کلیدواژه‌ها = سلامت اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

رابطه بین ادراک خطر و اعتیاد با میانجی گری سلامت اجتماعی در موتور سواران شهر تهران

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.518820.2116

مهناز مغانلو، مجید توکلی فرد

چکیده مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه ادراک خطر و اعتیاد با توجه به نقش میانجی سلامت اجتماعی در بین موتورسیکلت سواران منطقه 12 شهرداری تهران بود.
روش: مطالعه حاضر همبستگی از انواع مطالعات ارتباطی بود که با روش تحلیل رگرسیون ادراک خطر توسط اعتیاد و متغیر میانجی سلامت اجتماعی پیش‌بینی شد. جامعه آماری، کلیه موتورسیکلت سواران مراجعه کننده به کلینیک‌های ترک اعتیاد منطقه 12 شهرداری تهران در بازه زمانی سال 1402-1403 بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند، 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های ادراک خطر موتورسیکلت سواران الیوت و همکاران (2008)، پرسش نامه اختلال مصرف مواد برمن و همکاران (2005) و پرسش‌نامه سلامت اجتماعی صفاری‌نیا (1399) پاسخ دادند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل رگرسیون گام‌‌ به‌گام نشان داد که اعتیاد با ضریب بتای 1/22- ادراک خطر را پیش‌بینی می‌کند، سلامت اجتماعی با بتای 146/0 و ابعاد آن به ترتیب شکوفایی اجتماعی 111/0، انسجام اجتماعی 282/0، پذیرش اجتماعی 615/0 و مشارکت اجتماعی 662/0 ادراک خطر را پیش‌بینی می‌کنند و سلامت اجتماع بر اعتیاد با ضریب همبستگی 223/0- اثر دارند و این روابط معنی‌دار می‌‌باشند.
نتیجه‌گیری: بنابراین اعتیاد می‌تواند سطح ادراک خطر موتورسیکلت سواران را از طریق تاثیر میزان سلامت اجتماعی بر ادراک خطر در فرد موتور‌سوار، کاهش دهد و منجر به حوادث شود.

روانشناسی اجتماعی

رابطه تاب‌آوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی در دانشجویان: نقش تعدیلی خود‌دلسوزی

دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 45-64

https://doi.org/10.22034/spr.2022.318792.1703

سمیه غنچه، رضا گل پور

چکیده مقدمه: مفهوم سلامت اجتماعی، مفهومی است که در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. ارتقاء سلامت اجتماعی در برگیرنده­ی زمینه­های اقدام اجتماعی برای توسعه سطح سلامت است؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تاب­آوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی با نقش تعدیلی خود‌دلسوزی در دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1400-1399 بود که بر اساس جدول مورگان 364 نفر با روش نمونه­گیری خوشه­ای با خوشه­بندی دانشگاه بر اساس رشته و سپس انتخاب رشته به‌­صورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های سلامت اجتماعی کیز و شاپیرو (2004)، مقیاس خود‌دلسوزی نف (2003)، پرسشنامه تاب­آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1998) مورد نظر به صورت آنلاین پاسخ دادند.
یافته‌ها: تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد، مؤلفه­ی تاب­آوری 34 درصد و حمایت اجتماعی 27 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیش­بینی می­کند. همچنین تاب­آوری و حمایت اجتماعی به صورت غیرمستقیم و با نقش تعدیلی خود‌دلسوزی به­ترتیب 24 و 4 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیش­بینی می­کنند. خود‌دلسوزی نیز به میزان 39 درصد در تبیین سلامت اجتماعی به صورت مثبت تأثیر دارد.
نتیجه‌گیری: سلامت اجتماعی را می‌توان از طریق عواملی مانند تاب­آوری و حمایت اجتماعی افزایش داد و در این بین هر قدر میزان خود‌دلسوزی افراد بیشتر باشد، این امر می‌تواند، مناسبتر انجام پذیرد.

نقش سلامت روانی و اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 21-42

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127712

فاطمه صمدی، مجتبی دلیر

چکیده مقدمه:با افزایش سالمندان مساله بهداشت، سلامت و تامین آسایش آنان در جامعه هرروز ابعاد گسترده‌ای پیدا میکند. هدف این پژوهش، تعیین نقش سلامت روانی و اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند بود.
روش:این پژوهش از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد.جامعۀ آماری پژوهش، زنان سالمند شهر تهران بود که از میان این زنان سالمند، 220 نفر به‌صورت روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های سلامت روانی فرم کوتاه (نجّاریان و داوودی،1380)، سلامت اجتماعی (کییز،2004) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن،2000) به-دست آمدند. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون تحلیل شد.
یافته‌ها:یافته‌ها نشان داد که سلامت روانی و اجتماعی با سلامت جنسی زنان سالمند ارتباط معناداری دارد (p <0.01). مولفه‌های سلامت روانی (حساسیت بین فردی و روابط متقابل، افسردگی، اضطراب، ترس مرضی، اندیشه پردازی پارانوئیدی، روان گسسته گرایی و پرخاشگری به‌غیر از شکایت جسمانی و وسواس_اجبار) به‌صورت معکوس و معنادار و مولفه‌های سلامت اجتماعی (شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی) به‌صورت مستقیم و معنادار با سلامت جنسی زنان سالمند در ارتباط بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سلامت روانی و اجتماعی، پیش‌بینی کنندۀ سلامت جنسی زنان سالمند است، همچنین سلامت روانی نسبت به سلامت اجتماعی پیش بین قوی‌تری به‌حساب می‌آید.
نتیجه گیری:بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که عملکرد جنسی زنان یک فرایند چند بعدی است و بهنظر میرسد عواملی همچون مولفه‌های روانی مثل اضطراب، افسردگی و مولفه‌های اجتماعی از جمله پذیرش اجتماعی، بطور موثرتری بر سلامت جنسی زنان اثر می-گذارند.

تدوین ابعاد اجتماعی سلامت از منظر مدیریت شهری

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 41-64

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114688

شیلر کیخاونی، مجید صفاری نیا، احمد علی پور، ولی الله فرزاد

چکیده مقدمه:  ارتقاء سلامت اجتماعی در بعد کلان در هر جامعه‌ای نشانه‌ای از رفاه و پیشرفت است و این امر بدون تهیه مدلی بومی و کارکردی متناسب با شرایط جامعه امکان پذیر نمی‌باشد. پژوهش حاضر به تدوین شاخص‌های سلامت اجتماعی از منظر مدیریت شهری می‌پردازد.
روش: به منظور تدوین ابعاد اجتماعی سلامت از منظر مدیریت شهری از روش زمینه‌یابی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش عبارت بودند از کلیه خبرگان در حوزه سلامت اجتماعی و مدیران شهری که 311 نفر از آن ها به شیوه در دسترس از شهر تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از  پرسشنامه محقق ساخته با 20 شاخص و 114 نشانگر، دارای آلفای کرونباخ 975/0 بود که با استفاده از روش زمینه‌یابی (مصاحبه، گروه کانونی و دلفی) مطابق نظر گروهی از خبرگان سلامت اجتماعی و مدیران ارشد شهری جهت بررسی شاخص‌های سلامت اجتماعی از منظر مدیریت شهری در ایران طراحی گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و تدوین شاخص‌ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل اکتشافی حاکی از وجود  20 شاخص و 114 نشانگر  به عنوان مؤلفه‌های اجتماعی سلامت از منظر مدیریت شهری بود.
نتیجه‌گیری: با شناسایی شاخص‌ها و نشانگرهای سلامت اجتماعی شهری می‌توان آنها را در ایران اعتباریابی و هنجاریابی نمود و با تهیه چک لیستی مبنی بر این مدل، می‌توان به ارتقاء سلامت اجتماعی در طرح ها و پروژه‌های شهری کمک کرد.

بررسی رابطه سرمایه‌های روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 83-100

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114694

سارا قربانی، محمد رضا جهانی زاده، سید مهران میربد، لیلا امیدی

چکیده مقدمه: سلامت اجتماعی از اساسی‌ترین معیارهای رفاه اجتماعی هر جامعه‌ای است و در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعه‌ای مؤثر است و به ‌نوعی بهزیستن و خوب نگریستن به زندگی و حیات جمعی را برای فرد فراهم می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه‌های روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی انجام شده است.
روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه­های پیام نور حسن آباد و ورزنه در سال تحصیلی 1396-97 بودند که از میان آنها نمونه­ای به حجم 150 نفر به روش نمونه­گیری دردسترس انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده­ها از طریق پرسشنامه­های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، سرمایه اجتماعی بولن و اونیکس (2005)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس (1986) و پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کیز (۲۰۰۴) جمع آوری گردید. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل مسیر در معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته­ها: نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که تنها ضرایب مسیرهای سرمایه اجتماعی به حمایت اجتماعی، سرمایه روانشناختی به سلامت اجتماعی و مسیر حمایت اجتماعی به سلامت اجتماعی مثبت و معنادار است (05/0>Ρ). همچنین نتایج نشان داد که متغیر حمایت اجتماعی نتوانسته است نقش میانجی­گر در رابطه بین سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی ایفا نماید(05/0<Ρ).
نتیجه‌گیری: دانشجویانی که سرمایه روانشناختی و حمایت اجتماعی مطلوب‌تری داشته باشند از سلامت اجتماعی مناسبی برخوردار خواهند بود.

اثربخشی آموزش غنی‌سازی روابط بین فردی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار بر سازگاری روانی- اجتماعی و سلامت اجتماعی زنان متأهل مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 101-116

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114697

مهناز علی اکبری دهکردی، سهیلا دهخدایی

چکیده مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری ناتوان کننده است که مغز و نخاع را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث بروز مشکلات عدیده جسمی و روانی می‌شود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش غنی سازی روابط بین فردی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار بر سازگاری روانی- اجتماعی و سلامت اجتماعی زنان متأهل مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام گرفت.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان متأهل مبتلا به بیماری MS که عضو انجمن ام اس شهر اصفهان در سال 1398 بودند که 30 نفر براساس ملاک‌‌های ورود به مطالعه و به‌ شیوه نمونه‌‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. افراد گروه­ آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه­ای مبتنی بر رویکرد هیجان مدار شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله‌‌‌‌ای صورت نگرفت. آزمودنی­ها در سه مرحله به پرسشنامه­های سازگاری روانی اجتماعی با بیماری دروگتیس و دروگتیس (1990) و پرسشنامه سلامت اجتماعی کیز (۲۰۰۴)  پاسخ دادند. همچنین داده‌‌های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
یافته­ها: جلسات غنی سازی روابط مبتنی بر رویکرد هیجان مدار سبب بهبود سازگاری روانی اجتماعی با بیماری در مرحله پس آزمون و پیگیری شده (01/0>p) و اثر آن در طول زمان نیز ثابت باقی مانده است. درحالیکه مداخله آزموشی تنها در مرحله پس آزمون سبب افزایش سلامت اجتماعی زنان متأهل مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شده است (05/0>p).
نتیجه­گیری: به نظر می­رسد که آموزش غنی سازی روابط بین فردی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار منجر به بهبود سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری و افزایش سلامت اجتماعی زنان متأهل مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شده است.

افکار خودکشی در دانش‌آموزان پسر: نقش خودپنداره، عزت‌نفس و بهزیستی اجتماعی

دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 1-16

سجاد بشرپور، حمیدرضا صمدی فرد

چکیده   مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی در پیش­بینی افکار خودکشی دانش­آموزان پسر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش­آموزان پسر متوسطه شهر اردبیل در سال 1397-1396 بودند که به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای 354 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از ابزارهای خودپنداره (منداگلیو و پی­ریست، 1995)، عزت­نفس (کوپراسمیت، 1967)، سلامت اجتماعی (کییز و شپیرو، 2004) و افکار خودکشی (بک، 1991) استفاده شد. تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که بین خودپنداره (49/0-r=)، عزت­نفس (57/0-r=) و سلامت اجتماعی (59/0-r=) با افکار خودکشی در دانش­آموزان پسر رابطه معنا­داری وجود دارد (05/0p<).همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که خودپنداره 16/0-، عزت­نفس 24/0- و سلامت اجتماعی 29/0- افکار خودکشی دانش­آموزان را پیشبینی میکنند (05/0p<). نتیجه­ گیری: افکار خودکشی دانش­آموزان پسر توسط متغیرهای خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی قابل پیش­بینی است، بنابراین پیشنهاد می‌شود که روانشناسان و مشاوران جهت کاهش افکار خودکشی دانش­آموزان، نقش خودپنداره، عزت­نفس و سلامت اجتماعی را مورد توجه قرار دهند.

مطالعه رابطه سلامت اجتماعی با ارزشهای فرهنگی فردگرایی و جمع گرایی و جامعه پذیری جنسیتی دربین دانشجویان زن و مرد

دوره 7، شماره 25، بهار 1396

محمد حکمی، میترا خاقانی فرد

چکیده در این تحقیق سلامت اجتماعی با ارزشهای فرهنگی فردگرایی و جمع گرایی و جامعه پذیری جنسیتی در بین دانشجویان زن و مرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب مورد مطالعه قرار گرفته است. روش مطالعه توصیفی – پیمایشی و براساس حجم نمونه 218 نفر از دانشجویان زن ومرد بوده است. داده ها از طریق پرسشنامه های سلامت اجتماعی ، فردگرایی و جمع گرایی و جامعه پذیری جنسیتی جمع اوری شده و از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج تحقیق نشان داد میان ابعاد سلامت اجتماعی ، فقط پذیرش اجتماعی با فردگرایی افقی رابطه معنا دار دارد و هیچ کدام از مولفه های سلامت اجتماعی با فردگرایی عمودی رابطه معنی داری نداشت . میان ابعاد سلامت اجتماعی با بعد جمع گرایی افقی رابطه ی معناداری وجود داشت و نیز میان سه بعد انسجام ،انطباق و مشارکت و جمع گرایی عمودی رابطه ی معناداری وجود دارد. بین مولفه های سلامت اجتماعی با جامعه پذیری جنسیتی هیچ رابطه ی معنا داری وجود نداشت . همچنین مولفه های سلامت اجتماعی و ارزشهای فرهنگی فرد گرایی وجمع گرایی سهم تعیین کننده ای در جامعه پذیری جنسیتی داشت .