اثر جنسیت بر مقصرشناسی قربانی قلدری سایبری و قصد یاری رسانی ناظر
دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 83-104
https://doi.org/10.22034/spr.2025.486878.2016
ابراهیم حیدری، ابوالقاسم عیسی مراد، احمد برجعلی، زهره رافضی، مهدی خانجانی
چکیده مقدمه: در تحقیقاتی که با هدف یافتن عوامل مؤثر بر واکنش ناظران به قلدری سایبری انجام شده است، تاکنون تلاش برای یافتن رابطه بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر با واکنش ناظران نتیجه قاطعی در پی نداشته است. هدف این پژوهش بررسی اثر تعاملی بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر قلدری سایبری بر قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی بود.
روش: این پژوهش از یک طرح آزمایشی که در آن جنسیت قلدر و قربانی و ناظر در یک سناریوی قلدری سایبری دستکاری می شد، بهره گرفت. جامعه پژوهش دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 در دانشگاه های تهران و هرمزگان بود. نمونه ای متشکل از 601 نفر از طریق آگهی آنلاین در شبکه های اجتماعی وارد پژوهش شدند و از طریق یک پلتفرم آنلاین به مقیاسهای پس آزمون شامل قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس سه طرفه و مدلسازی رگرسیون رابطه میانجی با استفاده از نرم افزارهای SPPS و AMOS (0.05=p) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، جنسیت با پویایی پیچیدهای بر مقصرشناسی قربانی و قصد یاریرسانی ناظر تأثیر میگذارد، از جمله اینکه ناظران به قربانیان مؤنث تقصیر بیشتری نسبت میدهند و قصد یاری رسانی کمتری به قربانیان مذکر ابراز میکنند (0.05>p).
نتیجه گیری: برای کاهش اثرات منفی قلدری سایبری لحاظ کردن این پیچیدگیها در طراحی برنامه های پیشگیری و مداخله ضروری است.
رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری: نقش میانجیگر همدلی
دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 161-176
https://doi.org/10.22034/spr.2025.464545.1962
زهرا خزایی، آسیه مرادی، کامران یزدانبخش
چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن نقش زیادی در توانایی درک و تفسیر رفتار دیگران دارند و میتوانند با بهبود همدلی به کاهش قلدری سایبری کمک کنند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری سایبری انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-1401بود که از بین آنها تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن (2003)،مقیاس نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی (2012)، مقیاس تجربه قلدری و قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶) و آزمون ذهنخوانی از طریق تصویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری(01/0 ≥p)، بین نقص کارکردهای اجرایی و همدلی(01/0 ≥p) و بین همدلی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین نقص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) و نیز بین نظریه ذهن و همدلی(01/0 ≥p) رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نقش میانجیگر نسبی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و قلدری سایبری و در رابطه بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد کودکانی که نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی ضعیفی دارند به احتمال بیشتر بهسمت قلدری کشیده میشوند؛ زیـرا مهـارتهای نظریـهی ذهن و کارکردهای اجرایی تعاملات متقابل اجتماعی را سازماندهی میکنند. درک ضعیف نیات و هیجانات دیگران و نقص در کارکردهای اجرایی ممکن است توانایی کودکان در زمینهی تشخیص علائم و سرنخهای اجتماعی که بیانگر روابط دوجانبه است، را به خطر بیندازد و آنها را در معرض قربانی یا قلدربودن قرار دهد.
اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 61-72
https://doi.org/10.22034/spr.2024.434891.1907
آرزو اصغری، میترا نمازی
چکیده مقدمه: قلدری سایبری تبدیل به یک نگرانی رو به افزایش در رویکردهای نظری و روششناختی شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 30 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقهای مهارت شناخت اجتماعی را آموزش دیدند و گروه گواه در این مدت هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای همدلی اورگاوو و همکاران (2017)، بیتفاوتی اخلاقی کاپرارا و کاپانا (2006) و قلدری سایبری آنتیاد و همکاران (2016) بود. یافتهها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه پس از آموزش شناخت اجتماعی از نظر تأثیر بر متغیرهای همدلی و بیتفاوتی اخلاقی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری شایسته است که این رویکرد به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.