تدوین مدل رابطه پریشانی روانی بر اساس حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش آموز
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 207-225
https://doi.org/10.22034/spr.2026.548968.2187
انسیه بابایی، فهیمه طیبی سعادت، مژگان پورشفیع
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل رابطه پریشانی روانی بر اساس حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش اموز به انجام رسید. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند دانش اموز شهر ملارد و نمونه آماری برابر با 345 نفر بود که از کل مدارس شهر ملارد انتخاب گردید. روش نمونهگیری به صورت خوشهای انجام گرفت. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامهی پریشانی روانشناختی کسلر (2002)، بخشش هارتلند (2005)، روابط بینفردی پیرس و همکاران (1991)، پرسشنامه شخصیتی نئو (1992) و مقیاس حمایت اجتماعی زیمتو همکاران (1988) استفاده گردید. به منظور تحلیل آماری از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافتهها:یافته ها نشان داد که ضریب مسیر استاندارد حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه در مادران دارای فرزند دانش اموزبه میزان 23/0،38/0 و 21/0 محاسبه شد که نشان گر معنادار بودن این روابط بود (01/0>P). و از سویی، بخشش دارای نقش میانجی گری در رابطه حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش اموزبود (01/0>P). نتیجهگیری: نقش میانجی گری بخشش بر خلق پیامدهای مثبت روانی و کاهش پریشانی و آسیبهای روانی اثرگذار باشد. بر این اساس، به روانشناسان و مشاوران پیشنهاد میشود که با توجه به نقش میانجیگرانه بخشش، در حوزه درمان و آموزش از سودمندی بخشش بهره بگیرند.
پیشبینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری هوش هیجانی در دانشآموزان
دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 17-30
https://doi.org/10.22034/spr.2025.450073.1939
فتاح ویسی، انسیه بابایی، عباس احمدی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری هوش هیجانی در دانشآموزان انجام شد.
روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمالکاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. دادههای پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانشآموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام بهگام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمالکاری تحصیلی 731/0 از گرایش به مصرف مواد را تبیین میکند.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر میتواند در زمینه برنامهریزی و اتخاذ سیاستهای مقتضی جهت ارائه برنامههای آموزشی به خانوادهها و دانش آموزان آنها مفید باشد.
رابطه شفقت بهخود و خوشبینی در دانشآموزان: نقش واسطهای سازگاری اجتماعی
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 65-84
https://doi.org/10.22034/spr.2022.314005.1699
طاهره گلستانی بخت، انسیه بابایی، معراج کریمی، عباس احمدی
چکیده مقدمه: در همۀ جوامع شیوة رفتار کودکان و نوجوانان از دغدغههای اساسی نظام تعلیم و تربیت و خانوادهها است و سازگاری اجتماعی مهمترین جنبه رشد اجتماعی هر فرد است که در ارتباط با افراد مختلف و همچنین موفقیت شغلی و تحصیلی افراد اثرگذار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه شفقت بهخود و خوشبینی در دانشآموزان، نقش واسطهای سازگاری اجتماعی انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و طرح پژوهش، همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش، شامل تمامی دانشآموزان دختر مقطع اول متوسطه شهرستان اسلامشهر در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با توجه به فرمول کوکران 378 نفر به صورت نمونهگیری در دسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه شفقت بهخود نف (2003)، خوشبینی گترسوم (1982) و پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل (1961) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر در معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که شفقت بهخود، خوشبینی و سازگاری اجتماعی دارای همبستگی مثبت معنادار هستند (01/0>p). همچنین سازگاری اجتماعی در رابطه بین شفقت بهخود و خوشبینی دارای نقش واسطهای بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش از طریق طراحی برنامههای مبتنی بر بهبود خوشبینی و شفقت بهخود میتوان سازگاری اجتماعی را ارتقاء داد.