نویسنده = آرزو اصغری
روانشناسی اجتماعی

ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند در نوجوانان: نقش تعدیل‌گر جنسیت

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 41-52

https://doi.org/10.22034/spr.2025.479827.1990

آرزو اصغری، ساجده صحرانورد

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند در نوجوانان: نقش تعدیل‌گر جنسیت انجام شد.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌آماری پژوهش کلیه دانش‌آموزان مقطع نهم، دهم و یازدهم منطقه 2 شهر گرگان در سال 1402 بود که با استفاده از جدول مورگان 320 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های والدین هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) و رفتارهای جامعه‌پسند لوئیس پنر (2002) بود. داده‌های پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانۀ سلسه مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 یافته‌ها: نتایج به‌ دست آمده نشان داد که والدین هلیکوپتری می‌تواند، نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند را پیش‌بینی کند (05/0>p). ضریب تعیین تعدیل‌شده نشان داد، والدگری هلیکوپتری توانست 23 درصد از واریانس نیازهای بنیادین روانشناختی و 30 درصد رفتارهای جامعه‌پسند را تبیین کند. همچنین جنسیت در رابطۀ والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند دختران نقش تعدیل‌کننده داشت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت، عوامل مختلفی از جمله جنسیت و والدگری هلیکوپتری بر نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند دختران اثر می‌گذارند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش شناخت‌اجتماعی بر همدلی و بی‌تفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری

دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 61-72

https://doi.org/10.22034/spr.2024.434891.1907

آرزو اصغری، میترا نمازی

چکیده مقدمه: قلدری سایبری تبدیل به یک نگرانی رو به افزایش در رویکردهای نظری و روش‌شناختی شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شناخت‌اجتماعی بر همدلی و بی‌تفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری بود.  روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش‌آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 30 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه‌ای مهارت شناخت اجتماعی را آموزش دیدند و گروه گواه در این مدت هیچ‌گونه آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های همدلی اورگاوو و همکاران (2017)، بی‌تفاوتی اخلاقی کاپرارا و کاپانا (2006) و قلدری سایبری آنتیاد و همکاران (2016) بود.  یافته‌ها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه پس از آموزش شناخت اجتماعی از نظر تأثیر بر متغیرهای همدلی و بی‌تفاوتی اخلاقی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p).  نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی آموزش شناخت‌اجتماعی بر همدلی و بی‌تفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری شایسته است که این رویکرد به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی‌گری اضطراب

دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 33-46

https://doi.org/10.22034/spr.2024.405289.1844

آرزو اصغری

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی‌گری اضطراب انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی_ همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه کوثر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 240 دانشجو به شیوه نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه‌های تقلب تحصیلی استفنز و گلباج (2007)، باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و اضطراب بک (1988) بود. یافته‌ها: نتایج همبستگی معنی‌داری بین تمامی متغیرها نشان داد (05/0>P). همچنین درماندگی در برابر تغییر (0316/0)، توقع تأئید از دیگران (0444/0) و خودکنترلی (0327/0) از طریق غیرمستقیم و با میانجی‌گری اضطراب، واریانس گرایش به تقلب در امتحان را تبیین کرد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی‌گری اضطراب بر گرایش به تقلب تأثیر می‌گذارند. با توجه به شاخص‌ها و ضرایب به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت که مدل پیشنهادی برای تدوین مدل علی گرایش به تقلب تحصیلی مناسب بوده و داده‌ها با مدل پژوهش برازش مناسبی داشته است.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 11-9 ساله شهرستان مریوان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330802.1726

بهره عارفی شیخ، آرزو اصغری، اسدالله ویسی

چکیده مقدمه: مهارت‌های اجتماعی می‌تواند، توانایی فرد را برای برقراری ارتباط صحیح با دیگران افزایش دهد و در کاهش کم‌رویی و مؤلفه‌های آن نقش داشته باشد. هدف این پژوهش اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 9-11 سالة شهرستان مریوان بود.
روش: پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تمامی دختران 11-9 ساله مدرسه 22 بهمن مریوان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل دادند که با نمونه‌گیری در دسترس، 30 دانش‌آموز انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های مهارت‌های اجتماعی ماتسون (1983) و کم‌رویی استنفورد (1997) استفاده شد. برای گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه‌ای مداخله نمایش درمانی به صورت دو جلسه در هفته اجرا شد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده‌های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، نمایش‌درمانی اثر معناداری بر مهارت‌های اجتماعی (150/57F=، 01/0>P) و کاهش کم‌رویی (91/73F=، 01/0>P) داشت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت، نمایش‌درمانی بر رفتارهای اجتماعی مناسب، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، برتری‌طلبی و اطمینان زیاد به خود و رابطه با همتایان تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین نقش مهمی در کاهش کم‌رویی دختران دارد.