کلیدواژه‌ها = سلامت روانی
روانشناسی اجتماعی

نقش ادراک نابرابری اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روانی زنان شاغل مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران.

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 123-133

https://doi.org/10.22034/spr.2024.422369.1874

ملیحه رحیمی، عالیه وهابی دریاکناری، علیرضا پیرخائفی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط ادراک نابرابری اجتماعی و اقتصادی با سلامت روان زنان شاغل مراکـز بهداشتی و درمانی شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی همبستگی بود و جامعه آماری آن کلیه کارکنان زن شاغل در مراکز بهداشت و درمان شهر تهران بود که حداقل 3 سال سابقه کار داشتند و به گفته خود، سابقه بیماری روانی نداشتند. زمان انجام پژوهش در سال 1401 تعیین شد و تعداد نمونه 325 نفر بود. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و تصادفی بود و از پرسشنامه‌های سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ و همکاران (1972)، پرسشنامه نابرابری اجتماعی و اقتصادی پورمحسن و همکاران (2020) و سلامت زنان (WHQ) 1992 داده ها با استفاده از آزمون روش‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل  شد. یافته‌ها: نتایج نشان دادنـد، بـین نابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی و سـلامت روان زنـان ارتبـاط معنـادار آمـاری وجـود داشـت (001/0). قدرت پیش‌بینی‌کنندگی نابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی بـرای سـلامت روان زنـان از لحـاظ آمـاری معنـادار بـود (001/0). نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از وجود رابطه بین نابرابری اجتماعی و اقتصادی و سلامت روان زنان شاغل بود. توانمندسازی زنان و افزایش آگاهی اجتماعی می‌تواند به کاهش احساس نابرابری اجتماعی- اقتصادی زنان و افزایش سلامت و بهزیستی جامعه کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران

دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 43-56

https://doi.org/10.22034/spr.2023.389590.1823

نعیمه صابری، مه سیما پورشهریاری، عباس عبداللهی

چکیده مقدمه: دلبستگی مکان، به پیوند عاطفی میان فرد و مکان اطلاق می­شود. این مفهوم تجارب زندگی افراد را در سه حوزه­ی عاطفی، شناختی و رفتاری به میزان قابل توجهی تحت تاثر قرار می­دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران انجام شد.
 روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و نمونه آن متشکل از 241 زن ساکن شهر تهران بود که با روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دلبستگی مکان صفاری­ نیا (1390)، مقیاس سلامت روانی بشارت (1388) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به منظور بررسی فرضیه­ های تحقیق، روش مدل معادلات ساختاری، نرم­افزارهای SPSS20 و SmartPLS3 استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج پژوهش نشان داد میان دلبستگی مکان با سلامت روان و نیز میان دلبستگی مکان و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت معنادار برقرار است. گرچه میان مدت سکونت و دلبستگی مکان رابطه­ معنادار مثبت وجود دارد، مدت سکونت نمی­تواند در رابطه میان دلبستگی مکان با سلامت روان و بهزیستی اجتماعی نقش تعدیلگری ایفا کند.
نتیجه­ گیری: براساس یافته­ها می­توان گفت دلبستگی مکان، در افزایش سلامت روان و بهزیستی اجتماعی زنان نقش قابل توجهی دارد.

نقش سلامت روانی و اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 21-42

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127712

فاطمه صمدی، مجتبی دلیر

چکیده مقدمه:با افزایش سالمندان مساله بهداشت، سلامت و تامین آسایش آنان در جامعه هرروز ابعاد گسترده‌ای پیدا میکند. هدف این پژوهش، تعیین نقش سلامت روانی و اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند بود.
روش:این پژوهش از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد.جامعۀ آماری پژوهش، زنان سالمند شهر تهران بود که از میان این زنان سالمند، 220 نفر به‌صورت روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های سلامت روانی فرم کوتاه (نجّاریان و داوودی،1380)، سلامت اجتماعی (کییز،2004) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن،2000) به-دست آمدند. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون تحلیل شد.
یافته‌ها:یافته‌ها نشان داد که سلامت روانی و اجتماعی با سلامت جنسی زنان سالمند ارتباط معناداری دارد (p <0.01). مولفه‌های سلامت روانی (حساسیت بین فردی و روابط متقابل، افسردگی، اضطراب، ترس مرضی، اندیشه پردازی پارانوئیدی، روان گسسته گرایی و پرخاشگری به‌غیر از شکایت جسمانی و وسواس_اجبار) به‌صورت معکوس و معنادار و مولفه‌های سلامت اجتماعی (شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی) به‌صورت مستقیم و معنادار با سلامت جنسی زنان سالمند در ارتباط بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سلامت روانی و اجتماعی، پیش‌بینی کنندۀ سلامت جنسی زنان سالمند است، همچنین سلامت روانی نسبت به سلامت اجتماعی پیش بین قوی‌تری به‌حساب می‌آید.
نتیجه گیری:بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که عملکرد جنسی زنان یک فرایند چند بعدی است و بهنظر میرسد عواملی همچون مولفه‌های روانی مثل اضطراب، افسردگی و مولفه‌های اجتماعی از جمله پذیرش اجتماعی، بطور موثرتری بر سلامت جنسی زنان اثر می-گذارند.