مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور خانوادگی و انعطافپذیری شناختی در مادران دارای کودک ناتوانِ یادگیری با مادران کودکان عادی
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 73-90
https://doi.org/10.22034/spr.2026.549303.2188
ابوالقاسم یعقوبی، زهرا فنائی نعمت سرا
چکیده مقدمه: مطالعة حاضر با هدف مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور در خانواده و انعطافپذیری شناختی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری با مادران کودکان عادی انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش علّی- مقایسهای انجام شد. از میان مادرانی که به مراکز ناتوانیهای یادگیری باران و ساحل شهر همدان در سال تحصیلی 1402 و 1403 مراجعه کردند، 60 مادر دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری و60 مادر دارای کودک سالم به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامة ارزیابی شخصی بحرانمحور خانواده (السون و همکاران، 1981)، بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) و انعطافپذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیّره استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنیداری در میانگین تمامی متغیّرها در دو گروه وجود دارد. یافتهها: یافتهها نشان داد که میانگین بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحرانمحور و انعطافپذیری شناختی در گروه مادران دارای کودک مبتلا به طور معنادارتری پائینتر از گروه عادی بود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد مادران کودکان با ناتوانی یادگیری، نسبت به مادران کودکان عادی، بهزیستی اجتماعی و انعطافپذیری شناختی پایینتری داشته و در مدیریت بحرانهای خانوادگی آسیبپذیرترند؛ امری که لزوم طراّحی مداخلات جامع روانی ـ اجتماعی برای ارتقای سلامت روان این گروه را برجسته میکند. پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی، اثربخشی برنامههای یکپارچة حمایت روانی و آموزش مهارتهای مقابلهای را در بهبود شاخصهای روانشناختی والدین این کودکان در بافتهای فرهنگی ـ اجتماعی متنّوع ارزیابی کنند.
مدلسازی معادلات ساختاری هوش اجتماعی بر اساس خودارزشمندی و هوش معنوی با نقش میانجی انعطافپذیری شناختی
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 91-108
https://doi.org/10.22034/spr.2026.560236.2223
علی افشاری، حسن عبداله زاده، آرزو جانجان
چکیده مقدمه: هوش اجتماعی نقش مهمی در سازگاری و موفقیت تحصیلی دانشآموزان دارد، اما عوامل روانشناختی مؤثر بر آن، بهویژه نقش میانجی سازوکارهای شناختی، هنوز بهطور کامل روشن نیست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش خودارزشمندی و هوش معنوی در هوش اجتماعی با درنظرگرفتن میانجیگری انعطافپذیری شناختی انجام شد.
روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و کاربردی بود و روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 723 دانشآموز پسر دوره متوسطه دوم شهر مراغه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. حجم نمونه 256 نفر بر اساس محاسبهگر ساپر برای مدل معادلات ساختاری تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه هوش اجتماعی ترومسو (۲۰۰۱)، پرسشنامه خودارزشمندی کروکر و همکاران (۲۰۰۳)، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) و پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندوال (۲۰۱۰) بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 و از مدلسازی معادلات ساختاری شد.
یافته ها: یافتهها نشان داد که مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (08/0SRMR< ،08/0 RMSEA< ،0/90CFI> ). همچنین، خودارزشمندی )182/0(β =، هوش معنوی )293/0 (β =و انعطافپذیری شناختی )213/0 (β =همگی اثر مستقیم مثبت و معناداری بر هوش اجتماعی داشتند (01/0p <). اثر غیرمستقیم خودارزشمندی (028/0) و هوش معنوی (070/0) از طریق انعطافپذیری شناختی نیز معنادار گزارش شد (01/0p <).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که خودارزشمندی، هوش معنوی و انعطافپذیری شناختی نقش مهمی در تبیین هوش اجتماعی دانشآموزان دارند. اثرات مستقیم و غیرمستقیم این متغیرها بیانگر آن است که هوش اجتماعی نهتنها تحت تأثیر ویژگیهای فردی و معنوی قرار دارد، بلکه سازوکارهای شناختی نیز در تقویت آن نقش واسطهای ایفا میکنند. بر این اساس، تقویت همزمان این سه سازه میتواند به بهبود مهارتهای ارتباطی، افزایش سازگاری اجتماعی و ارتقای عملکرد تحصیلی دانشآموزان منجر شود. این یافتهها ضرورت طراحی مداخلات آموزشی چندبعدی در مدارس را برجسته میسازد.
پیشبینی حساسیت بینفردی بر اساس انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش میانجی طلاق عاطفی در زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر یاسوج
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 131-148
https://doi.org/10.22034/spr.2026.532619.2155
زاهده رحمانیان، مینا موحدیان
چکیده مقدمه: زنان سرپرست خانوار در مناطق محروم به دلیل مشکلات اقتصادی و روانشناختی، بیش از دیگران در معرض طلاق عاطفی و تعارضات زناشویی قرار دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش واسطهای طلاق عاطفی بر حساسیت بینفردی در زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج بود.
روش: این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی - همبستگی و معادلات ساختاری است که با نمونهگیری در دسترس، روی ۲۰۰ زن تحت حمایت کمیته امداد یاسوج در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شده است که از روش همبستگی، تحلیل مسیر و آزمون سوبل استفاده شد. در پژوهش حاضر از ابزارهای پرسشنامه حساسیت بینفردی بایس و پارکر (1989)، پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1388)، پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورون و فریدلندر (1998) و پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن و سیلور (1994) استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی تأثیرات معنادار مستقیم و غیرمستقیمی بر حساسیت بینفردی زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج دارند. بعلاوه، طلاق عاطفی در رابطه بین انتظارات زناشویی و حساسیت بینفردی نقش میانجی معناداری دارد (اثر غیرمستقیم=061/0، اثر کل=243/0، 05/0>p). همچنین، طلاق عاطفی میانجیگر رابطه بین تمایزیافتگی و حساسیت بینفردی نیز بود (اثر غیرمستقیم=065/0، اثر کل=400/0) و این میانجیگری با آماره سوبل 016/2 تأیید شد (05/0>p).
نتیجهگیری: بنابراین، تقویت تمایزیافتگی و تعدیل انتظارات زناشویی با کاهش طلاق عاطفی، موجب بهبود روابط و حساسیت بینفردی در زنان سرپرست خانوار میشود. کیفیت روابط زناشویی حاصل تعامل عوامل فردی، بینفردی و سیستمی است و مداخلات روانشناختی باید رویکردی یکپارچه داشته باشند.
مدلیابی سبکهایپردازشهیجانی معتادان با سابقه بازگشت براساس سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی با میانجیگری وسوسه سوءمصرف
دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 191-206
https://doi.org/10.22034/spr.2025.522262.2130
اسمعیل حسن زاده، شهنام ابوالقاسمی، عبدالحسن فرهنگی
چکیده مقدمه: اعتیاد پدیدهایست پیچیده، که پیامدهای گستردهای بر سلامت روان و وضعیت خانوادگی و اجتماعی دارد. هدف پژوهش حاضر، مدلیابی سبکهایپردازشهیجانی معتادان با سابقه بازگشت بر اساس سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی با میانجیگری وسوسه سوءمصرف مواد است.
روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی با مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 201 نفر از معتادان مراکز ترک اعتیاد گیلان بود که به روش تصادفی ساده در بازه 12/04/1400 تا 12/04/1401 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها عبارت بودند از پرسشنامههای وسوسه مصرف مواد پس از ترک فدردی و همکاران (1387)، سوگیریتوجه شوسترم (1375)، سبکهایپردازشهیجانی باکر و همکاران (2010) و حمایتاجتماعی واکس و همکاران (1986). دادهها با نرمافزارهای SPSS 16 و LISREL V8.80 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی به طور مستقیم و مثبت بر وسوسه سوءمصرف اثر دارند و وسوسه نیز سبکهایپردازشهیجانی معتادان را متأثر میسازد. حمایتاجتماعی نقش تعدیلکننده در رابطه سوگیریتوجه و وسوسه داشت. کلیه مسیرها معنادار بودند و شاخصهای برازش مدل، تناسب مطلوب را نشان دادند. همچنین سبکهای ناکارآمد پردازش هیجانی در سطح 01/0≥P و سوگیریتوجه در سطح 05/0≥P تأثیر مستقیم و معنادار بر وسوسه مصرف داشتند.
نتیجهگیری: یافتهها بیانگر نقش کلیدی وسوسه در بازگشت به اعتیاد هستند. سبکهای ناکارآمد پردازش هیجانی همراه با سوگیریتوجه منفی، احتمال عود را افزایش میدهند؛ درحالیکه حمایتاجتماعی میتواند بهعنوان راهبردی مؤثر در پیشگیری از بازگشت اعتیاد به کار گرفته شود.
اثربخشی آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش زدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی زنان یائسه
دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 83-94
https://doi.org/10.22034/spr.2025.508302.2085
سمیه درمند اباتری، مژگان آگاه هریس، مهدیه رحمانیان، عزت اله کردمیرزا
چکیده مقدمه: یائسگی یک مرحله طبیعی از زندگی زنان است و زمانی در زندگی آنان رخ میدهد که زنان، قدرت باروری خود را از دست میدهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش روانی - اجتماعی همراه با فنون تنشزدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی در زنان یائسه اجرا شد. روش: روش تحقیق با استفاده از طرح دو گروهی همسان با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که دارای علائم پیش از یائسگی در کرج در سال 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از زنان تحت علائم پیش از یائسگی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی بودند. یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنشزدایی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی مؤثر است (05/0p<). نتیجهگیری: این آموزش به دلیل احساس آرامیدگی در فرد میتواند بهبود در بهزیستی و انزوای اجتماعی زنان یائسه ایجاد کند و آنها را قادر سازد تا با استرس و اضطراب یائسگی مقابله کنند. لذا پیشنهاد میشود که در تحقیقات آتی، افراد سنین مختلف نیز مورد مطالعه قرار گیرند.
اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر مدل مایکل فریش بر مسئولیت پذیری اجتماعی و بهزیستی روانشناختی درمانجویان مراکز ترک اعتیاد
دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 109-122
https://doi.org/10.22034/spr.2024.413952.1859
زهرا جلیلی غلامی، ملیحه عرب هاشمی، طلعت سادات صباغ حسن زاده
چکیده هدف: از جمله آسیبهای اجتماعی جامعه اعتیاد است. با رویکرد درمان شناختی-رفتاری فریش میتوان به بهبود توانمندیهای اجتماعی و روانشناختی افراد معتاد کمک نمود و زمینه تسهیل فرایند ترک را در آنان فراهم کرد. بنابراین این پژوهش با هدف اثربخشی رواندرمانی شناختی- رفتاری مبتنی بر مدل مایکل فریش بر مسئولیتپذیری اجتماعی و بهزیستی روانشناختی بر درمانجویان مراکز ترک اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه درمانجویان مراکز ترک اعتیاد تحت نظر بهزیستی شهر مشهد بود که از بین آنها 30 نفر بهصورت داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظور جمع آوری دادهها از پرسشنامه مسئولیتپذیری اجتماعی سالکووسکیس (2000) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) استفاده شد. گروه آزمایش8 جلسه درمان شناختی- رفتاری مبتنی برمدل مایکل فریش دریافت نمودند. داده ها بر اساس روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره تحلیل شدند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد درمان شناختی – رفتاری مبتنی بر مدل مایکل فریش منجر به بهبود مسئولیتپذیری (05/0>P ,943/7=F) و بهبود بهزیستی شناختی (05/0>P ,971/9=F) درمانجویان ترک اعتیاد میشود. نتیجهگیری: بر این اساس مراکز مشاورهای و کمپهای ترک اعتیاد میتوانند برای کمک به معتادان از روشهای درمان غیردارویی مثل نتایج پژوهش حاضر نیز کمک بگیرند.
رابطه هوش اخلاقی و نگرش به رابطه فرا زناشویی با میانجیگری کمالگرایی در مردان متأهل
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 69-84
https://doi.org/10.22034/spr.2024.411817.1853
منوچهر ازخوش، غزل سلیمی، پروین جعفری، رویا مرسا
چکیده هدف: زوجین مواجه شده با خیانت با حجم گستردهای از آسیبهای ویرانگر مواجه میشوند از این رو مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه هوش اخلاقی و نگرش به رابطه فرا زناشویی با میانجیگری کمالگرایی در مردان متأهل صورت گرفت.
روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و ازنظر شیوه توصیفی – تحلیلی میباشد. جامعه آماری شامل مردان متأهل شهر کرمانشاه و روش نمونهگیری در دسترس بوده که 100 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، مقیاس نگرش به روابط فرا زناشویی واتلی (2008) و مقیاس کمالگرایی هیل (2004) بودند. تجزیه و تحلیل دادهها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری) با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 25 و PLS 3 انجام شد.
یافتهها: نتایج یافتهها نشان داد بین هوش اخلاقی و نگرش به روابط فرا زناشویی رابطه منفی و معنیدار (274/0-=r و 05/0>p)، بین هوش اخلاقی و کمالگرایی رابطه معنادار منفی (251/0- =r و 05/0>p)، بین کمالگرایی و نگرش به روابط فرا زناشویی رابطه مثبت و معنیداری (234/0 =r و 05/0>p) و همچنین بین هوش اخلاقی و نگرش به روابط فرا زناشویی با نقش میانجی کمالگرایی رابطه منفی و معنیداری وجود دارد (059/0-=r و 05/0>p).
نتیجه گیری: هوش اخلاقی با کمالگرایی و روابط فرازناشویی ارتباط دارد و هوش اخلاقی بالا میتواند پیشبینی کننده جنبههای مثبت کمالگرایی و نگرش منفیتری به روابط فرازناشویی باشد.
مقایسه عملکرد خانواده، حمایت اجتماعی و باورهای غیرمنطقی در معتادان متجاهر تحت درمان اجباری و معتادان خودمعرف به مراکز درمانی
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 85-98
https://doi.org/10.22034/spr.2024.432563.1900
کریم سواری، رقیه تراهی
چکیده مقدمه: اعتیاد یکی از مهمترین انحرافات و آسیبهای اجتماعی است و یک بیماری اجتماعی به شمار میرود که عوارض جسمی و روانی آن پیامدهای منفی بر فرد، اعضای خانواده و جامعه دارد. این تحقیق با هدف مقایسه عملکرد خانواده، حمایت اجتماعی و باورهای غیرمنطقی معتادان متجاهر و معتادان خودمعرف صورت پذیرفت. روش: طرح تحقیق، علیّ مقایسه ای و جامعه آماری، کلیه معتادان متجاهر تحت درمان اجباری و معتادان خودمعرف کمپهای خصوصی ترک اعتیاد شهر اهواز بودند که170 نفر آنان (80 معتاد متجاهر و90 معتاد خودمعرف) در سال 1402- 1401 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها، از طریق پرسش نامه عملکرد خانواد کونگ و همکاران (2022)، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988) و باورهای غیرمنطقی محقق ساخته (1402) جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، عملکرد خانواده (416/39F= و 01/0p<)، حمایت اجتماعی (239/41F= و 01/0p<) و باورهای غیرمنطقی (459/25F= و 01/0p<) معتادان متجاهر و معتادان خودمعرف متفاوت است. نتیجه گیری: پیشنهاد میشود، به منظور بالا بردن کیفیت عملکرد خانوادههای معتادان متجاهر و خودمعرف، ضرورت تدارک دوره آشنایی با عملکرد مطلوب خانواده؛ اهتمام به حمایت اجتماعی و کاهش تفکر غیرمنطقی توصیه می شود.
اثربخشی بستهی آموزشی کیفیتزندگی در مدرسه برکمکطلبی و رضایتتحصیلی دانشآموزان
دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 93-107
https://doi.org/10.22034/spr.2024.412554.1856
کبری عالی پور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور
چکیده مقدمه: دانش آموزان بزرگترین سرمایه های هر کشوری محسوب میشوند، بنابراین توجه به رشد همه جانبه ی آنها یکی از وظایف مهم نظام آموزشی قلمداد میشود. ، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی بسته ی آموزش کیفیت زندگی در مدرسه بر کمک طلبی و رضایت تحصیلی دانش آموزان بود.
روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرخرمآباد بود که در سال تحصیلی 402-1401مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای بود که نمونه مورد نظر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر)، گواه (20 نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های کمک طلبی تحصیلی رایان و پینتریچ (1997) و رضایت تحصیلی شیخ الاسلامی و احمدی (1390) جمع آوری شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت آموزش بستهی کیفیت زندگی در مدرسه قرار گرفتند و گروه گواه آموزشی دریافت نکردند؛ پس از اتمام دوره ی آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که بین نمرات پس آزمون کمک طلبی و رضایت تحصیلی دانش آموزان در گروههای آزمایش و گواه تفاوت معناداری (001/0P<) وجود دارد.
نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که بسته ی آموزشی کیفیت زندگی در مدرسه منجر به افزایش میزان کمک طلبی و رضایت تحصیلی دانش آموزان میشود.
نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران
دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 43-56
https://doi.org/10.22034/spr.2023.389590.1823
نعیمه صابری، مه سیما پورشهریاری، عباس عبداللهی
چکیده مقدمه: دلبستگی مکان، به پیوند عاطفی میان فرد و مکان اطلاق میشود. این مفهوم تجارب زندگی افراد را در سه حوزهی عاطفی، شناختی و رفتاری به میزان قابل توجهی تحت تاثر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و نمونه آن متشکل از 241 زن ساکن شهر تهران بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دلبستگی مکان صفاری نیا (1390)، مقیاس سلامت روانی بشارت (1388) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق، روش مدل معادلات ساختاری، نرمافزارهای SPSS20 و SmartPLS3 استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد میان دلبستگی مکان با سلامت روان و نیز میان دلبستگی مکان و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت معنادار برقرار است. گرچه میان مدت سکونت و دلبستگی مکان رابطه معنادار مثبت وجود دارد، مدت سکونت نمیتواند در رابطه میان دلبستگی مکان با سلامت روان و بهزیستی اجتماعی نقش تعدیلگری ایفا کند.
نتیجه گیری: براساس یافتهها میتوان گفت دلبستگی مکان، در افزایش سلامت روان و بهزیستی اجتماعی زنان نقش قابل توجهی دارد.
مقایسه اثربخشی درمانهای فعالسازی رفتاری و آرامسازی حالت بر باورهای هستهای ضداجتماعی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان پسر با اضطراب اجتماعی بالا
دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 77-92
https://doi.org/10.22034/spr.2023.391235.1826
حسین رضاپور، منصوره بهرامی پور اصفهانی، هاجر ترکان
چکیده مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از ناتوانکنندهترین اختلالات اضطرابی است که از ابتدای نوجوانی نشانههای آن آغاز شده و تا دورههای بعدی تحول ادامه پیدا میکند. این اختلال در زندگی شخصی، باورها، تعاملات، زندگی شغلی و سایر ابعاد عملکردی فرد نابسامانیهایی به وجود میآورد. از این رو، شناسایی مداخلات مؤثر در مبتلایان اهمیت ویژهای دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمانهای فعالسازی رفتاری و آرامسازی حالت بر باورهای هستهای ضداجتماعی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان پسر 15تا 18ساله با اضطراب اجتماعی بالا بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون و دورهی پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه دانشآموزان 15 تا 18 ساله با اضطراب اجتماعی ناحیه 2 آموزش و پرورش اصفهان در سال تحصیلی 1400 و 1401 بود. بدین منظور به شیوه نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای، از بین دبیرستانهای پسرانه ناحیه 2 آموزش و پرورش اصفهان تعداد 600 دانشآموز با اجرای پرسشنامه اضطراب اجتماعی نوجوانان پاکلک (۲۰۰۴) مورد غربالگری قرار گرفتند که از این میان تعداد ۶۰ نفر دارای اضطراب بالای 93 بودند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (هر کدام ۲۰ نفر) و یک گروه کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. افراد گروههای آزمایشی به صورت موازی و همزمان در جلسات درمانی فعالسازی رفتاری و آرامسازی حالت شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخلهای صورت نگرفت. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامههای باورهای ترکیبی- فرم کوتاه آپشه و دی- مئو (2012) و حل مسئله اجتماعی درزیلا و همکاران (2002) بودند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرمافزار SPSS-24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، درمان فعالسازی رفتاری بر حل مسئله اجتماعی و درمان مبتنی بر آرامسازی حالت بر باورهای هستهای ضداجتماعی از روش درمانی دیگر برای نوجوانان پسر 15 تا 18 ساله با اضطراب اجتماعی اثربخشی نیرومندتری داشته است و اثرات مداخلات در طول زمان ثابت باقی مانده است (01/0p<).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بر اهمیت توجه به باورهای هستهای ضداجتماعی و حل مسئله اجتماعی در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا تأکید میکند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات درمانی برای نوجوانان با اضطراب اجتماعی دارد.