثربخشی آن بر پرخاشگری فرزندان طلاق است.
روش: در این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون ۳۰ دانش آموز فرزند طلاق با نمره پرخاشگری بالا بهصورت هدفمند از مدارس بخش سنگر شهرستان رشت انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در سال 1403-1404مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسۀ درمان مبتنی بر نورونهای آینه ای دریافت کردند.شرکتکنندگان پرسشنامۀ پرخاشگری آیزنگ و ویلسون(1975) را قبل و پس از درمان تکمیل کردند. برای تجزیه نتایج از شاخصهای توصیفی و تحلیل کوواریانس یک راهه در نرم افزارspss22 استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که درمان مبتنی بر نورونهای آینه ای باعث کاهش پرخاشگری گروه آزمایش در مقایسه با گروه بدون درمان گواه گردیده است .(p
نیاز به بازخوردهای اجتماعی در کاربران شبکههای اجتماعی و بهزیستی اجتماعی؛ نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی
دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 47-64
https://doi.org/10.22034/spr.2024.421965.1873
بهمن اسماعیلی انامق، اکبر عطادخت
چکیده مقدمه: بهزیستی اجتماعی کاربران شبکههای اجتماعی از جمله موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی نقش عوامل روانشناختی در آن وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی و بهزیستی اجتماعی با توجه به نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی در کاربران شبکههای اجتماعی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری 11030 نفر از دانشجویان دانشگاه محققی اردبیل است. طبق روش تعیین حجم نمونه کلاین (2011)، 380 نفر به عنوان نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری دادهها شامل، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی (NfOSF؛ دورادونی و همکاران، 2023)، مقیاس بهزیستی اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S؛ گنیه، 2003) بود. دادهها به روش همبستگی و مدل معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافتهها: نتایج همبستگی معنیدار بین تمام متغیرها نشان داد (01/0p<). براساس نتایج، نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی به صورت مستقیم 46 درصد (001/0=p، 46/0-=β) و از طریق غیرمستقیم 32 درصد (001/0=p، 32/0-=β) از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین میکند. همچنین نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی 62 درصد (001/0=p، 62/0-=β) از واریانس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی و ارضاء نیازهای بنیادین عمومی 52 درصد (001/0=p، 52/0=β) از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین میکند. نتیجهگیری: نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی با عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی در ارتباط است. نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکههای اجتماعی و عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی، بهزیستی اجتماعی پایین را در کاربران شبکههای اجتماعی پیش بینی میکنند.