ارزیابی مدل ایدهپردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجیگری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی بهعنوان یک آسیب اجتماعی
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 193-214
https://doi.org/10.22034/spr.2026.532568.2154
محمود نجفی، نرجس عامری
چکیده مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبرانناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی میگذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایدهپردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامههای آسیبهای دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایدهپردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچالوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایدهپردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایدهپردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0P<).
نتیجهگیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایینتر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکلگیری افکار خودکشی بهویژه نسبت به عوامل میانجی میتوان، مقدماتی برای طراحی برنامههای آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست.
بررسی رابطه اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری: نقش تنظیم هیجان بهعنوان متغیر میانجی
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 241-266
https://doi.org/10.22034/spr.2026.535817.2165
محمد علی محمدی فر، فاطمه خداپناه
چکیده مقدمه: قربانی قلدری بهعنوان یکی از پدیدههای شایع در محیطهای آموزشی و اجتماعی، تهدیدی جدی برای سلامت روان، عزتنفس و کیفیت زندگی افراد بهویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب میشود. تجربه مکرر قلدری میتواند منجر به مشکلاتی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و کنارهگیری اجتماعی گردد و حتی پیامدهای بلندمدتی بر رشد هیجانی و روابط اجتماعی افراد برجای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجان در میان دانشآموزان انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰4–۱۴۰3 بود که از میان آنها 368 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای قربانی قلدری کالیفرنیا ( فلیکس و همکاران،2011)، اضطراب اجتماعی (جرابک، ۱۹۹۶)، انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی، ۱۳۸۳) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) بود. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری و نرمافزار SPSS26 و AMOS24 انجام گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی (01/0<P، 30/0β =)، انزوای اجتماعی (05/0<P، 25/0 β =)، تنظیم هیجان (001/0<P، 50/0β =) با قربانی قلدری و بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 45/0-β =) و انزوای اجتماعی (001/0<P، 40/0-β =) با تنظیم هیجان رابطهی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد که تنظیم هیجان رابطه بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 22/0-β =) وانزوای اجتماعی (001/0<P، 20/0-β =) با قربانی قلدری را میانجیگری میکند. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی میتوانند خطر قربانیشدن در قلدری را افزایش دهند، اما تنظیم هیجان بهعنوان یک متغیر میانجی مؤثر میتواند نقش محافظتی ایفا کرده و این ارتباط را تعدیل نماید. بر این اساس، تقویت مهارتهای تنظیم هیجان در دانشآموزان میتواند به کاهش آسیبهای ناشی از قلدری در مدارس کمک کند.
اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی ناشی از دلسوزی و تنظیم هیجان در مربیان مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2025.512960.2099
ابوالقاسم یعقوبی، زینب قربانی، محمدرضا روشنائی، محمدرضا ذوقی پایدار
چکیده مقدمه:بعضی از مشاغل از جمله مراقبت از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست دارای اثرات و پیامدهایی بر سلامت روان مربیان میباشد که این امر لزوم مداخلات روانشناختی را در مربیان ضروری میسازد.لذا هدف از این پژوهش،تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی ناشی از دلسوزی و تنظیم هیجان در مربیان مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست بود.
روش:پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مربیان خانم مراکز نگهداری از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست سازمان بهزیستی استان گلستان بود که از بین آنها،تعداد30 نفر از مربیان مراکز سه شهر گالیکش، گنبد کاووس و مینودشت به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه15نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند.ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامههای خستگی از دلسوزی پورنتوی(1996)و تنظیم هیجان گراس و جان(2003)و پروتکل شفقت درمانی بود.گروه آزمایش طی8 جلسه90 دقیقهای تحت درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفت و سپس از آنها پس آزمون گرفته شد. جهت تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تفاوت میانگین نمرات خستگی ناشی از دلسوزی، سرکوب و ارزیابی مجدد (مقیاسهای تنظیم هیجان) بعد از درمان مبتنی بر شفقت در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود(01/0>P)،بهطوری که درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش خستگی ناشی از دلسوزی(01/0>P) و سرکوب هیجانات(01/0>P) و بهبود ارزیابی مجدد هیجانات(01/0>P) شد.
نتیجهگیری:با توجه به اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت، بهکارگیری این روش به عنوان یک راهکار مداخلهای مناسب برای ارتقای سلامت روانی و کاهش فشارهای هیجانی در این گروه از مربیان حائز اهمیت است.
مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و بهنجار
دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 17-32
https://doi.org/10.22034/spr.2025.475428.2009
زهره رافضی، معصومه فاتحی خان قشلاقی
چکیده مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفههای بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار میروند که نقش تعیینکنندهای در کیفیت روابط بینفردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود.
روش: این مطالعه به شیوه علی- مقایسهای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیۀ دانشآموزان پایۀ ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل میدادند که از میان آنها، ۹۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقهبندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنادار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . بهطور خاص، کودکان بهنجار در شاخصهای کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برونریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروههای دیگر کسب کردند.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آنها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و بهکارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیینکننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از اینرو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهشهای آینده با استفاده از طرحهای طولی و روشهای ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه میشود.
نقش میانجی تنظیم هیجان در رابطه بین تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 189-202
https://doi.org/10.22034/spr.2025.497783.2054
ستوده فلاح، موسی کافی، عباس ابوالقاسمی
چکیده مقدمه: یکی از مهمترین مسائل دوران دانشجویی، رابطۀ عاشقانه با جنس مخالف است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تنظیم رفتاری هیجان در رابطۀ تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان انجام شد. روش: روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی و از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 360 دانشجوی کارشناسی دختر و پسر دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1403 بود که بهصورت در دسترس از میان دانشجویان در سال تحصیلی 403-1402 انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاسهای اعتیاد به عشق پیبادی (2005)، تکانشگری بارت (2004)، تنظیم رفتاری هیجان کرایج و گارنفسکی (2019) جمعآوری شد. برای تحلیل دادهها از روشهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است )05/0 RMSEA=و 001/0< (P. همه ضرایب مسیر به جز مسیر تنظیم هیجان سازگار به تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار به اعتیاد به عشق معنادار بود ) 001/0>(P. نتایج نشان داد تنظیم ناسازگارانه هیجان در رابطهی تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان نقش میانجی دارد ) 001/0>(P، ولی اثر غیرمستقیم تنظیم تکانشگری با میانجیگری تنظیم سازگارانه هیجان بر اعتیاد به عشق دانشجویان معنیدار نبود ) 05/0<(P. نتیجهگیری: در این راستا میتوان نتیجه گرفت تنظیم ناسازگار هیجان از طریق ایجاد چرخههای معیوب در روابط به عنوان یک متغیر میانجی عمل کرده و تکانشگری به واسطهی تنظیم هیجان ناسازگار در اعتیاد به عشق دانشجویان نقش مهمی دارد.
بررسی روابط ساختاری سهگانه تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور با تأکید بر نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 15-28
https://doi.org/10.22034/spr.2024.426259.1885
هادی فاضلی راد، مهرانه پیرزاده، بهمن بروکی میلان، ربابه نوری قاسم آبادی
چکیده مقدمه: افزایش چشمگیر درآمیختگی با افراد مشهور در سالهای اخیر، پرسشهای بسیاری در رابطه با مشخصه های شخصیتی و هیجانی اشخاص علاقهمند به افراد مشهور به وجود آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور با نقش میانجیگری دشواری در تنظیم هیجان انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود، از این میان، ۴۵۷ نفر از دانشجویان آقا و خانم از طریق شبکههای مجازی دانشجویی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه دوجین کثیف (جوناسون و وبستر، ۲۰۱۰) و فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (بجوربرگ و همکاران، ۲۰۱۶) استفاده شد و دادهها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد سهگانه تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور رابطه مستقیم و معناداری ندارد، درحالیکه در مسیر غیرمستقیم دشواری در تنظیم هیجان این ارتباط را به طور معناداری میانجیگری میکند (05/0p< ،601/0= b). نتیجهگیری: باتوجه به یافته های پژوهش حاضر میتوان گفت که سه گانه تاریک شخصیت الزاماً با پرستش افراد مشهور همراه نیست. بلکه در واقع، مشکلات تنظیم هیجانی در افراد با سطوح بالاتر صفات تاریک شخصیت میتواند مؤلفهای تعیین کننده در افزایش درآمیختگی با افراد مشهور موردعلاقه باشد.
رابطه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت؛ نقش میانجی تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 113-125
https://doi.org/10.22034/spr.2024.442601.1920
سهیل ابوسعیدی جیرفتی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه، تورج هاشمی نصرت آباد، مریم طالب لو
چکیده مقدمه: گسترش روزافزون استفاده از اینترنت پیامدهای منفی بسیاری به دنبال داشته است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین احساس شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت بود. روش: مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود که تحلیل دادههای آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای تعداد 340 نفر از آنها با بر اساس فرمول کلاین انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای احساس شرم کوهن و همکاران (2011) ، استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان (2010)، تنظیم هیجان گارنفسکی (2006) و پرسشنامه تکانشگری بارات (1995) جمعآوریشد. یافتهها: نتایج نشان داد، بین احساس شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بهواسطهی تکانشگری رابطه وجود دارد. همچنین شاخصهای برازش نشان داد، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. رابطه تجربه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت با میانجیگری تکانشگری (01/0 >p) معنادار بود. اما اثر شرم به واسطهی تنظیم هیجان ناسازگار (05/0 <p) بر استفادههای آسیبزا از اینترنت معنادار نبود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش شناخت تازهای از عوامل مؤثر بر استفادههای آسیبزا از اینترنت ارائه میدهد. با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، تجربه احساس شرم بهواسطهی تکانشگری در استفادههای آسیبزا از اینترنت نقش مهمی دارد
پیشبینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین فردی و راهبردهای تنظیم هیجان ها در افراد متأهل
دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/spr.2024.392643.1829
محمد باهر طالاری، نیلوفر میکائیلی، سیف الله آقاجانی، نرگس حبیبی
چکیده مقدمه: سرخوردگی زناشویی از مهمترین عوامل ایجاد مشکلات و پیامدهای منفی در بین زوجین است که میتواند منجر به طلاق شود. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر این متغیر اهمیت فراوانی دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بینفردی و راهبردهای تنظیم هیجان در افراد متأهل بود. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمام افراد متأهل مراجعهکننده به مراکز سلامت شهرستان زنجان در سال 1400 بود. شرکتکنندگان در پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای دو منطقه از مناطق مختلف شهرستان زنجان انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس سرخوردگی زناشویی MDS، مقیاس تحریف شناختی بینفردی (ICDS)، پرسشنامه نظمجویی شناختیهیجان (CERQ-P) و پرسشنامه بخشودگی بینفردی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS (نسخه ۲۴) با استفاده از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری (05/0 P<) انجام شد. یافته ها: نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که بین تحریفهای شناختی، بخشودگی بینفردی و راهبردهای تنظیم هیجان با سرخوردگی زناشویی، همبستگی چندگانه 0/41 وجود دارد (p<0/05). همچنین 17 درصد از واریانس سرخوردگی زناشویی توسط متغیرهای پیشبین به طور معناداری تبیین میشود (p<0/001). بخشش بین فردی دارای بیشترین سهم در تبیین واریانس سرخوردگی زناشویی است. نتیجهگیری: سرخوردگی زناشویی زوجین تحت تأثیر عوامل درونفردی و بینفردی مختلفی قرار دارد. از این رو، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سرخوردگی زناشویی و استفاده از نتایج آن به شکل کاربردی و مداخلهای، تأثیرات بسیاری بر بهبود روابط زوجین دارد.
بررسی نقش توانمندیهای منش والدین در تبیین اجتماعی سازی هیجانی با توجه به نقش میانجیگری نظمبخشی هیجان
دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 45-60
https://doi.org/10.22034/spr.2023.381953.1815
علیرضا شریفی اردانی، فاطمه یاوری، فریده سادات سجادی پور، سمیه یزدانی، غلام رضا اکرمی ابرقوئی
چکیده مقدمه: ویژگیها و صفات والدین نقش مهمی در نحوه اجتماعی سازی فرزندانشان به لحاظ هیجانی دارند، از این رو هدف این پژوهش، بررسی نقش توانمندیهای منش والدین در تبیین سبکهای اجتماعی سازی هیجانی فرزندان با توجه به نقش میانجی گر نظمبخشی هیجان بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی بود. جامعه آماری والدین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بود. حجم نمونه 300 نفر و با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند که در نهایت 286 نفر پرسشنامهها را تکمیل کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای شیوههای برخورد با هیجانات منفی کودکان (CCNES)، مشکلات در نظمبخشی هیجانی (DERS) و آزمون مختصر توانمندیهای منش (BST) بودند. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS23 و همچنین جهت انجام معادلات ساختاری از نرم افزار PLS-SEM3 استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که توانمندی منش تبیینکننده CCNE حمایتی (18/0=β، 16/0= p) نبود، اما به طور منفی تبیینکننده CCNE غیر حمایتی (57/0-=β، 001/0=p) بود. توانمندیهای منش والدین تبیینکننده مثبت تنظیم هیجان (55/0=β، 001/0= p) بود. یافتهها نشان داد تنظیم هیجان تبیینکننده CCNE حمایتی (09/0-=β،59/0= p) و CCNE غیر حمایتی (07/0-=β،73/0= p) نیست. اثرات غیرمستقیم توانمندی منش والدین به CCNE حمایتی و غیر حمایتی با توجه به نقش واسطهای تنظیم هیجانی غیر معنیدار است.
نتیجهگیری: به طور کلی بر اساس نتایج میتوان گفت که توانمندیهای منش شخصیت که تشکیلدهنده فضیلتهای انسان هستند، میتوانند منجر به افزایش تنظیم هیجانی و همچنین منجر به کاهش برخوردهای غیر حمایتی CCNE در والدین گردند.
مقایسه کمالگرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/spr.2022.324076.1712
ستاره حدادی، محمدرضا تمنایی فر
چکیده مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از ناتوان کنندهترین اختلالات اضطرابی است که از ابتدای نوجوانی نشانههای آن آغاز شده و تا دورههای بعدی تحول ادامه پیدا میکند. این اختلال در زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی، زندگی شغلی و سایر ابعاد عملکردی فرد نابسامانیهایی به وجود میآورد. از این رو، شناسایی ویژگیهای مبتلایان اهمیت ویژهای دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و اضطراب اجتماعی پایین بود.
روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسهای بود. جامعه آماری این پژوهش، همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونهی مورد مطالعه 329 نفر از دانش آموزان بودند که با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور (2000)، پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) و پرسشنامه نشخوار فکری هوکسما (1993) بود.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دانش آموزان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین در کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری تفاوت معناداری (5 0/0 > p) وجود دارد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا تاکید میکند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلههای آموزشی_ درمانی برای نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا دارد.
مدلسازی معادلات ساختاری رابطه ذهن آگاهی و رفتار خرید آنی: نقش واسطهای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان
دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 111-128
https://doi.org/10.22034/spr.2021.250985.1565
مینو سادات امین زاده، فریبرز باقری
چکیده مقدمه: رفتار خرید آنی میتواند، تبعات منفی بسیاری برای فرد به دنبال داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین ذهن آگاهی و رفتار خرید آنی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر طرح همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام مصرف کنندگان و خریداران 65-18 سال شهر تهران بود که با توجه به ملاک های ورود تعداد 242 نفر (157 زن، 85 مرد) به روش نمونه گیری هدفمند برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه استاندارد خرید آنی، پرسشنامه ذهن آگاهی و پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (CERQ) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان و ذهن آگاهی با رفتار خرید ناگهانی دارای همبستگی منفی معنادار هستند و راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان با رفتار خرید ناگهانی دارای همبستگی مثبت معنادار بود (01/0P<). همچنین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین ذهن آگاهی و رفتار خرید آنی دارای نقش واسطهای بود. نتیجه گیری: بنابراین از طریق طراحی برنامههای مبتنی بر بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و ذهنآگاهی میتوان به اصلاح رفتار خرید آنی پرداخت.
طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیامدهای مشاهده بینزاکتی در محیط کار
دوره 7، شماره 28، زمستان 1396، صفحه 23-40
سارا درخور، نسرین ارشدی، اسماعیل هاشمی
چکیده مقدمه: مشاهده بینزاکتی در محیط کار سازهای نسبتاً جدید است. هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیامدهای مشاهده بینزاکتی در محیط کار بود.
روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان شرکت ملی حفاری ایران در شهر اهواز بود. از این جامعه 221 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بهعنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. شرکتکنندگان در پژوهش پرسشنامههای مشاهده بینزاکتی در محیط کار (کورتینا و همکاران، 2001)، تنظیم هیجان (نیون و همکاران، 2011)، عاطفه منفی (واتسون و همکاران، 1988)، فرسودگی عاطفی (مسلچ و جکسون، 1981)، خشنودی شغلی (اندروز و ویتی، 1976)، کنارهگیری از کار-شغل (هانیچ و هولین، 1990) و تفکر خصمانه (گرینگلاس و جولکانن، 1989) را تکمیل نمودند. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM)و نرمافزارهای AMOS و SPSS ویراست 22 انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی با دادهها برخوردار است. برازش بهتر از طریق حذف 1 مسیر غیرمعنیدار و استفاده از روش دستهبندی مادهها حاصل شد.یافتهها همچنین حاکی از رابطه معنیدار مشاهده بینزاکتی در محیط کار با تنظیم هیجان، عاطفه منفی، فرسودگی عاطفی، خشنودی شغلی، کنارهگیری از کار-شغل و تفکر خصمانه بودند. نقش واسطهای تنظیم هیجان و عاطفه منفی نیز در رابطه بین مشاهده بینزاکتی در محیط کار با فرسودگی عاطفی، خشنودی شغلی، کنارهگیری از کار-شغل و تفکر خصمانه مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر در ارتباط با پیامدهای زیانبار مشاهده بینزاکتی در محیط کار، مدیران سازمانها میبایست نسبت به این موضوع توجه ویژه داشته باشند.