دوره و شماره: مقالات آماده انتشار
روانشناسی اجتماعی

از «من» تا «ما»: مدلی ساختاری از کار گروهی، همدلی و خودکنترلی در ارتقای شکوفایی زوجین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.521321.2127

مجید صدوقی، احمد مذهب دار

چکیده مقدمه: بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی در بستر زندگی مشترک، اهمیت ویژه‌ای در کاهش مشکلات خانوادگی، افزایش سطح بهزیستی و عملکرد مثبت زوجین دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان مهارت‌های کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین با توجه به نقش واسطه‌ای ما بودن انجام گرفت.
روش: جامعۀ آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 بود که تعداد 356 نفر با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس‌های شکوفایی باتلر و کرن (2016)، همدلی تورنتو (2009)، کار گروهی رامرو (2022)، خودکنترلی تانجنی (2004) و ما بودن تاپکیویوزر (2021) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار Amos-24 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و همدلی (001/0p≤، 280/0=ß)، خودکنترلی (001/0p≤، 140/0=ß) و کار گروهی (001/0p≤، 269/0=ß) به‌طور مستقیم، شکوفایی را پیش‌بینی می‌کنند. به‌علاوه، اثر میانجی‌گر ما بودن در رابطه همدلی با شکوفایی (01/0p≤، 128/0=ß) و همچنین، کارگروهی با شکوفایی (01/0p≤، 131/0=ß) معنی‌دار بود، اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی از طریق میانجی ما بودن معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، مشاوران و زوج‌درمان گران می‌توانند با تقویت مهارت‌های کارگروهی و همدلی، احساس ما بودن و هویت مشترک زوجین را ارتقا داده و از این طریق به شکوفایی هرچه بیشتر آن‌ها کمک نمایند.

روانشناسی اجتماعی

ارزیابی و مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.522338.2131

مهدی محمدی، سیده حانیه حسینی

چکیده هدف پژوهش: این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه ترس‌های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز انجام شد.
جامعه آماری و روش نمونه‌گیری: جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای 115 دانش‌آموز پسر و 67 دانش‌آموز دختر انتخاب شدند.
ابزار پژوهش: برای سنجش نوموفوبیا از مقیاس یلدریم و کوریا (2015) استفاده شد. روایی محتوایی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب همبستگی و آلفای کرونباخ تأیید شد.
روش تحلیل داده‌ها: داده‌ها با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند.
یافته های پژوهش: یافته‌ها نشان داد که در دانش آموزان پسر، ترس از دست دادن پیوندها و اطلاعات بالاتر از میانگین معیار و ترس از دست دادن ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی در حد معیار بود و در دانش آموزان دختر، ترس از دست دادن ارتباط با دیگران، پیوند با دیگران و آرامش و راحتی بالاتر از حد معیار و ترس از دست دادن اطلاعات در حد معیار بود. دانش‌آموزان دختر به‌طور معنی داری در هر 4 بعد ترس از عدم دسترسی به تلفن همراه بالاتر از پسران بودند. ترس از دست دادن ارتباط با دیگران به عنوان ترس غالب در دانش آموزان دختر و پسرشناسایی شد.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی گری عشق به یادگیری دانش‌آموزان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.523279.2134

خدیجه سعیدپور، بهمن کرد

چکیده مقدمه: تعلق به مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در تجربه تحصیلی دانش‌آموزان، نقش تعیین‌کنندهای در شکل‌گیری احساس امنیت و ارتباط مثبت با محیط آموزشی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی عشق به یادگیری در دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر بانه انجام شد.
روش: روش تحقیق این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش‌شناسی، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 03-1402 بود. برای محاسبه حجم نمونه آماری، فرمول کوکران و مقدار آن 364 نفر برآورد شد و سپس به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، پرسشنامه‌ها توزیع شد. به منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های تعلق به مدرسه بروان و ایوانز (2002)، بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی (2012) و عشق به یادگیری مک فارلن (2003) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS29 و AMOS26 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p) و عشق به یادگیری رابطه مستقیم و معناداری با تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دارد و افزون بر این، تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری دارای اثر غیرمستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی بود (05/0>p).
نتیجه‌گیری: احساس تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد و می‌تواند منجر به ارتقای اشتیاق به یادگیری و سلامت روانی شود.

روانشناسی اجتماعی

مدل‌یابی نقش میانجی‌گر ذهنی‌سازی در رابطه بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه‌های اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.523821.2136

خدیجه زبیدی زاد، کامران یزدانبخش، خدامراد مومنی

چکیده مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روان‌شناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
روش: این پژوهش با هدف مدل‌یابی نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک‌شده با نشانه‌های اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1402-1403 بود که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 290 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان، بدرفتاری دوران کودکی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و ذهنی‌سازی بود در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد.
یافته‎ها: یافته‌ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک‌شده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی‌گری ذهنی‌سازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (05/0>p). بدرفتاری دوران کودکی تنها به‌صورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (05/0>p). شاخص‌های برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند.
نتیجه‎گیری: نتایج نشان داد مسیرهای روان‌شناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنی‌سازی به‌عنوان میانجی می‌تواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.525963.2140

امید روح افزا، سید مجتبی عقیلی

چکیده مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه‌ای دانشجویان است و مداخله‌های آموزشی هدفمند می‌توانند آمادگی و خوش‌بینی شغلی آن‌ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه‌ آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ خوش‌بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران (۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران (۱۳۹۶) بود. داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم‌افزار SPSS-26تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0>p). بین گروه‌های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت‌ها و ایجاد خوش‌بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می‌بخشد. بنابراین بهره‌گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده‌سازی دانشجویان توصیه می‌شود.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.526600.2144

جواد اردشیرپی، علیرضا بخشایش، مرضیه گشانی، فاطمه پورجعفر

چکیده مقدمه: وجود تعارضات زناشویی از جمله عوامل مهم در سست شدن بنیان خانواده است و زنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می‌بینند. به نظر می‌رسد خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی از عوامل موثر بر تعارضات زناشویی هستند. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی بود.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون –پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ارزیابی‌ها با پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، 1379)، خودخاموشی (جک، 1991) و باج‌گیری عاطفی (کارنانی، 2018) انجام شد. گروه آزمایش مداخله ایماگوتراپی را در طی 8 جلسه دریافت و گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-26 و به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، مداخله ایماگوتراپی در کاهش خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغییر خودخاموشی بود (01/0P<).
نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها می‌توان از مداخله ایماگوتراپی جهت کاهش الگوهای عاطفی مخرب بین زوجین خصوصا خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی استفاده نمود.

روانشناسی اجتماعی

نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک‌های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.526783.2145

طناز فرخ زاد، فریده دوکانه ای فرد، جواد خلعتبری

چکیده مقدمه:با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی نقش‌های شغلی و خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی به‌عنوان پیامد تعارض کار–خانواده و سبک‌های دلبستگی ناایمن می‌تواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان کمتر بررسی شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی این متغیر در رابطه بین تعارض کار–خانواده و سبک‌های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل است.
روش:این پژوهش توصیفی–همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره منطقه ۵ تهران در سال ۱۴۰۱–۱۴۰۲ بود. از میان آنان ۲۵۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و داده‌های ۲۲۵ نفر تحلیل شد. ابزارها شامل پرسشنامه تعارض کار–خانواده نت مایر(1996)،مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینزو رید(1996)،مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز(1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نسلون و کارول(2006) بود.داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیردر SPSS26 و AMOS23 تحلیل شدند.
یافته‌ها:سبک دلبستگی ایمن اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی (β=-0/152، P>0/05) وسبک دلبستگی ناایمن اثر مثبت و مستقیم برپرخاشگری ارتباطی پنهان (β=0/128، P<0/05) و دلزدگی زناشویی (β=0/189، P<0/01) داشت.تعارض کار–خانواده نیز اثر مثبت بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (β=0/184، P<0/01) و دلزدگی زناشویی (β=0/173، P<0/01) نشان داد.همچنین پرخاشگری ارتباطی پنهان اثر مثبت بر دلزدگی زناشویی داشت (β=0/173، P<0/01).نتایج بوت‌استرپ معناداری اثرات غیرمستقیم را تأیید کرد (P<0/05).
نتیجه‌گیری:سبک‌های دلبستگی ناایمن و تعارض کار–خانواده ازطریق افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان می‌توانند دلزدگی زناشویی را افزایش دهند.آموزش مهارت‌های ارتباطی،تنظیم هیجان و مدیریت تعارض درکاهش این پیامد مؤثر است.

روانشناسی اجتماعی

بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی گری قلدری سازمانی و پنهان سازی دانش و تعدیل گری درگیری شغلی در صنعت بیمه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.527278.2146

عباسعلی رستگار، عظیم زارعی، حامد دیانی، الهام سادات کیا

چکیده این مطالعه به منظور بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجیگری قلدری سازمانی و پنهان‌سازی دانش و تعدیلگری درگیری شغلی در بین کارکنان صنعت بیمه انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات توصیفی- پیمایشی است. کلیۀ کارکنان بیمه البرز جامعۀ آماری این پژوهش می‌باشند. از آنجایی که تعداد کلیۀ کارکنان متعلق به این شرکت 1585 نفر است، درنتیجه بر اساس جدول کرجسی-‌ مورگان حجم نمونۀ لازم به تعداد 310 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری این پژوهش تصادفی ساده است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه در مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه از نظر محتوایی و سازه مورد بررسی قرار گرفته و پایایی نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. داده‌های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS26 و PLS3 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی تاثیر معناداری ندارد، اما بر قلدری سازمانی و پنهان‌سازی دانش تاثیر منفی و معناداری دارد. افزون براین، قلدری سازمانی بر پنهان‌سازی دانش و عملکرد شغلی به ترتیب تاثیر مثبت و منفی معناداری دارد. درگیری شغلی نیز رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را تعدیل می‌کند. علاوه براین، قلدری سازمانی نیز رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری می‌کند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داد که پنهان‌سازی دانش رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری می‌کند.

روانشناسی اجتماعی

تبیین نقش سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در رفتارهای شهروندی تحصیلی: بررسی نقش واسطه‌ای منش‌های اخلاقی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532222.2153

علیرضا شریفی اردانی، سیدمحمدعلی میرجلیلی، طیبه غلام‌زاده بافقی، طیبه جمالی، ام البنین شیبانی

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین علّی رفتارهای شهروندی تحصیلی بر اساس سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به نقش واسطه‌ای منش‌های اخلاقی در میان دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود. نمونه‌ای به حجم ۳۶۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شد که از این میان ۳۵۲ نفر در تحلیل نهایی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های سرمایه فرهنگی (CCQ)، سرمایه اجتماعی خانواده (FSCQ)، سرمایه اقتصادی خانواده (FECS)، رفتار شهروندی تحصیلی (ACBs) و منش‌های اخلاقی (MCQ) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-26 و Smart PLS-3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیمی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی دارد (19/0β =)، درحالی‌که سرمایه فرهنگی (04/0- (β = و سرمایه اقتصادی (06/0β =) فاقد تأثیر مستقیم معنادار بودند. هر سه نوع سرمایه به‌طور معناداری منش اخلاقی را پیش‌بینی کردند (سرمایه اجتماعی؛ 13/0β =، سرمایه اقتصادی؛ 23/0β =، سرمایه فرهنگی؛ 20/0β =). همچنین منش اخلاقی تأثیر قابل‌توجهی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی داشت (42/0β =). در مسیرهای غیرمستقیم، سرمایه فرهنگی (10/0β =) و سرمایه اقتصادی (08/0β =) از طریق منش اخلاقی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی اثرگذار بودند، اما اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی معنادار نبود (05/0β =). این نتایج نقش مستقیم سرمایه اجتماعی را در تقویت رفتارهای شهروندی تحصیلی برجسته کرده و بر اهمیت منش اخلاقی به‌عنوان سازوکار واسطه‌ای در انتقال اثر سرمایه‌های فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد.

روانشناسی اجتماعی

ارزیابی مدل ایده‌پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی‌گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به‌عنوان یک آسیب اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532568.2154

نرجس عامری، محمود نجفی

چکیده مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران‌ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می‌گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده‌پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه‌های آسیب‏های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده‌پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ‌الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده‌پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده‌پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0P<).
نتیجه‌گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین‌تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل‌گیری افکار خودکشی به‌ویژه نسبت به عوامل میانجی می‌توان، مقدماتی برای طراحی برنامه‌های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست.

روانشناسی اجتماعی

ساخت و روایی سنجی مقیاس جایگاه طلبی اجتماعی و ارتباط آن با تشخص طلبی اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.533926.2158

مراد عبدی ورمزان، هیمن محمودفخه، مونا صفاری نیا

چکیده مقدمه: جایگاه‌طلبی به‌عنوان یک انگیزه، راه‌انداز بسیاری از رفتارهای انسان است. هدف پژوهش حاضر ساخت و روایی‌سنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی و تعیین ارتباط آن با تشخص‌طلبی اجتماعی بود.
روش: این پژوهش به شیوه آمیخته و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول جامعه مورد مطالعه شامل تمام مقالات چاپ شده در حوزه جایگاه‌طلبی اجتماعی بود که در خلال سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ چاپ شده بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 95 مقاله بود که به شیوه‌ نظام‌مند مرور شدند و ۱۳۰ گویه از آن‌ها استخراج شد. پس از روایی‌سنجی توسط خبرگان و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا، ۷۲ گویه باقی ماند. در مرحله دوم، گویه‌های تأییدشده در قالب یک مقیاس الکترونیک (گوگل‌فرم) تدوین و برای ۱۵۱ نفر از ایرانیان کاربر فضای مجازی (۱۶ تا ۷۰ سال) اجرا شد. داده‌ها با تحلیل عامل اکتشافی تحلیل و به ۲۹ گویه کاهش یافت. در مرحله سوم، گویه‌های باقی‌مانده مجدداً منتشر و ۴۴۵۷ پاسخ معتبر دریافت شد که با تحلیل عامل تأییدی بررسی گردید.
یافته‌ها: مقیاس نهایی شامل ۲۲ گویه در قالب ۳ عامل بود که ۵۹ درصد از واریانس سازه جایگاه‌طلبی اجتماعی را تبیین می‌کند.
نتیجه‌گیری: مقیاس جایگاه‌طلبی اجتماعی ابزاری معتبر برای سنجش انگیزه به‌دست‌آوردن جایگاه اجتماعی است. سنجش رابطه آن با تشخص‌طلبی اجتماعی نشان‌دهنده روایی ملاکی مقیاس بود.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.535112.2163

سمیرا سیاه منصور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور

چکیده چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگی‌های اجتماعی_هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی بود.
روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_ پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای ضداجتماعی در شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه‌ای ۳۰ نفری به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت آموزش شایستگی‌های اجتماعی_هیجانی قرار گرفت. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه رفتار ضد اجتماعی برت و دونلان (2009)، پرسشنامه همدلی- کودکان و نوجوانان ریف (2010)، نسخه کوتاه پرسشنامه پرطاقتی روانی پاپاگئورگیو و همکاران (2019) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه براون و ایوانز (2002) بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی موجب افزایش معنادار پرطاقتی روانی )001/0(P<، همدلی )001/0(P<، و تعلق به مدرسه (001/0(P< در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی می‌تواند به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای ضداجتماعی دانش‌آموزان دختر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد می‌شود این آموزش در برنامه‌های پیشگیرانه و مداخلاتی مدارس گنجانده شود.

.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری: نقش تنظیم هیجان به‌عنوان متغیر میانجی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.535817.2165

محمد علی محمدی فر، فاطمه خداپناه

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری ، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجان در میان دانش‌آموزان انجام شده است.
روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰4–۱۴۰3 بود که از میان آن‌ها 368 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌های قربانی قلدری کالیفرنیا ( فلیکس و همکاران ،2011) ، اضطراب اجتماعی (جرابک، ۱۹۹۶)، انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی، ۱۳۸۳) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) بود. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS26 و AMOS24 انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی (01/0 نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی می‌توانند خطر قربانی شدن در قلدری را افزایش دهند، اما تنظیم هیجان به‌عنوان یک متغیر میانجی مؤثر می‌تواند نقش محافظتی ایفا کرده و این ارتباط را تعدیل نماید. بر این اساس، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان در دانش‌آموزان می‌تواند به کاهش آسیب‌های ناشی از قلدری در مدارس کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.536007.2167

جعفر شعبانی، سیده زهرا حسینی، مهدیه سرحدی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر شناخت‌درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول انجام گردید. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر، داش آموزان دختر متوسطه اول شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده بود. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور نخست، تعداد 40 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی دردوگروه آزمایش و یک گروه کنترل(هرکدام 20 نفر) قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های روابط بین فردی چیا و فائو (2011)، و باورهای فراشناختی مربوط به استفاده از تلفن هوشمند کاسل و همکاران (2020)، استفاده شد.
یافته ها: داده‌ها با روش آزمون ‌ تحلیل کوواریانس چند و تک متغیری، تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت‌های ذهن‌آگاهی بر روابط بین فردی و باورهای مرتبط با استفاده از تلفن هوشمند دردانش‌آموزان متوسطه اول اثرگذار بوده است.
نتیجه گیری: درتوصیف یافته های این تحقیق می توان گفت،آموزش های ذهن‌آگاهی مبتنی بر شناخت‌درمانی یکی از رویکردهای موثردرزمینه بهبودغنی سازی کیفیت زندگی افراد است که دارای ساختار مطلوبی جهت کار روی مسائل مختلف مراجعان از جمله روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول است.

روانشناسی اجتماعی

الگوی تعاملی فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان: بررسی اثرات واسطه‌ای خودادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/spr.2026.543456.2176

محمدجواد بگیان کوله مرز، اعظم یاور، یاسمن مشکین

چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف الگوی تعامل فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان با توجه به اثرات واسطه‌ای خودادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیۀ نوجوانان 13 تا 19 ساله شهرستان نورآباد در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر از نوجوانان شهرستان نورآباد بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری از پرسشنامه‌های فشار روانشناختی (زانگ و همکاران، 2014)، پرسشنامه احتمال خودکشی کال و گیل (1982)، پرسشنامه به دام افتادگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی (گیلبرت و همکاران، 2003) و خرده مقیاس خودادراکی مثبت از پرسشنامه چندبعدی خودکشی (عثمان و همکاران، 2010) استفاده شد. داده‌های جمع-آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم‌افزار SPSS.27 و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار AMOS.26 تحلیل شدند.
یافته‌ها: تجارب اولیه و منفی زندگی و فشار روانشناختی 29 درصد از واریانس خود ادراکی مثبت و 50 درصد از واریانس به دام افتادگی را تبیین می‌کنند. همچنین فشار روانشناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، خودادراکی مثبت و به دام افتادگی 56 درصد از واریانس احتمال خودکشی را تبیین می‌کنند.
نتیجه‌گیری: با توجه به این نتایج می‌توان گفت که پرورش خودادراکی مثبت در مدارس و آموزش آن با خانواده‌ها به خصوص در مراحل حساس رشدی برای پیشگیری از خودکشی مهم است، زیرا این عامل در کاهش خودکشی نقش دارد.