ارزیابی و مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/spr.2026.522338.2131
مهدی محمدی، سیده حانیه حسینی
چکیده هدف پژوهش: این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه ترسهای ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانشآموزان دوره ابتدایی شهر شیراز انجام شد.
جامعه آماری و روش نمونهگیری: جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای 115 دانشآموز پسر و 67 دانشآموز دختر انتخاب شدند.
ابزار پژوهش: برای سنجش نوموفوبیا از مقیاس یلدریم و کوریا (2015) استفاده شد. روایی محتوایی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب همبستگی و آلفای کرونباخ تأیید شد.
روش تحلیل دادهها: دادهها با استفاده از آزمون تی تکنمونهای، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند.
یافته های پژوهش: یافتهها نشان داد که در دانش آموزان پسر، ترس از دست دادن پیوندها و اطلاعات بالاتر از میانگین معیار و ترس از دست دادن ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی در حد معیار بود و در دانش آموزان دختر، ترس از دست دادن ارتباط با دیگران، پیوند با دیگران و آرامش و راحتی بالاتر از حد معیار و ترس از دست دادن اطلاعات در حد معیار بود. دانشآموزان دختر بهطور معنی داری در هر 4 بعد ترس از عدم دسترسی به تلفن همراه بالاتر از پسران بودند. ترس از دست دادن ارتباط با دیگران به عنوان ترس غالب در دانش آموزان دختر و پسرشناسایی شد.
تحلیل تأثیر ابعاد مشارکت اجتماعی بر سلامت عمومی و ابعاد آن، علائم جسمانی، اضطراب-بیخوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی در دانشآموزان پسر
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2026.510662.2093
ارسلان طهماسبی، محمد حسین پوریانی، حسن خیری
چکیده
ﻣﻘﺪﻣﻪ: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ابعاد مشارکت اجتماعی (سیاسی، مدنی، مذهبی و فرهنگی) بر سلامت عمومی و ابعاد آن (علائم جسمانی، اضطراب-بیخوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی) در دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه ساکن خرمآباد در بهار سال 1401 بود که از بین آنها با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، 210 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، گلدبرگ و هیلر، 1979) و پرسشنامه محققساخته مشارکت اجتماعی دانشآموزان (SSPQ) بودند. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیهوتحلیل شدند.
ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: مشارکت در فعالیتهای سیاسی، مدنی، مذهبی و فرهنگی، با سلامت عمومی بالاتر و علائم جسمانی کمتر و سطوح پایینتر اضطراب- بیخوابی و افسردگی، همبستگی معنادار داشتند (p<0/01). با این حال، همبستگی معناداری بین ابعاد مشارکت و اختلال در کارکرد اجتماعی مشاهده نشد. مدلهای رگرسیون نشان دادند که مشارکت مدنی و مذهبی پیشبینیکنندههای معناداری برای افزایش سلامت عمومی، کاهش علائم جسمانی، اضطراب- بیخوابی و افسردگی در دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه هستند (p<0/05)، اما مشارکت سیاسی و فرهنگی در مدلهای رگرسیونی نقش پیشبینیکننده معناداری نداشتند.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: مشارکت مدنی و مذهبی، پیشبینیکنندههای اصلی سلامت عمومی دانشآموزان پسر بودند و بر اهمیت ویژه این دو نوع مشارکت در ارتقای سلامت نوجوانان دلالت دارند.
مدلیابی علی اعتیاد به اینترنت براساس تجربههای فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی: نقش میانجی حمایت اجتماعی
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2026.516282.2110
شبنم محمدی خانقاه، سجاد بشرپور، نادر حاجلو
چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت بهعنوان یکی از چالشهای مهم سلامت روان در نوجوانان، با پیامدهای منفی فردی و اجتماعی همراه است. تجربههای فشارزا و نگرانی از ارزیابی منفی دیگران (اضطراب ظاهر اجتماعی) از عوامل خطر مهم در گرایش به این اعتیاد محسوب میشوند؛ بااینحال، نقش حمایت اجتماعی بهعنوان یک میانجی در این رابطه کمتر بررسی شده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس تجربههای فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی در جامعه دانشآموزان پسر مقطع متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ اجرا شد. از این جامعه، تعداد ۴۵۰ دانشآموز ۱۲ تا ۱۴ ساله با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸)، تجربههای فشارزا مسلچ (۲۰۱۵)، اضطراب ظاهر اجتماعی هارت و همکاران (۲۰۰۸) و حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (۱۹۸۸) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: تجربههای فشارزا (0.394 β=) و اضطراب ظاهر اجتماعی (0.862 β=) . با افزایش احتمال اعتیاد به اینترنت همراه بودند. حمایت اجتماعی (0.489 β=)، نیز بهصورت مستقیم با اعتیاد به اینترنت رابطه داشت. تحلیل میانجیگری نشان داد که حمایت اجتماعی اثرات منفی تجربههای فشار زا و اضطراب ظاهر اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت را تعدیل میکند (P>0.0001).
نتیجهگیری: حمایت اجتماعی بهعنوان یک سپر روانشناختی عمل کرده و میتواند، تأثیرات مخرب استرسهای روزمره و نگرانی از ظاهر را بر تمایل به استفاده ناسالم از اینترنت کاهش دهد. بر این اساس، تقویت شبکههای حمایتی برای دانشآموزان در معرض خطر، میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از اعتیاد به اینترنت ایفا کند.
اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2024.485612.2012
انوشه فردآقایی، مجید صفاری نیا، احمد علیپور
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش چشمانداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش: پژوهش حاضر، یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. افراد نمونه به صورت هدفمند گزینش شده و سپس به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته آموزشهای چشمانداز زمان را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. جامعه پژوهش حاضر، شامل تمام بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود که در تابستان 1402 به مرکز درمانی دیابت و غدد شهر دبی در امارات متحده عربی مراجعه کردند.
یافته ها: یافتهها نشان داد که رویکرد آموزش چشمانداز زمان موجب افزایش امید (F=7.391 , p=0.010) و بهبود کیفیت زندگی (F=11.674 , p=0.002) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش چشمانداز زمان میتواند به عنوان یک مداخله مؤثر در افزایش امید و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود. این تغییرات نه تنها بر جنبههای فردی بلکه بر ابعاد اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بنابراین، میتوان از آموزش چشمانداز زمان به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی بیماران دیابتی بهره برد.
تکانشگری، تنوع طلبی جنسی، سبکهای دلبستگی.
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 57-70
https://doi.org/10.22034/spr.2025.491627.2035
رقیه حسینی، جاوید پیمانی، میترا قاسمی
چکیده مقدمه: تنوع طلبی جنسی یک اختلال است که معمولاً زمانی رخ میدهد که عشق در روابط کم رنگ شود و ارضای جنسی مطلوبی در آن رابطه اتفاق نیافتد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیشبینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبکهای دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری در بین زوجین دانشجو دانشگاههای آزاد اسلامی استان تهران بود. روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. کلیه زوجین دانشجوی دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1402-1403که افراد پاسخ دهنده 181 نفر زن و 119 نفر مرد بودند. حجم نمونه، 287 نفر تعیین شد. اما در نهایت 300 نفر پرسشنامه ها را تکمیل کردند. این افراد به روش نمونه گیری غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های سبکهای دلبستگی بارتولومیو و هوروتیز (1991)، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) واتلی (2008) وتکانشگری بارت و همکاران (1995) جمعآوری شد. داده ها از طریق روش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون تی- استیودنت تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته ها، سبکهای دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری، تنوع طلبی جنسی زوجین را پیش بینی کردند. این یافته نشان میدهد که شاخصهای سبکهای دلبستگی و تکانشگری به صورت معناداری قادر به پیشبینی تنوع طلبی جنسی بودند (05/0p <). نتیجهگیری: بر اساس یافته ها سبکهای دلبستگی با میانجیگری تکانشگری، بر تنوع طلبی جنسی زوجین تأثیر میگذارند. به طور کلی میتوان ذکر نمود که ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی، مانند تکانشگری و سبکهای دلبستگی، میتوانند بر جنبههای مختلف روابط زناشویی، از جمله تنوع طلبی جنسی تأثیر بگذارند.
مدل ساختاری صمیمیت زناشویی بر اساس تحمل پریشانی و تمایزیافتگی: نقش میانجی کیفیت رابطه با خانواده همسر در زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره
دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 101-124
https://doi.org/10.22034/spr.2025.497177.2053
آمنه گنجیان، زهرا مردانی، زهرا ذاکری نصرآبادی
چکیده مقدمه: صمیمیت در روابط زناشویی بهعنوان یک الگوی رفتاری بسیار مهم مفهومسازی شده که جنبههای عاطفی، هیجانی و اجتماعی نیرومندی دارد و بر پایه پذیرش، رضایت خاطر و عشق شکل میگیرد. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل معادلات ساختاری صمیمیت زناشویی بر اساس تحمل پریشانی و تمایزیافتگی، با نقش میانجی کیفیت رابطه با خانواده همسر انجام شده است. روش: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهرستان نورآباد لرستان بود. حجم نمونه پژوهش 239 بود که به صورت داوطلبانه به پرسشنامههای تمایزیافتگی اسکورون و اسمیت (1998)، کیفیت رابطه با خانواده همسر چراغی (1393)، صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر (1983) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) پاسخ دادند. دادهها با Smart PLS وSPSS-22 مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد، متغیر تحمل پریشانی 17 درصد و تمایزیافتگی 21 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی را تبیین میکنند. همچنین، تحمل پریشانی به صورت غیرمستقیم و از طریق کیفیت رابطه با خانواده همسر 10 درصد و تمایزیافتگی 5 درصد از تغییرات صمیمیت زناشویی را تبیین مینمایند. تمایزیافتگی با اثر مستقیم (209/0= β)، غیرمستقیم (05/0 ≤ P، 110/0= β) و اثر کل معنادار (05/0 ≤ P، 320/0= β) و تحمل پریشانی نیز با اثر مستقیم (05/0 ≤ P، 169/0= β)، غیرمستقیم (05/0 ≤ P، 167/0= β) و اثر کل معنادار (05/0 ≤ P، 336/0= β) بر صمیمیت زناشویی تأثیرگذار بودند. نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهند که هر دو متغیر تحمل پریشانی و تمایزیافتگی تأثیر معناداری بر صمیمیت زناشویی دارند و کیفیت رابطه با خانواده همسر نیز در این تأثیرات نقش واسطهای مهمی ایفا میکند. بنابراین، بهبود صمیمیت زناشویی در زنان متأهل نیازمند تقویت مهارتهای تحمل پریشانی، تمایزیافتگی و ارتقای کیفیت رابطه با خانواده همسر است.
پیشبینی اعتیاد به تلفن همراه بر اساس احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشآموزان دختر دوره متوسطه مدارس استعداد درخشان
دوره 14، شماره 55، پاییز 1403، صفحه 125-137
https://doi.org/10.22034/spr.2024.450521.1941
سیده مریم سیدی نسب، سوسن بهرامی
چکیده مقدمه: امروزه وابستگی به تلفن همراه و تأثیر منفی آن بر زندگی روزانه افراد، بروز آسیبهای ذهنی، جسمی و اجتماعی را در پی داشته است. لذا پژوهش حاضر، با هدف پیشبینی اعتیاد به تلفن همراه بر اساس احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشآموزان دختر دوره متوسطه دوم انجام شد.
روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دختر دوره متوسطه دوم مدارس استعدادهای درخشان شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۲ – ۱۴۰۱ بود (1500N=) که 336 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشهای چندمرحله ای انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه های استاندارد اعتیاد به تلفن همراه لیونگ (۲۰۰۸)، احساس تنهاییدیتاماسو (۲۰۰۴)، اضطراب اجتماعی پاکلک و ویدک (۲۰۰۸) گردآوری و با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ابعاد احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی با مؤلفههای اعتیاد به تلفن همراه رابطه مستقیم و معناداری دارد. نتایج رگرسیون نیز نشان داد، از بین ابعاد احساس تنهایی، تنهایی خانوادگی و از بین ابعاد اضطراب اجتماعی، بعد رفتاری، سهم قویتری در پیشبینی اعتیاد به تلفن همراه دارد. همچنین از بین ابعاد احساس تنهایی، تنهایی عاطفی، سهم قویتری در پیشبینی اضطراب اجتماعی دارد (۰5/۰>p). نتایج تحلیل مسیر هم نشان داد، احساس تنهایی بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر اعتیاد به تلفن همراه و نیز اضطراب اجتماعی بهطور مستقیم بر اعتیاد به تلفن همراه تاثیر داشته است.
نتیجهگیری: احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی سهم قوی و معنادار در اعتیاد به تلفن همراه دارند و آگاهی بخشی جامعه درباره فناوری و استفاده صحیح از آنها، حائز اهمیت است.
رابطه تابآوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی در دانشجویان: نقش تعدیلی خوددلسوزی
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 45-64
https://doi.org/10.22034/spr.2022.318792.1703
سمیه غنچه، رضا گل پور
چکیده مقدمه: مفهوم سلامت اجتماعی، مفهومی است که در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. ارتقاء سلامت اجتماعی در برگیرندهی زمینههای اقدام اجتماعی برای توسعه سطح سلامت است؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تابآوری و حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی با نقش تعدیلی خوددلسوزی در دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1400-1399 بود که بر اساس جدول مورگان 364 نفر با روش نمونهگیری خوشهای با خوشهبندی دانشگاه بر اساس رشته و سپس انتخاب رشته بهصورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای سلامت اجتماعی کیز و شاپیرو (2004)، مقیاس خوددلسوزی نف (2003)، پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1998) مورد نظر به صورت آنلاین پاسخ دادند.
یافتهها: تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد، مؤلفهی تابآوری 34 درصد و حمایت اجتماعی 27 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیشبینی میکند. همچنین تابآوری و حمایت اجتماعی به صورت غیرمستقیم و با نقش تعدیلی خوددلسوزی بهترتیب 24 و 4 درصد از واریانس سلامت اجتماعی را پیشبینی میکنند. خوددلسوزی نیز به میزان 39 درصد در تبیین سلامت اجتماعی به صورت مثبت تأثیر دارد.
نتیجهگیری: سلامت اجتماعی را میتوان از طریق عواملی مانند تابآوری و حمایت اجتماعی افزایش داد و در این بین هر قدر میزان خوددلسوزی افراد بیشتر باشد، این امر میتواند، مناسبتر انجام پذیرد.