مدل ساختاری انعطافپذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجیگری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 203-216
https://doi.org/10.22034/spr.2025.483743.2010
مهوش ایزدی، نیلوفر طهمورسی، مرجان حسین زاده تقوایی، مجید صفاری نیا، صبحی قراملکی
چکیده مقدمه: در بیشتر موارد طلاق همراه با تنش در خانوادهها به وقوع میپیوندد که مشکلات متعدد رفتاری و روانی را برای زنان مطلقه به وجود میآورد. لذا چگونگی مدیریت این مشکلات و نحوه مقابله در برابر آنها، نیازمند شناخت متغیرهای روانشناختی مرتبط است. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل ساختاری انعطافپذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجیگری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال 1402-1403 بود. بنابراین نمونه پژوهش 350 (350n=) نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن احتمال افت و ماهیت پژوهش (ارائه مدل) 20 درصد به این نمونه اضافه شد و نمونه به 420 نفر افزایش یافت. روش نمونهگیری هدفمند بود. بر این اساس تعداد 409 پرسشنامه قابل تحلیل بودند. جهت جمعآوری داده از پرسشنامههای استاندارد انعطاف پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2010)؛ بهزیستی اجتماعی کیز (1998)؛ سازگاری اجتماعی بل (1945) و صمیمیت خانواده تامپسون و واکر (1983) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین انعطاف پذیری روانشناختی با صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در سطح (01/0p<) در زنان مطلقه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی توان پیشبینی انعطافپذیری روانشناختی در سطح (01/0p<) را دارند و در نهایت نتایج نشان داد که مدل دارای برازندگی ساختاری میباشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش همسوی با یافته های پیشین نشان داد، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در پیشبینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه نقش دارند.
مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانشآموزان تیزهوش و عادی
دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 105-120
https://doi.org/10.22034/spr.2025.470753.1969
شهرام واحدی، امیر یکانی زاد، سیده شکوفه میرباقری
چکیده مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوتهای فردی در میان دانشآموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینههای آموزشی و روانشناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانشآموزان تیزهوش و عادی انجام شد.
روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع علی – مقایسهای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانشآموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانشآموز عادی و 393 نفر دانشآموز تیزهوش میباشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان تیزهوش و دانشآموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان تیزهوش بیشتر از دانشآموزان عادی بود.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان را از طرف خانواده، برنامـهریزان آمـوزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار میدهد.
اثربخشی آموزش هشیاری وجودی به شیوه گروهی بر طرد اجتماعی، سازگاری اجتماعی، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی در سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی
دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 35-54
https://doi.org/10.22034/spr.2023.378890.1808
فاطمه بیان فر، مبین قدرتی
چکیده مقدمه: سالمندی به عنوان گذر از مرحله ای به مرحله جدیدی از زندگی تلقی میگردد، یکی از پدیده های این سن سندرم آشیانه خالی است. شناسایی مداخلات مؤثر در درمان این سندرم حائز اهمیت است. بنابر این پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش هشیاری وجودی بر طرد اجتماعی، سازگاری اجتماعی، کفایت اجتماعی، اجتناب شناختی در سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی انجام شد. روش: روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون- گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری ، کلیه سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، بر اساس ملاک های ورود تعداد 30 نفر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر).گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر هشیاری وجودی قرار گرفت.ابزار جمع آوری دادهها عبارت بود از:مقیاس ادراک طردشدگی پنهالیگون و همکاران (2009)،پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل(1961)، پرسشنامه کفایت اجتماعی فلنر و همکاران ( 1990)، پرسشنامه اجتناب شناختی سگستون ،داگاس (2008). داده ها با استفاده از
آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد.یافته ها:نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر هشیاری وجودی در کاهش طرد اجتماعی ، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی اثربخش بود،ولی بر سازگاری اجتماعی اثر معنی داری نداشت.نتیجه گیری:طبق نتایج به دست آمده میتوان در طراحی برنامه های مرتبط با ارتقای سلامت سالمندان مبتلا به سندم آشیانه خالی به عنوان مداخله ای موثر در بهبود طرد اجتماعی، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی استفاده نمود.
پیشبینی انعطافپذیری شناختی بر اساس سازگاری اجتماعی و مسئولیتپذیری دانشجویان دختر
دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 135-150
https://doi.org/10.22034/spr.2021.127718
الهام غیاث آبادی فراهانی، رضا جعفری هرندی
چکیده مقدمه: سازگاری اجتماعی از اساسیترین معیارهای مسئولیتپذیر شدن افراد هر جامعه است و در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعهای مؤثر است، پژوهش حاضر به پیشبینی انعطافپذیری شناختی بر سازگاری اجتماعی و مسئولیتپذیری در دانشجویان دختر میپردازد.
روش: در این پژوهش جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر دانشگاه قم در سال تحصیلی 99-1398 شامل میشود(5050=N). که از میان آنها تعداد 357 نفر از دانشجویان با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب و وارد تحلیل شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای انعطافپذیری شناختی دنیس و وندرال (2010)، سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا (1984) جمعآوری و با استفاده از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین سازگاری اجتماعی و مسئولیتپذیری با انعطافپذیری شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین طبق نتایج سازگاری اجتماعی 42 درصد و مسئولیتپذیری 29 درصد از تغییرات انعطافپذیری شناختی دانشجویان دختر را به طور مثبت پیشبینی و همزمان سازگاری اجتماعی و مسئولیت پذیری قادر به تبیین 36 درصد از واریانس انعطافپذیری شناختی بودند (0001/0p < ، 296/103 =F).
نتیجهگیری: نتایج، نشانگر اهمیت سازگاری اجتماعی و مسئولیتپذیری شناختی در تبیین انعطافپذیری شناختی است. لذا، تشکیل کارگاهها و کلاسهای آموزشی با تشریح اهمیت مسئولیتپذیری و همچنین آموزش شیوههای سازگاری اجتماعی بهتر، میتواند در جهت بهبود انعطافپذیری شناختی دانشجویان مثمرثمر واقع گردد.
بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در افراد دارای اختلال هویت جنسی (ترنس سکشوال)
دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 13-28
https://doi.org/10.22034/spr.2020.109694
فاطمه عیسی زاده، شیما حیدری، سوسن آقاجان بگلو، مجید صفاری نیا
چکیده مقدمه: شیوع نسبتاً کم اختلال هویت جنسی سبب شده است که تحقیقات کمی در این مورد انجام گیرد و این امر نیز موجب شده است که مشکلات مبتلایان حل نشده باقی بماند؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در افراد ترنس سکشوال بود.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعۀ آماری این پژوهش، افراد ترنس سکشوال(پسر به دختر) شهر تهران بود؛ که از طریق نمونه گیری در دسترس 40 نفر از افرادی که برای عمل تغییر جنسیت به مراکز و کلینیک های منطقه 3 مراجعه کرده بودند و یا در پارک دانشجو واقع در منطقه 11شهر تهران حضور داشتند، به طور داوطلبانه پرسشنامۀ سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی را تکمیل کردند و سپس به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه در معرض طرحواره درمانی کلاسیک قرار گرفت، سپس در مرحلۀ پس آزمون هر دو گروه، به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری(MANCOVA) با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی، باعث بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در گروه آزمایش و مرحلۀ پس آزمون شد؛ همچنین مقایسۀ میانگین نمرات پیش آزمون- پس آزمون سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی تفاوت معناداری را نشان داد.
نتیجه گیری: با توجه به این که طرحواره درمانی می تواند باعث بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در افراد ترنس سکشوال شود، بهتر است که این شیوۀ درمان در برنامه های درمانی این افراد به کار برده شود.
مدل یابی روابط ساختاری حمایت اجتماعی و سبک های هویت با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی
دوره 8، شماره 32، بهار 1398، صفحه 79-90
صمد پیشرو کلانکش، شهروز نعمتی
چکیده مقدمه: با توجه به فرآیند قشر جوان دانشگاهی در ایران و اهمیت سازه های کیفیت زندگی، سازگاری اجتماعی، سبک های هویت و حمایت اجتماعی در دانشجویان بعنوان اقشار برگزیده و جوان جامعه مطالعه حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری حمایت اجتماعی و سبک های هویت با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی انجام شد.
روش: این پژوهش به روش توصیفی بنیادی نتیجه گرا بر روی350 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که در سال تحصیلی95-94 مشغول به تحصیل بودند به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله انتخاب گردیده است. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک هویت (ISI)، پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36)، پرسشنامه سازگاری رینالدز(RAAI)، پرسشنامه حمایت اجتماعی اداراک شده چند بعدی(Mshpd apss) استفاده گردید. . داده ها با استفاده از روش آماری مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Amos مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. بین کیفیت زندگی با مولفه های هویت و حمایت اجتماعی و همچنین بین سازگاری اجتماعی با مولفه های سبک هویت و حمایت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد ( 005/0p < ).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده داده های تجربی پژوهش میتوانند تا حدودی با نظریه های یادگیری اجتماعی پوشش داده شود چرا که حمایت اجتماعی در هرسه شاخص خانواده، دوستان و افراد مهم، به عنوان عامل محیطی، نقش مستقیم در شکل گیری رفتار و عوامل شخصی دارد؛ سبک های هویت نیز به عنوان عامل شخصی تاثیر مستقیمی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی دارد؛ رفتار سازگارانه و یا ناسازگارانه اجتماعی نیز متقابلا بر روی عوامل شخصی، محیطی و در نتیجه بر روی کیفیت زندگی تاثیر می گذارد از اینرو توجه به مولفه های حمایت اجتماعی و سبک های هویت بعنوان عوامل دخیل در سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی دانشجویان بسیار ضروری است.
اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر پریشانی روانشناختی و سازگاری اجتماعی نوجوانان طلاق
دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 103-117
رویا حیدری، محمد باقر حبی
چکیده قرمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر پریششانی روانششناختی و
سازگاری اجتماعی نوجوانان پسر طلاق شهر تهران انجام شد.
روش: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پ آزمون با گشروه گشواه و دوره پیگیشری
دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشآموزان دوره اول متوسطه با والدین طلاق گرفته در
سال تحصیلی 97-1396 در شهر تهران بود. نمونه شامل 30 نفر از نوجوانان طلاق بود که از بین جامعه
آماری به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمشایش و گشواه ،
جایگزین شدند )هر گروه 15 نفر(. گروه آزمایش، آموزش خودمتمایزسازی را طشی ده جلسشه دریافشت
کردند وگروه گواه هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. برای جمشع آوری اطلاعشات از پرسششنامه هشای
پریشانی روانشناختی و سازگاری اجتماعی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادههای آماری با آزمون تحلیل
واریان با اندازهگیری مکرر و به وسیله نرمافزار آماری 23-SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش خودمتمایزسازی بر پریشانی روانششناختی و سشازگاری اجتمشاعی
نوجوانان پسر طلاق تدثیر معناداری داشته است )001.0>p(.علاوهبراین نتایج نشان داد که این آموزش
توانسته تدثیر خود را در زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید )001.0>p(.
نتیجهگیری: بر اسشاس یافتشه هشای پشژوهش حاضشر مشی تشوان چنشین نتیجشه گرفشت کشه آمشوزش
خودمتمایزسازی با بهرهگیری از فنون اجتماعی و هیجانی میتواند، پریشانی روانشناختی و سشازگاری
اجتماعی نوجوانان طلاق را تحت تدثیر قرار دهد. بر این اساس آموزش خودمتمایزسازی میتواند بهعنوان
روشی کارآ، جهت بهبود سازگاری اجتماعی و کاهش پریشانی روانشناختی نوجوانان پسر طلاق مشورد
استفاده قرار گیرد.
کلیر واژ ها: آموزش خودمتمایزسازی، پریشانی
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین-فردی دانشآموزان مقطع متوسطه
دوره 7، شماره 27، پاییز 1396، صفحه 1-14
منصور بیرامی، تورج هاشمی، مجتبی عاشوری
چکیده مقدمه: دستیابی به هدفهای آموزشی و پرورشی با وجود آشفتگیهای عاطفی ـ سازشی امری مشکل و غیرممکن است، بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بینفردی دانشآموزان بود.
روش: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی همراه با پیشآزمون-پسآزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب گردیدند و براساس تکمیل پرسشنامه حساسیت بینفردی،30 نفر از دانشآموزان، انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. دانشآموزان هر دو گروه به سیاهه سازگاری اجتماعی برای دانشآموزان مدارس، پاسخ دادند. گروه آزمایش، به مدت دوازده جلسه، در معرض برنامه آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت، سپس در مرحله پسآزمون، هر دو گروه به پرسشنامههای پژوهش پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تکمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان، باعث کاهش حساسیت بینفردی، در گروه آزمایش در مراحل پسآزمون شد. همچنین، میزان سازگاری اجتماعی در گروه آزمایش ،در مراحل پسآزمون، افزایش یافت و مقایسه میانگین نمرات پیشآزمون– پسآزمون تفاوت معناداری را نشان داد.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه آموزش تنظیم هیجانی میتواند باعث کاهش حساسیت بینفردی و ارتقای سازگاری اجتماعی دانشآموزان شود، بهتر است که در برنامهریزیهای آموزشی و پرورشی جنبههای عاطفی و هیجانی دانشآموزان مورد توجه قرار گیرد
رابطه تفکر انتقادی، تمایز یافتگی و ترس از ارزیابی منفی با سازگاری اجتماعی در دانشآموزان
دوره 6، شماره 22، تابستان 1395
ازاده سرداری، خدامراد مومنی، سروه محمدزاده
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تمایزیافتگی خود، ترس از ارزیابی منفی و تفکر انتقادی با سازگاری اجتماعی در دانشآموزان انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان متوسطه شهرستان قصرشیرین (1400 نفر) بود که نمونهای به حجم 300 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای تمایزیافتگی خود، ترس از ارزیابی منفی، تفکر انتقادی و سازگاری اجتماعی استفاده شد. برای تحلیل دادهها نیز از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که بین ترس از ارزیابی منفی با سازگاری اجتماعی همبستگی منفی وجود دارد. اما بین تمایزیافتگی خود و تفکر انتقادی با سازگاری اجتماعی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. در حالت کلی نیز نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خود، ترس از ارزیابی منفی و تفکر انتقادی توان پیشبینی سازگاری اجتماعی را دارند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش میتوان نتیجه گرفت که بهبود تفکر انتقادی و تمایزیافتگی خود و کاهش ترس از ارزیابی منفی میتواند منجر به سازگاری اجتماعی شود.