مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوشبینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/spr.2026.525963.2140
امید روح افزا، سید مجتبی عقیلی
چکیده مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفهای دانشجویان است و مداخلههای آموزشی هدفمند میتوانند آمادگی و خوشبینی شغلی آنها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوشبینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونهگیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه خوشبینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران (۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران (۱۳۹۶) بود. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرمافزار SPSS-26تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوشبینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0>p). بین گروههای آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوشبینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیتها و ایجاد خوشبینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود میبخشد. بنابراین بهرهگیری از این رویکردهای آموزشی برای آمادهسازی دانشجویان توصیه میشود.
اثربخشی آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/spr.2026.535112.2163
سمیرا سیاه منصور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور
چکیده چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگیهای اجتماعی_هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و احساس تعلق به مدرسه در دانشآموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی بود.
روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون_ پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای ضداجتماعی در شهر خرمآباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهای ۳۰ نفری به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت آموزش شایستگیهای اجتماعی_هیجانی قرار گرفت. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه رفتار ضد اجتماعی برت و دونلان (2009)، پرسشنامه همدلی- کودکان و نوجوانان ریف (2010)، نسخه کوتاه پرسشنامه پرطاقتی روانی پاپاگئورگیو و همکاران (2019) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه براون و ایوانز (2002) بود. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی موجب افزایش معنادار پرطاقتی روانی )001/0(P<، همدلی )001/0(P<، و تعلق به مدرسه (001/0(P< در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی میتواند به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای ضداجتماعی دانشآموزان دختر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد میشود این آموزش در برنامههای پیشگیرانه و مداخلاتی مدارس گنجانده شود.
.
مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران شاغل در تبریز
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404
https://doi.org/10.22034/spr.2026.514464.2107
نسرین اکبری شهابی، داوود حسینی نسب، معصومه آزموده
چکیده
مقدمه: عدم فراهمآوری سلامت روانی پرستاران منجر به بروز اختلال در انجام وظایف روزمره، کاهش انگیزه و تبعات فردی اجتماعی متعدد خواهد شد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران اجرا شد.
روش: پژوهش حاضر، یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه گروهی، دوسوکور بود. نمونه شامل 57 پرستار بود که به صورت هدفمند از بین پرستاران شاغل در بیمارستانهای خصوصی امیرالمومنین و ولیعصر تبریز در سال 1402 انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه دریافت آموزش تنظیم هیجان، مهارتهای ارتباط بین فردی و کنترل با نسبت 1:1:1 تخصیص یافتند. پرسشنامه شایستگی روانی-اجتماعی فلنر و لیس (1990) برای اجرای پیشآزمون در اختیار گروهها قرار گرفت. بعد از ارائه آموزش تنظیم هیجان در هشت جلسه 90 دقیقهای بصورت هفتگی بر اساس پروتکل گراتز و گاندرسون (2006) و مهارتهای ارتباط بین فردی در هفت جلسه 120 دقیقهای و هفتهای دوبار بر اساس پروتکل تدوین شده توسط حجازی، باباخانی و احمدی (1397)، مجدداً همان پرسشنامه جهت اجرای پسآزمون در اختیار گروهها قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از روشهای آماری MANCOVA و MANOVA استفاده شد.
یافتهها: اختلاف میانگینهای تعدیلشده مولفههای مربوط به شایستگی روانی-اجتماعی شامل مهارت رفتاری (812/11-)، مهارت شناختی (170/3-)، مهارت هیجانی (451/3-) و آمایه انگیزشی (793/3-)، بین دو گروه مداخله از نظر آماری معنیدار بود (005/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر بیشتر آموزش مهارتهای بین فردی نسبت به تنظیم هیجان، میتوان از کارگاههای آموزشی مهارتهای بین فردی در جهت بهبود شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران استفاده نمود.
نقش میانجی باورهای هوشی در رابطه بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و درماندگی آموخته شده در دانش آموزان ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 99-11
https://doi.org/10.22034/spr.2024.410967.1855
ذکریا صالحی خلردی، لیلا حسینی طبقدهی
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی باورهای هوشی در رابطه بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و درماندگی آموخته شده در دانش آموزان ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402انجام شد.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و شیوه گردآوری داده ها به صورت مقطعی و تحلیل آن ها به روش توصیفی همبستگی و از نوع مدل یابی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل دادند. در این پژوهش 218 نفر به عنوان حجم نمونه به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه درماندگی آموخته شده ﮐﻮﯾﻨﻠﺲ و ﻧﻠﺴﻮن (1988)، باورهای هوشی بابایی (1377) و پرسشنامه شایستگی های هیجانی-اجتماعی زو و ﺟﻲ (٢٠١٢) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر و با نرم افزار 18SPSS، 23 Amos انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد روابط معنا داری بین شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی با درماندگی آموخته شده وجود دارد و مدل پژوهش تایید شد و 44 درصد از درماندگی آموخته شده توسط شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی قابل تبیین می باشد. شایستگی های هیجانی-اجتماعی و باورهای هوشی بر درماندگی آموخته شده اثر مستقیم معنادار دارند و مسیر غیر مستقیم شایستگی های هیجانی-اجتماعی با میانجیگری باورهای هوشی بر درماندگی آموخته شده تایید گردید.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تلویحات کاربردی به مشاوران و روانشناسان جهت کاهش درماندگی آموخته شده با توجه به مولفه های باورهای هوشی و شایستگی های هیجانی-اجتماعی در دانش آموزان ارایه می دهد.
تدوین بسته جامع آموزش شهروندی بر اساس ابعاد نوین این پدیده: یک مطالعه کیفی
دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 1-18
https://doi.org/10.22034/spr.2024.392089.1827
الهام ایران نژاد، علی مهداد، محسن گل پرور
چکیده مقدمه: ابعاد کلاسیک شهروندی (سیاسی، مدنی و اجتماعی)، در چهارچوب نظری مدرن در کنار ابعاد ضروری دیگری که معطوف به کلیت محیط و جامعه انسانی است، تحولی یکتا را در حوزه شهروندی و آموزش آن نمایان ساخته است. بر همین اساس و با توجه به اینکه مردم کشور ما آگاهی زیادی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی خود نداشته و رعایت اخلاق شهروندی در سطح خوبی قرار ندارد، آموزش شهروندی و شناخت ابعاد آن یک ضرورت نوین است. هدف این پژوهش تدوین بسته جامع آموزش شهروندی بر اساس ابعاد نوین این پدیده بود.
روش: روش پژوهش تحلیل مضمون قیاسی پیشینه محور، بافت پژوهش متون علمی حوزه شهروندی نوین و آموزش آن و نمونه مطالعه نیز شامل 56 منبع علمی حوزه شهروندی مدرن بود. داده ها از طریق تحلیل شبکه مضامین، تحلیل گردید.
یافتهها: یافته های این پژوهش نشان داد که اجزاء و ساختار بسته جامع آموزش شهروندی، مشتمل بر فنون آموزشی متمرکز بر آموزش شهروندی سیاسی، مدنی، اجتماعی، توسعه پایدار، زیست محیطی، دیجیتال و رسانه میباشد. بسته جامع آموزش شهروندی در دوازده نشست نود دقیقهای طراحی شد. ضریب توافق تخصصی برای این بسته آموزشی 93/0 به دست آمد که نشان از کفایت این بسته بوده و به این ترتیب بسته ای جامع در زمینه شهروندی به دانش کاربردی و تربیتی ایران افزوده شد.
نتیجهگیری: به کارگیری این بسته آموزشی در دانشگاهها و نیز مراکز آموزشی، فرهنگسراها به رشد نگرشها و رفتارهای شهروندی افراد جامعه کمک کرده و باعث کاهش رفتارهای نامناسب و برخی مشکلات کنونی جامعه خواهد شد.