مرور نظاممند عوامل موثر برجامعهپذیری کودکان پیش دبستانی 3 تا 6 ساله
دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 49-70
https://doi.org/10.22034/spr.2025.507190.2214
سید امیر امین یزدی، حسین کارشکی، سعیده طوفانی اصل
چکیده مقدمه: کودک انسان از همان ساعات اولیه تولد، به شکل نظامداری در جهت کشف جهان پیرامون خود از منابع شخصی برای فهم جهان استفاده میکند و از طریق فرایندهای تکاملی- ژنتیکی مستقل از رفتارهای غیر اجتماعی، اجتماعی شدن را یاد میگیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجتماعی شدن کودکان از سنین پیش از دبستان انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی، با رویکرد مرور توصیفی و با روش مرور نظاممند است که مطابق با دستورالعمل گزارش مقالات مرور نظاممند، پریسما انجام شد. جستجوی سابقه پژوهشی از پایگاههای دادههای الکترونیکی داخلی؛ پرتال جامع علوم انسانی، مجلات تخصصی نور، جهاد دانشگاهی، مگ ایران و پایگاههای خارجی؛ گوگل اسکولار، پاپ مد و ساینس دایرکت از سالهای 2015 تا 2024 ، با کلید واژههای اجتماعی شدن و جامعهپذیری کودکان پیش دبستانی انجام شد. محتوای مقالات بعد از استخراج با چک لیست پریسما مورد ارزیابی کیفی قرار گرفت و دادههای 85 مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: پس از کدگزاری اولیه، مقالات در 6 مقوله اصلی ارتباط-والد-کودک، تفاوتهای فردی کودکان، تحول، عوامل و فرایندهای روانشناختی، عوامل محیطی- فرهنگی و جنسیت جای گرفتند و هر یک نیز، تعدادی مقوله فرعی دارند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظاممند نشان داد که از عوامل مرتبط با جامعهپذیری در کودکان پیش دبستانی، طبقه ارتباط-والد-کودک، تفاوتهای فردی کودکان و عوامل و فرایندهای روانشناختی بیشترین سهم را در اجتماعی شدن کودکان پیش دبستانی دارند. با توجه به محتوای این یافتهها، ضرورت توجه به این عوامل در ارزیابیهای بالینی، ساخت و طراحی مداخلههای تربیتی هدفمند برای مراقبین کودک و دیگر افراد مرتبط با سلامت روان کودکان ضرورت پیدا میکند.
ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب
دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 143-157
https://doi.org/10.22034/spr.2025.498766.2056
مهدی اسماعیل نژاد، حسن عبداله زاده
چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایشهای اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است. روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازهای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایشهای اجتماعی مطلوب استفاده شد. یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تکعاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشاندهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگیهای قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایشهای اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایتبخش است. نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار میتواند بینشهای ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینههای پژوهشی و کاربردی روانشناسی مورد استفاده قرار گیرد.
برازش روابط علّی- ساختاری هوش موفق با خردمندی با میانجی گری هوش موسیقیایی در نوازندگان پیانو
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/spr.2024.424119.1877
سعید ویسی، فهیمه کاشفی، صدف ایمانی
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی در نوازندگان پیانو بود. روش: مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل نوازندگان پیانو شهر اراک در سال 1402 بود. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس کوتاه شده خردمندی سندیگو توماس و همکاران (2022)، پرسشنامه هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ (2002) و پرسشنامه هوش های چندگانه گاردنر (1983) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم هوش موفق و هوش موسیقایی بر خردمندی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (071/0=RMSEA و 05/0>p) و 90 درصد خردمندی به وسیله هوش موفق با نقش میانجی خردمندی تبیین میشود. نتیجه گیری: بنابراین خردمندی نوازندگان پیانو میتواند، متأثر از هوش موفق و هوش موسیقایی آنان باشد. لذا نتیجه گیری میشود که هوش موسیقایی شامل جنبه های تحلیلی، آفریننده، عملی و مبتنی بر خردمندی است و این ویژگیهای شناختی سطح بالاتر هم برای آهنگسازی و هم برای اجرای موسیقی کاربرد دارند و میتوانند برای درک و دانش موسیقایی در نوازندگان پیانو نیز کاربرد داشته باشند.
نقش واسطهای پرخاشگری در ارتباط بین خودشیفتگی و جامعهپسندی: مدلی واریانس محور
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 31-52
https://doi.org/10.22034/spr.2024.437098.1911
ستار صیدی
چکیده مقدمه: داشتن جامعه سالم در گرو رفتار جامعهپسند افراد آن است بنابراین درک عوامل مؤثر بر این رفتارها حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل واریانس محور نقش واسطهای پرخاشگری در ارتباط بین خودشیفتگی و جامعهپسندی در دانشجویان انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل 7589 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1402 بود که تعداد 341 نفر به روش نمونهگیری ترکیبی (مرحله اول تصادفی خوشهای و مرحله دوم دردسترس) در پژوهش شرکت کردند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای خودشیفتگی (راسکین و تری، 1988)، پرخاشگری (زاهدیفر، 1379) و مجموعه شخصیت جامعهپسند (پنر، 2002) استفاده شد. تحلیل دادهها در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار PLS 3 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل کلی پژوهش، به صورت مطلوبی با دادهها برازش دارد. در بررسی یافتهها مشخص شد اثر مستقیم خودشیفتگی بر پرخاشگری و اثر مستقیم پرخاشگری بر شخصیت جامعهپسند (0/01≤P) و اثر غیرمستقیم خودشیفتگی بر جامعهپسندی معنیدار میباشد (0/05≤P).
نتیجهگیری: نتایج پیامدهایی برای مفهومسازی خودشیفتگی، اهمیت نقش واسطهای پرخاشگری و بهبود درک شخصیت جامعه-پسند دارد. لذا، با توجه به تأیید نقش واسطهای پرخاشگری در ارتباط بین خودشیفتگی و جامعهپسندی میتوان برای کاهش خودشیفتگی و افزایش جامعهپسندی در دانشجویان برنامههایی برای آموزش و کاهش پرخاشگری آنان مدنظر قرار داد.
کنترل روانشناختی والدین و رفتار جامعهپسند فرزندان: نقش واسطهای هیجان اخلاقی قدردانی
دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 33-55
https://doi.org/10.22034/spr.2022.330384.1748
محسن مهدیان، راضیه شیخ الاسلامی
چکیده مقدمه: والدین بهعنوان مهمترین عامل جامعهپذیر کردن کودکان و نوجوانان محسوب میشوند. پژوهشها رابطه بین قدردانی و کاهش رفتار جامعه پسند را مورد تأیید قرار دادهاند، از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین رابطه کنترل روانشناختی والدین و رفتار جامعه پسند با واسطه گری هیجان اخلاقی قدردانی بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی و جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر یزد در سال تحصیلی 1399-1400 بود. حجم نمونه 350 نفر و با روش نمونه گیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند که در نهایت 308 نفر پرسشنامهها را تکمیل کردند. بهمنظور اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کنترل روانشناختی والدین (سوننس و همکاران،2010)، مقیاس چند مؤلفه ای قدردانی (مورگان و همکاران، 2017) و مقیاس گرایشهای جامعه پسند (کارلو و راندال، 2002) استفاده گردید.
یافته ها: دادهها با استفاده از نرم افزار AMOS و در قالب الگوی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کنترل روانشناختی والدین، رفتار جامعه پسند را بهطور منفی و معنادار پیشبینی میکند. رابطه قدردانی و رفتار جامعه پسند بهصورت معکوس و معنادار بود. علاوه بر این، نقش واسطه گری قدردانی در رابطه بین کنترل روانشناختی والدین و رفتار جامعه پسند مورد تأیید قرار گرفت (05/0p<).
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت کنترل روانشناختی والدین کمتر در بافت خانواده و مهارت بیشتر فرزندان در هیجان اخلاقی قدردانی، موجبات ارتقاء رفتار جامعه پسند آنها را فراهم میسازد.
پپیش بینی جامعه پسندی بر اساس سبک های تبادل اجتماعی و سبک فرزند پروری در دانشجویان
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 85-100
https://doi.org/10.22034/spr.2022.308880.1690
طیبه موسی بیگی، سهیلا سروش نیا، مجید صفاری نیا، علیرضا آقایوسفی
چکیده مقدمه: جامعه پسندی به عنوان یک خصیصه شخصیتی به ارائه تصویر مطلوب و مورد پسند از خود اشاره دارد. شناخت عوامل پیش بینی کنندة جامعه پسندی، سبب شناخت بهتر عوامل نیرومندساز تعامل های اجتماعی میشود. هدف این پژوهش، پیش بینی جامعه پسندی بر اساس سبک های تبادل اجتماعی و سبک فرزند پروری در دانشجویان بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مرکز تحصیلات تکمیلی پیام نور تهران در سال تحصیلی 1399-1400 بود که تعداد 200 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شخصیت جامعه پسند (پنر، 2002)، مقیاس سبکهای تبادل اجتماعی (لیبمن و همکاران، 2011) و پرسشنامه سبکهای فرزند پروری بامریند (1967) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون ساده چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده ها در نرم افزار Spss-24 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان دادند که سبک تبادلی انصاف و سرمایه گذاری افراطی و سبک فرزند پروری مقتدرانه میتوانند، جامعه پسندی را با اطمینان پیش بینی نمایند (001/0P≤ ). نتایج ضریب رگرسیونی استاندارد شده نیز نشان داد، انصاف با بتای استاندارد 35/0 بیشترین قدرت پیش بینی را داراست.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر میتوان گفت ،سبک فرزند پروری مقتدرانه، سبک های تبادلی انصاف و سرمایه گذاری افراطی میتوانند، جامعه پسند را تبیین و توجیه نمایند و میتوانند، برای شناسایی عوامل زمینه ساز جامعه پسندی بکار برده شود.
پیشبینی ابعاد شخصیت جامعهپسند بر اساس سلامت اجتماعی و منبع کنترل در دانشجویان
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 143-165
https://doi.org/10.22034/spr.2022.294353.1664
لیلی سیه جانی، مجید صفاری نیا
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار جامعهپسند به مطالعۀ رابطۀ شخصیت جامعهپسند با سلامت اجتماعی و منبع کنترل در بین دانشجویان پرداخت.
روش: روش پژوهش از نوع همبستگی است و جامعۀ آماری کلیۀ دانشجویان دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین بود. گروه نمونه 100 نفر به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای شخصیت جامعهپسندِ پنر، سلامت اجتماعیِ کیز و منبع کنترل بیرونی- درونیِ راتر بود. دادهها توسط روشهای رگرسیون گامبهگام معکوس و محاسبۀ ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد، تمام ابعاد شخصیت جامعه پسند با مؤلفههای سلامت اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارند؛ به غیر از خرده مقیاسهای مسئولیت اجتماعی و نوعدوستی خودگزارشی که با شکوفایی اجتماعی از ابعاد سلامت اجتماعی همبستگی منفی معنادار دارند و خرده مقیاس نگاه از منظر دیگران که رابطۀ معنادار با هیچکدام از مؤلفههای سلامت اجتماعی ندارد. همچنین تمام ابعاد شخصیت جامعهپسند با منبع کنترل رابطه مثبت معنادار دارند به غیر از خرده مقیاسهای ارتباط همدلانه و نگاه از منظر دیگران که با منبع کنترل هیچ رابطه معناداری ندارند. تحلیل رگرسیون نشان داد، منبع کنترل و همچنین مؤلفه هایی از سلامت اجتماعی پیشبینی کنندههای مناسبی برای برخی از ابعاد جامعه پسندی هستند.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها میتوان نتیجهگیری کرد که ارتقاء سلامت اجتماعی و تقویت منبع کنترل درونی در افراد میتواند موجب افزایش رفتار جامعه پسند شود.