مدل یابی روابط ساختاری پیشبینی عود مصرف براساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 141-154
https://doi.org/10.22034/spr.2025.484195.2006
علی اکبر گودینی، یونس دوستیان
چکیده مقدمه: اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که نیازمند درمان و حمایت مستمر است. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی روابط ساختاری پیشبینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده، انجام شد. روش: پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر بودند که در سال 1403 به کمپهای ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کرده بودند که 209 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس پیشبینی عود اعتیاد رایت و همکاران (1993)، مقیاس عزتنفس روزنبرگ (1965)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (1988) و استیگمای ادراکشده لوما و همکاران (2013) را تکمیل کردند. دادهها با روشهای همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که استیگمای خود به صورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراکشده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزتنفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β) تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود بهصورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس بر عود مصرف تأثیر دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامههای درمانی میتوانند باهدف قرار دادن افزایش حمایت اجتماعی و عزتنفس، زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در افراد تحت درمان فراهم آورند.
ارزیابی مدل کیفیت زندگی بر اساس مؤلفههای سرمایه روانشناختی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراک-شده و باورهای مذهبی در زنان سرپرست خانوار
دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 75-96
https://doi.org/10.22034/spr.2025.470976.1970
ابراهیم نامنی، ملیحه صالحی
چکیده مقدمه: تحولات زیستی و اجتماعی انسان، افزایش آمار طلاق، افزایش مصرف مواد و عوامل دیگر، روند صعودی سرپرستی زنان را گسترش داده است؛ در نتیجه مطالعه مؤلفههایی همچون کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار حائز اهمیت است،. همچنین، با توجه به آنکه مؤلفههایی همچون حمایت اجتماعی و یاورهای مذهبی به عنوان یک عامل محافظت کننده و حمایتی عمل میکند، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده و باورهای مذهبی در رابطه مؤلفههای سرمایه روانشناختی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات بنیادی و از منظر روش شناسی، توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد مشهد در پاییز و زمستان 1402 بود. از جامعه مذکور 200 زن سرپرست خانوار به روش نمونهگیری دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، باورهای مذهبی جورج (1998) و حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (1988) بود. در ﺳﻄﺢ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ از روش همبستگی پیرسون و همچنین تحلیل مسیر با نرم افزار آموس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان میدهد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (18/0β=) بر کیفیت زندگی معنیدار نیست (05/0<p-value)؛ همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (23/0β=) بر باورهای مذهبی و باورهای مذهبی(08/0β=) بر کیفیت زندگی نیز معنیدار نیست (05/0<p-value). اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (94/0β=) بر حمایت اجتماعی و نیز اثر مستقیم حمایت اجتماعی(81/0β=) بر کیفیت زندگی معنیدار است (01/0>p-value). یافتهها نشان میدهد که حمایت اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (76/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد (01/0>p-value)؛ ولیکن، باورهای مذهبی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (018/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار ندارد (05/0<p-value). نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل میتوان اینگونه نتیجه گرفت که گروههای حمایتی و انجمنهایی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد میتواند منجر به ارتقاء مؤلفه های امید، خوشبینی، تاب-آوری و خودکارآمدی شده و در نهایت کیفیت زندگی زنان را ارتقاء دهد.
ارائه مدل گرایش به مصرف سیگار دانشجویان براساس تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی ادراکشده با نقش میانجیگری فرسودگی تحصیلی
دوره 14، شماره 55، پاییز 1403، صفحه 49-70
https://doi.org/10.22034/spr.2024.440494.1912
سیف الله آقاجانی، سیده خدیجه امیریان، شایان نوری لاسکی، رقیه خادمی، محمد زارعی نوروزی
چکیده مقدمه: مصرف سیگار عموماً از دوران جوانی شروع شده و این موضوع موجب گردیده تا هر ساله هزاران جوان درگیر مصرف آن شوند. شیوع بالای مصرف آن و پیامدهای آسیب زای آن بررسی عوامل مؤثر بر آن را ضروری می سازد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای فرسودگی تحصیلی در رابطه بین تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی ادراکشده با گرایش به مصرف سیگار دانشجویان انجام شد.
روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش برحسب گردآوری اطلاعات همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که از بین آنها تعداد 326 نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان به پرسشنامه های گرایش به مصرف سیگار، تنظیم هیجان (ERQ)، حمایت اجتماعی ادراکشده (MPSS) و فرسودگی تحصیلی (MBI) که بهصورت آنلاین در اختیار آنها قرار گرفته بود، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با روشهای آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با نرمافزارهای Spss-24 و Amos-24 انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی پژوهش دارای برازش مناسبی بوده و تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی فقط به شکل غیرمستقیم و با میانجیگری فرسودگی تحصیلی بر گرایش به مصرف سیگار اثرگذار هستند (5/1= χ2/df، 04/0= RMSEA، 04/0= SRMR، 96/0= GFI، 94/0= AGFI، 97/0 = CFI).
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد، جهت پیشگیری از گرایش به مصرف سیگار در دانشجویان بررسی فشارهای تحصیلی حائز اهمیت فراوانی است.
پیش بینی صمیمیت زناشویی زنان بر اساس ذهن آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی اجتماعی
دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 102-83
https://doi.org/10.22034/spr.2020.228592.1463
عبدالباسط محمودپور، ثنا دهقانپور، ناصر یوسفی، سحر ایجادی
چکیده مقدمه: صمیمت رابطهای است که در آن مراقبت، اعتماد متقابل و پذیرش وجود دارد. با توجه به اهمیت وجود صمیمیت در رابطه زناشویی هدف پژوهش حاضر پیشبینی صمیمیت زناشویی بر اساس ذهنآگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراکشده و بهزیستی اجتماعی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. به این منظور از میان جامعه زنان شهر تهران 264 نفر با استفاده از نمونهگیری دردسترس از سرای محلههای 2،1و 3 تهران انتخاب شدند. شرکتکنندگان به مقیاس صمیمت زناشویی (تامپسون و واکر، 1983)، پزسشنامه سبکهای حل تعارض (رحیم، 1983)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهنآگاهی فرایبورگ (والاچ و همکاران، 2006)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراکشده (زیمت، 1988) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهنآگاهی، حمایت اجتماعی ادراکشده و بهزیستی اجتماعی با صمیمیت زناشویی رابطه معنادار دارند. این متغیرها در مجموع قادر به پیشبینی 23 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی بودند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشانگر اهمیت متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهنآگاهی، حمایت اجتماعی ادراکشده و بهزیستی اجتماعی در تبیین صمیمیت زناشویی زنان است. بنابراین آموزش شیوههای صحیح حل تعارض و تمرینات ذهنآگاهی، ارائه حمایت کافی از سوی خانواده و افراد مهم زندگی و تقویت انگیزه رشد ابعاد اجتماعی شخصیت زنان، توصیه میشود.