Document Type : Original Article
Authors
1 Professor, Department of Psychology, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran
2 MA Student of Educational Psychology, Department of Psychology, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran
Keywords
مقدمه
انسانها با وجود اینکه بر اساس نیازهای خود به دنبال جذب منافع فردی هستند، ولی در زندگی خود به صورت رسمی یا غیررسمی با اجتماعات، گروهها، سازمانها و به طور کلی انسانهای دیگر سر و کار دارند (کوادرادو، تابرنرو، استاینل[1]، 2016). در موقعیتهای مختلف، منافع فردی و منافع جمعی افراد باهم برخورد میکنند و در چنین موقعیتهایی ناچار به انتخاب هستند. در این موقعیتها، فرد باید در عین حال که به هویت و شخصیت مستقل خود تاکید دارد، منافع و ارزشهای دیگران را نیز در نظر بگیرد. او همواره باید یاد بگیرد که چگونه در جمع زندگی کند و در عین حال نیازهای خود را نیز تأمین کند (کارلو، پادیلا-والکر، نیلسون[2]، 2015). در فرایند یادگیری رفتارهای جامعهپسند افراد به مرور در مییابند که در راستای دستیابی به اهداف فردی، نمیتوانند اجتماع را نادیده بگیرند و با مفاهیمی مانند دیگرخواهی، نوع دوستی، تعلق به گروه و همدلی روبرو شده و سعی در درک آنها دارند (خطیبی و یوسفی، 1399).
رفتار جامعهپسند، رفتاری اجتماعی و مطلوب است که به شکلی داوطلبانه انجام میشود. هدف اصلی این رفتار، رفاه دیگران، مراقبت کردن از دیگران، کمک به دیگران و همچنین به اشتراکگذاری اطلاعات و منابع است (هاستین، اوتندال و سالیوان[3]، 2007؛ کنترراس-هوئرتا، لاکوود، برد، اپس، کروکت[4]، 2020). با وجود تعریفهای متفاوت برای رفتارهای جامعهپسند، یک پایهی مشترک بین همه تعاریف وجود دارد و آن این است که این رفتارها به عنوان رفتارهایی که در جهت کمک و نفع رساندن به دیگران انجام میشود، تعریف میشوند. این رفتار، غالبا به صورت کمککردن، همکاری کردن، قرض دادن یا سهیم شدن، آرام کردن دیگران، اهدا کردن کالا یا پول، فعالیتهای داوطلبانه، حمایت از افراد دیگر در شرایط خطر، مراقبت از دیگران، همدلی و همدردی توصیف میشوند (کارلو، مستری، سمپر، تور، آرمنتا[5]، 2011). رفتارهای جامعهپسند را میتوان از مطلوبترین کیفیتهای ماهیت انسان دانست طوری که این رفتارها در نقش یک مؤلفه مهم برای تحقق رشد افراد به ویژه در زمینههای اخلاقی و اجتماعی شناخته میشوند (شیخالاسلامی، ترکمنملایری، 1396). در واقع رفتار جامعهپسند، در برگیرنده ویژگیهایی همچون یاری به دیگران، توجه همدلانه، مهربانی، همکاری و فعالیتهای داوطلبانه است (نافو-نوام، اوزفسکی، ایسریل، داویدو، ژان-واکسلر[6]، 2015).
انگیزهی تعلق یکی از پنج نیاز سلسله مراتب مازلو است که شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک میکند. عضویت در گروههای اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد (خداپناهی، 1398). بر اساس نظریه مازلو (1981)، انگیزهی تعلق در واقع پس از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای ایمنی که سطوح اولیه در سلسله مراتب نیازها هستند، قرار دارد. از نظر مازلو، نیاز به روابط بین فردی، در نهایت منجر به انجام رفتاری همچون دوستی و صیمیمت با دیگران، اعتماد کردن به آنها و احساس تعلق کردن به گروه آنها میشود. انگیزه تعلق یک نیاز و خواست است که فرد به برقراری ارتباط با دیگران، یکی شدن با گروه و میل به متصل بودن دارد. بر اساس این انگیزه، فرد احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت از بودن در اجتماع را تجربه میکند، سپس خواست را به دنبال میآورد و موجب تنش و کنش به سوی هدفی میشود که محصول آن، رفتار نیل به هدف اجتماعی شدن است. توالی این فرآیند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. به این ترتیب، انگیزه تعلق موجب تشویق و تحریک فرد به انجام کار یا رفتار به سمت گروه میشود (گنجی، 1393).
از دیدگاهی دیگر انگیزه تعلق تمایل به برقراری ارتباط اجتماعی یا تمایل به وابستگی است؛ انگیزه تعلق باعث میشود افراد به دنبال روابط بین فردی مثبت باشند (زاسکودنا، سیمک، ملکیک[7]، 2013). انگیزه تعلق بالا نشان دهنده احساس قوی وابستگی متقابل اجتماعی است که در پی آن افراد با انگیزه وابستگی بالا تمایل دارند به جامعه خود و یا به نفع گروهی که به آن تعلق دارند عمل کنند و از این طریق این انگیزه نقش مهمی در ارتقا رفتارهای گروهی و جامعهپسند دارد (باومیستر و لیری[8]، 1995؛ دیوال و ریچمن[9]، 2011؛ واندر گراف، کارلو، کروستی،کوت و برانجی[10]، 2018). با این حال به نظر میرسد افراد طرد شده نیز وقتی که فرصتی برای ارتباط با دیگران میبینند تمایل به انجام رفتار جامعهپسند دارند. بدین ترتیب انگیزه تعلق در پیشبینی رفتارهای جامعهپسند موثر است (کارلو و همکاران، 2011).
رفتارهایی که از طریق تغییر تمرکز و توجه فرد به نیازهای خود و همچنین موجب تشویق و ترغیب و تمرکز فرد در پاسخگویی و برآورده کردن نیازهای دیگران میگردد، میتواند از عوامل موثر بر روی رفتارهای جامعهپسند باشد (بری و براون[11]، 2017؛ هولزل، لازار، گراد، شومن-اولیویر، ویگو، اوت[12]، 2011). ارتقاء سطح رفتار جامعهپسند که به شکل یک محدوده وسیع از رفتارها، شامل رفتار کمک کننده، نوع دوستی، همکاری و اتحاد با هدف سود رساندن به دیگر مردم، تعریف میشود (ون ریزین، روست، بیگلان[13]، 2020؛ وینستین و رایان[14]، 2010)، در گروه ها و جوامع، افراد را به سمت توسعه شبکهها تشویق میکند که باعث آسانتر شدن همکاریها، بهزیستی و محیط و جامعه سالمتر میشود. بنابراین این نکته مهم به نظر میرسد که اهداف انگیزشی و همچنین عوامل موثر متفاوت بر رفتار جامعهپسند را تحلیل کنیم (کوادرادو و همکاران، 2016). که از جمله این عوامل میتوان به متغیرهای همدلی[15] و خودکارآمدی[16] اشاره کرد.
همدلی، توانایی تصویرسازی خود به جای دیگری و فهم احساسات، تمایلات و ایدههای فرد دیگر است. وقتی همدلی وجود داشته باشد، ما میتوانیم وضعیت ذهنی فرد مقابل خود را خیلی سریع تجربه کنیم. یعنی وقتی از دیدگاه او به جهان بنگریم، میتوانیم بر اساس درک خودمان از دنیای اطراف، به وضعیت ذهنی فرد مقابل در این لحظه، پی ببریم (کیورستین[17]، 2015). افراد بدون همدلی، درگیر ویژگیهای شخصیتی مثل قساوت، خودمحوری و ضداجتماعی بودن خواهند شد (وایت[18]، 2014؛ پادیلا-والکر، کریستنسن[19]، 2011). از نظر داویدو و بنفیلد[20] (2015) همدلی یکی از عوامل موثر و حیاتی است که رفتار جامعهپسند را تحت تاثیر قرار میدهد و با برانگیزاندن رفتارهای یاریرسان، تمایل افراد برای بالا بردن رفاه دیگران را انعکاس میدهد. رفتار اجتماعگرا مخصوصا در شکل نوعدوستانه میتواند مبتنی بر همدلی باشد. پاسخهای همدلانه یک عنصر ضروری در عملکرد اجتماعی مناسب به شمار میآید و نقش مهمی در رفتارهای اجتماعی دارد (ونتزل[21]، 2014). دیکتی، بارتال، اوزفسکی، نافو-نوام[22] (2016) و نظام و رضایی (1397) نیز بر ارتباط بین همدلی و رفتار جامعهپسند تاکید کرده و این دو متغیر را در ارتباط مستقیم با هم معرفی میکنند. همچنین همدلی رفتارهای اخلاقی را در فرد فعال میکند و باعث میشود فرد برای ورود به موقعیتهای اجتماعی برانگیخته شود و در نتیجه نقش همدلی در انجام رفتارهای مطلوب جامعهپسند میتواند قابل توجه باشد (گیلبرت، 2015؛ داویدو و بنفیلد، 2015). عامل دیگری که با رفتار جامعهپسند ارتباط دارد، خودکارآمدی است.
خودکارآمدی بر اساس نظریه اجتماعی شناختی بندورا[23] (2006) به شکل درک فرد از تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تعریف میشود. خودکارآمدی در واقع درک از تواناییها در یک فرد برای انجام دادن کارهای مشخص و ویژه است (گوادیانو و هربرت[24]، 2006). به طور کلی، بندورا خودکارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی میداند که از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و بسیاری از خصوصیات شخصی را گسترش میدهیم. باورهای خودکارآمدی بر انتخاب تکلیف، تلاش، استقامت، امتناع و پیشرفت افراد تأثیر میگذارد (هیل[25]، 2014؛ چرچیا و سینگر[26]، 2017). پایین بودن باورهای خودکارآمدی در افراد، عزم و اراده آنها را سست و عملکردشان را مختل میکند (پگورو و شافر[27]، 2015). این باورهای خودکارآمدی برای هر فرد در خلال زمان با تجربه تحول مییابند و تحول چنین باورهایی از کودکی شروع شده، در سراسر زندگی ادامه مییابد و عواملی مانند خانواده، دوستان و همسالان، عوامل مرتبط با مدرسه، تغییرات رشدی و تفاوتهای جنسیتی در آن مؤثرند (پاجارس و شانک[28]، 2001). بر اساس پژوهشهایی که صیدی، صفارینیا و احمدیان (1398)، کارلو، پادیلا-والکر و نیلسون (2015)، تابارس[29] (2019) و چنگ، یی، زونگ، ژانگ، هیو، کیویی[30]و همکاران (2020) انجام دادند، خودکارآمدی فرد را تشویق میکند که به سمت رفتارهایی همچون کمک به دیگران، اشتراکگذاری و مشارکت با دیگران حرکت کند و در نتیجه باعث جلوگیری از بیتفاوتی اخلاقی میشوند که در واقع رفتارهای جامعهپسند را تشویق میکند.
با توجه به مطالب گفته شده، با اینکه رابطه بین رفتار جامعهپسند و عوامل مرتبط با آن در پژوهشهای دیگری مورد بررسی بوده است، اما روابط مطرح شده از طریق متغیرهای میانجی از اهداف اصلی این پژوهش بود تا مشخص شود رابطه بین این عوامل به طور مستقیم و همچنین به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی، چگونه است و آیا متغیرهای همدلی و خودکارآمدی میتوانند رابطه بین انگیزه تعلق را با رفتار جامعهپسند واسطهگری نمایند؟ در واقع بر اساس خلاء موجود در پژوهشها، پژوهش حاضر در پی تعیین رابطه بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی است. مدل این پژوهش در شکل 1 نشان داده شده است.
روش
پژوهش حاضر از نوع طرحهای همبستگی است که در آن رابطه بین متغیرهای پژوهش با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار میگیرد. جامعه آماری در پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان دانشگاه بوعلیسینا همدان بود. حجم نمونه برابر با 380 نفر و برای انتخاب آن از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای استفاده شد. به این که صورت که ابتدا از بین دانشکدههای مختلف، 5 دانشکده به طور تصادفی انتخاب شده، سپس در هر دانشکده به طور تصادفی 4 کلاس انتخاب و همه دانشجویان آن کلاسها در پژوهش شرکت کردند. لازم به ذکر است که به دلیل شیوع بیماری کرونا و عدم تشکیل کلاسهای حضوری جهت تکمیل پرسشنامهها از فضای مجازی از قبیل درس افزار دانشگاه، واتسآپ و تلگرام استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس رفتار جامعهپسند[31]: این مقیاس توسط کاپرارا، استکا، زلی و کاپانا[32] (2005) ساخته شده و دارای 16 گویه است که این مقیاس 16 سوال در طیف لیکرت 5 درجه ای از هرگز (1) تا همیشه (5) دارد. کمترین نمره 16 و بالاترین نمره 80 است. کاپرارا و همکاران (2005) با استفاده از نظریه سوال-پاسخ سوالات پرسشنامه را بررسی کردند و نتایج نشان داد که همه سوالات از قدرت تشخیص و تمیز مناسب برخوردار هستند. در ایران بیجاری(1383) این مقیاس را ترجمه و استفاده کرده است. بر اساس مطالعه مقدماتی در بین گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران این مقیاس دارای اعتبار 91/0 درصدی است و روایی درونی مقیاس از طریق همبستگی سوالات با نمره کل پرسشنامه معادل 59/0 بود. همچنین پایایی به روش آلفای کرونباخ 91/0 بدست آمد (بیجاری، 1391). در پژوهش حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ معادل 94/0 بدست آمد.
ب) مقیاس انگیزه تعلق[33]: این مقیاس توسط کوادرادو و همکاران (2016) برای ارزیابی انگیزه تعلق تدوین شده است. این ابزار 6 سوال در طیف 7 درجه ای لیکرت دارد. کمترین نمره 6 و بالاترین نمره 42 است. سوال 2 نمرهگذاری معکوس دارد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی این مقیاس نشان داده که تک عاملی است و تک عامل 63 درصد واریانس کل را تبیین کرد. پایایی مقیاس به روش آلفای کرونباخ نیز 87/0 بدست آمده است. این مقیاس توسط پژوهشگران مطالعه حاضر ترجمه شده و روایی محتوایی از طریق نظرات اساتید روانشناسی و علوم تربیتی (10 نفر) با آزمون لاوشه بررسی و ضریب روایی محتوایی مقیاس معادل 88/0 بدست آمد. در بررسی روایی سازه نیز نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد همه گویهها با سازه اصلی ارتباط معناداری داشتند (047/0 =RMSEA ،97/0 =CFI ،95/0 =GFI ،21/2 =X2/df). پایایی نیز به روش آلفای کرونباخ برای مقیاس 86/0 بدست آمد (محمدی، 1400).
ج) مقیاس خودکارآمدی عمومی[34]: این مقیاس توسط شرر، مادوکس، مرکاندانت، پرنتیس-دان، جاکوب و راجرز[35] (1982) ساخته شده است. مقیاس خودکارآمدی شرر دارای 17 ماده 5 گزینهای است که به هر ماده از 1 تا 5 امتیاز تعلق میگیرد. گویههای 2-4-5-6-7-10-11-12-14-16-17 معکوس نمرهگذاری میشوند. بدین ترتیب بالاترین نمره 85 و پایینترین نمره 17 است. شرر و همکاران (1982) اعتبار محاسبه شده از طریق آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی عمومی را 76/0 ذکر کرده است. در پژوهشی که به منظور بررسی اعتبار و روایی این مقیاس توسط براتی انجام گرفت، مقیاس بر روی 100 آزمودنی که دانشآموزان سوم دبیرستان بودند اجرا شد؛ همبستگی (61/0) به دست آمده از دو مقیاس عزّت نفس و خودارزیابی با مقیاس خودکارآمدی در جهت تأیید روایی سازه این مقیاس بود. ضریب پایایی برای این مقیاس در تحقیق اعرابیان و همکاران (1383) برابر با 74/0 به دست آمد )زارع و عبدالهزاده، 1391).
د) مقیاس همدلی[36]: در این پژوهش از مقیاس همدلی آلبیرو و همکاران (2009) استفاده شد. این مقیاس 20 سوال از نوع لیکرت 5 درجهای و از دامنه 1(کاملا موافق) تا 5 (کاملا مخالف) دارد. این مقیاس دو بعد شناختی و عاطفی همدلی را مورد بررسی قرار میدهد. روش نمرهگذاری سوالات (1، 6، 7، 8، 13، 18، 19، 20) معکوس است. آلبیرو و همکاران (2009) نیز پایایی کل مقیاس را به روش آلفای کرونباخ معادل 87/0 و برای ابعاد شناختی و عاطفی 74/0 و 86/0 محاسبه کردند. روایی همگرایی مقیاس را با شاخص کنشورزی بین شخصی دیویس معادل 58/0 بدست آوردند. در ایران نیز جعفری، نوروزی و فولادچنگ (1396) پایایی مقیاس را به روش آلفای کرونباخ بررسی و ضریب آلفا برای کل مقیاس 84/0 برای بعد شناختی 74/0 و بعد عاطفی 87/0 بدست آمد. روایی همگرای مقیاس نیز از طریق همبستگی با مقیاس ارتباط با همسالان در سطح 01/0 معنادار بود.
جهت اجرای پژوهش ابتدا پرسشنامهها در قالب نسخه الکترونیکی تدوین شدند و با هماهنگیهای لازم لینک ابزار در اختیار گروههای مختلف دانشجویی دانشگاه در فضای مجازی گذاشته شد و در مجموع 410 نسخه تکمیل شده بود که با کنار گذاشتن نسخههای مخدوش 380 مورد وارد تحلیل شد. معیار ورود به پژوهش رضایت شرکتکنندگان و معیار خروج نیز پاسخنامه ناکامل یا مخدوش بود. جهت بررسی و تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و جهت بررسی برازش مدل از مدلیابی معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای Spss22 و Lisrel8.8 استفاده شد.
یافتهها
در پژوهش حاضر 380 دانشجو (251 دختر و 129 پسر) شرکت کردند. میانگین سنی پسران 6/23 و میانگین سنی دختران 3/22 سال بود. برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. قبل از اجرای تحلیل پیشفرضهای معادلات ساختاری شامل نرمال بودن توزیع، استقلال خطاها و همخطی چندگانه بررسی شد. برای پیشفرض طبیعی بودن متغیرهای پژوهش از آزمون کلموگروف-اسمیرنف استفاده شد که نتایج آن در جدول شماره 1 نشان داد توزیع نمرات همه متغیرها نرمال است (05/0P> ).
جدول 1. نتایج آزمون کلموگروف-اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها
|
متغیر |
Z |
P |
|
انگیزه تعلق |
108/0 |
200/0 |
|
همدلی |
089/0 |
200/0 |
|
خودکارآمدی |
184/0 |
145/0 |
|
رفتارهای جامعهپسند |
205/0 |
103/0 |
برای بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین- واتسون استفاده شد که نتایج نشان از عدم همبستگی بین خطاها داشت (78/1D.W= ، دامنه بین 5/1 تا 5/2 قابل قبول است). برای بررسی همخطی چندگانه بین متغیرهای پیشبین از عامل تورم واریانس(VIF) و تحمل(Tolerance) استفاده شد که نتایج نشان داد عدم همخطی بین متغیرها برقرار است (دامنه VIF کمتر از 5 و تحمل بالاتر از 1/0 بدست آمد). پیشفرض دیگر برقراری رابطه خطی بین متغیرهای مستقل و وابسته است که با همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن همراه با میانگین و انحراف معیار متغیرها در جدول 2 گزارش شده است.
جدول 2. میانگین، انحراف معیار و همبستگی بین متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
1 |
2 |
3 |
4 |
VIF |
Tolerance |
دوربین-واتسون |
|
1. انگیزه تعلق |
47/25 |
71/4 |
- |
|
|
|
34/1 |
74/0 |
|
|
2. همدلی |
56/72 |
03/6 |
**41/0 |
- |
|
|
32/1 |
75/0 |
78/1 |
|
3. خودکارآمدی |
98/59 |
49/7 |
**45/0 |
**43/0 |
- |
|
38/1 |
72/0 |
|
|
4. رفتارهای جامعهپسند |
27/58 |
10/8 |
**31/0 |
57/0** |
**48/0 |
- |
- |
- |
|
01/0 **P<
چنانکه در جدول 2 مشاهده میشود، بین انگیزه تعلق با همدلی (41/0 r= و 01/0 P<)، خودکارآمدی(45/0 r= و 01/0 P<) و رفتار جامعهپسند (31/0 r= و 01/0 P<)رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین همدلی با خودکارآمدی (43/0r= و 01/0 P<) و رفتار جامعهپسند(57/0 r= و 01/0 P<) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین خودکارآمدی با رفتار جامعهپسند نیز (48/0r= و 01/0 P<) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. برای آزمون فرضیههای پژوهش به بررسی برازش مدل پرداخته شد، بر همین اساس به منظور ارزیابی الگوی پیشنهادی، الگوی مدل معادلات ساختاری[37] مورد استفاده قرار گرفت. در مرحله اول برای بررسی روابط متغیرهای مکنون از برازش کلی مدل و در ادامه ضرایب مربوط به روابط ساختاری (اثرات مستقیم و غیر مستقیم) مورد تحلیل قرار گرفت.
شکل 2. روابط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی در حالت استاندارد
شکل 3. روابط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی در حالت معناداری
ابتدا جهت تعیین برازش کلی مدل، شاخص برازش مدنظر قرار گرفت. شاخصهای برازش مدل در جدول 3 ارائه شده است. برای شاخص برازندگی [38]X2/df مقادیر کوچکتر از 3 مناسب و هرچقدر به صفر نزدیکتر باشد حاکی از برازش خوب الگو میباشد. برای شاخـصهای GFI[39] و IFI[40]، CFI[41]، TLI[42] مقدار نزدیک به 90/0 و بالاتر به عنوان برازش نیکویی قابل قبول تلقی میشود که نشان دهنده خوب بودن مدل میباشد. در ارتباط با شاخص RMSEA[43] مقادیر نزدیک به 05/0 یا کمتر نشان دهنده برازش خوب الگو و مقدار 08/0 یا کمتر بیانگر خطای منطقی تقریب است؛ مقدار بالاتر از 10/0 نشان از الزام رد کردن الگو میباشد (هومن، 1384). شاخصهای برازش ارائه شده در جدول 3 نشان از برازش مطلوب مدل دارد.
جدول3. شاخصهای برازندگی برای الگوی تدوین شده
|
RMSEA |
CFI |
TLI |
IFI |
GFI |
X2/ df |
df |
X2 |
شاخصهای برازندگی الگو |
|
048/0 |
95/0 |
92/0 |
90/0 |
93/0 |
05/2 |
188 |
74/386 |
بعد از اصلاح |
بعد از بررسی شاخصهای برازش مدل مورد مطالعه، روابط متغیرها در مدل تدوین شده بررسی شد که نتایج آن در جدول 4 ارائه شده است.
جدول4. ضرایب مدل تبیین رفتار جامعهپسند بر اساس انگیزه تعلق، با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی
|
مسیر مستقیم |
ضریب رگرسیونی |
آماره t |
p |
|
اثر انگیزه تعلق بر همدلی |
32/0 |
47/5 |
001/0 |
|
اثر انگیزه تعلق بر خودکارآمدی |
27/0 |
61/4 |
008/0 |
|
اثر همدلی بر رفتار جامعهپسند |
37/0 |
43/6 |
001/0 |
|
اثر خودکارآمدی بر رفتار جامعهپسند |
30/0 |
11/5 |
003/0 |
58/2t> ، در سطح 01/0 و 96/1t> ، در سطح 05/0 معنادار است
تجزیه و تحلیل داده های حاصل از فرضیههای پژوهش از طریق ضرایب رگرسیونی در مدل معادلات ساختاری در جدول 4 نشان میدهد که که اثر انگیزه تعلق بر همدلی (01/0 , p< 32/0β = )، اثر انگیزه تعلق بر خودکارآمدی (01/0 ,p< 27/0 β =)، اثر همدلی بر رفتار جامعهپسند (01/0 ,p< 37/0 β =)، اثر خودکارآمدی بر رفتار جامعهپسند (01/0 ,p< 30/0 β =) مثبت و معنادار بود. همچنین برای بررسی نقش واسطهای همدلی و خودکارآمدی در ارتباط بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند از آزمون سوبل استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 گزارش شده است.
جدول5. نتایج حاصل از بررسی نقش واسطهای همدلی و خودکارآمدی در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند از طریق آزمون سوبل
|
متغیر پیش بین |
متغیر ملاک |
متغیر میانجی |
Sobel’s test (z) |
P |
|
انگیزه تعلق |
رفتار جامعهپسند |
همدلی |
92/7 |
01/0 |
|
انگیزه تعلق |
رفتار جامعهپسند |
خودکارآمدی |
27/5 |
01/0 |
نتایج حاصل از آزمون سوبل در جدول 5 نشان میدهد که متغیر همدلی در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند (01/0 , p< 92/7 Z=)، نقش واسطهای معناداری دارد. متغیر خودکارآمدی نیز در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعهپسند (01/0 , p< 27/5 Z=)، نقش واسطهای معناداری دارد.
بحث و نتیجهگیری
هدف از این پژوهش، بررسی مدل رابطه بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی و خودکارآمدی بود. که یافتهی اصلی پژوهش، معنادار بودن این رابطه را تائید میکند و این یافته همجهت با نتایج چنگ و همکاران (2020)، تابارس (2019)، واندرگراف و همکاران (2018)، چیرچیا و سینگر (2017)، دیکتی و همکاران (2016)، نافو-نوام و همکاران (2015)، داویدو و بانفلید (2015)، ونتزل (2014)، زاسکودنا و همکاران(2013)، ترکمن ملایری و شیخالاسلامی (1398) و نظام و رضایی (1397) است.
در جهت تبیین ارتباط مستقیم بین انگیزه تعلق با همدلی، میتوان از سلسله مراتب نیازهای مازلو کمک گرفت، بر اساس نظریه مازلو (1981)، پس از برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی، سطح سوم نیازهای انسانی اجتماعی است و انگیزه تعلق خاطر را شامل میشود. بر این اساس، نیاز به روابط بین فردی باعث ایجاد رفتار میشود؛ شامل دوستی، صمیمیت، اعتماد و پذیرش، دریافت و دادن محبت و عشق، وابسته بودن، جزئی از گروه بودن (خانواده، دوستان، کار). از طرفی نیز همدلی به عنوان ظرفیت بنیادی انسانی و به عنوان توانایی تجربه جهان از دیدگاه دیگران و تجربه اشتراکی احساسهای آنها تعریف شده است (دیکتی و همکاران، 2016). فردی که انگیزه تعلق بالایی دارد و برای جزئی از گروه بودن، وابستگی، ایجاد روابط بهتر با افراد دیگر تلاش میکند، در نهایت بهتر میتواند جهان را از دیدگاه آنها بهتر تجربه کند و احساسهای اشتراکی بین آنها زیادتر خواهد شد. بدین ترتیب با افزایش ارتباط و به اشتراک گذاشتن دیدگاههای مشترک حس همدلی نیز در بین افراد بیشتر میشود.
یافته بعدی بر ارتباط مستقیم بین انگیزه تعلق با خودکارآمدی تاکید میکند. انگیزه تعلق، بیان میکند که فرد به گروه اجتماعی وابستگی داشته یعنی گروهی را دوست میدارد و گروه هم به او علاقه نشان میدهد. نیاز به محبت دو جنبه فردی و اجتماعی دارد بهطوری که گاهی افراد به یکدیگر علاقمند میشوند و گاهی گروهها به یکدیگر نیازمند میشوند (گیلبرت، 2015). زمانی که فرد سلسله مراتب نیازها را طی کند و در آنها خود را بالاتر میببرد در واقع تلاش میکند که به شکوفایی در پتانسیلها و بالا بردن سطح خود کمک کند، از طرف دیگر از نظر بندورا (2006) نیز، خودکارآمدی در واقع قضاوت خود فرد در مورد تواناییها و سطح خود و همچنین اثراتی است که این تواناییها بر آینده فرد میگذارد. به این ترتیب ارتباط بین انگیزه تعلق و خودکارآمدی تبیین میشود. از طرفی بر اساس نظر تابارس (2019) انگیزه تعلق ارتباط و همنوایی بین افراد در گروههای مختلف را نشان میدهد وقتی افراد احساس میکنند به جایی تعلق دارند و دیگران آنها را مورد تایید قرار میدهند نسبت به خود و گروهشان احساس مثبتی پیدا کرده و در پی نشان دادن شایستگیهای خود به افراد دیگر و کسب توانایی بالاتر هستند این رویه میتواند انگیزه افراد را بالا برده و به طور مستقیم بر خودکارآمدی آنها تاثیر مثبتی داشته باشد.
یافته دیگر پژوهش ارتباط مستقیم بین همدلی با رفتار جامعهپسند را نشان میدهد. بر اساس نظر داویدو و بانفلید (2015) نقش همدلی در انجام رفتارهای مطلوب اجتماعی و همچنین پرهیز از رفتارهای ضد اجتماعی، مشهود است. در تفسیر این رابطه بین همدلی و رفتار جامعهپسند میتوان گفت که همدلی رفتارهای احلاقی را در فرد فعال میکند و باعث میشود فرد برای ورود به موقعیتهای اجتماعی برانگیخته شود. در واقع همدلی در فرایندهایی که برانگیزانندهی رفتارهای جامعهپسند هستند، نقش محوری و اساسی دارد. به این ترتیب که همدلی به فهم یا پیشبینی آنچه که دیگران ممکن است فکر کنند یا احساسی که ممکن است دیگران داشته باشند منجر میشود، پس افراد از این طریق نسبت به نیازهای دیگران و عوامل موقعیتی که ممکن است این نیازها را ایجاد کند حساس میشوند. این مهارت بر اساس نظر واندرگراف و همکاران (2018) نقش اساسی در رفتار مناسبتر اجتماعی و همچنین فهم افکار و احساسهای دیگران و پذیرش دیدگاههای آنها و به طور کلی بالا رفتن مهارتهای فرد رفتار جامعهپسند دارد.
یافته دیگر نیز ارتباط مستقیم بین خودکارآمدی با رفتار جامعهپسند را نشان میدهد. رفتارهای اجتماعی مطلوب (مانند کمک به دیگران، اشتراکگذاری، مهربانی و مشارکت) و بیتفاوتی اخلاقی (مانند بهانهجویی برای رفتارهای بد، مسئولیتناپذیری درباره نتایج و سرزنش کردن قربانی) با یکدیگر ارتباط عکس دارند (ونتزل، 2014). ولی از طرف دیگر، خودکارآمدی، رفتارهای جامعهپسند را تشویق میکند و در نتیجه باعث جلوگیری از بیتفاوتی اخلاقی میشوند (تابارس، 2019)، از آنجایی که بر اساس نظر بری و براون (2017)، هر رفتاری که از طریق تغییر تمرکز و توجه فرد به نیازهای خود، یا از طریق تشویق و ترغیب و تمرکز فرد به نیازهای دیگران، منجر به تغییر رفتار فرد و حرکت او به سمت انجام رفتارهای مطلوبتر از نظر اجتماع حرکت دهد، میتواند از عوامل موثر بر روی رفتارهای جامعهپسند باشد. به این ترتیب زمانی که تفکر خودکارآمدی، فرد را به سمت کمک به دیگران، اشتراکگذاری و مشارکت با دیگران در کارها پیش میبرد، در واقع رفتارهای جامعهپسند را تحت تاثیر قرار میدهد و سطح آنها را فرد بالاتر میبرد.
در تبیین یافته پژوهش که مبنی بر ارتباط غیرمستقیم معنادار بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند با میانجیگری همدلی است، میتوان گفت با توجه به نظری که نافو-نوام و همکاران (2015) در زمینه رفتار جامعهپسند مطرح میکند، رفتار جامعهپسند در واقع رفتاری است که در آن کمک به دیگران، همکاری با آنها، حمایت از آنها و همچنین همدردی و همدلی با آنها از رفتارهای اصلی به حساب میآید. از طرفی نیز بر اساس نظریه مازلو، انگیزه تعلق بالا در افراد باعث میشود که آنها نیاز و خواست بیشتری به ارتباط با دیگران داشته باشند (خداپناهی، 1398) و بنابراین بیشتر تمایل داشته باشند که رفتارهایی را در خود تقویت کنند که نشانههای همکاری و همدلی و کمک به دیگر اعضای جامعه در آن محسوس باشد که در نهایت منجر بالا رفتن رفتارهای جامعهپسند در آنها میشود. به این ترتیب میتوان ارتباط بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند را تبیین کرد که این ارتباط با میانجیگری همدلی محکمتر میشود.
یافته دیگر پژوهش این بود که ارتباطی غیرمستقیم و معنادار بین انگیزه تعلق با رفتار جامعهپسند با میانجیگری خودکارآمدی وجود دارد. به منظور تبیین این یافته میتوان به این نکته اشاره کرد که خودکارآمدی بر اساس نظریه بندورا (2006)، شامل باورهای فرد در مورد توان سازماندهی و اجرای موثر تکالیف در حیطه مشخص است که به هدفهای خاصی میانجامد. با توجه به اینکه باورهای یک فرد، تعیین کننده رفتارهای او است، بنابراین باورهای خودکارآمدی در افراد بر فعالیتها، تلاش و پشتکار آنها تاثیرخواهد گذاشت. براساس سلسله مراتب نیازهای مازلو، ارضای نیازها از جمله انگیزه تعلق و حرکت در مسیری که منجر به ارضای این نیازها شود، زمینههای رضایت فردی را فراهم میکند، و منجر به مثبتتر شدن باورهای فرد در مورد خود و در نتیجه بالاتر رفتن تفکر خودکارآمدی در فرد میشود. از طرفی نیز میتوان با اشاره به اکتسابی بودن رفتارهای جامعهپسند، این ارتباط را مشخص کرد که زمانی که افراد خودکارآمدی بالاتری در خود میبیند، بیشتر و با قاطعیت بیشتری در مورد رفتارهایشان در موقعیتهای متفاوت اجتماعی تصمیمگیری کنند که این شیوه میتواند هم بر خود فرد و هم بر دیگران تاثیر بگذارد. بنابراین تاثیرات مثبتی که فرد از بودن در گروه و اجتماع میگیرد میتواند خودکارآمدی را تقویت کند و بهبود خودکارآمدی نیز باعث اثرات مثبت بر گروه و اجتماع از طریق انجام رفتارهای مطلوب اجتماعی میشود.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشانگر نقش واسطهای همدلی و خودکارآمدی در رابطه بین انگیزه تعلق و رفتارهای جامعهپسند بود. همانطور که مشاهده شد، انگیزه تعلق به طور مستقیم بر همدلی و خودکارآمدی و غیرمستقیم بر رفتار جامعهپسند اثر مثبت داشت. این یافته بر اهمیت انگیزه تعلق و نیاز افراد به گروه و اجتماع اشاره دارد. همچنین این یافتهها بر نگرش همدلانه و سطح خودکارآمدی در انجام رفتارهای جامعهپسند دلالت دارد. طبق این یافتهها پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی تدوین شوند که توانایی پذیرش و همدلی در کارهای گروهی و اجتماعی در افراد افزایش یابد که این موضوع نقش بالایی در ایجاد رفتارهای جامعهپسند خواهد داشت.
از جمله محدودیتهای پژوهش استفاده از ابزار خودگزارشی بود. محدودیت دیگر در نظر نگرفتن عامل جنسیت بود که میتواند به صورت متغیر مستقل وارد مدل شود و اثرات آن بررسی شود. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده جنسیت نیز مورد توجه قرار گرفته و از روشهای دیگری در کنار پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شود. با توجه به شکلگیری رفتارهای اجتماعی در دوران کودکی و نوجوانی پیشنهاد میشود این مطالعه در رده سنی کودکان و نوجوانان نیز انجام شود تا بهتر بتوان از نتایج آن استفاده کرد.
[1]. Cuadrado, Tabernero & Steinel
[2]. Carlo, Padilla-Walker & Nielson
[3]. Hastings, Utendale & Sullivan
[4]. Contreras-Huerta, Lockwood, Bird, Apps & Crockett
[5]. Carlo, Mestre, Samper, Tur & Armenta
[6]. Knafo-Noam, Uzefovsky, Israel, Davidov & Zahn-Waxler
[7]. Zaskodna, Simek & Mlcak
[8]. Baumeister & Leary
[9]. DeWall & Richman
[10]. Van der Graaff, Carlo, Crocetti, Koot & Branji
[11]. Berry & Brown
[12]. Holzel, Lazar, Gard, Schuman-Olivier, Vago & Ott
[13]. Van Ryzin, Roseth & Biglan
[14]. Weinstein & Ryan
[15]. Empathy
[16]. self-efficacy
[17]. Kiverstein
[18]. White
[19]. Padilla‐Walker & Christensen
[20]. Dovidio & Banfield
[21]. Wentzel
[22]. Decety, Bartal, Uzefovsky & Knafo-Noam
[23]. Bandura
[24]. Gaudiano & Herbert
[25]. Hill
[26]. Chierchia & Singer
[27]. Peguero & Shaffer
[28]. Pajares & Schunk
[29]. Tabares
[30]. Cheng, Ye, Zhong, Zhang, Hu, Cui et al
[31]. Prosocial Behavior Scale
[32]. Caprara, Steca, Zelli & Capanna
[33]. Affiliation Motivation Scale
[34]. General Self-Efficacy Scale
[35]. Sherer, Maddux, Mercandante, Prentice-Dunn, Jacobs & Rogers
[36]. Empathy Scale
[37]. Structural Equation Model
[38]. نسبت خی دو به درجه آزادی
[39]. شاخص نیکویی برازش
[40]. شاخص برازندگی افزایشی
[41]. شاخص برازش تطبیقی
[42]. شاخص تاکر- لوئیز
[43]. جذر برآورد واریانس خطای تقریب