کلیدواژه‌ها = خشم
روانشناسی اجتماعی

اثربخشی روایت درمانی مواجه ه­ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک شده و خشم کودکان با ترومای پیچیده

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2025.515967.2109

مهشید کیوانلو، حانیه سعیدی، فاطمه گوهری، سارا سیدموسوی، حسین قمری کیوی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک‌شده و خشم کودکان دارای ترومای پیچیده انجام شد. کودکان مبتلا به ترومای پیچیده معمولاً سطوح بالایی از استرس ادراک‌شده و خشم را تجربه می‌کنند که می‌تواند عملکردهای روان‌شناختی و اجتماعی آنان را مختل سازد.
روش: طرح پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان ۹ و ۱۰ ساله مبتلا به ترومای پیچیده بود که در سال ۱۴۰۳ توسط سازمان بهزیستی شهر اردبیل معرفی شدند. نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد و ۳۰ نفر از کودکان به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای در معرض مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه قرار گرفت، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترومای پیچیده برنشتاین و همکاران (۲۰۰۳)، پرسشنامه استرس ادراک‌شده کوهن و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خشم حالت ـ صفت اسپیلبرگر و همکاران (۱۹۹۹) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه تأثیر معناداری بر کاهش استرس ادراک‌شده (05/0P<) و خشم (05/0P<) در کودکان دارای ترومای پیچیده دارد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش استرس ادراک‌شده و خشم این کودکان نقش داشته و به بهبود روابط اجتماعی، کاهش افکار منفی و ارتقای الگوهای رفتاری و هیجانی آنان کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

نقش خودپنداره و بهزیستی مدرسه در میزان خشم دانش‌آموزان پسر

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 41-52

https://doi.org/10.22034/spr.2025.461534.1955

زهرا حسین زاده ملکی، مهسا قانع، بهناز شیدعنبرانی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی خشم پسران نوجوان بر اساس خودپنداره و بهزیستی مدرسه انجام شد. روش: حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران حدود 170 نفر بود که در نیم‌سال نخست تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهر (1999)، مقیاس خودپنداره کودکان پیرز-هریس (1969) و سیاهه 2 خشم صفت-حالت اسپیلبرگر (1999) بود. بعد از کنار گذاشتن پرسشنامه‌های ناقص، برای تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
 یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای پیش‌بین (خودپنداره و بهزیستی مدرسه) با متغیر ملاک (میزان خشم) این پژوهش در پسران نوجوان همبستگی معناداری وجود دارد (05/0>P). در مدل پیش‌بینی حالت خشم، علاقمندی به‌مدرسه (001/0>P، 42/0-=β)، خودکارآمدی ادراک­شده تحصیلی (022/0>P، 20/0-=β) و خودپنداره (007/0>P، 22/0-=β) قادر به تبیین 29 درصد واریانس میزان خشم هستند (29/0=R2). در مدل پیش‌بینی صفت خشم، علاقمندی به‌مدرسه (029/0>P، 20/0-=β)، خودکارآمدی ادراک­شده تحصیلی (048/0>P، 18/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 33/0-=β) 17 درصد واریانس میزان خشم را پیش­بینی می­کنند (29/0=R2). در نهایت در مدل پیش‌بینی شاخص بیان خشم، علاقمندی به‌مدرسه (002/0>P، 26/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 25/0-=β) قادر به تبیین 31درصد از واریانس متغیر ملاک (میزان خشم) هستند (31/0=R2).
نتیجه­ گیری: ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﯾﻦ پژوﻫﺶ در ﻫمگرایی ﺑـﺎ ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫـﺎی پیشین ﻧﺸﺎن داد، خودپنداره و بهزیستی مدرسه در پیش‌بینی خشم حالت-صفت پسران نوجوان، ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.

تأثیر آموزش مهارت‌های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی و خشم نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست شهرستان تهران

دوره 11، شماره 44، زمستان 1400، صفحه 165-182

https://doi.org/10.22034/spr.2022.302114.1673

محمود برجعلی، عرفان برهانی

چکیده مقدمه: همه انسان‌ها برای دست‌یابی به زندگی بهتر به آموختن مهارت‌های ارتباطی نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر تأثیر آموزش مهارت‌های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی و خشم نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست شهر تهران می‌باشد. روش: روش پژوهش کاربردی، شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست شهر تهران بود. تعداد 16 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 8 نفره‌ کنترل و آزمایش تقسیم شدند. برای گروه آزمایش آموزش مهارت‌های ارتباطی در 9 جلسه‌‌ی نود دقیقه‌ای برگزار گردید. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌های اضطراب اجتماعی لاجرکا (1999) و خشم اسپیلبرگر (1999) بود. پس از تحلیل داده‌ها و نمرات، برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل کواریانس استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد، آموزش مهارت‌های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی ‌(F<0.05) و خشم نوجوانان (02/0) با توجه به سطح معناداری(05/0) تأثیر‌گذار بوده است. نتیجه‌گیری: فقدان مهارت‌های ارتباطی باعث افزایش اضطراب اجتماعی و خشم بین نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست می‌گردد و مشکلات اجتماعی زیادی به بار می‌آورد، توصیه می‌شود؛ مهارت‌های ارتباطی در مراکز نگهداری شبانه‌روزی و نیمه‌متمرکز کودکان و نوجوانان دارای آسیب های اجتماعی استفاده شود تا آن‌ها مهمترین اصل زیستن، یعنی باور داشتن خودشان را بیاموزند.  

مقایسه واکنش روانی به تعیین قیمت اجاره منزل در دوره کرونا در دو الگوی لیندسی و دیلارد و شن

دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 75-92

https://doi.org/10.22034/spr.2021.280962.1634

هاجر براتی، حمیدرضا عریضی

چکیده مقدمه: نظریه واکنش روانی فرض می‌کند که افراد هنگام دریافت پیامی که آزادی آنها را مورد تهدید قرار می‌دهد؛ با مقاومت به آن پیام واکنش نشان می‌دهند. موجران، تمایل دارند خود، قیمت اجاره منزل خود را تعیین کنند. در زمان کرونا که دولت نرخ پایین‌تری را برای افزایش اجاره سنواتی تعیین کرد؛ موقعیت مناسبی برای سنجش این فرضیه پیش آمد. دو الگوی واکنش روانی یکی شامل تهدید به آزادی (دیلارد و شن،2005) و دیگری بدون آن (لیندسی، 20005) وجود دارد که هدف پژوهش حاضر، مقایسه آنهاست.
روش: نمونه­ی پژوهش شامل 395 نفر از موجران شهر اصفهان و بهارستان و سپاهان‌شهر بودند که به شیوه­ی در دسترس انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‌های نگرش (مورگان و میلر،2002)، قصد رفتاری (مورگان،2008)، تهدید آزادی (دیلارد و شن (۲۰۰۵)؛ لیندسی (۲۰۰۵))، واکنش روانی (دیلارد و شن،۲۰۰۵)، مقیاس ترمیم واکنشی (RRS) (کوئیک و استفنسون،2008)، ارزیابی منبع (میلر و همکاران،2007)، خشم (دیلارد و شن،2005) و شناخت منفی (دیلارد و شن، ۲۰۰۵) پاسخ دادند. برای تحلیل داده­ها از مدل‌های معادلات ساختاری(SEM) و مدلهای نظریه سؤال-پاسخ (IRM) استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که الگوی دیلارد و شن (۲۰۰۵) از برازش کافی برخوردار است و نسبت به الگوی لیندسی (۲۰۰۵) برازش بهتری دارد. در واقع واکنش روانی علاوه بر این که بر متغیرهای دیگر (انگیزش، نگرش و منبع ارزیابی) اثر دارد؛ خود، خشم و شناخت منفی را باز تولید می‌کند و در نظر گرفتن این دو مؤلفه هیجانی و شناختی ویژگی‌های ساختاری مدل را بهتر می‌کند.
نتیجه‌گیری: توصیه می‌گردد، پیام­رسان­ها پیام را به نحوی که واکنش روانی کمتری ایجاد کند؛ تدوین و ارائه نمایند تا خشم و شناخت منفی کمتری حاصل شود.

الگوی ساختاری رابطه‌ی ادراک بی‌عدالتی با بی‌نزاکتی در محیط کار: نقش میانجیگرانه‌ی خشم

دوره 7، شماره 26، تابستان 1396

علی مهداد، محمدرضا نجفیان

چکیده مقدمه: نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که رفتارهای منفی در محیط کار پیامدهای فردی و سازمانی متعددی را به دنبال دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه‌ی ادراک بی‌عدالتی‌ سازمانی با بی‌نزاکتی در محیط ‌کار و با میانجیگری خشم انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه‌‌ی کارکنان اداره کل آموزش‌وپرورش استان اصفهان و نواحی شش‌گانه‌ی آن به تعداد 862 نفر بودند که از بین آن‌ها 218 نفر به‌صورت طبقه‌ای در دسترس (سهل‌الوصول) انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه‌ی ادراک بی‌عدالتی‌ سازمانی نیهوف و مورمن (1993)، پرسشنامه‌ی خشم در محیط ‌کار ون الدران، میس و کومپرو (1997) و پرسشنامه‌ی بی‌نزاکتی در محیط کار بلو و اندرسون (2005) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و الگوسازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته‌ها: نتایج نشان داد که رابطه‌ی بین ادراک بی‌عدالتی‌ تعاملی با خشم و بی‌نزاکتی، و رابطه‌ی خشم با بی‌نزاکتی در سطح (01/0p

نقش واسطه‌ای عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی و خشم در رابطه بین رفتار کنترلی ادراک‌شده و زورگویی

دوره 6، شماره 22، تابستان 1395

مژگان سپاه منصور، عطیه امراللهی بیوکی

چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رفتار کنترلی ادراک‌شده و زورگویی، و نقش واسطه‏ای عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی و خشم در این رابطه بود. روش: تعداد 480 نفر ار دانش‏آموزان شهر تهران به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شده و به پرسش‌نامه‏های رفتار کنترلی ادراک‌شده (بارثولومیو و همکاران،2010)، پرسش‌نامه عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی (بارثولومیو و همکاران، 2011) و پرسش‌نامه زورگویی و خشم (بوسورث و همکاران، 1999) پاسخ دادند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی بر خشم و زورگویی اثر مستقیم و مثبت و تأثیر خشم بر زورگویی مثبت و معنادار است. تأثیر توجه مشروط منفی، تهدید و ارعاب و کنترل بیش‌ازحد رفتار بر عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی مثبت و معنادار است؛ اما تأثیر کنترل با تحسین/پاداش بر عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی معنادار نیست. تأثیر غیرمستقیم توجه مشروط منفی، تهدید و ارعاب و کنترل بیش‌ازحد رفتار بر خشم و زورگویی مثبت و معنادار است. تأثیر غیرمستقیم عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی بر زورگویی مثبت و معنادار است. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نقش رفتار کنترلی ادراک‌شده و عدم ارضای نیازهای روان‌شناختی بر خشم و زورگویی را مورد تأکید قرار می‌دهند.