از «من» تا «ما»: مدلی ساختاری از کار گروهی، همدلی و خودکنترلی در ارتقای شکوفایی زوجین
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 17-38
https://doi.org/10.22034/spr.2026.521321.2127
مجید صدوقی، احمد مذهب دار
چکیده م مقدمه: بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی در بستر زندگی مشترک، اهمیت ویژهای در کاهش مشکلات خانوادگی، افزایش سطح بهزیستی و عملکرد مثبت زوجین دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان مهارتهای کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین با توجه به نقش واسطهای ما بودن انجام گرفت. روش: جامعۀ آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 بود که تعداد 356 نفر با استفاده از نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاسهای شکوفایی باتلر و کرن (2016)، همدلی تورنتو (2009)، کار گروهی رامرو (2022)، خودکنترلی تانجنی (2004) و ما بودن تاپکیویوزر (2021) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار Amos-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و همدلی (001/0p≤، 280/0=ß)، خودکنترلی (001/0p≤، 140/0=ß) و کار گروهی (001/0p≤، 269/0=ß) بهطور مستقیم، شکوفایی را پیشبینی میکنند. بهعلاوه، اثر میانجیگر ما بودن در رابطه همدلی با شکوفایی (01/0p≤، 128/0=ß) و همچنین، کارگروهی با شکوفایی (01/0p≤، 131/0=ß) معنیدار بود، اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی از طریق میانجی ما بودن معنیدار نبود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، مشاوران و زوجدرمان گران میتوانند با تقویت مهارتهای کارگروهی و همدلی، احساس ما بودن و هویت مشترک زوجین را ارتقا داده و از این طریق به شکوفایی هرچه بیشتر آنها کمک نمایند.
اثربخشی آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 283-300
https://doi.org/10.22034/spr.2026.535112.2163
سمیرا سیاه منصور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگیهای اجتماعی_هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و احساس تعلق به مدرسه در دانشآموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی بود. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون_ پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای ضداجتماعی در شهر خرمآباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهای ۳۰ نفری به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت آموزش شایستگیهای اجتماعی_هیجانی قرار گرفت. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه رفتار ضد اجتماعی برت و دونلان (2009)، پرسشنامه همدلی- کودکان و نوجوانان ریف (2010)، نسخه کوتاه پرسشنامه پرطاقتی روانی پاپاگئورگیو و همکاران (2019) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه براون و ایوانز (2002) بود. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی موجب افزایش معنادار پرطاقتی روانی )001/0(P<، همدلی )001/0(P<، و تعلق به مدرسه (001/0(P< در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید. نتیجه گیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی میتواند به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای ضداجتماعی دانشآموزان دختر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد میشود این آموزش در برنامههای پیشگیرانه و مداخلاتی مدارس گنجانده شود.
بررسی مدل میانجیگری همدلی در رابطۀ بین اقتدارطلبی و ابعاد جهتگیری سلطۀ اجتماعی با گونهپرستی
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2026.517269.2112
اطهره انتظاری زارچ، زهرا نادری نوبندگانی، شکوفه دادفرنیا
چکیده مقدمه: در سالهای اخیر، مسئلۀ گونهپرستی و حقوق حیوانات بهعنوان چالشهای پیچیده و میانرشتهای در عرصههای مختلف علمی از جمله اخلاق، روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی و مطالعات جنسیتی مطرح شدهاست. این پژوهش بهطور خاص به بررسی نقش میانجی همدلی در رابطۀ بین ابعاد جهتگیری سلطۀ اجتماعی و اقتدارطلبی با گونهپرستی در زنان و مردان پرداخت.
روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری و جامعۀ پژوهش شامل تمامی افراد ۱۸ تا ۷۰ سال ساکن شهر یزد در سال ۱۴۰۳ بود که حداقل مدرک تحصیلی دیپلم را دارا بودند. از این جامعه تعداد ۴۴۲ نفر (۲۲۸ نفر زن؛ ۱۹۹ نفر مرد و ۱۵ نفر ذکر نشده) با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای گونهپرستی کاویولا (۲۰۱۹)، اقتدارطلبی محققساخته (۱۴۰۳)، جهتگیری سلطۀ اجتماعی هو و همکاران (۲۰۱۵) و همدلی دیویس (۱۹۸۳) پاسخ دادند. در تحلیل دادهها از شاخصهای برازش مدل سازی معادلات ساختاری، ضرایب استاندارد و همچنین روشهای آمار توصیفی و ضرایب همبستگی استفاده شد. در نهایت برای بررسی نقش میانجی همدلی از آزمون بوت استراپ استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد، همدلی بهعنوان متغیر میانجی، رابطۀ اقتدارطلبی و ابعاد جهتگیری سلطۀ اجتماعی با گونهپرستی را تحتتأثیر قرار میدهد (001/0 p<).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این پژوهش میتوان گفت ویژگیهای شخصیتی میتوانند، تأثیر مهمی بر همدلی و به تبع آن نگرشهای گونهپرستانه داشته باشند.
رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری: نقش میانجیگر همدلی
دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 161-176
https://doi.org/10.22034/spr.2025.464545.1962
زهرا خزایی، آسیه مرادی، کامران یزدانبخش
چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن نقش زیادی در توانایی درک و تفسیر رفتار دیگران دارند و میتوانند با بهبود همدلی به کاهش قلدری سایبری کمک کنند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری سایبری انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-1401بود که از بین آنها تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن (2003)،مقیاس نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی (2012)، مقیاس تجربه قلدری و قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶) و آزمون ذهنخوانی از طریق تصویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری(01/0 ≥p)، بین نقص کارکردهای اجرایی و همدلی(01/0 ≥p) و بین همدلی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین نقص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) و نیز بین نظریه ذهن و همدلی(01/0 ≥p) رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نقش میانجیگر نسبی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و قلدری سایبری و در رابطه بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد کودکانی که نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی ضعیفی دارند به احتمال بیشتر بهسمت قلدری کشیده میشوند؛ زیـرا مهـارتهای نظریـهی ذهن و کارکردهای اجرایی تعاملات متقابل اجتماعی را سازماندهی میکنند. درک ضعیف نیات و هیجانات دیگران و نقص در کارکردهای اجرایی ممکن است توانایی کودکان در زمینهی تشخیص علائم و سرنخهای اجتماعی که بیانگر روابط دوجانبه است، را به خطر بیندازد و آنها را در معرض قربانی یا قلدربودن قرار دهد.
اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 61-72
https://doi.org/10.22034/spr.2024.434891.1907
آرزو اصغری، میترا نمازی
چکیده مقدمه: قلدری سایبری تبدیل به یک نگرانی رو به افزایش در رویکردهای نظری و روششناختی شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 30 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقهای مهارت شناخت اجتماعی را آموزش دیدند و گروه گواه در این مدت هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای همدلی اورگاوو و همکاران (2017)، بیتفاوتی اخلاقی کاپرارا و کاپانا (2006) و قلدری سایبری آنتیاد و همکاران (2016) بود. یافتهها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه پس از آموزش شناخت اجتماعی از نظر تأثیر بر متغیرهای همدلی و بیتفاوتی اخلاقی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری شایسته است که این رویکرد به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
پیشبینی رضایت زناشویی بر مبنای برونگرایی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی در زنان متأهل
دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 61-74
https://doi.org/10.22034/spr.2024.408676.1851
حسین طهماسبی، یداله خرم آبادی
چکیده
ﻣﻘﺪﻣﻪ: این تحقیق با هدف پیشبینی رضایت زناشویی بر مبنای برونگرایی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی در زنان متأهل صورت پذیرفت.
روش: در پژوهش حاضر از روش توصیفی-همبستگی از نوع رگرسیون استفاده شد. با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحله ای، 840 زن متأهل ساکن در استان لرستان انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاسهای رضایت زناشویی انریچ، NEO-FFI، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی به عنوان پرسشنامههای استاندارد گردآوری شدند. با کمک نرم افزار SPSS دادههای جمع آوری شده، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند.
ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: ضریب تعیین به دست آمده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه برابر با 0.378 بود که نشان میدهد مدل 37.8 درصد از تغییرات رضایت زناشویی را توضیح میدهد. با توجه به ضرایب استاندارد، برونگرایی، همدلی و بخشش پیشبینیکنندههای معنادار رضایت زناشویی بودند. از یافتهها میتوان استنباط کرد که برونگرایی، همدلی و بخشش تأثیر مثبت و مطلوبی بر رضایت زناشویی دارند، به طوری که یک واحد افزایش در برونگرایی، همدلی و بخشش به ترتیب منجر به افزایش 0.121، 0.255 و 0.421 واحد در رضایت زناشویی میشود. مهمترین متغیر تأثیرگذار بر رضایت زناشویی بخشش بود و پس از آن همدلی و سپس برونگرایی تأثیرگذار بودند.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: برای تقویت رضایت زوجین، به ویژه زنان پیشنهاد میشود، برنامههای آموزشی ترتیب داده شود که افزایش آگاهی در مورد ویژگی شخصیتی برونگرایی و تقویت ویژگیهای مثبت مانند همدلی و بخشش را در اولویت قرار دهد.
پیشبینی پرخاشگری سایبری بر اساس همدلی، بیتفاوتی اخلاقی و نشخوار خشم در نوجوانان
دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 15-30
https://doi.org/10.22034/spr.2023.386910.1820
کریم عبدالمحمدی، فرهاد غدیری، علی محمدزاده
چکیده مقدمه: پرخاشگری سایبری شکل جدید خشونت بین فردی در میان نوجوانان است که میتواند، آسیب های فراوانی بر سلامت روان نوجوانان وارد کند، بنابراین لازم است به عوامل زمینه ساز آن پرداخته شود. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس همدلی، بی تفاوتی اخلاقی و نشخوار خشم در نوجوانان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل دبیرستانهای پسرانه دوره دوم تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 395 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بر اساس جدول نمونهگیری مورگان انتخاب شدند. پرسشنامه های نشخوار فکری خشم (ARS)، مقیاس همدلی اساسی، پرسشنامه پرخاشگری سایبری برای نوجوانان (CYBA) و پرسشنامه بی تفاوتی اخلاقی در این پژوهش استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد، رابطه منفی معنیداری بین پرخاشگری سایبری و همدلی عاطفی (05/0>P) و رابطه مثبتی بین بیتفاوتی اخلاقی و نشخوار خشم با پرخاشگری سایبری وجود دارد (01/0>P)؛ همچنین نتایج نشان داد که 27/0 تغییرات پرخاشگری سایبری به وسیله همدلی عاطفی، بیتفاوتی اخلاقی و زیرمؤلفههای نشخوار خشم تبیین میشود. همچنین همدلی شناختی، خاطرات خشم و فهم علل سهم معنی داری در پیش بینی پرخاشگری سایبری ندارد (0001/0>P). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد، جهت کنترل رفتارهایی مثل پرخاشگری سایبری باید به مؤلفه های هیجانی و اخلاقی مانند همدلی، بیتفاوتی اخلاقی و نشخوار خشم توجه بیشتری گردد.
پیشبینی قیممآبی بر اساس مؤلفههای همدلی و سرایت رفتاری
دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 101-122
https://doi.org/10.22034/spr.2022.333641.1737
حسین سامانی، سروش گلبابائی، خاطره برهانی
چکیده مقدمه: قیممآبی در روابط بینفردی و زندگی اجتماعی پدیدهای رایج است، اما مطالعات بسیار کمی تاکنون رابطهی آن را با دیگر سازههای روانشناختی بررسی کردهاند و مشخصاً ارتباط آن در روابط بینفردی با مؤلفههای همدلی روشن نیست. هدف از پژوهش حاضر نخست طراحی و ساخت ابزاری جهت سنجش قیاممآبی در زندگی روزمره و سپس بررسی رابطه قیممآبی با مؤلفههای مختلف همدلی و سرایت رفتاری است.
روش: تحقیق حاضر به لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونهگیری به روش دردسترس صورت گرفته است. ساختار و بار عاملی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و روایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. طی مطالعهی دوم با استفاده از پرسشنامهی قیممآبی ساخته شده در تحقیق اول، مقیاس واکنشپذیری بینفردی (گلبابائی و همکاران، 2022) و مقیاس همدلی (جردن و همکاران، 2016) ، رابطهی بین مؤلفههای مختلف همدلی و سرایت رفتاری با سازهی قیممآبی از طریق همبستگی و مدل رگرسیونی مشخص شد.
یافتهها: نمرهی قیممآبی با دغدغه همدلانه (0.05 p <) رابطهی مثبت معنادار و با پریشانی شخصی رابطهی منفی معنادار (0.05 < p) داشت. همچنین دو متغیر دغدغه همدلانه (0.01 < p) و پریشانیشخصی (0.01 < p) به عنوان پیشبین در مدل نهایی رگرسیونی به عنوان پیشبین نمرهی قیممآبی افراد باقیماندند.
نتیجهگیری: رابطهی معکوس میان دو مؤلفهی همدلی (دغدغه همدلانه و پریشانی شخصی) با قیممآبی مؤید لزوم توجه به پیامدهای گاه متضاد سازههای زیرمجموعهی همدلی است. مطالعات آینده میتوانند با روش آزمایشی و بررسی دیگر سازههای روانشناختی، عوامل مؤثر بر قیممآبی را روشن کنند.
اثر انگیزه تعلق بر رفتار جامعه پسند: نقش میانجی همدلی و خودکارآمدی
دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 17-34
https://doi.org/10.22034/spr.2021.260722.1607
ابوالقاسم یعقوبی، سحر محمدی
چکیده مقدمه: رفتار جامعهپسند شامل رفتارهایی مانند همدلی، نوع دوستی و همکاری با هدف سود رساندن به دیگران است که ارتقاء سطح این رفتار باعث آسانتر شدن تعاملات و بهزیستی جامعه میشود، لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان بود که با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 380 نفر برآورد شد که با استفاده از روش تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس انگیزه تعلق کوادرادو و همکاران(2016)، مقیاس رفتار جامعهپسند، کاپرارا و همکاران (2005)، مقیاس همدلی آلبیرو و همکاران (2009) و خودکارآمدی شرر و همکاران (1982) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، اثر انگیزه تعلق بر همدلی (01/0p< ،32/0β= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/0β = ) معنادار است. اثر خودکارآمدی (01/0p< ،30/0β = ) و همدلی (01/0p< ،37/0β = ) بر رفتارهای جامعهپسند نیز معنادار است. همچنین اثرات غیرمستقیم انگیزه تعلق از طریق همدلی (01/0p< ،92/7Z= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/5Z= ) بر رفتار جامعهپسند معنادار بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان گفت، انگیزه تعلق، همدلی و خودکارآمدی اثر معناداری بر رفتارهای جامعهپسند دانشجویان دارند؛ بنابراین جهت افزایش این رفتارها میتوان آموزشهایی جهت افزایش سطح خودکارآمدی، انگیزه تعلق و همدلی در محیط آموزشی مورد توجه قرار داد.
اثربخشی آموزش قدردانی بر همدلی و مهارتهای ارتباطی نوجوانان دختر
دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 151-166
https://doi.org/10.22034/spr.2020.114706
آرزو امید پور، مجید برادران، فرزانه رنجبر نوشری
چکیده مقدمه: هدف این پژوهش اثربخشی آموزش قدردانی بر همدلی و مهارتهای ارتباطی نوجوانان بود.
روش: این پژوهش به روش آزمایشی و طرح پژوهش پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 3258 از دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان رشت در سال تحصیلی 99-1398 بود که از بین آنها نمونهای به تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامههای مهارتهای ارتباطی کوئین دام (2004) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) و آموزش قدردانی ایمونز و مک کالوگ (۲۰۰۳) استفاده شد. دادههای پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش قدردانی بر افزایش همدلی (028/0P˂) و مهارتهای ارتباطی دختران نوجوان اثرگذار است (001/0P˂).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج یافته های این پژوهش میتوان نتیجهگیری کرد که دوره نوجوانی دوره بسیار حساس و با اهمیتی است که دارای ویژگیهای منحصر به فرد میباشد و در این زمینه آموزش قدردانی میتواند مؤثر باشد.
طراحی برنامه مهارت های همدلی مبتنی بر شناخت اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر رفتار جامعه پسند کارکنان خدمات فرودگاهی
دوره 8، شماره 29، بهار 1397، صفحه 117-131
حمیدرضا نظام، سعید رضایی
چکیده مقدمه: تحقیق حاضر با هدف طراحی برنامه مهارتهای همدلی مبتنی بر شناخت اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر رفتار جامعهپسند کارکنان خدمات فرودگاهی انجام شد. روش: این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیة کارکنان خدمات فرودگاهی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران شاغل در فرودگاه مهرآباد تهران بود. از بین کل جامعه تعداد 24 نفر به طور هدفمند از خدمات بار، انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به طور تصادفی جایگزین شدند. در ادامه پرسشنامه شخصیت جامعهپسند (pbs) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی هشت جلسه 60 دقیقهای، مداخلات مربوط به مهارتهای همدلی را دریافت نمودند. در حالی که اعضای گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. یافته ها: نتایج حاصل از بررسی دادههای تحلیل کوواریانس چندمتغیره و اندازههای مکرر گرفته شده، نشان داد که برنامه طراحی شده در سطح 05/0= α موجب افزایش رفتارهای جامعهپسند در بین کارکنان خدمات فرودگاهی شد. نتیجهگیری: در مجموع یافتههای حاصل نشان داد که برنامه آموزش همدلی مبتنی بر شناخت اجتماعی، میتواند به عنوان یک راهبرد درمانی- مداخلهای اثربخش، برای بهبود رفتارهای جامعهپسند کارکنان خدمات فرودگاهی، به کار برده شود.
مدلسازی معادلات ساختاری در بررسی ارتباط بین نوعدوستی و همدلی با گرایش به معنویت دانشجویان
دوره 7، شماره 26، تابستان 1396
مژگان سپاه منصور، زهرا مهدوی نجم ابادی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین نوعدوستی و همدلی با گرایش به معنویت دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری کلیه دانشجویان دانشکدهی روانشناسی دانشگاه آزاد تهران مرکز است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعداد 385 نفر (102 نفر مرد و 283 نفر زن) و روش نمونهگیری، در دسترس است. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس خودگزارشدهی نوعدوستی راشتون و همکاران (1981)، مقیاس همدلی مهرابیان و اپستین (1972) و پرسشنامهی گرایش به معنویت روبرت کلونینگر (2003) است. تجزیهوتحلیل آماری یافتهها با همبستگی و رگرسیون چند متغیره انجام شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین نوعدوستی و گرایش به معنویت (۱۳۹/۰= r و ۰۰۶/۰= sig) و بین همدلی و گرایش به معنویت (۴۱۲/۰=r و ۰۰۰/۰ sig=) رابطهی معنادار وجود دارد. کلیهی ابعاد همدلی با متغیر نوعدوستی و گرایش به معنویت رابطهی معنادار داشتند. ضریب رگرسیون نشان داد که نوعدوستی میتواند پیشبینیکنندهی مثبت و معنادار گرایش به معنویت باشد. همچنین متغیر همدلی و مؤلفههای همدلی مشارکتی، مؤلفه همدلی نسبت به دیگران نیز پیشبینیکنندهی معنادار گرایش به معنویت بودند. در بررسی مدل مفهومی پژوهش هم شاخصهای برازندگی، برازش مدل و ارتباط بین این متغیرها را تأیید نمود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده افزایش حس نوعدوستی، همدلی و گرایش به معنویت در بین جوانان از امور ضروری است و ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺑﻬﺒﻮد در ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ، میتواند ﺑﻬﺒﻮد در ارزشهای نوعدوستانه را به دنبال داشته باشد.
بررسی اثرات تعدیلکنندگی مقابلهی مذهبی مثبت و منفی در رابطهی بین استرس ادراکشده و همدلی
دوره 6، شماره 24، زمستان 1395
محمد عباسی، محمد حجتی
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعدیلکنندگی مقابلهی مذهبی مثبت و منفی در رابطه بین استرس ادراکشده و همدلی دانشآموزان بود. روش: در این مطالعهی توصیفی همبستگی 193 نفر از دانشآموزان پسر شهر خرمآباد انتخاب شدند. سپس دانشآموزان پرسشنامه استرس ادراکشده (PSS)، پرسشنامهی سبکمقابلهی مذهبی (RCOPE) و مقیاس همدلی (BES) را کامل نمودند. دادهها با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسلهمراتبی تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان دادند که بین استرس و همدلی رابطهی معناداری وجود دارد (001/0 p
اثربخشی آموزش نظریهی ذهن بر همدلی و قلدری در کودکان
دوره 6، شماره 24، زمستان 1395
راضیه شیخ الاسلامی، سمانه نوری
چکیده مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش نظریهی ذهن بر همدلی و قلدری در کودکان بود. روش: پژوهش حاضر آزمایشی پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعهی آماری پژوهش شامل تمامی کودکان دختر پیشدبستانیهای شهر تهران بود که به روش نمونهگیری در دسترس 36 کودک انتخاب شدند. از این نمونه بهصورت تصادفی 18 کودک در گروه آزمایش و 18 کودک در گروه گواه گمارده شده و از مادران آنها پیشآزمون گرفته شد. سپس جلسات آموزش نظریهی ذهن برای گروه آزمایش اجرا شد و سپس از مادران هر دو گروه پسآزمون به عمل آمد. ابزار مورداستفاده در این پژوهش آزمون همدلی ایزنبرگ و پرسشنامهی تجدیدنظرشدهی قلدری/قربانیشدن الویوس بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: نتایج افزایش معناداری در میانگین نمرات همدلی و کاهش معناداری در خردهمقیاسهای قلدری (001/≥p) نمرات گروه آزمایش نسبت به گروه گواه را نشان داد. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که جلسات آموزش نظریهی ذهن میتواند به بهبود همدلی و کاهش رفتارهای قلدری در کودکان بیانجامد؛ بنابراین، نظریهی ذهن بر افزایش هیجانات اخلاقی و بهبود رفتارها و مهارتهای اجتماعی در کودکان تأثیر دارد.