کلیدواژه‌ها = سبک‌های دلبستگی
روانشناسی اجتماعی

مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی افراد با ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 95-110

https://doi.org/10.22034/spr.2025.508698.2090

سارا علی‌عسگری، افشین صلاحیان، قربان فتحی اقدم، مرجان عموخلیلی

چکیده مقدمه: با افزایش تقاضای جراحی تطبیق جنسیت در ایران، بررسی متغیرهای مرتبط با ملال جنسیتی اهمیت بیشتری یافته است. سبک‌های دلبستگی و احساسات از جمله متغیرهای تاثیرگذار در بروز ملال جنسیتی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی در افراد ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا بود. روش: در پژوهش حاضر ۳۰ نفر در سه گروه (ملال جنسیتی تطبیق‌یافته، نیافته و افراد عادی)  با روش نمونه‌گیری در دسترس  از کرج انتخاب شدند. پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی- مقایسه‌ای بود. داده‌ها با پرسشنامه‌های شرم درونی شده (کوک و همکاران، ۱۹۹۳) و سبک‌های دلبستگی (کولینز و رید، ۱۹۹۰) جمع‌آوری و دادها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که در سبک دلبستگی دوسوگرا و ایمن میان دو گروه ملال جنسیتی تطبیق یافته و نیافته تفاوت معنادار وجود دارد. در زیر مقیاس‌های احساس شرم درونی شده، فقط در زیر مقیاس عزت‌نفس، تفاوت معناداری میان دو گروه افراد ملال جنسیتی تطبیق نیافته و غیر مبتلا وجود داشت (05/0p <). نتیجه‌گیری: ملال جنسیتی متأثر از عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن یا دوسوگرا است. افراد تطبیق‌نیافته در معرض بیشترین آسیب روانی قرار دارند، در حالی که تطبیق جنسیت با افزایش عزت‌نفس و سبک دلبستگی ایمن همراه است.  

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک‌های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22034/spr.2025.495184.2047

سیف الله رحمانی، افتخار رحیمی

چکیده   مقدمه: جوانان به‌ویژه دانشجویان دانشگاه با مشکلات متعددی مواجه هستند که ناتوانی در مقابله با این مشکلات منجر به ظهور افکار خودکشی می‌شود. پژوهش‌ها حاکی از آن بود که افکار خودکشی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده قوی برای خودکشی نوجوانان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک‌های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1403-1402 که برابر با 2000 دانشجو بود. حجم نمونه به‌وسیله جدول مورگان و کرجسی 545 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه افکار خودکشی بک (1961)، حمایت اجتماعی ادراک شده‌ی زیمنت و همکاران (1988)، مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990) و پرسشنامه شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از در بخش آمار توصیفی از گزارش فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از محاسبه‌ی ضریب همبستگی اسپیرمن با نرم‌افزار SPSS و مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار  PLS استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی و نیز صفات تاریک شخصیت بر گرایش به خودکشی تأثیر معناداری ندارند. اما حمایت اجتماعی ادراک شده بر گرایش به خودکشی تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج حاصل از بررسی متغیر میانجی هم نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و صفات تاریک شخصیتی با گرایش به خودکشی تأثیری نداشته؛ اما در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اجتنابی با گرایش به خودکشی مؤثر بوده و باعث کاهش گرایش به خودکشی می‌شود. نتیجه‌گیری: بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، شناخت عوامل پیش‌بینی‌کننده و میانجی گرایش به خودکشی می‌تواند در کاهش بروز خودکشی و تغییر گرایش‌ها و افکار دانشجویان کمک کند. به‌واقع سازمان‌ها و نهادهای مرتبط می‌توانند با آموزش صحیح والدین برای حمایت بهتر از فرزندان و نیز تقویت سبک‌های دلبستگی ایمن به‌صورت طولی و زمانی به کاهش آمار و ارقام تمایل به خودکشی و به‌تبع آن خودکشی و نیز به بهبود عملکرد و انگیزه دانشجویان کمک نماید و بر کارایی سیستم آموزشی نیز بیفزاید.

روانشناسی اجتماعی

تکانشگری، تنوع طلبی جنسی، سبک‌های دلبستگی.

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 57-70

https://doi.org/10.22034/spr.2025.491627.2035

رقیه حسینی، جاوید پیمانی، میترا قاسمی

چکیده مقدمه: تنوع طلبی جنسی یک اختلال است که معمولاً زمانی رخ می­دهد که عشق در روابط کم رنگ شود و ارضای جنسی مطلوبی در آن رابطه اتفاق نیافتد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش­بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک­های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری در بین زوجین دانشجو‌ دانشگاه­های آزاد اسلامی استان تهران بود. روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. کلیه زوجین دانشجوی دانشگاه ­های آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1402-1403که افراد پاسخ دهنده 181 نفر زن و 119  نفر مرد بودند. حجم نمونه، ‌287‌ نفر تعیین شد. اما در نهایت 300 نفر پرسشنامه­ ها را تکمیل کردند. این افراد به روش نمونه­ گیری غیر تصادفی‌ و هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه­ های سبک‌‌های دلبستگی بارتولومیو و هوروتیز (1991)، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) واتلی (2008) وتکانشگری بارت و همکاران (1995) جمع‌آوری شد. داده­ ها از طریق روش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون تی- استیودنت تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها: بر اساس یافته­ ها، سبک­های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری، تنوع طلبی جنسی زوجین را پیش ­بینی کردند. این یافته نشان می­دهد که شاخص­های سبک­های دلبستگی و تکانشگری به صورت معناداری قادر به پیش‌بینی تنوع طلبی جنسی بودند (05/0p <). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته­ ها سبک‌های دلبستگی با میانجی‌گری تکانشگری، بر تنوع ­طلبی جنسی زوجین تأثیر می‌گذارند. به طور کلی می­توان ذکر نمود که ویژگی‌های شخصیتی و روان‌شناختی، مانند تکانشگری و سبک‌های دلبستگی، می‌توانند بر جنبه‌های مختلف روابط زناشویی، از جمله تنوع طلبی جنسی تأثیر بگذارند.

روانشناسی اجتماعی

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 155-170

https://doi.org/10.22034/spr.2025.496570.2078

زینب حسین قلی بگی، علی زینالی

چکیده مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می‌افتد، اما هویت‌یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می‌شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه‌های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک‌های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شیوه‌های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی‌های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه‌های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه‌های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک‌های دلبستگی در شکل‌گیری کسب هویت ضروری است.

پیش‌بینی اشتغال‌پذیری خود- ادراک شده براساس سبک‌های دلبستگی، ذهنی‌سازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغ‌التحصیلان دانشگاه

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 145-160

https://doi.org/10.22034/spr.2025.456512.1947

مزضیه ملکیها، رضا جعفری هرندی

چکیده مقدمه: تداوم مسیرشغلی پس از دوران دانشگاه و ورود به عرصۀ اشتغال مورد توجه غالب فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی اشتغال‌پذیری خود-ادراک شده بر اساس سبک‌های دلبستگی، ذهنی‌سازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغ‌التحصیلان دانشگاه انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیۀ فارغ‌التحصیلان بیکار جویای کار مراجع کننده به مراکز کاریابی استان اصفهان در طی سال‌های 1400الی 1402 بودند. از این جامعه، نمونه‌ای به حجم 163 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های ویژگی‌های دموگرافیک (محقق ساخته)، اشتغال ‌پذیری ‌خود-ادراک شده (راتول و همکاران، 2008)، سبک‌های دلبستگی (هاوزن و شیور، 1985)، عملکرد بازتابی (فونگی و همکاران، 2016) و بلند پروازی‌ مسیرشغلی (اوتو و همکاران، 2015) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش‌های  آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره (روش گام به گام) تجزیه و تحلیل شد.  یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین سبک‌های دلبستگی، ذهنی‌سازی و بلندپروازی مسیرشغلی با اشتغال‌پذیری خود-ادراک شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در مجموع متغیرهای سبک‌های دلبستگی، ذهنی‌سازی و بلندپروازی مسیرشغلی 84 درصد از واریانس اشتغال ‌پذیری خود-ادراک شده را به عنوان متغیر ملاک تبیین می‌کند. در نتیجه می‌توان اشتغال‌پذیری خود-ادراک شده را به کمک سبک‌های دلبستگی، ذهنی‌سازی و بلندپروازی مسیرشغلی پیش‌بینی نمود.  نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت اشتغال‌پذیری فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها توجه به نقش متغیرهای روانشناختی در کنار کسب مهارت‌ها و صلاحیت‌های حرفه‌ای برای ورود به عرصۀ اشتغال ضروری است.

روانشناسی اجتماعی

الگویی ساختاری سبک‌های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن با اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی با میانجی‌گری مهارت‌های ارتباطی در دانش‌آموزان

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/spr.2023.337598.1745

حسن جوزی، فرزانه رمضانپور، محمدجواد بگیان کوله مرز

چکیده مقدمه: استفاده از اینترنت و شبکه ­های اجتماعی بخش جدایی­ن اپذیر از زندگی ما است، با این حال استفاده بیش از حد از آن­ها پیامدهای روانشناختی و اجتماعی زیادی به­ همراه دارد. این پژوهش با هدف الگویی ساختاری سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن با اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی با میانجی­گری مهارت­های ارتباطی در دانش ­آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش­ آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 1400 تشکیل می­دهند. نمونه پژوهش 400 نفر از دانش­آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونه­ گیری خوشه­ ای انتخاب شدند و به پرسشنامه­ های سبک­های دلبستگی هازن و شیور (1987)، سه گانه تاریک شخصیت جونز و پائلوس (2014)، پرسشنامه حساسیت به طرد دونی و فلدمن (1996)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی توتگون- یونال و دنیز (2015) و  مهارت­ های ارتباطی کروکوت (1996) به صورت آنلاین پاسخ دادند. یافته­ ها: نتایج حاصل از مدل­یابی معادله ساختاری نشان داد که 32 درصد از واریانس مهارت­های ارتباطی توسط سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن و 41 درصد از واریانس اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی توسط سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن و مهارت­های ارتباطی تبیین می­شود. نتیجه­ گیری: به طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهند که تضعیف حساسیت طرد و افزایش مهارت­های ارتباطی را می‌توان در مطالعات آینده به عنوان عواملی برای اعتیاد به  شبکه‌های اجتماعی برای مطالعات پیشگیری یا مداخله در نظر گرفت.

پیش بینی مشکلات تنظیم هیجانی مادران حاشیه نشین شهر تهران بر اساس سبک‌های دلبستگی آنان

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 117-134

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114698

آرزو افشاری

چکیده مقدمه: امروزه حاشیه نشینی یکی از مهمترین بسترهای بروز آسیب های روانی- اجتماعی تلقی می­شود. برای پیشگیری از بروز این آسیب‌ها، ابتدا باید به خانواده و یکی از مهمترین نقش‌های آن یعنی مادری، توجه کرد. لذا پژوهش حاضر درصدد پیش بینی مشکلات تنظیم هیجانی مادران ساکن در حاشیه شهر تهران، بر اساس سبک‌های دلبستگی آنان بود.
روش: پژوهش حاضر به صورت توصیفی- مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه­ی این پژوهش شامل کلیه مادران دارای فرزند ساکن در شهرستان های رباط کریم و پاکدشت بود. بدین منظور نمونه­ای متشکل از 119 نفر از زنان ساکن در این دو شهرستان به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب و به پرسشنامه­های سبک دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1392) و مقیاس مشکلات تنظیم­هیجانی (گراتز و رومئر، 2004) پاسخ دادند. داده­ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون­خطی چندمتغیری در نرم­افزار SPSS-20 مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مادران با سبک ایمن مشکلات کمتری در تنظیم­ هیجانات داشته، وضوح هیجانی بالاتر و توانایی دسترسی به راهبردهای نظم­بخشی هیجانی بهتری دارند؛ سبک اجتنابی قادر به پیش­بینی مشکلات مربوط به شرکت در رفتارهای هدفمند و سبک دوسوگرا به طور معنی­داری نمره کل دشواری در تنظیم­ هیجان، عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، مشکلات کنترل تکانه و محدودیت دسترسی به راهبردهای تنظیم هیجانی را پیش­بینی نمود.
نتیجه‌گیری: این نتایج بیانگر اهمیت بیشتر سبک­های دلبستگی دوسوگرا و ایمن و نقش کمتر سبک اجتنابی در پیش­بینی مشکلات مرتبط با نظم­بخشی به هیجانات در مادران حاشیه­نشین شهر تهران بود.
 

پیش‌بینی پرخاشگری دانشجویان بر اساس هوش، خلق‌وخو و دلبستگی

دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 65-86

https://doi.org/10.22034/spr.2020.109697

علی رضا عظیم پور، فاطمه نعمتی هابیل، حبیب هادیان فرد

چکیده مقدمه: علی‌رغم تأثیر متغیرهای موقعیتی و بی‌ثبات بر پرخاشگری، ثبات نسبی این متغیر در طول زندگی نیز در برخی پژوهش‌ها تأئید شده است. هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی پرخاشگری دانشجویان بر اساس متغیرهای فردی باثبات هوش، ابعاد خلق‌و‌خو و سبک‌های دلبستگی بود.
روش: جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون بود که 266 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ پرخاشگری باس و پری (1992)، پرسش‌نامه‌ سرشت و منش (کلونینجر و همکاران، 1994)، پرسش‌نامه دلبستگی بزرگسالان بشارت (2011)، مقیاس آزمون هوش نابسته به فرهنگ کتل   (1957) و همچنین پرسش‌نامه مقبول‌نمایی اجتماعی کران و مارلو (1960) استفاده شد. پس از مهار اثر مقبول‌نمایی اجتماعی از طریق ضریب همبستگی تفکیکی، متغیرهای دارای رابطه‌ی معنی‌دار با پرخاشگری کلی بعنوان متغیر پیش‌بین پرخاشگری وارد تحلیل رگرسیون به روش گام‌به‌گام شدند.
یافته‌ها: ضرایب همبستگی نشان داد که پرخاشگری با متغیرهای نوجویی، آسیب‌پرهیزی، پشتکار، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی دوسوگرا دارای رابطه‌ مثبت معنی‌دار است. همچنین براساس خروجی رگرسیون دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا، متغیر خلق‌وخویی آسیب‌پرهیزی در کنار مقبول‌نمایی اجتماعی توانستند به میزان 47 درصد پرخاشگری را پیش‌بینی کنند که البته از این میزان 16 درصد مربوط به سبک پاسخدهی مقبول‌نمایانه‌ی اجتماعی بود.
نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه گرفت که در جمعیت بهنجار دانشجویی وزن متغیرهای با ثبات شخصیتی در پیش‌بینی پرخاشگری چندان هم زیاد نیست و شاید بقیه‌ پراکنش پرخاشگری را بتوان با عوامل موقعیتی و اکتسابی‌تر تبیین نمود. با توجه به سهم کم متغیرهای دیرپای شخصیتی، انتظار از اصلاح پذیری و درمان پرخاشگری دانشجویان با مداخله افزایش می‌یابد. 

پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و سبک های دلبستگی در افراد متأهل

دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 87-102

ابراهیم خیاط، یوسفعلی عطاری، امین کرایی

چکیده مقدمه: وقوع خیانت در هر خانواده‌ای موجب آسیب به بنیان آن شده که نتیجه آن فروپاشی و افزایش آسیب‌های اجتماعی است. هدف این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس متغیرهای ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی در افراد متأهل بود.
روش: طرح پژوهش حاضر  توصیفی از نوع  همبستگی بود. نمونه آماری پژوهش شامل 250 نفر از زنان و مردان متأهل (125 زن  و 125 مرد) از جامعه متأهلین استان خوزستان که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، بود.  ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسشنامه‌های شیوه‌های رفتاری فارمن و وهنر، پنج عاملی نئو کاستا و مک‌کری و مسائل رابطه‌ای بوکات بود و و در نهایت داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.
یافته‌ها: این پژوهش نشان داد که بین تمام متغیرهای پیش‌بین (سبک‌های دلبستگی‌، ویژگی‌های شخصیتی) و مؤلفه‌های آن‌ها (به جز مؤلفه ویژگی شخصیتی گشودگی که معنی‌دار نبود) با گرایش به خیانت دارای رابطه معنی‌داری در سطح  0001/0 >p بودند. همچنین در ضرایب همبستگی چندگانه متغیرهای پیش‌بین (ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی) با گرایش به خیانت زناشویی افراد متأهل با روش ورود همزمان و مرحله‌ای مقدار R2 نشان داد، 29 درصد از واریانس گرایش به خیانت زناشویی شهروندان متأهل توسط متغیرهای یاد شده تبیین می‌شود.
نتیجه‌گیری:  بر اساس یافته پژوهش می‌توان بیان کرد،  ویژگی وجدانی بودن، سبک دلبستگی اضطرابی، ویژگی روان‌رنجوری و سبک دلبستگی ایمن به‌ترتیب پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای گرایش به خیانت زناشویی می‌باشند.