موضوعات = روانشناسی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

بررسی نقش توانمندی‌های منش والدین در تبیین اجتماعی سازی هیجانی با توجه به نقش میانجی‌گری نظم‌بخشی هیجان

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 45-60

https://doi.org/10.22034/spr.2023.381953.1815

علیرضا شریفی اردانی، فاطمه یاوری، فریده سادات سجادی پور، سمیه یزدانی، غلام رضا اکرمی ابرقوئی

چکیده مقدمه: ویژگی‌ها و صفات والدین نقش مهمی در نحوه اجتماعی سازی فرزندانشان به لحاظ هیجانی دارند، از این ‌رو هدف این پژوهش، بررسی نقش توانمندی‌های منش والدین در تبیین سبک‌های اجتماعی سازی هیجانی فرزندان با توجه به نقش میانجی گر نظم‌بخشی هیجان بود.
 روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی بود. جامعه آماری والدین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بود. ‏حجم نمونه 300 نفر و با روش نمونه­گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند که ‏در نهایت 286 نفر پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند.‏‎ ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های شیوه‌های برخورد با هیجانات منفی کودکان (‏CCNES‏)، مشکلات در نظم‌بخشی هیجانی (DERS) و آزمون مختصر توانمندی‌های منش (BST) بودند. جهت تحلیل داده­ها از نرم‌افزار SPSS23 و همچنین جهت انجام معادلات ساختاری از نرم افزار‎ PLS-SEM3 ‎ استفاده شد.
 یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که توانمندی منش تبیین‌کننده CCNE حمایتی (18/0=‏β، ‌16/0= ‏p‏‏) نبود، اما به طور منفی تبیین‌کننده CCNE غیر حمایتی (57/0-=‏β، ‌001/0=‏p‏‏) بود. توانمندی‌های منش والدین تبیین‌کننده مثبت تنظیم هیجان ‏(55/0=‏β، ‏001/0= ‏p‏‏) بود. یافته‌ها نشان داد تنظیم هیجان تبیین‌کننده CCNE حمایتی (09/0-=‏β،‏59/0= ‏p‏‏) و CCNE غیر حمایتی (07/0-=‏β،73/0= ‏p‏‏) نیست. اثرات غیرمستقیم توانمندی منش والدین به CCNE حمایتی و غیر حمایتی با توجه به نقش واسطه‌ای تنظیم هیجانی ‏غیر معنی‌دار است.
نتیجه‌گیری:  به ‌طور کلی بر اساس نتایج می‌توان گفت که توانمندی‌های منش شخصیت که تشکیل‌دهنده فضیلت‌های انسان هستند، می‌توانند منجر به افزایش تنظیم هیجانی و همچنین منجر به کاهش برخوردهای غیر حمایتی CCNE در والدین گردند.

روانشناسی اجتماعی

ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم‌اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 61-77

https://doi.org/10.22034/spr.2022.318501.1702

پرستو حسن زاده، مجید صفاری نیا، احمد علیپور، حسین زارع، سوسن علیزاده فرد

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ساخت آزﻣﻮن ﻧﺮم­اﻓﺰاری ﺗﺪاﻋﯽ ﻧﺎآﺷﮑﺎر ﭘﯿﻮﻧﺪﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ آن ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﮑﺎن و ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع زمینه­یابی و توصیفی (همبستگی) بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه­های دولتی شهر تهران بود که 207 نفر از آن­ها به روش داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون نرم­افزاری تداعی ناآشکار پیوندجویی با طبیعت محقّق­ساخته، مقیاس دلبستگی مکان صفاری­نیا (1390) و مقیاس هویت محیطی کلایتون (2003) بود. جهت محاسبه پایایی مقیاس از روش­های ضریب آلفای کرونباخ و بازآزمایی و برای محاسبه روایی از روش روایی همزمان (ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. همچنین، برای بررسی برازش مدل مفروض رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت با میانجی­گری مؤلفه­های دلبستگی مکان از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته‌ها: ضرایب پایایی به دست آمده با استفاده از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی نشان داد که این آزمون از پایایی مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان­دهنده وجود رابطه مثبت معنی­دار بین دلبستگی مکان و هویت محیطی با پیوندجویی با طبیعت بود (01/0p<) که حاکی از روایی همزمان نسبتاً بالای آزمون پیوندجویی با طبیعت با مقیاس­های دلبستگی مکان و هویت محیطی بود. نتایج نشان داد مدل اصلاح‌شده پژوهش برازش قابل قبولی با داده‌ها دارد و بر اساس آن هویت محیطی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق هویت مکان و دلبستگی عاطفی بر پیوندجویی با طبیعت تأثیر می­گذارد و از میان مؤلفه­های دلبستگی مکان فقط هویت مکان و دلبستگی عاطفی رابطه میان هویت محیطی و پیوندجویی با طبیعت را میانجی­گری می­کردند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به مسئولان و دست­اندرکاران محیط زیست و روان­شناسان محیط پیشنهاد می­شود که با برگزاری کارگاه­های آموزشی به آموزش و توسعه آزمون نرم­افزاری پیوندجویی با طبیعت و مفاهیم هویت محیطی و دلبستگی مکان بپردازند و برای ارتقای پیوندجویی با طبیعت به تقویت هویت محیطی و دلبستگی مکان اقدام کنند.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر تعلل و مداخله چند بعدی انگیزشی شناختی بر اهمال کاری دانش آموزان دارای والد معتاد مقطع متوسطه دوم

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 77-90

https://doi.org/10.22034/spr.2023.384234.1817

پریسا نعمت زاده سوته، حسینعلی قنادزادگان، سیده علیا عمادیان

چکیده مقدمه: تحقیق حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر تعلل و مداخله چند بعدی انگیزشی شناختی بر اهمال کاری دانش آموزان دارای والد معتاد مقطع متوسطه دوم شهر بابلسر انجام شد.
روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و دوره پیگیری با گروه کنترل نامعادل بود و جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دارای والد معتاد مقطع متوسطه دوم شهر بابلسر و والدین آن ها در سال تحصیلی 1401-1400 در حال تحصیل بودند. 45 نفر به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل 15 نفره قرار گرفتند و به پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984) پاسخ دادند و آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر تعلل و مداخله چند بعدی انگیزشی شناختی برای دو گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل در انتظار ماند. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که 78 درصد تغییرات در نمرات اهمال کاری، 62 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای تکالیف، 6/63 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای امتحان، 2/59 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای مقاله در طی مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، ناشی از آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر تعلل بوده است (0/05>P). همچنین یافته‌ها نشان داد که 7/73 درصد تغییرات در نمرات اهمال کاری، 6/58 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای تکالیف، 2/46 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای امتحان، 3/44 درصد تغییرات در نمرات آماده شدن برای مقاله در طی مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، ناشی از مداخله چندبعدی انگیزش شناختی بوده است (0/05>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر تعلل و مداخله چند بعدی انگیزشی شناختی بر اهمال کاری دانش آموزان دارای والد معتاد مقطع متوسطه دوم تاثیر معنی داری دارد (0/05>P).

روانشناسی اجتماعی

هیجان های منفی، ترس از در حاشیه ماندن و قربانی قلدری سایبری: یک مدل معادلات ساختاری برای نوجوانان

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 91-101

https://doi.org/10.22034/spr.2023.375154.1799

مطهره السادات حسینی اسفیدواجانی، رضا قربان جهرمی، فریبرز درتاج، سید بشیر حسینی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی یک معادله ساختاری برای نوجوانان در رابطه بین هیجان­های منفی، ترس از در حاشیه ماندن و قربانی قلدری سایبری بود.
روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام نوجوانان پسر و دختر 15 تا 18 ساله شهر تهران در نیمه دوم سال 1400 بود که از میان آنها 400 نفر از سطح دبیرستان های متوسطه دوم شهر تهران از مناطق شمال، جنوب، غرب و شرق تهران مورد نیاز بود. به منظور جمع آوری داده­ها از پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه قلدری سایبری، مقیاس افسردگی/ اضطراب/ تنیدگی و پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شد.
یافته­ها: نتایج پژوهش نشان داد که اولین فضای مجازی مورد استفاده نوجوانان مورد مطالعه، اینستاگرام بود، بعد از آن به ترتیب نرم افزارها و پیام رسان های واتساپ، تلگرام، بله، ایتا، سروش، شاد، اسکایپ و فیسبوک در رتبه های بعدی قرار دارند. یافته های این مطالعه بیانگر اثر مستقیم هیجان­های منفی بر ترس از درحاشیه ماندن و قربانی قلدری معنادار است و ترس از درحاشیه ماندن بر قربانی قلدری سایبری اثر مستقیم دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می­دهد که اثر مستقیم هیجان­های منفی بر ترس از درحاشیه ماندن و قربانی قلدری معنادار است. هیجان­های منفی مستقیما و به طور مستقل نمی­تواند، منجر به قلدری سایبری شود. ترس از درحاشیه ماندن بر قربانی قلدری سایبری اثر مستقیم دارد.

روانشناسی اجتماعی

الگویی ساختاری سبک‌های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن با اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی با میانجی‌گری مهارت‌های ارتباطی در دانش‌آموزان

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/spr.2023.337598.1745

حسن جوزی، فرزانه رمضانپور، محمدجواد بگیان کوله مرز

چکیده مقدمه: استفاده از اینترنت و شبکه ­های اجتماعی بخش جدایی­ن اپذیر از زندگی ما است، با این حال استفاده بیش از حد از آن­ها پیامدهای روانشناختی و اجتماعی زیادی به­ همراه دارد. این پژوهش با هدف الگویی ساختاری سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن با اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی با میانجی­گری مهارت­های ارتباطی در دانش ­آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش­ آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 1400 تشکیل می­دهند. نمونه پژوهش 400 نفر از دانش­آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونه­ گیری خوشه­ ای انتخاب شدند و به پرسشنامه­ های سبک­های دلبستگی هازن و شیور (1987)، سه گانه تاریک شخصیت جونز و پائلوس (2014)، پرسشنامه حساسیت به طرد دونی و فلدمن (1996)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی توتگون- یونال و دنیز (2015) و  مهارت­ های ارتباطی کروکوت (1996) به صورت آنلاین پاسخ دادند. یافته­ ها: نتایج حاصل از مدل­یابی معادله ساختاری نشان داد که 32 درصد از واریانس مهارت­های ارتباطی توسط سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن و 41 درصد از واریانس اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی توسط سبک­های دلبستگی، سه گانه تاریک شخصیت، حساسیت به طرد شدن و مهارت­های ارتباطی تبیین می­شود. نتیجه­ گیری: به طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهند که تضعیف حساسیت طرد و افزایش مهارت­های ارتباطی را می‌توان در مطالعات آینده به عنوان عواملی برای اعتیاد به  شبکه‌های اجتماعی برای مطالعات پیشگیری یا مداخله در نظر گرفت.

روانشناسی اجتماعی

مدل اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی: نقش عملکرد خانواده با میانجیگری نیازهای اساسی روان‌شناختی ‏

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 21-34

https://doi.org/10.22034/spr.2023.374513.1796

زهرا زینالی، علی زینالی

چکیده مقدمه: شبکه ­های اجتماعی نقش بسیار مهمی در روابط افراد با یکدیگر ایفا می­کنند و یکی از مؤلفه­ های بین فردی مؤثر بر بروز اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی خانواده و عمکلرد جاری در آن است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش عملکرد خانواده در اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی با میانجیگری نیازهای اساسی روانشناختی در دانش ­آموزان انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری دانش­ آموزان دبیرستانی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از این جامعه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه­ گیری تصادفی خوشه­ ای تعداد 380 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع ­آوری داده ­ها از پرسشنامه­ های اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی تورل و سرنکو (2012)، عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (2003) و نیازهای اساسی روانشناختی دسی و رایان (2000) استفاده شد. داده­ ها به کمک همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ ها: نتایج نشان داد که عملکرد خانواده بر اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی و نیازهای اساسی روانشناختی تأثیر مستقیم و معنادار دارد. همچنین نیازهای اساسی روانشناختی بر اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی تأثیر معکوس و معناداری دارد. همچنین عملکرد خانواده از طریق میانجی نیازهای اساسی روانشناختی بر اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (05/>P). نتیجه ­گیری: افزایش عملکرد خانواده (نمره بالا نشان دهنده عملکرد ضعیف) موجب کاهش نیازهای اساسی روانشناختی در دانش­ آموزان شده که به نوبه خود باعث افزایش اعتیاد به شبکه­ های اجتماعی می­شود. 

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش هشیاری وجودی به شیوه گروهی بر طرد اجتماعی، سازگاری اجتماعی، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی در سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 35-54

https://doi.org/10.22034/spr.2023.378890.1808

فاطمه بیان فر، مبین قدرتی

چکیده مقدمه: سالمندی به عنوان گذر از مرحله ای به مرحله جدیدی از زندگی تلقی میگردد، یکی از پدیده های این سن سندرم آشیانه خالی است. شناسایی مداخلات مؤثر در درمان این سندرم حائز اهمیت است. بنابر این پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش هشیاری وجودی بر طرد اجتماعی، سازگاری اجتماعی، کفایت اجتماعی، اجتناب شناختی در سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی انجام شد. روش: روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون- گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری ، کلیه سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، بر اساس ملاک های ورود تعداد 30 نفر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر).گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر هشیاری وجودی قرار گرفت.ابزار جمع آوری دادهها عبارت بود از:مقیاس ادراک طردشدگی پنهالیگون و همکاران (2009)،پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل(1961)، پرسشنامه کفایت اجتماعی فلنر و همکاران ( 1990)، پرسشنامه اجتناب شناختی سگستون ،داگاس (2008). داده ها با استفاده از
آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد.یافته ها:نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر هشیاری وجودی در کاهش طرد اجتماعی ، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی سالمندان مبتلا به سندرم آشیانه خالی اثربخش بود،ولی بر سازگاری اجتماعی اثر معنی داری نداشت.نتیجه گیری:طبق نتایج به دست آمده میتوان در طراحی برنامه های مرتبط با ارتقای سلامت سالمندان مبتلا به سندم آشیانه خالی به عنوان مداخله ای موثر در بهبود طرد اجتماعی، کفایت اجتماعی و اجتناب شناختی استفاده نمود.

روانشناسی اجتماعی

نقش واسطه‌ای خودگردانی در رابطه بین خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن دانش‌آموزان

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 55-74

https://doi.org/10.22034/spr.2023.364655.1783

سجاد حسنی، فریبرز نیکدل، علی تقوایی نیا

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای خودگردانی در رابطه بین خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن دانش­آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی و بر اساس مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول شهرستان اقلید استان فارس در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه مورد مطالعه 250 نفر از دانش­آموزان بودند که به صورت نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند. پس از بررسی سؤالات مربوط به قد و وزن آزمودنی­ها، دانش آموزان با شاخص توده بدنی 25 به بالا به عنوان مبتلا به اضافه‌وزن و چاقی انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده­ها از پرسشنامه­های استاندارد، خودپنداره منداگلیو و پی‌ریست (1995)، خودکارآمدی ورزش کرل و همکاران (2007)، خودگردانی میلر و براون (1999) و رفتار کاهش وزن از بخش رفتار پرسشنامه مظلومی محمودآباد و همکاران (1397) استفاده گردید. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزار LISREL 8.8 تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج نشان ­داد، خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره بر رفتارهای مرتبط با کاهش وزن تأثیر مستقیم و معنی‌دار دارند (01/0>p). همچنین نتایج نشان داد که خودگردانی از نقش میانجی در رابطه با خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن برخوردار است. نتیجه‌گیری: با افزایش خودکارآمدی ورزشی، خودپنداره و خودگردانی، رفتارهای مرتبط با کاهش وزن نیز افزایش خواهد یافت. لذا، بهتر است در محیط هایی که درمانگران مشغول به کار هستند، به خودکارآمدی، خودپنداره و خودگردانی نوجوانان چاق و دارای اضافه‌وزن توجه بیشتری داشته باشند.

روانشناسی اجتماعی

نقش میانجی‌گر تاب‌آوری در رابطه بین سبک‌های مقابله‌ای با کیفت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه کرونا ویروس

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 75-88

https://doi.org/10.22034/spr.2023.355679.1772

ژاله کوه بومی، محمد قمری، سیمین حسینیان

چکیده مقدمه: خشونت خانگی علیه زنان یک مشکل جدی و نگرانی عمده برای سلامت عمومی است که بر اساس گزارش‌ها به دنبال شیوع ویروس کرونا و ایجاد قرنطینه خانگی به یک اپیدمی دنباله‌دار تبدیل شده است. مرور نظام‌­مند پژوهش‌­ها نشان می‌دهد، رابطۀ پایداری بین تاب‌آوری و سبک های مقابله‌ای با کیفیت زندگی و خشونت خانگی وجود دارد. اما تاکنون پژوهشی روابط این متغیرها را در قالب یک مدل جامع بررسی نکرده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی‌گر تاب‌آوری در رابطه بین سبک‌های مقابله‌ای با کیفیت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه کرونا ویروس انجام شد. روش: طرح پژوهش همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه‌آماری شامل تمامی زنان متأهل شهر کرج در بازه زمانی اول مهر تا پایان آبان ماه 1399بود که 241 نفر به صورت اینترنتی بوسیله پرسشنامه‌های سبک‌های مقابله­ای بلینگز و موس، کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، خشونت علیه زنان حاج یحیی و مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: سبک های مقابله‌ای و تاب‌آوری و خشونت خانگی علیه زنان دارای همبستگی مثبت معنادار (01/0>P) و سبک های مقابله‌ای و کیفیت زندگی دارای همبستگی منفی (05/0>P) و تاب‌آوری و کیفیت زندگی دارای همبستگی مثبت (01/0<P) معناداری هستند. همچنین تاب‌آوری در رابطه بین سبک های مقابله‌ای و کیفیت زندگی نقش میانجی دارد. نتیجه‌گیری: سبک های مقابله‌ای و تاب‌آوری از عوامل مهم اثرگذار بر کیفیت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان است و باید در برنامه‌های پیشگیری و درمانی مورد توجه متخصصان زوج و خانواده قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 89-102

https://doi.org/10.22034/spr.2023.366981.1787

پریسا جمشاد، رحیم داوری

چکیده  
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج‌گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی‌هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده‌های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون‌گرایی، گشودگی، توافق‌پذیری و با‌وجدان‌بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان‌رنجوری، توافق‌پذیری و ناگویی‌هیجانی قادر به پیش­بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجه­ گیری: طبق یافته‌های پژوهش با کاهش روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی و افزایش توافق‌پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می‌یابد و می­توان نتیجه گرفت که ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.
 
ضر با هدف پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان براساس ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی‌هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون‌گرایی، گشودگی، توافق‌پذیری و با‌وجدان‌بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان‌رنجوری، توافق‌پذیری و ناگویی‌هیجانی قادر به پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجه‌گیری: طبق یافته های پژوهش با کاهش روان‌رنجوری و ناگویی‌هیجانی و افزایش توافق‌پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می یابد و می‌توان نتیجه گرفت که ویژگی‌های شخصیت و ناگویی‌هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی شناخت اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی خود و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در دانشجویان

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 103-116

https://doi.org/10.22034/spr.2023.357993.1776

نواب کاظمی، لیدا نعمتی، سیده لیبا یادگاری، فرزانه عبدوس

چکیده چ مقدمه: شناخت اجتماعی، به فرآیند تشخیص، پردازش و استفاده از داده‌های اجتماعی برای نظم‌دهی عملکرد میان‌فردی و رفتاراثربخش اجتماعی می‌پردازد و از نظرگاه روان‌شناسی اجتماعی در روابط اجتماعی وکارآمد، دارای اهمیت به‌سزایی است. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی شناخت اجتماعی براساس تمایزیافتگی خود وانعطاف‌پذیری روان‌شناختی در دانشجویان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1400-1401 بود که از بین آنها 221 نفر نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از پرسشنامه شناخت اجتماعی نجاتی، کمری وجعفری (1397)، تمایزیافتگی خود (دریک، 2011) و پرسشنامه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دنیس وواندرال (2010) گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار  SPSS-24و روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان دادند که تمایز یافتگی خود و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، شناخت اجتماعی را با اطمینان پیش‌بینی می‌کند. نتایج ضریب رگرسیونی استانداردشده نیزنشان داد که مؤلفه‌های تمایزیافتگی خود با 6/44 درصد از سهم پیش‌بینی‌کنندگی بیشتری در شناخت اجتماعی برخوردارند. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضراهمیت نقش تمایزیافتگی خود و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در دانشجویان را مشخص می‌سازد که می‌تواند درطراحی برنامه‌های مشاوره‌ای کارآمد باشد.

روانشناسی اجتماعی

واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش تحلیل کیفی و داده بنیاد ( مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی ره)

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22034/spr.2022.368935.1791

کرم الله جوانمرد، ناهید زینی حسنوند، حدیث سیف

چکیده مقدمه:  افراد به دلایل متفاوتی به برقراری رابطه با جنس مخالف روی می­ آورند.  هدف این تحقیق  واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش پژوهش کیفی و داده بنیاد (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی (ره)) انجام شد.
روش: از میان دانشجویان دارای ارتباط دوستانه با جنس مخالف تعداد 30 نفر به روش نمونه­ گیری زنجیره­ای یا گلوله برفی انتخاب و با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته مطالعه شدند. مصاحبه­ ها ضبط، دستنویس و تحلیل شدند.
یافته­ ها:  یافته­ ها نشان داد که شرایط سنی، تسهیل ارتباطات و ملاقات، سخت شدن شرایط ازدواج به عنوان بستر حاکم و کمرنگ شدن ارزش­های دینی و سنتی و دیدگاه ­های ارزشی نو ظهور،  شرایط مداخله­ گر بودند. این افراد با قرار گرفتن در هاله عاطفی و شناختی،  با جنس مخالف ارتباط داشته­ اند. مشکلاتی از قبیل خصومت و خشونت، شک و بدگمانی، آسیب در نظام خانواده، هنجار شکنی، رکود علمی و استعداد، فریب رابطه، آسیب عاطفی-روانی، آسیب جسمی، آسیب جنسی، مشاوره رفتن، تجربه اندوزی، پشیمانی و سرخوردگی، حس نوستالژیک و باز اندیشی از مهم ترین  پیامدهای رابطه با جنس مخالف بود.
نتیجه­ گیری: با شناخت و کسب بینش نسبت به روابط دوستانه بین دو جنس به ویژه نسبت به عوامل مداخله­ گر و زمینه ­ساز در شکل­ گیری پدیده اصلی می­توان، مقدماتی برای طراحی برنامه­ های آموزشی، پیشگیرانه و درمانی در عدم گرایش به روابط آسیب زای دو جنس برنامه ریزی کرد.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی رفتار صرفه جویی برق خانگی: نقش انگیزش و نیاز اجتماعی به مصرف

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 33-55

https://doi.org/10.22034/spr.2022.337661.1744

مراد عبدی ورمزان، محمدنقی فراهانی، حمید خانی پور

چکیده
مقدمه: مصرف برق خانگی در ایران حدود 33 درصد از کل مصرف کشور است و رفتار صرفه­ جویی در مصرف آن با وجود تأکیدهای فراوان همچنان با سطح مطلوب فاصله دارد.
روش: پژوهش حاضر با هدف پیش‌­بینی رفتار صرفه­‌جویی برق خانگی در مصرف­‌کنندگان ایرانی انجام شد. طرح مورد استفاده در این پژوهش مدل‌سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمام مصرف­‌کنندگان برق در سراسر کشور در سال 1400 بود. نمونه­‌گیری به روش نمونه­‌گیری در دسترس انجام گرفت. حداقل حجم نمونه با استفاده از روش ساپر (2021) برابر با 256 نفر برآورد شد؛ با این وجود تعداد شرکت­‌کنندگان پژوهش برابر با 684 نفر بود. ابزارهای مورداستفاده برای جمع­‌آوری داده­‌ها شامل پرسش‌نامه سنجش ویژگی­های جمعیت­‌شناختی و ویژگی­های منزل مسکونی (DHC)، مقیاس صرفه­‌جویی برق مبتنی بر ارتقای جایگاه اجتماعی (SESSSU)، مقیاس انگیزش نسبت به صرفه­‌جویی برق (MTSES) و مقیاس سنجش رفتار صرفه­‌جویی در مصرف برق (ESBS) بود که در مجموع 57 سؤال و گویه را در بر می­گرفت. داده­‌ها با استفاده از امکانات گوگل فرم جمع‌­آوری شده و با استفاده از نرم‌­افزارهای Smart PLS 3.3.3 و SPSS 26 به شیوه مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه ­و تحلیل قرار گرفت.
یافته­ ها: نتایج حاکی از آن است که نیاز اجتماعی به مصرف برق 35 درصد از انگیزش صرفه­‌جویی برق را تبیین می­کند (00/0P=). همچنین انگیزش صرفه­‌جویی برق 38 درصد از رفتار صرفه­‌جویی برق را تبیین کرد (00/0P=). در بین مؤلفه‌های انگیزش صرفه‌­جویی برق، بیشترین رابطه با سازه اصلی به ترتیب در انگیزش یکپارچه، انگیزش همانندسازی شده، درونی و درون­‌فکنی شده مشاهده شد.
نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد که افزایش رفتار صرفه­‌جویی برق از طریق تحریک انگیزش توسط نیاز اجتماعی به مصرف برق ممکن است. یافته‌های پژوهش حاضر می‌تواند در سیاستگذاری‌ها و مداخلاتی که هدف خود را رفتار مصرف‌کننده و افزایش صرفه‌جویی قرار می‌دهند، مورد ­استفاده قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه‌پسند فرزندان: نقش واسطه‌ای هیجان اخلاقی قدردانی

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 33-55

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330384.1748

محسن مهدیان، راضیه شیخ الاسلامی

چکیده مقدمه: والدین به‌عنوان مهم­ترین عامل جامعه‌پذیر کردن کودکان و نوجوانان محسوب می­شوند. پژوهش­ها رابطه بین قدردانی و کاهش رفتار جامعه پسند را مورد تأیید قرار داده‌اند، از این ‌رو هدف پژوهش حاضر، تبیین رابطه کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه پسند با واسطه­ گری هیجان اخلاقی قدردانی بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی و جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر یزد در سال تحصیلی 1399-1400 بود. حجم نمونه 350 نفر و با روش نمونه ­گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند که ‏در‎ ‎نهایت 308 نفر پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند. به‌منظور اندازه ­گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کنترل روان‌شناختی والدین (سوننس و همکاران،2010)،  مقیاس چند مؤلفه ­ای قدردانی (مورگان و همکاران، 2017) و مقیاس گرایش­های جامعه پسند (کارلو و راندال، 2002) استفاده گردید.
 یافته­ ها: داده­‌ها با استفاده از نرم­ افزار AMOS و در قالب الگوی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کنترل روان‌شناختی والدین، رفتار جامعه پسند را به‌طور منفی و معنادار پیش‌بینی می­کند. رابطه قدردانی و رفتار جامعه پسند به‌صورت معکوس و معنادار بود. علاوه بر این، نقش واسطه­ گری قدردانی در رابطه بین کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه پسند مورد تأیید قرار گرفت (05/0p<).
 نتیجه ­گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می­توان نتیجه گرفت کنترل روان‌شناختی والدین کمتر در بافت خانواده و مهارت بیشتر فرزندان در هیجان اخلاقی قدردانی، موجبات ارتقاء رفتار جامعه پسند آن‌ها را فراهم می­سازد.

روانشناسی اجتماعی

مدل یابی پرخاشگری در مدرسه براساس عملکرد خانواده، روان رنجورخویی و جو مدرسه: نقش واسطه ای باوربه پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 77-98

https://doi.org/10.22034/spr.2022.348821.1763

محمد حجتی، محمد عباسی، عزت اله قدم پور

چکیده مقدمه: رفتار پرخاشگرانه یکی از معضلاتی است که بر نوجوانان به‌ویژه روند رشد و عملکرد تحصیلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. هدف پژوهش حاضر مدل‌یابی پرخاشگری در مدرسه بر اساس عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی و جو مدرسه با نقش واسطه‌ای باور به پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه در دانش‌آموزان بود.
روش: روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل‏سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر متوسطه (دوره دوم) شهرستان هرسین در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 1918 بود که به‌صورت تصادفی خوشه‌ای تعداد 450 نفر از آن‌ها به‌عنوان نمونه انتخاب شد. داده‌های پژوهش به کمک پرسش‌نامه‌های شیوه سنجش خانواده مک مستر (بالدوین و بیشاب،1983)، پرسش‌نامه جو و هویت مدرسه (لی و همکاران، 2017)، پرسش‌نامه شخصیتی نئو (مک کری و کاستا، 1985)، مقیاس تجدید‌نظر‌شده باور به پرخاشگری (کمپبل، مونسر، مک منیوس و وودهاوس، 1999)، پرسش‌نامه همدلی و همدردی در نوجوانان (ووزن و همکاران، 2015)، پرسش‌نامه دلبستگی به مدرسه (موتون، دی وایا و گلازیر، 1993)، مقیاس پرخاشگری (اورپیناس و فرانکوسکی، 2001) گردآوری گردید. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری در قالب نرم‌افزارهای SPSS27 و 27AMOS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل تدوین‌ شده پرخاشگری در مدرسه از برازش مناسبی برخوردار است و عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی، جو مدرسه، باور به پرخاشگری، همدلی، دلبستگی به مدرسه اثر مستقیم بر پرخاشگری دانش‌آموزان در مدرسه دارند.
نتیجه‌گیری: باتوجه‌به یافته‌های پژوهش، عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی، جو مدرسه، باور به پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه نقش مهمی در پرخاشگری دانش‌آموزان در مدرسه دارند.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی بی‌‌تفاوتی اخلاقی بر اساس صفات تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل در بازاریان شهر ارومیه در دوران کرونا

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 98-114

https://doi.org/10.22034/spr.2022.366117.1785

هیمن محمودفخه

چکیده مقدمه: بی‌‌تفاوتی اخلاقی به توجیه رفتار‌‌های آسیب توسط فرد و رهایی از معیارهای اخلاقی در زمینه و زمانی خاص اشاره دارد. شناخت عوامل پیش بینی کننده ی بی‌‌تفاوتی اخلاقی، سبب شناخت بهتر عوامل ایجاد کننده ی آن می شود. هدف این پژوهش پیش بینی بی‌‌تفاوتی اخلاقی بر اساس صفات تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل در بازاریان شهر ارومیه در دوران کرونا بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه بازاریان شاغل در بازارهای ارومیه در سال 1401، به تعداد آنها 5000 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان تعداد 357 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، بی‌‌تفاوتی اخلاقی بندورا ، صفات تاریک شخصیت جانسون و وبستر و باور به دنیای عادلانه ساتون و داگلاس بود. داده‌‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌‌ها: طبق نتایج، سه گانه تاریک شخصیت با بی‌‌تفاوتی اخلاقی بازاریان شهر رابطه مثبت و معنادار و باور به دنیای عادلانه نیز با بی‌‌تفاوتی اخلاقی رابطه منفی و معناداری دارند. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که سه گانه تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل، قابلیت تبیین بی‌‌تفاوتی اخلاقی بازاریان را دارند.
نتیجه گیری: طبق نتایج پژوهش حاضر می توان گفت، سه گانه تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل، می توانند بی‌‌تفاوتی اخلاقی را تبیین کنند و جهت شناسایی عوامل زمینه ساز بی‌‌تفاوتی اخلاقی بکار برده شوند.

روانشناسی اجتماعی

بررسی ویژگی‌های روانسنجی نسخه فارسی رگه‌های جامعه‌ستیزی نوجوانان

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 115-138

https://doi.org/10.22034/spr.2022.368097.1790

محمد جعفرپور لواسانی، نوازش مرندی زاده شیروان، سید مهدی موسویان، فرزین باقری شیخانگفشه، حجت اله فراهانی

چکیده مقدمه: جامعه‌ستیزی، اختلال شخصیتی چندبعدی است که تا به امروز توجه زیادی را در فضاهای بالینی به خود جلب کرده است. لذا در این پژوهش، اعتبار نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان (YPI) و ارزیابی شاخصه‌های روانسنجی آن مورد نظر قرار گرفته است.
روش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی از نوع اکتشافی بود. نمونه شامل 557 نوجوان پسر ساکن استان‌های تهران و گلستان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌های جامعه‌ستیزی نوجوانان و همدلی شناختی و عاطفی (QCAE) را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از وجود سه عامل بین فردی، عاطفی و رفتاری بود و دلالت بر نیکویی برازش مدل به دست آمده داشت (001/0>P). همبستگی معنادار میان پرسشنامه همدلی شناختی و عاطفی و مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان، روایی واگرای این ابزار را تأیید می‌کند (01/0>P). اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبه‌ی ضریب آلفای کرونباخ و اعتبار مرکب عوامل، قابل قبول به دست آمد. نتایج پایایی این ابزار از طریق روش بازآزمایی، همبستگی بالا بین دو اجرا را نشان داد (01/0>P).
نتیجه‌گیری: در مجموع می‌توان گفت نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان (YPI) و ساختار سه عاملی آن مورد تأیید قرار گرفت و می‌توان با برخوردار بودن از روایی و اعتبار مناسب، در پژوهش‌های روانشناختی آن را به کار گرفت.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی برنامة آموزش مهارت های حل همیارانه تعارضات بین فردی بر هدفگزینی اجتماعی، سبک حل تعارض و سازگاری دختران دبیرستان

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 139-161

https://doi.org/10.22034/spr.2022.354293.1769

ماهره عزیزی شمامی، امید شکری، حسین پورشهریار کلشتری، مسعود شریفی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامة آموزش مهارت­های حلّ همیارانة تعارضات بین‌فردی بر هدف‌گزینی اجتماعی، سبک‌های حلّ تعارض و سازگاری دختران دبیرستانی انجام شد.
روش: در این پژوهش شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمونِ  با گروه کنترل غیرمعادل و همراه با پیگیری، 50 دانش­‌آموز دختر 17 ساله در دو گروه آزمایش (25 دانش­آموز) و کنترل (25 دانش­آموز)، قبل و بعد از آموزش به مقیاس اهداف پیشرفت اجتماعی ـ نسخة نوجوان (رایان و شیم)، سیاهة تعارض توماس ـ کیلمن (توماس و کیلمن) و سیاهة سازگاری دانش‌آموزان با مدرسه (سینها و سینگ) پاسخ دادند. به کمک 7 جلسه و هر جلسه یک ساعت، بستة آموزش مهارت­های حلّ همیارانة تعارضات بین‌فردی، به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه‌­مدّت و بلندمدّت برنامه‌ی آموزش مهارت­های حلّ همیارانه‌ی تعارضات بین‌فردی در افزایش نمره‌ی جهت­‌گیری هدف پیشرفت مبتنی بر تحوّل­‌یافتگی اجتماعی، راهبردهای انطباقی حلّ تعارض و ابعاد مختلف سازگاری روان‌شناختی [42/0=2h ,05/0P< ,57/10=F] و در کاهش نمره‌ی اهداف مبتنی بر آشکارسازی تحوّل‌یافتگی اجتماعی و اجتناب از آشکارشدگی تحوّل­‌نایافتگی اجتماعی و همچنین راهبردهای حلّ تعارض ناسازگارانه مبتنی بر رقابتی بودن، اجتنابی بودن و سازش کردن، اثرگذار بود ([51/0=2h ,05/0P< , 73/13 =F]).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که مدیریت همیارانة تعارض نیازمند شمول گام­هایی مانند درنظرگرفتن زمان و مکان مقتضی برای بحث پیرامون تعارضات، فهم دیدگاه دیگری با نگرشی غیرقضاوتی و حساسیت نسبت به نیازها و ادراکات دیگران، پیشنهاد هدف­های سازگار و تلاش برای دستیابی به نتایج برد ـ برد است.   

روانشناسی اجتماعی

رابطه سبک‌زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی با میانجیگری هوش‌هیجانی

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2022.325012.1716

جواد شهبازی، مالک میرهاشمی، خدیجه ابوالمعالی الحسینی

چکیده مقدمه: از زمان معرفی شبکه‌های اجتماعی تاکنون، سرعت تحولات در زندگی دچار افزایش تصاعدی گردیده است. وابستگی به شبکه‌های اجتماعی می‌تواند، جریان زندگی انسان را دستخوش تغییرات اساسی نماید. این پژوهش با هدف بررسی رابطۀ سبک‌زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی با میانجیگری هوش‌هیجانی انجام پذیرفت.
روش: طرح پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، دانشجویان استان تهران در سال 1400 بودند که 515 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای مورد بررسی قرار گرفتند. در خصوص تحصیلات، 98/13 درصد کمتر از کارشناسی، 74/48 درصد کارشناسی، 08/24 درصد کارشناسی ارشد و 20/13 درصد دکتری شرکت داشتند. برای اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه وابستگی به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی یانگ (1998)، پرسشنامه سبک‌زندگی لعلی و عابدی (1391)، پرسشنامه نیازهای بنیادی روانشناختی گواردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه هوش‌هیجانی اسکات (1998) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین مؤلفه‌های سبک‌زندگی، نیازهای بنیادی روانشناختی و هوش‌هیجانی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (P<0.01). با توجه به شاخص‌های CFI, GFI, RMSEA به ترتیب با مقادیر 057/0، 949/0 و 967/0 برازش مدل تأئید گردید. همچنین، نقش واسطه‌ای هوش‌هیجانی در ارتباط سبک‌زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی مشخص گردید.
نتیجه‌گیری: بنابراین از طریق بهبود سبک‌زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی می‌توان، نسبت به اصلاح وابستگی به شبکه‌های اجتماعی اقدام نمود.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 11-9 ساله شهرستان مریوان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330802.1726

بهره عارفی شیخ، آرزو اصغری، اسدالله ویسی

چکیده مقدمه: مهارت‌های اجتماعی می‌تواند، توانایی فرد را برای برقراری ارتباط صحیح با دیگران افزایش دهد و در کاهش کم‌رویی و مؤلفه‌های آن نقش داشته باشد. هدف این پژوهش اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 9-11 سالة شهرستان مریوان بود.
روش: پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تمامی دختران 11-9 ساله مدرسه 22 بهمن مریوان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل دادند که با نمونه‌گیری در دسترس، 30 دانش‌آموز انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های مهارت‌های اجتماعی ماتسون (1983) و کم‌رویی استنفورد (1997) استفاده شد. برای گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه‌ای مداخله نمایش درمانی به صورت دو جلسه در هفته اجرا شد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده‌های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، نمایش‌درمانی اثر معناداری بر مهارت‌های اجتماعی (150/57F=، 01/0>P) و کاهش کم‌رویی (91/73F=، 01/0>P) داشت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت، نمایش‌درمانی بر رفتارهای اجتماعی مناسب، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، برتری‌طلبی و اطمینان زیاد به خود و رابطه با همتایان تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین نقش مهمی در کاهش کم‌رویی دختران دارد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه بین گرایش به جراحی زیبایی با نگرش به مد و تصویر بدنی منفی زنان متقاضی جراحی زیبایی با تکیه بر نوع جراحی: نقش میانجیگری تنظیم شناختی هیجان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 37-60

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330883.1725

سرور خبازثابت، مولود کیخسروانی، علی پولادی ریشهری، محمد رضا بحرانی

چکیده مقدمه: در گذشته، جراحی زیبایی در جهت بازگشت عملکرد و شکل طبیعی عضوی از بدن انجام می‌شد، اما امروزه جراحی زیبایی کارکرد اصلی خود را از دست‌داده است. هدف از پژوهش حاضر تعیین برازش مدل ساختاری روابط بین گرایش به جراحی زیبایی با نگرش به مد و تصویر بدنی منفی با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان با تکیه ‌بر نوع جراحی در زنان متقاضی جراحی زیبایی شهر بوشهر بود.
 روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی که در سال 1399 به کلینیک‌های زیبایی شهر بوشهر مراجعه کرده بودند را شامل می‌شد. حجم نمونه متشکل از 400 نفر خانم بود که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه‌های گرایش به جراحی زیبایی اعتمادی فر و امانی (1392)، نگرش به مد رضایی (1393)، تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (2005) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) بود.
 یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن بود که متغیرهای نگرش به مد و تصویر بدنی منفی با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان پیش‌بینی کننده گرایش به جراحی زیبایی در زنان بودند. یافته‌های مدل ساختاری نشان داد که مسیر نگرش به مد و تصویر بدنی منفی با تنظیم شناختی هیجان به‌طور مستقیم و با گرایش به جراحی زیبایی با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان معنادار می‌باشد.
 نتیجه‌گیری: تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده مناسب بودن شاخص‌ها بود و نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند، برای روان‌درمانگران و مشاوران در ارائه مشاوره تخصصی به زنان متقاضی جراحی پروتکلی مبنی بر اصلاح باورها و شناخت‌های غیرمنطقی و آموزش سبک‌های مقابله‌ای جهت کاهش تصویر بدنی منفی و مدگرایی و افزایش تنظیم شناختی هیجان معرفی نماید.

روانشناسی اجتماعی

مدل‌یابی افسردگی از طریق مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکه‌های اجتماعی مجازی: بررسی نقش میانجیگری حسادت و نقش تعدیل‌گر ادراک حمایت همسر

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 61-78

https://doi.org/10.22034/spr.2022.332100.1733

عاطفه اسحاقی، زهرا نادری نوبندگانی، فهیمه دهقانی

چکیده مقدمه: مخاطرات استفاده از شبکه‌های اجتماعی موجب شده است، طی دهه‌های اخیر تحقیقات مختلفی در این حوزه صورت گیرد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی نقش میانجیگری حسادت و نیز نقش تعدیلگر ادراک حمایت همسر در رابطه بین مقایسه اجتماعی رو به بالا و افسردگی در شبکه‌های اجتماعی مجازی بود.
روش: روش پژوهش همبستگی- مدل معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل افراد متأهل شهر کرمان و نمونه 320 نفر از زنان و مردان این شهر  بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و از طریق لینکی که برایشان ارسال شد به پرسشنامه محقق ساخته مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکه‌های اجتماعی مجازی، پرسشنامه افسردگی رادلوف (1991)، پرسشنامه حسادت در شبکه‌های اجتماعی تاندوک، فروسی و دافی (2015) و مقیاس تجدید نظر شده حمایت در روابط صمیمانه دهل لارسن و لاندرس (2001) پاسخ دادند. سپس داده‌ها با استفاده از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش نشان داد، حسادت می‌تواند؛ نقش میانجی را در رابطه بین مقایسه اجتماعی رو به بالا در شبکه‌های اجتماعی و افسردگی ایفا کند. همچنین ادراک حمایت همسر توانست در رابطه بین حسادت در شبکه­های اجتماعی مجازی و افسردگی را تعدیل کند.
 نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها می‌توان گفت، مقایسه رو به بالا با دیگران علاوه بر تأثیر بر حسادت در شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌تواند؛ افسردگی را نیز در افراد متأهل افزایش دهد. در این بین ادراک حمایت همسر می­تواند در کاهش پیامدهای حسادت ورزی در این شبکه­ها موثر باشد.

روانشناسی اجتماعی

پیکربندی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان پسر ایرانی: یک مطالعه روایتی

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 79-100

https://doi.org/10.22034/spr.2021.300447.1669

یوسف جلالی، حسین اسکندری، احمد برجعلی، فرامرز سهرابی، محمد عسگری

چکیده مقدمه: شواهد بیشماری حاکی از تغییرات رفتاری اساسی در نوجوانان ایرانی است. به احتمال زیاد بتوان این تغییرات را به مسائل هویتی آنان نسبت داد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان ایرانی و تعیین رابطه احتمالی آن با تغییرات رفتاری آنان انجام شد.
روش: این پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته بود. در مرحله کیفی از روش روایت پژوهی و در مرحله کمّی از روش همبستگی استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله بعلاوه روان­شناسان و جامعه­شناسان شهر تهران در سال 1399 بود. 19 نفر از نوجوانان با نمونه­گیری داوطلبانه و 6 نفر از متخصصان با نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله شهر تهران در سال 1399 بود که از بین آن­ها 218 نفر با نمونه­گیری داوطلبانه انتخاب شدند. گردآوری داده­ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه داستان زندگی مک آدامز (1995) و در بخش کمی به وسیله پرسشنامه محقق­ساخته صورت پذیرفت. جهت تحلیل داده­ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج تحلیل محتوا بعلاوه تحلیل عاملی نشان داد که مدل کلان روایت نوجوانان شامل مؤلفه­هایی چون تعلق به خانواده، پایبندی به ارزش­های دینی و اطاعت از والدین است و مدل ضد روایت نیز مؤلفه­هایی چون سبک زندگی اختیاری، حس منحصر به فرد بودن، استقلال خواهی و رقابت جویی را در بردارد.
نتیجه­ گیری: می­توان تغییرات رفتاری نوجوانان پسر ایرانی را به دو عامل عمده نسبت داد: 1- تضاد میان برخی مؤلفه­های ضد روایت و کلان روایت آن­ها 2- وضعیت نسبتاً افراطی برخی مؤلفه­های روایت­های آن­ها.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی قیم‌مآبی بر اساس مؤلفه‌های همدلی و سرایت رفتاری

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 101-122

https://doi.org/10.22034/spr.2022.333641.1737

حسین سامانی، سروش گلبابائی، خاطره برهانی

چکیده مقدمه: قیم‌مآبی در روابط بین‌فردی و زندگی اجتماعی پدیده‌ای رایج است، اما مطالعات بسیار کمی تاکنون رابطه‌ی آن را با دیگر سازه‌های روانشناختی بررسی کرده‌اند و مشخصاً ارتباط آن در روابط بین‌فردی با مؤلفه‌های همدلی روشن نیست. هدف از پژوهش حاضر نخست طراحی و ساخت ابزاری جهت سنجش قیام‌مآبی در زندگی روزمره و سپس بررسی رابطه قیم‌مآبی با مؤلفه‌های مختلف همدلی و سرایت رفتاری است.
روش: تحقیق حاضر به لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونه‌گیری به روش دردسترس صورت گرفته است. ساختار و بار عاملی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و روایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. طی مطالعه‌ی دوم با استفاده از پرسشنامه‌ی قیم‌مآبی ساخته شده در تحقیق اول، مقیاس واکنش‌پذیری بین‌فردی (گلبابائی و همکاران، 2022)  و مقیاس همدلی (جردن و همکاران، 2016) ، رابطه‌ی بین مؤلفه‌های مختلف همدلی و سرایت رفتاری با سازه‌ی قیم‌مآبی از طریق همبستگی و مدل رگرسیونی مشخص شد.
یافته‌ها: نمره‌ی قیم‌مآبی با دغدغه همدلانه (0.05 p <) رابطه‌ی مثبت معنا‌دار و با پریشانی شخصی رابطه‌ی منفی معنادار (0.05 < p) داشت. همچنین دو متغیر دغدغه همدلانه (0.01 < p) و پریشانی‌شخصی (0.01 < p) به عنوان پیش‌بین در مدل نهایی رگرسیونی به عنوان پیش‌بین نمره‌ی قیم‌مآبی افراد باقی‌ماندند.
نتیجه‌گیری: رابطه‌ی معکوس میان دو مؤلفه‌ی همدلی (دغدغه همدلانه و پریشانی شخصی) با قیم‌مآبی مؤید لزوم توجه به پیامدهای گاه متضاد سازه‌های زیرمجموعه‌ی همدلی است. مطالعات آینده می‌توانند با روش آزمایشی و بررسی دیگر سازه‌های روانشناختی، عوامل مؤثر بر  قیم‌مآبی را روشن کنند.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) در نوجوانان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 123-141

https://doi.org/10.22034/spr.2022.333057.1734

مازیار باقریان، روناک پورمند، جلیل باباپور خیرالدین، تورج هاشمی نصرت آباد

چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) با نقش‌های جنسیّتی و پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس انواع مختلف جنسیّت‌زدگی در نوجوانان بود.
روش: روش پژوهش از لحاظ هدف در ردیف پژوهش‌های کاربردی و به لحاظ جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمام نوجوانان دختر و پسر 12 تا 18 ساله‌ی شهر تبریز که در حال تحصیل در یکی از مدارس این شهر بودند، تشکیل داده‌اند. نمونۀ مورد از 122 نفر نوجوان تشکیل شده است که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند. برای اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامۀ نقش‌های جنسیّتی توماس و رابینسون (1981)، مقیاس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گلیک و فیسک، 1996)، و تست تداعی ضمنی جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گرینوالد و همکاران، 1998؛ دی‌الیویرالاکس و همکاران، 2015) استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی مردانه همبستگی مثبت (p < .01)، و بین جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی زنانه همبستگی منفی وجود دارد (p < .01). همچنین تحلیل‌های رگرسیون نشان دادند، جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی زنانه (p < .01) واریانس و جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار نیز می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی مردانه را به شکلی معنادار پیش‌بینی کنند (p < .01). علاوه بر این، یافته‌ها نشان داد، متغیرهای پژوهش 5/19% از واریانس نقش‌‌های جنسیّتی زنانه، و 17% از واریانس نقش‌های جنسیّتی مردانه را پیش‌بینی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: از نگرش‌های جنسیّت‌زده دوسوگرایانۀ مختلف می‌توان برای پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی نوجوانان استفاده کرد.