موضوعات = روانشناسی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

مقایسه اثربخشی روش آموزش تاییدخود و آموزش مثبت‌نگر بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان پسر دارای افت تحصیلی در دوره دوم متوسطه

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2025.513718.2104

امین کامیاب، مجتبی محمدی جلالی فراهانی، امین کرایی، کوروش گودرزی

چکیده مقدمه: افت تحصیلی یکی از چالش‌های مهم و چندبُعدی در نظام‌های آموزشی است که نه‌تنها عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، بلکه سلامت روانی و اجتماعی آن‌ها را نیز تهدید می‌کند. این پدیده می‌تواند موجب کاهش اعتماد به نفس، افزایش اضطراب، و اختلال در روابط اجتماعی شود و در بلندمدت فرصت‌های زندگی فرد را محدود سازد. از این‌رو، شناسایی و بررسی مداخلات مؤثر برای بهبود مهارت‌های اجتماعی و کاهش آثار افت تحصیلی اهمیت زیادی دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش‌های آموزش تأیید خود و آموزش مثبت‌نگر بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان پسر دارای افت تحصیلی در دوره دوم متوسطه انجام شد. این پژوهش به دنبال شناسایی روش‌های مؤثر در بهبود مهارت‌های اجتماعی این دانش‌آموزان بوده که می‌تواند به کاهش مشکلات روان‌شناختی، اجتماعی و تحصیلی آن‌ها کمک کند.
روش: طرح پژوهش نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر مقطع دوم متوسطه در شهرستان درگز بوده که شکست تحصیلی را تجربه کرده بودند. تعداد ۶۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه آموزش خودتأییدی، آموزش روان‌شناسی مثبت و گروه کنترل قرار گرفتند. برنامه‌های آموزشی طی یک دوره مشخص اجرا شد و داده‌ها از طریق سیاهه مهارت‌های اجتماعی (ریگو‌، 1986) جمع‌آوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو روش برنامه آموزش خودتأییدی و برنامه آموزش مثبت‌نگر به‌طور معناداری مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشیدند (p<0.05). با این‌حال، آموزش روان‌شناسی مثبت اثربخشی بیشتری در افزایش مهارت‌های اجتماعی داشت. این بهبودها در مرحله پیگیری نیز حفظ شدند که نشان‌دهنده مزایای بلندمدت این مداخلات است.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هرچند هر دو روش آموزشی در بهبود مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان دارای افت تحصیلی مؤثر بودند، اما آموزش مثبت‌نگر به‌دلیل ماهیت جامع، انگیزشی و تأکید بر نگرش مثبت، عملکرد مؤثرتری داشته است. بنابراین، استفاده از رویکردهای مثبت‌نگر می‌تواند راهکاری کاربردی برای ارتقای تعاملات اجتماعی و سلامت روانی دانش‌آموزان باشد.

روانشناسی اجتماعی

مطالعه عرضی روند تغییرات مهارت‌های اجتماعی، انگیزۀ تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 47-60

https://doi.org/10.22034/spr.2025.476209.1982

افشین افضلی، محمدرضا روشنائی، شهریار یارمحمدی واصل، رعنا قانعی، فاطمه خواجه پور، نازنین کریمی حسن آباد، فاطمه کاظمی عمید

چکیده مقدمه: دانشگاه‌ها موظف‌اند زمینه عملکرد تحصیلی مطلوب و رفع تغییرات و چالش‌های گوناگون دانشجویان را فراهنم نمایند؛ بنابراین، هدف از این پژوهش، مطالعه عرضی روند تغییرات مهارت‌های اجتماعی، انگیزه تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه بود. روش: روش پژوهش، علی- مقایسه­ای و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی­سینا همدان در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1403 بودند که در پژوهش حاضر، تعداد 310 نفر دانشجوی کارشناسی به عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند؛ به گونه‌ای که حدود یک سوم نمونه‌ها، دانشجویان سال اولی، یک سوم دانشجویان سال دومی و یک سوم دیگر دانشجویان سال سومی بودند. برای جمع­آوری داده­ها از مقیاس‌های مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و استقامت و پایداری-فرم کوتاه داکورث و همکاران (2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین دانشجویان سال اول، دوم و سوم دانشگاه از نظر متغیرهای مهارت‌های اجتماعی و انگیزه تحصیلی تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<)؛ به این صورت که مهارت‌های اجتماعی و انگیزه تحصیلی در دانشجویان سال سوم بیشتر از دانشجویان سال اول و دوم و در دانشجویان سال اول کمتر از دانشجویان سال دوم و سوم بوده است. همچنین بین میانگین سه گروه دانشجویان در رابطه با مولفه ثبات قدم تفاوت معناداری مشاهده نشد (322/0=P). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش، بهتر است در جهت افزایش انگیزش تحصیلی، بهبود مهارت‌های اجتماعی و تقویت ثبات قدم در بین دانشجویان ورودی‌های مختلف، به خصوص دانشجویان ورودی جدید، برنامه‌ریزی مناسبی توسط مراکز مشاوره دانشگاه‌ها و انجمن‌های دانشجویی صورت گیرد.

روانشناسی اجتماعی

فراتحلیل اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ابعاد روانی-اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در ایران

دوره 14، شماره 55، پاییز 1403، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/spr.2024.448736.1935

فاطمه عیسی زاده، اسحق رحیمیان بوگر

چکیده مقدمه: با توجه ‌به اندازه اثر متفاوت درمان پذیرش و تعهد در کاهش مشکلات مبتلایان به دیابت نوع 2 در پژوهش‌های گوناگون، هدف پژوهش حاضر، تعیین اندازه اثر ترکیبی درمان پذیرش و تعهد بر ابعاد روانی-اجتماعی  بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در ایران بود.
روش‌: روش آماری پژوهش حاضر، روش فراتحلیل بود. جامعه آماری شامل کلیه پژوهش‌های انجام شده بین سال‌های 1392 تا 1402 (86 عدد) بود که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد را بر ابعاد روانی- اجتماعی مبتلایان به دیابت نوع 2 بررسی کرده بودند. از بین 86 پژوهش بر اساس ملاک‌های ورود و خروج و دارا بودن اطلاعات مورد نیاز 30 پژوهش وارد مطالعه حاضر شدند.
یافته‌ها: میزان اندازه اثر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مبتلایان به دیابت نوع 2، 178/1 به دست آمد که مقداری بسیار قوی می‌باشد. میانگین اندازه اثر در متغیرهای مربوط به ابعاد روانی-اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز روانشناختی، 187/1 و در متغیرهای مربوط به ابعاد روانی-اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز اجتماعی، 791/0 به دست آمد که به ترتیب نشانگر اندازه اثر بسیار قوی برای ابعاد روانی-اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز روانشناختی و اندازه اثر قوی برای ابعاد روانی- اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز اجتماعی است.
نتیجه‌گیری: درمان پذیرش و تعهد تأثیر بسزایی در بهبود ابعاد روانی- اجتماعی مبتلایان به دیابت نوع 2 دارد. همچنین تأثیر این درمان بر ابعاد روانی-اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز روانشناختی بیشتر از ابعاد روانی-اجتماعی با مؤلفه­ ی بارز اجتماعی می‌باشد.

روانشناسی اجتماعی

تبیین مهارت اجتماعی فرزندان بر اساس تنظیم هیجان والدین: بررسی نقش میانجی‌گری روابط والد-کودک

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 93-108

https://doi.org/10.22034/spr.2024.424095.1882

هادی کریمی عقدا، علیرضا شریفی اردانی، حمید صباغیان بغداد آباد، طیبه غلامزاده بافقی، فرزاد پور غلامی

چکیده مقدمه: هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه‌گری روابط والد- کودک در رابطه بین تنظیم هیجان والدین با مهارت اجتماعی فرزندان بود. روش: جامعه آماری این پژوهش را اولیای دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند که از این تعداد 300 نفر به روش خوشه‌ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس‌های رابطه والد-کودک پیانتا (1992)، نقص تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) و نظام رتبه بندی مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. جهت تحلیل داده‌ها از معادلات ساختاری به روش حد اقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. یافته‌ها: بر اساس یافته­ها تنظیم هیجانی (468/0=‏p‏‏) به طور مستقیم پیش‌بینی کننده مهارت اجتماعی فرزندان نبود؛ در حالی که آگاهی هیجانی (001/0=‏p‏‏) مهارت اجتماعی فرزندان را پیش­بینی می­کند. تنظیم هیجانی (033/0=‏p‏‏‏‏) و آگاهی هیجانی (033/0=‏p‏‏‏‏) پیش‌بینی کننده منفی تعارض والد-کودک بودند؛ اما تنظیم هیجانی (036/0=‏p‏‏‏‏) و آگاهی هیجانی (001/0=p‏‏) به­طور مثبت نزدیکی والد-کودک را پیش­بینی کردند. بر اساس یافته‌ها تنظیم هیجان ‏(045/0=‏p‏‏) و آگاهی هیجانی (001/0=‏p‏‏) به واسطه‌ای افزایش نزدیکی در روابط والد-کودک می­توانند مهارت اجتماعی فرزندان را پیش‌بینی کنند.  نتیجه‌گیری: می‌توان گفت که اگر چه تنظیم هیجان در والدین به تنهایی تبیین کننده مهارت اجتماعی در فرزندان نبود؛ اما به واسطه افزایش نزدیکی والد-کودک می‌تواند منجر به مهارت اجتماعی در فرزندان شود. در نتایج پژوهش حاضر نقش متمایز آگاهی هیجانی نسبت به سایر مؤلفه های تنظیم هیجان مورد توجه قرار گرفت. 

روانشناسی اجتماعی

تدوین مدل ساختاری خودشیفتگی بر اساس تروماهای اوایل زندگی، عملکرد خانواده و شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده مادر با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی

دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 93-109

https://doi.org/10.22034/spr.2023.394200.1834

سحر کرمانیان، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس، فرهاد جمهری

چکیده مقدمه: خودشیفته چالش‌های قابل توجهی در سازگاری روانشناختی افراد به وجود می‌آورد. در نتیجه، شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد آن می‌تواند در تدوین برنامه‌های پیشگیری از خودشیفتگی مفید باشد. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری خودشیفتگی بر اساس تروماهای اوایل زندگی، عملکرد خانواده و شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده مادر با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی انجام گردید.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد 45-20 ساله شهر تهران بودند که در سال401-1400 برای دریافت خدمات مشاوره به کلینیک‌های روانشناسی مراجعه کردند. حجم نمونه 350 نفر بودند که با روش نمونه‎گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه بالینی، پرسشنامه خودشیفتگی آمز (2008)، پرسشنامه کودک آزاری (نوربخش، 1391)، پرسشنامه عملکرد خانواده (اپشتاین و همکاران، 2007)، شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده (گرولینگ و همکاران، 1997)، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (گروتز و رومر، 2004) و مقیاس کمال‌گرایی چند بعدی (فلت و هویت، 1991) بودند. سپس داده ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و Amos  و با روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد، مدل برازش یافته رگه‌های شخصیت خودشیفته 38 درصد توسط متغیرهای درون مدل تبیین شده است و ارتباط مستقیم و معناداری بین تروماهای اوایل زندگی، عملکرد خانواده، دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی با خودشیفتگی وجود دارد (05/0<P). علاوه بر این، تروماهای اوایل زندگی، شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده مادر و عملکرد خانواده به صورت غیرمستقیم و با میانجی دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی با خودشیفتگی ارتباط داشتند (05/0<P).
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی در ارتباط با تروماهای اوایل کودکی، عملکرد خانواده و شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده مادر را در تبیین خودشیفتگی مورد تأیید قرار داد.

روانشناسی اجتماعی

بررسی نقش توانمندی‌های منش والدین در تبیین اجتماعی سازی هیجانی با توجه به نقش میانجی‌گری نظم‌بخشی هیجان

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 45-60

https://doi.org/10.22034/spr.2023.381953.1815

علیرضا شریفی اردانی، فاطمه یاوری، فریده سادات سجادی پور، سمیه یزدانی، غلام رضا اکرمی ابرقوئی

چکیده مقدمه: ویژگی‌ها و صفات والدین نقش مهمی در نحوه اجتماعی سازی فرزندانشان به لحاظ هیجانی دارند، از این ‌رو هدف این پژوهش، بررسی نقش توانمندی‌های منش والدین در تبیین سبک‌های اجتماعی سازی هیجانی فرزندان با توجه به نقش میانجی گر نظم‌بخشی هیجان بود.
 روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی بود. جامعه آماری والدین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بود. ‏حجم نمونه 300 نفر و با روش نمونه­گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند که ‏در نهایت 286 نفر پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند.‏‎ ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های شیوه‌های برخورد با هیجانات منفی کودکان (‏CCNES‏)، مشکلات در نظم‌بخشی هیجانی (DERS) و آزمون مختصر توانمندی‌های منش (BST) بودند. جهت تحلیل داده­ها از نرم‌افزار SPSS23 و همچنین جهت انجام معادلات ساختاری از نرم افزار‎ PLS-SEM3 ‎ استفاده شد.
 یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که توانمندی منش تبیین‌کننده CCNE حمایتی (18/0=‏β، ‌16/0= ‏p‏‏) نبود، اما به طور منفی تبیین‌کننده CCNE غیر حمایتی (57/0-=‏β، ‌001/0=‏p‏‏) بود. توانمندی‌های منش والدین تبیین‌کننده مثبت تنظیم هیجان ‏(55/0=‏β، ‏001/0= ‏p‏‏) بود. یافته‌ها نشان داد تنظیم هیجان تبیین‌کننده CCNE حمایتی (09/0-=‏β،‏59/0= ‏p‏‏) و CCNE غیر حمایتی (07/0-=‏β،73/0= ‏p‏‏) نیست. اثرات غیرمستقیم توانمندی منش والدین به CCNE حمایتی و غیر حمایتی با توجه به نقش واسطه‌ای تنظیم هیجانی ‏غیر معنی‌دار است.
نتیجه‌گیری:  به ‌طور کلی بر اساس نتایج می‌توان گفت که توانمندی‌های منش شخصیت که تشکیل‌دهنده فضیلت‌های انسان هستند، می‌توانند منجر به افزایش تنظیم هیجانی و همچنین منجر به کاهش برخوردهای غیر حمایتی CCNE در والدین گردند.

روانشناسی اجتماعی

واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش تحلیل کیفی و داده بنیاد ( مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی ره)

دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22034/spr.2022.368935.1791

کرم الله جوانمرد، ناهید زینی حسنوند، حدیث سیف

چکیده مقدمه:  افراد به دلایل متفاوتی به برقراری رابطه با جنس مخالف روی می­ آورند.  هدف این تحقیق  واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش پژوهش کیفی و داده بنیاد (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی (ره)) انجام شد.
روش: از میان دانشجویان دارای ارتباط دوستانه با جنس مخالف تعداد 30 نفر به روش نمونه­ گیری زنجیره­ای یا گلوله برفی انتخاب و با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته مطالعه شدند. مصاحبه­ ها ضبط، دستنویس و تحلیل شدند.
یافته­ ها:  یافته­ ها نشان داد که شرایط سنی، تسهیل ارتباطات و ملاقات، سخت شدن شرایط ازدواج به عنوان بستر حاکم و کمرنگ شدن ارزش­های دینی و سنتی و دیدگاه ­های ارزشی نو ظهور،  شرایط مداخله­ گر بودند. این افراد با قرار گرفتن در هاله عاطفی و شناختی،  با جنس مخالف ارتباط داشته­ اند. مشکلاتی از قبیل خصومت و خشونت، شک و بدگمانی، آسیب در نظام خانواده، هنجار شکنی، رکود علمی و استعداد، فریب رابطه، آسیب عاطفی-روانی، آسیب جسمی، آسیب جنسی، مشاوره رفتن، تجربه اندوزی، پشیمانی و سرخوردگی، حس نوستالژیک و باز اندیشی از مهم ترین  پیامدهای رابطه با جنس مخالف بود.
نتیجه­ گیری: با شناخت و کسب بینش نسبت به روابط دوستانه بین دو جنس به ویژه نسبت به عوامل مداخله­ گر و زمینه ­ساز در شکل­ گیری پدیده اصلی می­توان، مقدماتی برای طراحی برنامه­ های آموزشی، پیشگیرانه و درمانی در عدم گرایش به روابط آسیب زای دو جنس برنامه ریزی کرد.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 11-9 ساله شهرستان مریوان

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330802.1726

بهره عارفی شیخ، آرزو اصغری، اسدالله ویسی

چکیده مقدمه: مهارت‌های اجتماعی می‌تواند، توانایی فرد را برای برقراری ارتباط صحیح با دیگران افزایش دهد و در کاهش کم‌رویی و مؤلفه‌های آن نقش داشته باشد. هدف این پژوهش اثربخشی نمایش‌درمانی بر مهارت اجتماعی و کم‌رویی دختران 9-11 سالة شهرستان مریوان بود.
روش: پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تمامی دختران 11-9 ساله مدرسه 22 بهمن مریوان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل دادند که با نمونه‌گیری در دسترس، 30 دانش‌آموز انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های مهارت‌های اجتماعی ماتسون (1983) و کم‌رویی استنفورد (1997) استفاده شد. برای گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه‌ای مداخله نمایش درمانی به صورت دو جلسه در هفته اجرا شد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده‌های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، نمایش‌درمانی اثر معناداری بر مهارت‌های اجتماعی (150/57F=، 01/0>P) و کاهش کم‌رویی (91/73F=، 01/0>P) داشت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت، نمایش‌درمانی بر رفتارهای اجتماعی مناسب، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، برتری‌طلبی و اطمینان زیاد به خود و رابطه با همتایان تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین نقش مهمی در کاهش کم‌رویی دختران دارد.