رابطه حساسیت به طرد و عزت نفس با قربانی خشونت خانگی در زنان متأهل: نقش واسطهای خود خاموشی
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 37-54
https://doi.org/10.22034/spr.2026.548145.2184
محمد ثابت رو، زهره قنبری، شهریار درگاهی، حسین کارشکی
چکیده مقدمه: قربانی خشونت خانگی نوعی خاص از قربانی خشونت است که میتواند به آسیبهای جسمی و روانی در افراد منجر شود. این پژوهش به بررسی رابطه میان حساسیت به طرد و عزتنفس با قربانی خشونت خانگی و نقش واسطه ای خودخاموشی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی واز نوع همبستگی است وجامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای تجربه قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و بهزیستی شهر بجنورد در سال 1403 بود که 373 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه های خشونت خانگی، حساسیت به طرد، عزت نفس و خودخاموشی را به صورت اینترنتی تکمیل نمودند. جهت تجزیه تحلیل داده های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و به روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS 27 و AMOS 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد متغیر حساسیت به طرد با متغیر وابسته قربانی خشونت خانگی رابطه نداشت (05/0<p) اما رابطه معنی داری بین عزت نفس و خودخاموشی با قربانی خشونت خانگی مشاهده شد (05/0>p).و همچنین نقش میانجی گری کامل خودخاموشی در رابطه بین حساسیت به طرد و قربانی خشونت خانگی و همچنین نقش میانجی جزئی در رابطه بین عزت نفس و قربانی خشونت خانگی مورد تایید قرار گرفت (05/0>p). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، میتوان نتیجه گرفت که خود خاموشی به عنوان یک مکانیسم روانی کلیدی، نقش واسطهای معناداری در تبیین رابطه بین حساسیت به طرد و عزتنفس با قربانی خشونت خانگی ایفا میکند. این یافتهها بر اهمیت توجه به نقش مکانیسمهای روانی درونی مانند خود خاموشی در درک پدیده خشونت خانگی و طراحی مداخلات پیشگیرانه تأکید مینماید.
مدل یابی روابط ساختاری پیشبینی عود مصرف براساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 141-154
https://doi.org/10.22034/spr.2025.484195.2006
علی اکبر گودینی، یونس دوستیان
چکیده مقدمه: اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که نیازمند درمان و حمایت مستمر است. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی روابط ساختاری پیشبینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده، انجام شد. روش: پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر بودند که در سال 1403 به کمپهای ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کرده بودند که 209 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس پیشبینی عود اعتیاد رایت و همکاران (1993)، مقیاس عزتنفس روزنبرگ (1965)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (1988) و استیگمای ادراکشده لوما و همکاران (2013) را تکمیل کردند. دادهها با روشهای همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که استیگمای خود به صورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراکشده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزتنفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β) تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود بهصورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس بر عود مصرف تأثیر دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامههای درمانی میتوانند باهدف قرار دادن افزایش حمایت اجتماعی و عزتنفس، زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در افراد تحت درمان فراهم آورند.
ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی (تتو)
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 29-44
https://doi.org/10.22034/spr.2024.428361.1892
مرضیه هاشمی، فاطمه سنگی
چکیده مقدمه: امروزه انجام تتو یا خالکوبی در سراسر جهان به یک فعالیت پر طرفدار علیالخصوص در میان جوانان تبدیل شده است که این موضوع در ایران بسیار کم مورد پژوهش و توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی (تتو) پرداخت. روش: روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش نیز تمام افراد دارای تتو ساکن شیراز بودند که با روش نمونهگیری در دسترس 183 نفر در بازۀ زمانی بهمن 1400 لغایت مهر 1401 انتخاب شدند. ابزار های پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت (1967)، پرسشنامه نئو فرم کوتاه 60 سؤالی مککری و کاستا (1985) و پرسشنامه شبکهها و رسانههای اجتماعی (جهانبانی،1397). برای تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد حداقل مربعات جزئی و مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافتهها: شاخصهای برازش و ضرایب مسیر نشان دادند که میان عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای تتو ارتباط معناداری وجود ندارد (P<0/05). نتیجهگیری: این نتیجه حاکی از آن است که امروزه با فراگیرشدن استفاده از شبکههای اجتماعی بین تمامی افراد با ویژگیهای مختلف، این نوع ارتباط بهخصوص در جامعه افراد دارای تتو، نقش معناداری در ارتباط عزتنفس و ابعاد مختلف شخصیت بازی نمیکند.
افکار خودکشی در دانشآموزان پسر: نقش خودپنداره، عزتنفس و بهزیستی اجتماعی
دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 1-16
سجاد بشرپور، حمیدرضا صمدی فرد
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودپنداره، عزتنفس و سلامت اجتماعی در پیشبینی افکار خودکشی دانشآموزان پسر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان پسر متوسطه شهر اردبیل در سال 1397-1396 بودند که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای 354 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از ابزارهای خودپنداره (منداگلیو و پیریست، 1995)، عزتنفس (کوپراسمیت، 1967)، سلامت اجتماعی (کییز و شپیرو، 2004) و افکار خودکشی (بک، 1991) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین خودپنداره (49/0-r=)، عزتنفس (57/0-r=) و سلامت اجتماعی (59/0-r=) با افکار خودکشی در دانشآموزان پسر رابطه معناداری وجود دارد (05/0p<).همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که خودپنداره 16/0-، عزتنفس 24/0- و سلامت اجتماعی 29/0- افکار خودکشی دانشآموزان را پیشبینی میکنند (05/0p<). نتیجه گیری: افکار خودکشی دانشآموزان پسر توسط متغیرهای خودپنداره، عزتنفس و سلامت اجتماعی قابل پیشبینی است، بنابراین پیشنهاد میشود که روانشناسان و مشاوران جهت کاهش افکار خودکشی دانشآموزان، نقش خودپنداره، عزتنفس و سلامت اجتماعی را مورد توجه قرار دهند.
مقایسهی تصویر بدن و عزتنفس دانشآموزان دارای پذیرش اجتماعی بالا و پایین
دوره 6، شماره 22، تابستان 1395
مهدی قدرتی میرکوهی، محمد بامدادی سیبنی، فاطمه شیرمحمدی
چکیده مقدمه: پذیرش اجتماعی، یکی از جنبههای مهم در روابط اجتماعی است. هدف از پژوهش حاضر مقایسهی تصویر بدن و عزتنفس دانشآموزانِ دارای پذیرش اجتماعی بالا و پایین بود. روش: پژوهش حاضر از نوع پسرویدادی است. تعداد 360 نفر به روش نمونهگیری خوشهای از میان همهی دانشآموزان قزوین انتخاب شدند. سپس تعداد 108 نفر از این افراد با روش گروهسنجی بهعنوان افراد ستاره و منزوی شناسایی و تحت مطالعه قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرها از پرسشنامهی روابط چندبُعدی بدن-خود (کش، 1990) و مقیاس عزتنفس (روزنبرگ، 1965) استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه انجام شد. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که بین رضایت از تصویر بدنی و عزتنفسِ افراد ستاره و منزوی، تفاوت معناداری وجود داشته و میانگین تصویر بدن و عزتنفس در میان افراد ستاره، بالاتر از افراد منزوی است. همچنین بین تصویر بدن و عزتنفس دختران با پذیرش اجتماعی بالا و پایین تفاوت معناداری وجود دارد. اما در پسران، این تفاوتها معنادار نبود. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به نظر میرسد پذیرش اجتماعی بهویژه در دختران دانشآموز نقش تعیینکنندهای در تصویر بدنی و عزتنفس داشته باشد. همچنین پذیرش اجتماعی بالا در گروه، میتواند تأثیر مثبتی در نگرشهای افراد نسبت به خود داشته باشد.