مدلیابی افسردگی از طریق مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکههای اجتماعی مجازی: بررسی نقش میانجیگری حسادت و نقش تعدیلگر ادراک حمایت همسر
دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 61-78
https://doi.org/10.22034/spr.2022.332100.1733
عاطفه اسحاقی، زهرا نادری نوبندگانی، فهیمه دهقانی
چکیده مقدمه: مخاطرات استفاده از شبکههای اجتماعی موجب شده است، طی دهههای اخیر تحقیقات مختلفی در این حوزه صورت گیرد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی نقش میانجیگری حسادت و نیز نقش تعدیلگر ادراک حمایت همسر در رابطه بین مقایسه اجتماعی رو به بالا و افسردگی در شبکههای اجتماعی مجازی بود.
روش: روش پژوهش همبستگی- مدل معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل افراد متأهل شهر کرمان و نمونه 320 نفر از زنان و مردان این شهر بودند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و از طریق لینکی که برایشان ارسال شد به پرسشنامه محقق ساخته مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکههای اجتماعی مجازی، پرسشنامه افسردگی رادلوف (1991)، پرسشنامه حسادت در شبکههای اجتماعی تاندوک، فروسی و دافی (2015) و مقیاس تجدید نظر شده حمایت در روابط صمیمانه دهل لارسن و لاندرس (2001) پاسخ دادند. سپس دادهها با استفاده از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد، حسادت میتواند؛ نقش میانجی را در رابطه بین مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکههای اجتماعی و افسردگی ایفا کند. همچنین ادراک حمایت همسر توانست در رابطه بین حسادت در شبکههای اجتماعی مجازی و افسردگی را تعدیل کند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان گفت، مقایسه رو به بالا با دیگران علاوه بر تأثیر بر حسادت در شبکههای اجتماعی مجازی میتواند؛ افسردگی را نیز در افراد متأهل افزایش دهد. در این بین ادراک حمایت همسر میتواند در کاهش پیامدهای حسادت ورزی در این شبکهها موثر باشد.
رابطه میان میزان و نوع استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی با هویت اجتماعی زنان شهر تهران
دوره 11، شماره 41، بهار 1400، صفحه 137-159
https://doi.org/10.22034/spr.2021.256392.1588
اکرم بوربور، سمیه تاجیک اسماعیلی
چکیده هدف: رسانهها بهعنوان فراهمکننده، چارچوبهای تجربی برای مخاطبان، نگرشهای کلّی فرهنگی برای تفسیر اطلاعات توسط افراد ایجاد کرده و در نهایت میتواند بر هویت آنان تأثیر بگذارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان میزان و نوع استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی با هویت اجتماعی زنان شهر تهران طراحی و اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- همبستگی است که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازهگیری پرسشنامه انجام شده است. جامعۀ آماری شامل کلیه زنان ساکن شهر تهران در سال 1399، و نمونۀ آماری بر اساس جدول مورگان 300 نفر است. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه مربوط به میزان و نوع استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی که محققساخته بوده و پرسشنامه استاندارد هویت اجتماعی صفارینیا و روشن (1390) استفاده شدهاست. یافتهها: یافتههای حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش از طریق محاسبه ضریب همبستگی رتبهای اسپیرمن و آزمون معنیداری نشان داد که بین میزان استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی در طول شبانهروز، با بعد جمعی هویت زنان رابطه منفی و معنیدار مشاهده میشود(Sig<0/05). بین میزان استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی در طول شبانهروز با بعد فردی هویت اجتماعی زنان شهر تهران رابطه منفی وجود داشته لیکن معنیدار نیست(Sig>0/05). یافتهها همچنین نشان داد میان نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هویت اجتماعی زنان شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، آموزشهای لازم برای زنان در زمینه استفادۀ بهینه از این شبکهها به منظور کاهش آسیبها در حوزه هویت اجتماعی ضروری به نظر میرسد.
شبکههای اجتماعی مجازی و نقش آن در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامتروان دانشآموزان
دوره 6، شماره 21، بهار 1395
مجید سلیمانی
چکیده مقدمه: هدف از مطالعهی حاضر بررسی نقش شبکههای اجتماعی مجازی در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان در دانشآموزان بود. روش: جامعهی آماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان سوم دبیرستان قم بود از میان آنها که 334 نفر با روش نمونهگیری ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها؛ پرسشنامهی محققساختهی میزان استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی، پرسشنامههای اهمالکاری تحصیلی سواری، احساس تنهایی (UCLA) و سلامت عمومی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد استفاده کردن از شبکههای اجتماعی مجازی میتواند اهمالکاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان را در دانشآموزان پیشبینی میکند. همچنین اهمالکاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان با مدت استفاده از شبکههای مجازی، رابطهی مثبت معنادار دارد. نتیجهگیری: شبکههای اجتماعی مجازی بهواسطهی درگیر کردن کاربران خود، ممکن است موجب بروز مشکلاتی در زندگی و وضعیت روانشناختی فرد شود.