موضوعات = هویت اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

فراتحلیل تاثیر میزان و نوع استفاده از فضای مجازی بر هویت و ارزش های خانواده

دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 47-60

https://doi.org/10.22034/spr.2024.406008.1845

زهرا محربی، سید علی هاشمیان فر، سید ناصر حجازی

چکیده
مقدمه: امروزه فضای مجازی به عنوان یک پدیده نوین تأثیر گسترده­ ای بر ابعاد زندگی افراد در خانواده دارد و تحولات بسیاری را در بین آنان موجب شده است از آنجایی که خانواده کانون اصلی حفظ هنجارها و ارزش های اجتماعی است از این رو در این پژوهش به بررسی تأثیر میزان و نوع استفاده از فضای مجازی بر هویت و ارزش­ های خانواده به شیوه فراتحلیل پرداخته شده است.
روش: بدین منظور از بین پژوهش­ های مرتبط بین سال­های 1390- 1400 تعداد 46 (19پژوهش نوع­استفاده، 27 پژوهش میزان ­استفاده) که از نظر روش­ شناختی ملاک­های لازم جهت ورود به فراتحلیل را داشتند، انتخاب و با استفاده از روش مقایسه­ ای (همبستگی) نرم افزار فراتحلیل تحلیل شدند.
یافته­ ها: یافته­ ها نشان داد که نوع استفاده از فضای مجازی به طور کلی بر ارزش­ها و هویت خانواده تأثیر معناداری ندارد، درحالی که میزان استفاده از فضای مجازی برحسب جدول تفسیری اندازه اثرکوهن به طور متوسطی (313/0) می­تواند بر هویت و ارزش­های ­خانوادگی اثرگذار باشد و آن را کاهش دهد (05/0>P).
نتیجه گیری: بر این اساس می توان گفت که بیشتر از آن که نوع استفاده از فضای مجازی بر ارزش­ها و هویت خانواده تاثیرگذار باشد، میزان استفاده از آن منجر به نزول هویت و ارزش­ها در خانواده به اندازه متوسطی می­گردد.
 

روانشناسی اجتماعی

تحلیل نیمرخ نهفته ابعاد هویتی و ارتباط آن با رضایت از زندگی دانشجویان کارشناسی

دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/spr.2023.385227.1818

شهرام واحدی، زهرا کاظم وند اصل، سمیرا چناری

چکیده مقدمه: با طولانی‌تر شدن دوره جوانی، بسیاری از دانشجویان با چالش‌های زیادی در  فرآیند هویت‌یابی درگیرند که جنبه‌های مختلف رضایت از زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پژوهش با این هدف انجام شد که به تحلیل نیمرخ نهفته ابعاد هویتی دانشجویان کارشناسی و ارتباط آن با رضایت از زندگی آن‌ها بپردازد.  روش‌: روش مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل طبقات نهفته با استفاده از نرم‌افزار MPLUS بود. MPLUS یک برنامه مدل‌‌سازی متغیرهای نهفته است که متغیرهای پیوسته یا مقوله‌ای را به زیرگروه‌های محدودی کاهش می‌دهد. همچنین برای مقایسه رضایت از زندگی دانشجویان در بین خوشه‌های نهفته از روش تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز بودند که 375 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند‌مرحله‌ای انتخاب گردیدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های هویت اجتماعی ‏صفاری نیا و روشن (1390)، هویت مذهبی بل (2009)، هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) و رضایت از ‏زندگی داینر و همکاران (1985) جمع‌آوری شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل طبقات نهفته منجر به شناسایی 6 نیمرخ‌ ‎هویتی شد و نتایج تحلیل واریانس نشان داد که رضایت‎ ‎از‎ ‎زندگی‎ ‎دانشجویان‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎خوشه‌بندی‎ ‎ابعاد‎ ‎هویتی‎ ‎آنان‎ ‎متفاوت است (01/0>P)، به‌نحوی‌که خوشه هویت کامل، بیشترین و خوشه هویت آشفته، کمترین میزان رضایت از زندگی را دارا بودند.‏  نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش با استفاده از رویکرد فردمحوری، دیدگاه جدیدی را برای درک ابعاد هویتی دانشجویان ارائه می‌دهد که برای پیش‌بینی رضایت از زندگی و ارائه مداخلات متناسب با هر بعد هویتی می‌توان از آن بهره جست.      

روانشناسی اجتماعی

پیکربندی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان پسر ایرانی: یک مطالعه روایتی

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 79-100

https://doi.org/10.22034/spr.2021.300447.1669

یوسف جلالی، حسین اسکندری، احمد برجعلی، فرامرز سهرابی، محمد عسگری

چکیده مقدمه: شواهد بیشماری حاکی از تغییرات رفتاری اساسی در نوجوانان ایرانی است. به احتمال زیاد بتوان این تغییرات را به مسائل هویتی آنان نسبت داد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان ایرانی و تعیین رابطه احتمالی آن با تغییرات رفتاری آنان انجام شد.
روش: این پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته بود. در مرحله کیفی از روش روایت پژوهی و در مرحله کمّی از روش همبستگی استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله بعلاوه روان­شناسان و جامعه­شناسان شهر تهران در سال 1399 بود. 19 نفر از نوجوانان با نمونه­گیری داوطلبانه و 6 نفر از متخصصان با نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله شهر تهران در سال 1399 بود که از بین آن­ها 218 نفر با نمونه­گیری داوطلبانه انتخاب شدند. گردآوری داده­ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه داستان زندگی مک آدامز (1995) و در بخش کمی به وسیله پرسشنامه محقق­ساخته صورت پذیرفت. جهت تحلیل داده­ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج تحلیل محتوا بعلاوه تحلیل عاملی نشان داد که مدل کلان روایت نوجوانان شامل مؤلفه­هایی چون تعلق به خانواده، پایبندی به ارزش­های دینی و اطاعت از والدین است و مدل ضد روایت نیز مؤلفه­هایی چون سبک زندگی اختیاری، حس منحصر به فرد بودن، استقلال خواهی و رقابت جویی را در بردارد.
نتیجه­ گیری: می­توان تغییرات رفتاری نوجوانان پسر ایرانی را به دو عامل عمده نسبت داد: 1- تضاد میان برخی مؤلفه­های ضد روایت و کلان روایت آن­ها 2- وضعیت نسبتاً افراطی برخی مؤلفه­های روایت­های آن­ها.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) در نوجوانان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 123-141

https://doi.org/10.22034/spr.2022.333057.1734

مازیار باقریان، روناک پورمند، جلیل باباپور خیرالدین، تورج هاشمی نصرت آباد

چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانۀ آشکار و ناآشکار (ضمنی) با نقش‌های جنسیّتی و پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی بر اساس انواع مختلف جنسیّت‌زدگی در نوجوانان بود.
روش: روش پژوهش از لحاظ هدف در ردیف پژوهش‌های کاربردی و به لحاظ جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمام نوجوانان دختر و پسر 12 تا 18 ساله‌ی شهر تبریز که در حال تحصیل در یکی از مدارس این شهر بودند، تشکیل داده‌اند. نمونۀ مورد از 122 نفر نوجوان تشکیل شده است که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند. برای اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامۀ نقش‌های جنسیّتی توماس و رابینسون (1981)، مقیاس جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گلیک و فیسک، 1996)، و تست تداعی ضمنی جنسیّت‌زدگی دوسوگرایانه (گرینوالد و همکاران، 1998؛ دی‌الیویرالاکس و همکاران، 2015) استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی مردانه همبستگی مثبت (p < .01)، و بین جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار با نقش‌های جنسیّتی زنانه همبستگی منفی وجود دارد (p < .01). همچنین تحلیل‌های رگرسیون نشان دادند، جنسیّت‌زدگی خصمانه آشکار و ناآشکار می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی زنانه (p < .01) واریانس و جنسیّت‌زدگی خیرخواهانه آشکار و ناآشکار نیز می‌توانند؛ نقش‌های جنسیّتی مردانه را به شکلی معنادار پیش‌بینی کنند (p < .01). علاوه بر این، یافته‌ها نشان داد، متغیرهای پژوهش 5/19% از واریانس نقش‌‌های جنسیّتی زنانه، و 17% از واریانس نقش‌های جنسیّتی مردانه را پیش‌بینی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: از نگرش‌های جنسیّت‌زده دوسوگرایانۀ مختلف می‌توان برای پیش‌بینی نقش‌های جنسیّتی نوجوانان استفاده کرد.