تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانههای اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 71-90
https://doi.org/10.22034/spr.2026.523821.2136
خدیجه زبیدی زاد، کامران یزدانبخش، خدامراد مومنی
چکیده م مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روانشناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آنها تأثیر میگذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانههای اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند. بر اساس برآوردهای جمعیتی و آمارهای موجود، حجم این جامعه در سال تحصیلی مذکور بالغ بر 25,۰۰۰ نفر تخمین زده میشد. که با روش نمونهگیری خوشهای، 292 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاگرکا و لوپز، 1998)، بدرفتاری دوران کودکی (برنستاین، 2003)، حمایت اجتماعی ادراکشده (ریمن و همکاران، 1988) و ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2017) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS 28 و AMOS 24 انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجیگری ذهنیسازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (01/0>p). بدرفتاری دوران کودکی تنها بهصورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (01/0>p). شاخصهای برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد مسیرهای روانشناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنیسازی بهعنوان میانجی میتواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.
مدلیابی علی اعتیاد به اینترنت براساس تجربههای فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی: نقش میانجی حمایت اجتماعی
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2026.516282.2110
شبنم محمدی خانقاه، سجاد بشرپور، نادر حاجلو
چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت بهعنوان یکی از چالشهای مهم سلامت روان در نوجوانان، با پیامدهای منفی فردی و اجتماعی همراه است. تجربههای فشارزا و نگرانی از ارزیابی منفی دیگران (اضطراب ظاهر اجتماعی) از عوامل خطر مهم در گرایش به این اعتیاد محسوب میشوند؛ بااینحال، نقش حمایت اجتماعی بهعنوان یک میانجی در این رابطه کمتر بررسی شده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس تجربههای فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی در جامعه دانشآموزان پسر مقطع متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ اجرا شد. از این جامعه، تعداد ۴۵۰ دانشآموز ۱۲ تا ۱۴ ساله با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸)، تجربههای فشارزا مسلچ (۲۰۱۵)، اضطراب ظاهر اجتماعی هارت و همکاران (۲۰۰۸) و حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (۱۹۸۸) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: تجربههای فشارزا (0.394 β=) و اضطراب ظاهر اجتماعی (0.862 β=) . با افزایش احتمال اعتیاد به اینترنت همراه بودند. حمایت اجتماعی (0.489 β=)، نیز بهصورت مستقیم با اعتیاد به اینترنت رابطه داشت. تحلیل میانجیگری نشان داد که حمایت اجتماعی اثرات منفی تجربههای فشار زا و اضطراب ظاهر اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت را تعدیل میکند (P>0.0001).
نتیجهگیری: حمایت اجتماعی بهعنوان یک سپر روانشناختی عمل کرده و میتواند، تأثیرات مخرب استرسهای روزمره و نگرانی از ظاهر را بر تمایل به استفاده ناسالم از اینترنت کاهش دهد. بر این اساس، تقویت شبکههای حمایتی برای دانشآموزان در معرض خطر، میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از اعتیاد به اینترنت ایفا کند.
نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطة دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در استان خوزستان
دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 61-72
https://doi.org/10.22034/spr.2025.474383.1977
هیفا بریهی، ایمان ممبینی
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در ساکنان استان خوزستان انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- همبستگی است. براساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال 1395 برابر با 4710509 نفر بوده که جامعه پژوهش در این مطالعه شامل تمام ساکنان استان خوزستان بر اساس این اطلاعات بوده که از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران 1067 نفر به روش خوشهای چندمرحلهای در سال 1399 تا 1400 در 27 استان خوزستان انتخاب شدند. در این مطالعه از مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، پرسشنامه دینداری گلارک و استارک، (1965)، آزمون جهتگیری زندگی شییر و کارور (1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و فارلی (1988) استفاده شد. بهمنظور بررسی آماری دادهها از تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافتهها: براساس ضریب همبستگی پیرسون بین نمرۀ متغیّرهای پیشبین با رضایت از زندگی در شرکتکنندگان ارتباط آماری مثبت و معنادار بود (01/0 p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی توانایی پیشبینی 37 درصد از رضایت از زندگی را دارند. همچنین تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ بین متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی و رضایت از زندگی در مشارکتکنندگان تأیید شد؛ بدینمعنا که تأثیر متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی بر رضایت از زندگی ساکنان استان خوزستان در دو گروه زنان و مردان متفاوت بود. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، رضایت از زندگی در شرکتکنندگان بیشتر از همه از حمایت اجتماعی متأثر است. بنابراین یافتههای این مطالعه افزون بر توسعه دادن ادبیات و پیشینه مربوط به متغیرها، همچنین بر اقدامات و تصمیمات و سیاستهای مدیران و سرمایهگذاران تأثیرات مطلوبی بهجای بگذارد.
مقایسه عملکرد خانواده، حمایت اجتماعی و باورهای غیرمنطقی در معتادان متجاهر تحت درمان اجباری و معتادان خودمعرف به مراکز درمانی
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 85-98
https://doi.org/10.22034/spr.2024.432563.1900
کریم سواری، رقیه تراهی
چکیده مقدمه: اعتیاد یکی از مهمترین انحرافات و آسیبهای اجتماعی است و یک بیماری اجتماعی به شمار میرود که عوارض جسمی و روانی آن پیامدهای منفی بر فرد، اعضای خانواده و جامعه دارد. این تحقیق با هدف مقایسه عملکرد خانواده، حمایت اجتماعی و باورهای غیرمنطقی معتادان متجاهر و معتادان خودمعرف صورت پذیرفت. روش: طرح تحقیق، علیّ مقایسه ای و جامعه آماری، کلیه معتادان متجاهر تحت درمان اجباری و معتادان خودمعرف کمپهای خصوصی ترک اعتیاد شهر اهواز بودند که170 نفر آنان (80 معتاد متجاهر و90 معتاد خودمعرف) در سال 1402- 1401 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها، از طریق پرسش نامه عملکرد خانواد کونگ و همکاران (2022)، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988) و باورهای غیرمنطقی محقق ساخته (1402) جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، عملکرد خانواده (416/39F= و 01/0p<)، حمایت اجتماعی (239/41F= و 01/0p<) و باورهای غیرمنطقی (459/25F= و 01/0p<) معتادان متجاهر و معتادان خودمعرف متفاوت است. نتیجه گیری: پیشنهاد میشود، به منظور بالا بردن کیفیت عملکرد خانوادههای معتادان متجاهر و خودمعرف، ضرورت تدارک دوره آشنایی با عملکرد مطلوب خانواده؛ اهتمام به حمایت اجتماعی و کاهش تفکر غیرمنطقی توصیه می شود.
رابطه تابآوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی در دانشجویان: نقش تعدیلی خوددلسوزی
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 45-64
https://doi.org/10.22034/spr.2022.318792.1703
سمیه غنچه، رضا گل پور
چکیده مقدمه: مفهوم سلامت اجتماعی، مفهومی است که در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. ارتقاء سلامت اجتماعی در برگیرندهی زمینههای اقدام اجتماعی برای توسعه سطح سلامت است؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تابآوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی با نقش تعدیلی خوددلسوزی در دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1400-1399 بود که بر اساس جدول مورگان 364 نفر با روش نمونهگیری خوشهای با خوشهبندی دانشگاه بر اساس رشته و سپس انتخاب رشته بهصورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای سلامت اجتماعی کیز و شاپیرو (2004)، مقیاس خوددلسوزی نف (2003)، پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1998) مورد نظر به صورت آنلاین پاسخ دادند.
یافتهها: تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد، مؤلفهی تابآوری 34 درصد و حمایت اجتماعی 27 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیشبینی میکند. همچنین تابآوری و حمایت اجتماعی به صورت غیرمستقیم و با نقش تعدیلی خوددلسوزی بهترتیب 24 و 4 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیشبینی میکنند. خوددلسوزی نیز به میزان 39 درصد در تبیین سلامت اجتماعی به صورت مثبت تأثیر دارد.
نتیجهگیری: سلامت اجتماعی را میتوان از طریق عواملی مانند تابآوری و حمایت اجتماعی افزایش داد و در این بین هر قدر میزان خوددلسوزی افراد بیشتر باشد، این امر میتواند، مناسبتر انجام پذیرد.
نقش تعدیل گری حمایت اجتماعی در رابطه بین حساسیت بین فردی و وابستگی به فضای مجازی
دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 119-134
https://doi.org/10.22034/spr.2021.127717
مریم طهماسبی، مجید برادران، مائده میرزائی
چکیده مقدمه: در قرن حاضر اینترنت نقش کلیدی در توسعه معاشرت های اجتماعی ایفا می کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی در رابطه بین حساسیت بین فردی و اعتیاد به فضای مجازی بود.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد لاهیجان درسال تحصیلی1397-98 بود که تعداد 282 نفر از آن ها بر اساس فرمول کوکران با خطای01/0 به عنوان نمونه با روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای دراین طرح شرکت نمودند. پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ )1966) و حساسیت بین فردی پارکر و بایس (1989) و حمایت اجتماعی شروبورن و استوارت (1991) توزیع شد و تحلیل مسیر داده ها با نرم افزار AMOS و همبستگی داده هاSPSS بررسی شد.
یافته ها: بررسی داده ها نشان داد بین اعتیاد به اینترنت و حساسیت بین فردی، اعتیاد به اینترنت و حمایت اجتماعی و بین حمایت اجتماعی و حساسیت بین فردی همبستگی مثبت وجود دارد p <0/01)). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد، مسیر حساسیت بین فردی و وابستگی به اینترنت ( 16/0=β) در سطح 05/0، مسیر حساسیت بین فردی و حمایت اجتماعی (33/0=β) و حمایت اجتماعی به وابستگی به اینترنت ( 40/0=β) در سطح 01/0 به لحاظ آماری معنادار است.
نتیجه گیری: حمایت اجتماعی و حساسیت بین فردی می توانند به عنوان متغیر های کلیدی نقش مهمی در وابستگی به فضای مجازی داشته باشند. درنتیجه لازم است جهت پیشگیری، برنامه ریزیهای صحیح صورت پذیرد تا سلامت روان جامعه بهبود یابد.
پیش بینی حمایت اجتماعی دانشجویان بر اساس مولفه های سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی در بحران همه گیری کرونا
دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 179-163
https://doi.org/10.22034/spr.2020.247618.1553
مهدی امیدیان، محمود اسماعیل پور اشکفتکی
چکیده هدف: شیوع بیماری کرونا و اجرای قانونهای پیشگیرانه، تاثیرات گوناگونی بر ابعاد روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است. هدف از این پژوهش مطالعه ارتباط حمایت اجتماعی دانشجویان با مولفههای سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی در بحران همهگیری کرونا بود.
روش: پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری را کلیه دانشجویان استان چهارمحال و بختیاری در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398 با تعداد بالغ بر 40000 نفر تشکیل میدادند. گروه نمونه 402 دختر و پسر دانشجو بودند که توسط پرسشنامه حمایت اجتماعی(زیمت و همکاران، 1998)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی(پاتنام، 2000) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی(لوتانز و همکاران، 2007) به شکل اینترنتی و از طریق درگاههای مجازی ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد.
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی بصورت مثبت با حمایت اجتماعی دانشجویان، همبستگی دارند. همچنین مشخص شد که سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی، به ترتیب 24 و 48 درصد از تغییرات حمایت اجتماعی را پیشبینی میکنند(001/0p <).
نتیجه گیری: به نظر میرسد میتوان گفت حمایت اجتماعی دانشجویان با مؤلفههای سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی قابل پیشبینی است و دارای تلویحات کاربردی در تهیه مداخلههای در بحران در زمان شیوع بیماری کرونا و بعد از آن است.
بررسی رابطه سرمایههای روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی
دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 83-100
https://doi.org/10.22034/spr.2020.114694
سارا قربانی، محمد رضا جهانی زاده، سید مهران میربد، لیلا امیدی
چکیده مقدمه: سلامت اجتماعی از اساسیترین معیارهای رفاه اجتماعی هر جامعهای است و در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعهای مؤثر است و به نوعی بهزیستن و خوب نگریستن به زندگی و حیات جمعی را برای فرد فراهم میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایههای روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی انجام شده است.
روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای پیام نور حسن آباد و ورزنه در سال تحصیلی 1396-97 بودند که از میان آنها نمونهای به حجم 150 نفر به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و وارد تحلیل شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، سرمایه اجتماعی بولن و اونیکس (2005)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس (1986) و پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کیز (۲۰۰۴) جمع آوری گردید. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل مسیر در معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که تنها ضرایب مسیرهای سرمایه اجتماعی به حمایت اجتماعی، سرمایه روانشناختی به سلامت اجتماعی و مسیر حمایت اجتماعی به سلامت اجتماعی مثبت و معنادار است (05/0>Ρ). همچنین نتایج نشان داد که متغیر حمایت اجتماعی نتوانسته است نقش میانجیگر در رابطه بین سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی ایفا نماید(05/0<Ρ).
نتیجهگیری: دانشجویانی که سرمایه روانشناختی و حمایت اجتماعی مطلوبتری داشته باشند از سلامت اجتماعی مناسبی برخوردار خواهند بود.
مدلیابی روابط ساختاری اشتیاق تحصیلی دانشجویان بر اساس کمکطلبی تحصیلی، تدریس تحولآفرین، حمایت اجتماعی با میانجیگری نقش سرزندگی تحصیلی
دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 101-122
https://doi.org/10.22034/spr.2020.109699
لیلا جوادی علمی، حسن اسدزاده
چکیده مقدمه: اشتیاق تحصیلی یکی از شاخصهای مهم کیفیت دانشگاهی محسوب میشود. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی روابط ساختاری اشتیاق تحصیلی دانشجویان بر اساس کمکطلبی، تدریس تحولآفرین، حمایت اجتماعی با میانجیگری نقش سرزندگی تحصیلی انجام شد.
روش: جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ دانشجویان دورۀ کارشناسی مجتمع آموزش عالی اسفراین در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. نمونۀ پژوهش شامل 304 دانشجو (253 پسر، 51 دختر) بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004)، سرزندگی تحصیلی (حسینچاری و دهقانیزاده، 1391)، کمکطلبی (ریان و پنتریچ، 1997)، حمایت اجتماعی ادراک شده(زیمت وهمکاران، 1988) و تدریس تحول آفرین (بوچامپ و همکاران، 2010) استفاده شد.
یافتهها: حمایت اجتماعی ادراک شده، کمکطلبی و تدریس تحولآفرین مستقیماً بر اشتیاق تحصیلی اثر داشتند. همچنین حمایت اجتماعی، کمکطلبی و تدریس تحولآفرین به شکل غیرمستقیم و از طریق سرزندگی تحصیلی با اشتیاق تحصیلی ارتباط داشتند. سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری بین کمکطلبی تحصیلی، تدریس تحولآفرین، حمایت اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان داشت. در مجموع متغیرهای پژوهش توانستند، حدود 31 درصد از واریانس اشتیاق تحصیلی را پیشبینی کنند.
نتیجهگیری: با تقویت کمکطلبی تحصیلی دانشجویان، حمایت اجتماعی و استفادۀ استادان از روش تدریس تحولآفرین میتوان به دانشجویان کمک کرد تا بر مسائل و مشکلات تحصیلی خود غلبه کنند و سرزندگی تحصیلی خود را افزایش دهند. این عوامل میتواند در تعامل با یکدیگر، اشتیاق تحصیلی دانشجویان را ارتقاء بخشند.
پیشبینی گرایش به سوءمصرف مواد و اعتیاد به اینترنت بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و سبکهای کنار آمدن با استرس با میانجیگری هوشهیجانی در دانش آموزان
دوره 9، شماره 35، پاییز 1398، صفحه 107-125
محمدعلی طالقانی نژاد، رحیم داوری، فرح لطقی کاشانی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی گرایش به سوءمصرف مواد و اعتیاد به اینترنت بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و سبکهای کنار آمدن با استرس با میانجیگری هوشهیجانی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان متوسطه دوره دوم شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود. حجم نمونه آماری براساس روش پیشنهادی شوماخر و لوماکس(2004) تعداد400 نفر محاسبه شد که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. افراد نمونه، پرسشنامههای اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، سوءمصرف مواد فرچاد و همکاران (1385)، هوشهیجانی برادبری– گریوز (2004)، حمایت اجتماعیادراک شده زیمت و همکاران (1988) و راهبردهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (1985) را تکمیل کردند. برای آزمون فرضیهها، از معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین حمایت اجتماعی (P≤0/05) و راهبردهای مقابله با استرس (p <0/001)، بهطور مستقیم گرایش به مصرف مواد را پیشبینی کردند همچنین حمایت اجتماعی (p <0/001) و راهبردهای مقابله با استرس (p <0/001)، بهطور مستقیم اعتیاد به اینترنت را پیشبینی کردند. اما هوشهیجانی رابطه مستقیم مثبت معنیداری با گرایش به سوءمصرف مواد و اعتیاد به اینترنت نداشت. یافته دیگر پژوهش نشان داد که راهبردهای مقابلهای مساله مدار و حمایت اجتماعی از طریق هوشهیجانی بر گرایش به مواد اثر میانجیگری جزیی میگذارند ولی بر اعتیاد به اینترنت اثر معنیداری از طریق میانجیگری هوشهیجانی ندارند.
نتیجه گیری: با گسترش شبکههای حمایت اجتماعی، آموزش راهبردهای مقابلهای کارآمد و ارتقای هوشهیجانی میتوان از مواجهه نوجوانان با موقعیتهای خطرساز مصرف مواد و وابستگی افراطی به اینترنت پیشگیری کرد.
کلمات کلیدی: اعتیاد به اینترنت، حمایت اجتماعی، سبکهای مقابله با استرس، سوءمصرف مواد، هوش هیجانی
نقش میانجیگرانه حمایت اجتماعی در رابطه بین سرسختی روانی و احساس انسجام با کیفیت زندگی در کارکنان بیمارستانهای شهر قوچان
دوره 9، شماره 34، تابستان 1398، صفحه 119-140
امیر قربان پور لفمجانی، مرتضی یاقوتی، سجاد رضائی
چکیده مقدمه: تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگرانه حمایت اجتماعی در رابطه میان سرسختی روانی و احساس انسجام با کیفیت زندگی در سال 1396 انجام شد.
روش: در پژوهشی با طرح همبستگی، 116 نفر از کارکنان بیمارستان موسی ابن جعفر (ع) و ارتش شهر قوچان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسشنامهی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998)، مقیاس تجدیدنظر شده احساس انسجام آنتونوسکی(1987)، پرسشنامه سرسخت روانی کوباسا (1979) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران(1988) پاسخ دادند. دادهها از طریق تحلیل رگرسیون سلسلهمراتبی واسطهای به شیوه ی بارون و کنی (1986) با استفاده از نسخهی 20 نرمافزار SPSS پردازش شدند.
یافته ها: نتایج مشخص ساخت سرسختی روانشناختی و احساس انسجام هر یک به طور مجزّا با کیفیت زندگی همبسته هستند (01/0p <) و آن را پیشبینی میکنند؛ اما با به میان آمدن حمایت اجتماعی، رابطه بین سرسختی روانشناختی و احساس انجام با کیفیت زندگی بیشتر میشود. نقش میانجیگرانه حمایت اجتماعی در تعامل با متغیرهای سرسختی روانشناختی (0001/0p <، 12/39F=) و احساس انسجام (0001/0p <، 85/14F=) باعث افزایش معنیدار واریانس متغیر کیفیت زندگی شد.
نتیجه گیری: حمایت اجتماعی به نیرومندیِ اثرات مثبت سرسختی روانی و احساس انسجام بر کیفیت زندگی میافزاید. بنابراین اجرای مداخلات مدیریتی در محیط بیمارستانی به منظور افزایش حمایت اجتماعی از کارکنان توصیه میشود. نتایج برای مدیران بیمارستانی مورد بحث قرار گرفته است.
رابطه هیجانهای منفی با وسوسه و احتمال مصرف افراد وابسته به مواد دارای بازگشت: نقش واسطهای حمایت اجتماعی
دوره 9، شماره 33، بهار 1398، صفحه 1-18
علی فرنام، شهنواز محمودزهی
چکیده چکیده:
مقدمه: اعتیاد اختلالی مزمن و بازگشت کننده است که تأثیرات عمیق اجتماعی، روانشناختی، جسمی و اقتصادی در پی دارد. با توجه به تأثیرات آن بر جامعه و افراد هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای حمایت اجتماعی در رابطهی بین هیجانات منفی با وسوسه و احتمال مصرف افراد وابسته به مواد دارای بازگشت بود.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری (PLS) به روش تحلیل مسیر بود. نمونه پژوهش 130 نفر از افراد وابسته به مواد افیونی مراجعهکننده به درمانگاههای ترک اعتیاد شهر زاهدان بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای حمایت اجتماعی (SSAS)، هیجانات منفی (21-DASS) و پیشبینی از بازگشت (RPS) استفاده شد. دادهها با آزمونهای آماری رگرسیون گامبهگام و مدل یابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای 23-SPSS و Smart-PLS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که همبستگی معناداری بین متغیرهای پژوهش وجود دارد. از بین زیر مقیاسهای هیجان منفی، افسردگی و اضطراب توان پیشبینی احتمال مصرف مواد را داشتند در صورتی که زیر مقیاس استرس توان پیشبینی قدرت میل افراد وابسته به مواد افیونی دارای بازگشت را داشتند (05/0>P). همچنین الگوی مدل یابی ساختاری نشان داد که حمایت اجتماعی تأثیر منفی معناداری علیه پیشبینی از بازگشت دارد و اثر هیجانهای منفی را بر پیشبینی از بازگشت کم میکند و بهعنوان یک ضربهگیر عمل میکند درحالیکه هیجانهای منفی بر پیش-بینی از بازگشت مواد تأثیر مثبت میگذارند و باعث افزایش بازگشت افراد به مواد میشوند (05/0>P).
نتیجهگیری: بهطورکلی مصرف مواد و اعتیاد یکی از معضلات و نگرانیهای عمده جهان امروز است و ازآنجاکه انسان موجودی اجتماعی است، به ارتباط با افراد و کمک و حمایت آنان نیازمند است؛ بنابراین حمایت اجتماعی با افزایش سلامت روانشناختی فرد همانند سپری علیه بازگشت پس از درمان عمل میکند. ایجاد حمایت اجتماعی برای معتادان در حال ترک یکی از عناصر مهم در کاهش وسوسه و ترک مواد است.
واژههای کلیدی: هیجانهای منفی، وسوسه و احتمال مصرف، مصرف مواد، حمایت اجتماعی، بازگشت اعتیاد
نقش حمایت اجتماعی و هیجانخواهی در تابآوری امدادگران جمعیت هلال احمر
دوره 9، شماره 33، بهار 1398، صفحه 19-34
مجتبی دلیر، ناهید قاسمی
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی نقش حمایت اجتماعی و هیجانخواهی در تابآوری امدادگران جمعیت هلال احمر اجرا گردید.
روش: تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را امدادگران جمعیت هلال احمر شهر تهران در سال 97-96 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 150 نفر از این امدادگران بودند که به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه ارزیابی حمایت اجتماعی (1986) و مقیاس هیجانخواهی (1978) استفاده شد. اطلاعات بهدست آمده با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان دادند که بین همه مولفههای هیجانخواهی با تابآوری همبستگی معنیدار وجود دارد. بعلاوه، بین همه مولفههای حمایت اجتماعی با تابآوری همبستگی معنیدار وجود دارد (01/0>P). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هیجانخواهی و حمایت اجتماعی قدرت پیشبینی تابآوری در بین امدادگران را دارند.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت تابآوری در شرایط تنشزا در بین امدادگران، توصیه میشود میزان هیجانخواهی ایشان در آغاز همکاری بررسی شود و در ادامه نیز امکان دریافت حمایت اجتماعی برای امدادگران فرآهم گردد.
کلید واژهها: حمایت اجتماعی، هیجانخواهی، تابآوری، امدادگران
مدل یابی روابط ساختاری حمایت اجتماعی و سبک های هویت با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی
دوره 8، شماره 32، بهار 1398، صفحه 79-90
صمد پیشرو کلانکش، شهروز نعمتی
چکیده مقدمه: با توجه به فرآیند قشر جوان دانشگاهی در ایران و اهمیت سازه های کیفیت زندگی، سازگاری اجتماعی، سبک های هویت و حمایت اجتماعی در دانشجویان بعنوان اقشار برگزیده و جوان جامعه مطالعه حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری حمایت اجتماعی و سبک های هویت با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی انجام شد.
روش: این پژوهش به روش توصیفی بنیادی نتیجه گرا بر روی350 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که در سال تحصیلی95-94 مشغول به تحصیل بودند به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله انتخاب گردیده است. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک هویت (ISI)، پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36)، پرسشنامه سازگاری رینالدز(RAAI)، پرسشنامه حمایت اجتماعی اداراک شده چند بعدی(Mshpd apss) استفاده گردید. . داده ها با استفاده از روش آماری مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Amos مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. بین کیفیت زندگی با مولفه های هویت و حمایت اجتماعی و همچنین بین سازگاری اجتماعی با مولفه های سبک هویت و حمایت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد ( 005/0p < ).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده داده های تجربی پژوهش میتوانند تا حدودی با نظریه های یادگیری اجتماعی پوشش داده شود چرا که حمایت اجتماعی در هرسه شاخص خانواده، دوستان و افراد مهم، به عنوان عامل محیطی، نقش مستقیم در شکل گیری رفتار و عوامل شخصی دارد؛ سبک های هویت نیز به عنوان عامل شخصی تاثیر مستقیمی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی دارد؛ رفتار سازگارانه و یا ناسازگارانه اجتماعی نیز متقابلا بر روی عوامل شخصی، محیطی و در نتیجه بر روی کیفیت زندگی تاثیر می گذارد از اینرو توجه به مولفه های حمایت اجتماعی و سبک های هویت بعنوان عوامل دخیل در سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی دانشجویان بسیار ضروری است.
نقش متمایز کننده معنویت و حمایت اجتماعی در سلامت روان و اضطراب مرگ سالمندان
دوره 8، شماره 29، بهار 1397، صفحه 1-22
سمیرا حبیب اللهی، شکوه السادات بنی جمالی، شیدا سوداگر، ناصر صبحی قراملکی
چکیده مقدمه: رابطه معنویت و حمایت اجتماعی با سلامت روان و اضطراب مرگ سالمندان به مطالعه بیشتری نیاز دارد. از اینرو، هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین معنویت و حمایت اجتماعی با سلامت روان و اضطراب مرگ در سالمندان بود.
روش: روش این پژوهش همبستگی بود و 350 سالمند ساکن شهر تهران، پرسشنامهها را تکمیل کردند. ابزارهای مورد استفاده عبارت بودند از: پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر، پرسشنامه معنویت پارسیان و دونینگ و پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس. دادههای بدست آمده با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: رابطه بین سلامت روان و اضطراب مرگ با معنویت و حمایت اجتماعی معنادار بود. معنویت قادر به پیشبینی معنادار سلامت روان (0001/0>P ،406/0 -=β) و اضطراب مرگ (0001/0>P ،233/0- =β) بود. همچنین حمایت اجتماعی توانست سلامت روان (0001/0>P ،349/0- =β) و اضطراب مرگ (0001/0>P ،286/0 -=β) را پیشبینی کند.
نتیجهگیری: این یافتهها اهمیت معنویت و حمایت اجتماعی را به عنوان عوامل پیشگیری کننده مربوط به مشکلات سلامت روان و اضطراب مرگ سالمندان آشکار میسازند.
واژههای کلیدی: معنویت، حمایت اجتماعی، سلامت روان، اضطراب مرگ، سالمندی.
رابطه رشد اجتماعی و حمایت اجتماعی با تابآوری در دانشجویان
دوره 7، شماره 27، پاییز 1396، صفحه 49-66
زهرا پاک نهاد، محمد ابراهیم مداحی
چکیده مقدمه: پژوهشهای گذشته نشان میدهد، حمایت اجتماعی به کاهش فشار روانشناختی در دورههای بحران کمک میکند و سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. تابآوری نیز ظرفیت افراد برای سالم ماندن، مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی و رشد اجتماعی با تابآوری در دانشجویان بود.
روش: جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر شاغل به تحصیل در مقاطع سهگانه کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال 1395 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 380 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. افراد مورد پژوهش مقیاسچند بعدی حمایت اجتماعی (زیمیت، دالم، زمیت و فارلی 1998)، مقیاس رشد اجتماعی واینلند (ادگار، 1953) و مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (2000) را تکمیل نمودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان ضریب همبستگی مشاهده شده بین رشد اجتماعی و حمایت اجتماعی با تابآوری دانشجویان در سطح معناداری 01/0>p و با درجه آزادی 378 معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی و رشد اجتماعی میتوانند 41/0 از واریانس تاب آوری را در دانشجویان پیش بینی کنند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانکننده اهمیت افزایش تابآوری دانشجویان با بهبود در میزان حمایت اجتماعی و سطح رشد اجتماعی است. میتوان از این یافتهها برای تدوین برنامههایی جهت افزایش تابآوری دانشجویان استفاده کرد.