کلیدواژه‌ها = دانش آموزان
روانشناسی اجتماعی

نقش میانجی باورهای هوشی در رابطه بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و درماندگی آموخته شده در دانش آموزان ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402

دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 99-11

https://doi.org/10.22034/spr.2024.410967.1855

ذکریا صالحی خلردی، لیلا حسینی طبقدهی

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی باورهای هوشی در رابطه بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و درماندگی آموخته شده در دانش آموزان ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402انجام شد.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و شیوه گردآوری داده ها به صورت مقطعی و تحلیل آن ها به روش توصیفی همبستگی و از نوع مدل یابی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل دادند. در این پژوهش 218 نفر به عنوان حجم نمونه به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه درماندگی آموخته شده ﮐﻮﯾﻨﻠﺲ و ﻧﻠﺴﻮن (1988)، باورهای هوشی بابایی (1377) و پرسشنامه شایستگی های هیجانی-اجتماعی زو و ﺟﻲ (٢٠١٢) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر و با نرم افزار 18SPSS، 23 Amos انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد روابط معنا داری بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی با درماندگی آموخته شده وجود دارد و مدل پژوهش تایید شد و 44 درصد از درماندگی آموخته شده توسط شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی قابل تبیین می باشد. شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی بر درماندگی آموخته شده اثر مستقیم معنادار دارند و مسیر غیر مستقیم شایستگی های هیجانی-اجتماعی با میانجیگری باورهای هوشی بر درماندگی آموخته شده تایید گردید.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تلویحات کاربردی به مشاوران و روان‌شناسان جهت کاهش درماندگی آموخته شده با توجه به مولفه های باورهای هوشی و شایستگی های هیجانی-اجتماعی در دانش آموزان ارایه می دهد.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی بسته‌ی آموزشی کیفیت‌زندگی در مدرسه برکمک‌طلبی و رضایت‌تحصیلی دانش‌آموزان

دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 93-107

https://doi.org/10.22034/spr.2024.412554.1856

کبری عالی پور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور

چکیده مقدمه: دانش­ آموزان بزرگ­ترین سرمایه­ های هر کشوری محسوب می­شوند، بنابراین توجه به رشد همه جانبه­ ی آن­ها یکی از وظایف مهم نظام آموزشی قلمداد می­شود. ، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی بسته­ ی آموزش کیفیت زندگی در مدرسه بر کمک ­طلبی و رضایت تحصیلی دانش­ آموزان بود.
روش: طرح­ پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش ­آزمون- پس ­آزمون با گروه گواه بود. جامعه­ ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش­ آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرخرم­آباد بود که در سال تحصیلی 402-1401مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه­ گیری به صورت خوشه ­ای چند مرحله­ ای بود که نمونه مورد نظر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر)، گواه (20 نفر) جایگزین شدند. داده­ ها با استفاده از پرسشنامه­ های کمک ­طلبی تحصیلی رایان و پینتریچ (1997) و رضایت تحصیلی شیخ الاسلامی و احمدی (1390) جمع آوری شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت آموزش بسته‌ی کیفیت زندگی در مدرسه قرار گرفتند و گروه گواه آموزشی دریافت نکردند؛ پس از اتمام دوره­ ی آموزشی از هر دو گروه پس ­آزمون به عمل آمد. داده­ ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره تحلیل شدند.
یافته­ ها: نتایج به دست آمده از تحلیل داده ­ها نشان داد که بین نمرات پس­ آزمون کمک ­طلبی و رضایت تحصیلی دانش ­آموزان در گروه­های آزمایش  و گواه تفاوت معناداری (001/0P<) وجود دارد.
نتیجه­ گیری: بنابراین می­ توان نتیجه گرفت که بسته­ ی آموزشی کیفیت زندگی در مدرسه منجر به افزایش میزان کمک­ طلبی و رضایت تحصیلی دانش ­آموزان می­شود.

مقایسه اثربخشی یادگیری مغزمحور و تفکر خلاق در ارتقاء مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان

دوره 11، شماره 43، پاییز 1400، صفحه 35-52

https://doi.org/10.22034/spr.2021.286652.1649

میلاد صالحی، سیدعلی موسوی اصل

چکیده مقدمه: برای موفقیت در روابط بین فردی به مهارت‌‌‌های اجتماعی نیازمندیم. احساسات مثبت و رضایت از خود حاصل موفقیت در این روابط است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی یادگیری مغزمحور و تفکر خلاق در ارتقاء مهارت‌های اجتماعی دانش-آموزان پسر پایه نهم متوسطه شهرستان بناب انجام گردیده است.
روش: نوع پژوهش، نیمه‌آزمایشی با پیش آزمون‌-پس آزمون بود و جامعه آماری این پژوهش را دانش‌آموزان پسر پایه نهم متوسطه اول سال تحصیلی 1400-1399 شهرستان بناب تشکیل داده بودند. از بین این دانش‌آموزان 45 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. دانش‌آموزان به طور تصادفی در سه گروه 15 نفر به صورت دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. تعداد جلسات آموزشی، 15 جلسه‌ی 45 دقیقه‌ای برای هر کدام از گروه‌های آزمایش بود. جمع‌آوری اطلاعات به وسیله پرسشنامه رشد مهارت‌های اجتماعی کرامتی (1386) صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده توسط تحلیل کوواریانس و با نرم افزار SPSS-26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های به دست آمده از تحلیل کوواریانس نشان داد، کلاس‌های آموزشی در افزایش مهارت‌های اجتماعی گروه‌های آزمایش موثر بوده است. همچنین تفکر خلاق 2/39 درصد و آموزش مبتنی بر مغز 9/37 درصد واریانس نمرات مهارت‌های اجتماعی را تبیین کردند.
نتیجه‌گیری: بر ‌اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که، آموزش یادگیری مغزمحور و تفکر خلاق تأثیر معنی‌داری (05/0>p) بر روی مهارت‌های اجتماعی گذاشته و موجب ارتقاء آن در گروه‌های آزمایش گردیده است. همچنین تأثیر تفکر خلاق در ارتقاء مهارت‌های اجتماعی بیشتر از یادگیری مغز‌محور بوده است.

مقایسه میزان سرمایه‌ی اجتماعی دانش‌آموزان نوجوان شهر تهران: نقش جنس

دوره 8، شماره 30، تابستان 1397، صفحه 79-92

شهلا پاکدامن، فرشته سادات مرتضوی نصیری، عطیه عرب محبی شهرابی، سید محمد ساداتیان

چکیده چکیده مقدمه: سرمایه‌ اجتماعی به مجموعه منابعی گفته می‌شود که هر فرد یا گروه برای برقراری ارتباط در اختیار دارد، این منابع با فراهم آوردن حمایت‌های عاطفی و روانی نقش مؤثری در ارتقاء سلامت روان افراد دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه‌ سرمایه‌ اجتماعی و مؤلفه‌های دوگانه‌ آن بین دانش‌آموزان دختر و پسر شهر تهران انجام گرفت.  روش:جامعه‌ آماری این پژوهش، نوجوانان 12 تا 18 ساله‌ شهر تهران بودند که از بین آن‌ها نمونه‌ای به حجم 255 نفر (109 دختر و 146 پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌ سرمایه‌ی اجتماعی دانش آموزان نوجوان (SCQ-AS؛ پاویا و همکاران، 2014) استفاده شد. این پرسشنامه توسط پژوهشگران حاضر هنجاریابی و برای نخستین بار به کار گرفته شد. در نسخه‌ هنجار شده برای نوجوانان ایرانی ساختار دوعاملی به دست آمد. توزیع داده‌های مربوط به متغیر سرمایه‌ اجتماعی و ابعاد آن غیرطبیعی بود. بنابراین داده‌ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آزمون U مان ویتنی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: دختران نسبت به پسران در سطوح بالاتری از سرمایه‌ اجتماعی قرار دارند. در بعد «انسجام اجتماعی در مدرسه» نیز نمرات دختران سطوح بالاتری را نشان می‌دهد. در بعد «اعتماد» اگرچه پسران نمرات بالاتری را کسب کرده‌اند اما تفاوت نمرات در این بعد بین دو گروه معنادار نیست. نتیجه‌گیری: جنس دانش2آموزان در میزان سرمایه‌ اجتماعی آن‌ها تأثیر گذار است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در تدارک بسته‌های آموزشی مخصوص والدین و معلمان و کمک به ارتقای سلامت روان‌شناختی دانش آموزان نوجوان مفید واقع شود.