اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی ناشی از دلسوزی و تنظیم هیجان در مربیان مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2025.512960.2099
ابوالقاسم یعقوبی، زینب قربانی، محمدرضا روشنائی، محمدرضا ذوقی پایدار
چکیده مقدمه:بعضی از مشاغل از جمله مراقبت از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست دارای اثرات و پیامدهایی بر سلامت روان مربیان میباشد که این امر لزوم مداخلات روانشناختی را در مربیان ضروری میسازد.لذا هدف از این پژوهش،تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی ناشی از دلسوزی و تنظیم هیجان در مربیان مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست بود.
روش:پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مربیان خانم مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست سازمان بهزیستی استان گلستان بود که از بین آنها،تعداد30 نفر از مربیان مراکز سه شهر گالیکش، گنبد کاووس و مینودشت به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه15نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند.ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامههای خستگی از دلسوزی پورنتوی(1996)و تنظیم هیجان گراس و جان(2003)و پروتکل شفقت درمانی بود.گروه آزمایش طی8 جلسه90 دقیقهای تحت درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفت و سپس از آنها پس آزمون گرفته شد. جهت تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تفاوت میانگین نمرات خستگی ناشی از دلسوزی، سرکوب و ارزیابی مجدد (مقیاسهای تنظیم هیجان) بعد از درمان مبتنی بر شفقت در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود(01/0>P)،بهطوری که درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش خستگی ناشی از دلسوزی(01/0>P) و سرکوب هیجانات(01/0>P) و بهبود ارزیابی مجدد هیجانات(01/0>P) شد.
نتیجهگیری:با توجه به اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت، بهکارگیری این روش به عنوان یک راهکار مداخلهای مناسب برای ارتقای سلامت روانی و کاهش فشارهای هیجانی در این گروه از مربیان حائز اهمیت است.
اثر انگیزه تعلق بر رفتار جامعه پسند: نقش میانجی همدلی و خودکارآمدی
دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 17-34
https://doi.org/10.22034/spr.2021.260722.1607
ابوالقاسم یعقوبی، سحر محمدی
چکیده مقدمه: رفتار جامعهپسند شامل رفتارهایی مانند همدلی، نوع دوستی و همکاری با هدف سود رساندن به دیگران است که ارتقاء سطح این رفتار باعث آسانتر شدن تعاملات و بهزیستی جامعه میشود، لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان بود که با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 380 نفر برآورد شد که با استفاده از روش تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس انگیزه تعلق کوادرادو و همکاران(2016)، مقیاس رفتار جامعهپسند، کاپرارا و همکاران (2005)، مقیاس همدلی آلبیرو و همکاران (2009) و خودکارآمدی شرر و همکاران (1982) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، اثر انگیزه تعلق بر همدلی (01/0p< ،32/0β= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/0β = ) معنادار است. اثر خودکارآمدی (01/0p< ،30/0β = ) و همدلی (01/0p< ،37/0β = ) بر رفتارهای جامعهپسند نیز معنادار است. همچنین اثرات غیرمستقیم انگیزه تعلق از طریق همدلی (01/0p< ،92/7Z= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/5Z= ) بر رفتار جامعهپسند معنادار بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان گفت، انگیزه تعلق، همدلی و خودکارآمدی اثر معناداری بر رفتارهای جامعهپسند دانشجویان دارند؛ بنابراین جهت افزایش این رفتارها میتوان آموزشهایی جهت افزایش سطح خودکارآمدی، انگیزه تعلق و همدلی در محیط آموزشی مورد توجه قرار داد.