Document Type : Original Article
Authors
1 Ms.C. in General Psychology, Department of Psychology, Faculty of Economic and Social Sciences, Bu-Ali Sina University, Hamadan, Iran.
2 Associate Professor, Department of Psychology, Faculty of Economic and Social Sciences, Bu-Ali Sina University, Hamadan, Iran.
3 Professor, Department of Psychology, Faculty of Economic and Social Sciences, Bu-Ali Sina University, Hamadan, Iran.
Keywords
مقدمه
امروزه، شناسایی سازوکارهای روانشناختی که رفتارهای پرخطر نوجوانان را تبیین میکنند، به یک موضوع مهم در روانشناسی تبدیل شده است. نوجوانی یکی از مهمترین و در عین حال آسیبپذیرترین دوران زندگی است که با تغییرات گسترده جسمی، روانی و اجتماعی همراه است (کالیبردنکو و نهولیاجوا[1]، 2022). لذا، به نظر میرسد بهواسطه این تغییرات، این دوره با گرایش به انواع رفتارهای پرخطر[2] همراه باشد (ذوقی پایدار و همکاران، 1405؛ جانعلی زاده چناری و همکاران، 1402). این امر به این خاطر است که روند تحولی و تغییرات مغز در این دوره، نوجوانان را نسبت به واکنشگری هیجانی و تصمیمهای نادرست آسیبپذیر میکند (چانگ و لی[3]، 2024). رفتارهای پرخطر، به رفتارهایی اطلاق میشوند که به نوعی به سلامتی و بهزیستی فرد یا جامعه آسیب وارد میکنند (نعمت اللهی و طاهری، 1402). پژوهشها نشان میدهند که نوجوانانی که مستعد این رفتارها هستند، معمولاً پیشرفت تحصیلی کمتری دارند و در معرض خطرات بیشتری مانند خودکشی و ابتلا به بیماریهای مرتبط با این رفتارها قرار دارند (کان[4]، 2018). بهادیوند و همکاران (2021)، شیوع کلی رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان ایرانی شامل سوءمصرف مواد مخدر، مصرف الکل، سیگار، قلیان و رابطه جنسی خارج از ازدواج را بین ۴ تا 20 درصد بیان کردند.
در چنین بافت آسیبپذیری از دوره نوجوانی که زمینهساز بروز رفتارهای پرخطر است، حساسیت اضطرابی[5] به عنوان یک عامل روانشناختی کلیدی ظهور مییابد که میتواند در این جمعیت چالش برانگیز باشد (حاتمپور، مصطفایی و سهرابی، 1399). حساسیت اضطرابی یا ترس از اضطراب، به باور فرد مبنی بر اینکه احساسات ناخوشایند اضطرابی منجر به تجربیات منفی مختلفی از جمله بیماری، خجالت یا اضطراب بیشتر میشود، اطلاق میگردد (لهرباخ[6] و همکاران، 2023). حساسیت اضطرابی میتواند توجه را نسبت به احساسات فیزیولوژیکی مرتبط با ترس تقویت کند و حساسیت به محرکهای خارجی را که ممکن است باعث ایجاد اضطراب شوند، افزایش دهد و به طور بالقوه سوگیری در پردازش اطلاعات تهدید را توضیح دهد (لی[7]، 2023). تحقیقات نشان دادهاند که حساسیت اضطرابی بالا، پیشبینی کننده قوی سومصرف مواد (زلنسکی[8] و همکاران، 2020)، درگیر شدن در پرخوری عصبی (اسماعیل-کریور[9] و همکاران، 2025) و رفتارهای پرخطر جنسی (بیرز[10] و همکاران، 2023) است، چرا که این رفتارها اغلب به عنوان راهکاری ناکارآمد برای تنظیم هیجان و اجتناب از تجربیات درونی ناخوشایند مورد استفاده قرار میگیرند.
علاوه بر حساسیت اضطرابی، تصور منفی از خود[11] نیز به عنوان یک مکانیسم روانشناختی مرتبط دیگر در تبیین رفتارهای پرخطر نقش دارد. با توجه به گسترش رسانههای اجتماعی، شکلگیری تصور منفی از خود در میان نوجوانان به موضوع مهمی تبدیل شده است (هوکسهاج[12] و همکاران، 2023)، که باید مورد بررسی بیشتری قرار گیرد. تصور منفی از خود که به ادراک منفی فرد از خود کلی، رفتار خود و نگرش نسبت به کیفیت انگارههای دیگران اشاره دارد (آسایش و همکاران، 1400)، در سه دسته شایستگی اجتماعی (مثلاً نگرانی درباره اجتماعی بودن یا احساس ناخوشایندی در موقعیتهای اجتماعی)، ظاهر فیزیکی (مثلاً نگرانی در مورد زشتی) و علائم اضطراب (مثلاً نگرانی در مورد نشان دادن نشانههای عصبی بودن) تقسیم میشود (ویلیامز و لوینسون[13]، 2020). تصور منفی از خود یک عامل آسیبپذیری بنیادین برای طیف وسیعی از ناسازگاریهای روانشناختی محسوب میشود (اورث و رابینز[14]، 2019). برای مثال، افرادی که تصور منفی از خود دارند، سطوح بالاتری از علائم افسردگی را تجربه میکنند (اورث و رابینز، 2013) و در معرض خطر بیشتر سومصرف مواد مخدر قرار دارند (ماجر[15]، 2024)، چرا که این باورهای منفی میتوانند یک پیشبین قوی برای درگیر شدن در رفتارهای پرخطر باشد، زیرا فرد ممکن است به دلیل باور به بیارزشی خود، ارزش کمی برای سلامتی و رفاه خویش قائل باشد یا از این رفتارها به عنوان راهبردی برای تنظیم هیجانات منفی ناشی از این خودپنداره استفاده کند (مارتینز-کاسانورا، مولرو-جورادو و پرز-فوئنتس[16]، 2024).
علاوه بر حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود، پژوهشها نشان میدهد که اجتناب تجربی[17] به عنوان مکانیسمی کلیدی در بروز رفتارهای پرخطر در نوجوانان عمل میکند (وانگ، تیانگ و یانگ[18]، 2024). اجتناب تجربی میتواند به عنوان شکلی از هر نوع رفتار پنهان و تکراری که فرد به منظور تنظیم تنش ناشی از مشغولیتهای ذهنی با افکار ناراحت کننده انجام میدهد، در نظر گرفته شود (آنجلاکیس و پسفتوگیانی[19]، 2021). اجتناب تجربی زمانی رخ میدهد که فرد تلاش میکند تا حالتهای درونی (افکار، احساسات یا هیجانات) دشوار، ناراحتکننده یا نامطلوب را تغییر دهد، از آنها فرار کند ویا آنها را کنترل کند، حتی زمانی که این امر منجر به اعمالی شود که با ارزشها و اهداف فرد ناهمخوان هستند (لو، وانگ و چین[20]، 2022). در چارچوب مدل حاضر، اجتناب تجربی میتواند به عنوان حلقه واسطی در نظر گرفته شود که از یک سو تحت تأثیر حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود قرار گرفته و از سوی دیگر منجر به بروز رفتارهای پرخطر میشود. این سازه از دو جزء به هم پیوسته تشکیل شده است که شامل بیمیلی به درگیر شدن با تجربیات شخصی آزاردهنده، از جمله احساسات جسمی، احساسات، افکار، خاطرات و تمایلات رفتاری؛ و استفاده از راهبردهای رفتاری اجتنابی برای فرار از رویدادهای تجربی منفی مانند سوءمصرف الکل، اعتیاد به مواد مخدر، بازداری رفتاری و رفتارهای جنسی پرخطر میباشد (وانگ و همکاران، 2024).
از دیدگاه مدل تنظیم هیجان گراس[21] (2014؛ به نقل از وانگ و همکاران، 2024)، اجتناب تجربی به عنوان یک راهبرد مهارکننده در تنظیم هیجانات عمل میکند که اگرچه به صورت کوتاهمدت موجب کاهش احساسات منفی میشود، اما در بلندمدت با ایجاد چرخه معیوب، به تداوم و تشدید مشکلات هیجانی منجر میگردد (لیو و لی[22]، 2025؛ کوکسان[23] و همکاران، 2020؛ یعقوبی و همکاران، 1404؛ وانگ و همکاران، 2024). این مکانیسم به ویژه در جمعیت نوجوان که با چالشهای رشدی متعددی روبرو هستند، میتواند نقش مهمی در شکلگیری رفتارهای پرخطر ایفا کند (یعقوبی و همکاران، 1400). برای مثال، نوجوانانی که از حساسیت اضطرابی بالا رنج میبرند، به منظور فرار از تجربیات هیجانی ناخوشایند (اوگوو، آنیدبه و چاکورجی[24]، 2021) و همچنین افرادی که تصور منفی از خود دارند، برای پنهان کردن نقصهای ادراک شده خود (ویلیامز و لوینسون، 2020)، به اجتناب تجربی روی میآورند. این راهبرد ناسازگار در نهایت میتواند به صورت رفتارهای پرخطری همچون سوءمصرف مواد (رینز[25] و همکاران، 2021) یا رفتارهای جنسی پرخطر (اولانرواجو، راث و کهینده[26]، 2015) بروز یابد. بنابراین، اجتناب تجربی نه تنها به عنوان یک مکانیسم واسطهای در رابطه بین متغیرهای آسیبپذیری و رفتارهای پرخطر عمل میکند، بلکه با تداوم چرخه معیوب، به تشدید این مشکلات در طول زمان منجر میشود.
بنابراین، در مدل حاضر، اجتناب تجربی به این دلیل نقش واسطهای ایفا میکند که حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود، حالتهای درونی بسیار ناخوشایندی (مانند ترس از علائم اضطراب یا افکار خودانتقادگر) ایجاد میکنند. فرد برای تنظیم این پریشانی و فرار از آن، به طور ناخودآگاه به اجتناب تجربی به عنوان یک راهبرد مقابلهای روی میآورد (فرناندز-رودریگز[27] و همکاران، 2022). در نهایت، این فرآیند اجتناب است که مستقیماً در قالب رفتارهای پرخطر بروز مییابد، چرا که این رفتارها به صورت کوتاهمدت، فرد را از تجربیات درونی دردناکش منحرف میکنند یا آنها را بیحس مینمایند (الیس و اورکات[28]، 2023).
با توجه به تغییرات فیزیکی، روانی و اجتماعی که در دوره نوجوانی رخ میدهد، این دوران یکی از آسیبپذیرترین مراحل زندگی محسوب میشود که ممکن است با گرایش به رفتارهای پرخطر همراه باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ با آزمون یک مدل میانجیگری طراحی شده است که در آن اجتناب تجربی به عنوان مکانیسمی کلیدی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با رفتارهای پرخطر عمل میکند. لذا، اهمیت عملی این مطالعه در ارائه بینشهای ارزشمند برای طراحی برنامههای پیشگیری و مداخلات درمانی مبتنی بر شواهد نهفته است که هدف آنها کاهش اجتناب تجربی و ترویج راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانهتر در جمعیت نوجوان است. درک این مکانیسمها به متخصصان سلامت روان کمک میکند تا مداخلات مؤثرتری را برای جمعیت نوجوان در معرض خطر طراحی کنند و از این طریق بار سنگین سلامت عمومی مرتبط با رفتارهای پرخطر را کاهش دهند. با وجود شواهد تجربی مستقل که ارتباط متغیرهای حساسیت اضطرابی، تصور منفی از خود و اجتناب تجربی را با رفتارهای پرخطر در نوجوانان تأیید میکنند، خلأ پژوهشی قابل توجهی در درک مکانیسمهای یکپارچه که این متغیرها را به هم مرتبط میسازند، وجود دارد. اکثر مطالعات پیشین به بررسی جداگانه این روابط پرداختهاند (ماجر، 2024، اوگوو و همکاران، 2021؛ رینز و همکاران، 2021) و یک مدل جامع که نقش یکپارچه این متغیرها را در یک نمونه ایرانی مورد آزمون قرار دهد، ارائه ندادهاند. این کمبود به ویژه در بافت فرهنگی ایران که ویژگیهای منحصر به فردی دارد، میتواند برنامهریزی برای طراحی مداخلات مؤثر را با چالش مواجه سازد.
فرضیههای پژوهش عبارتند از:
: بین اجتناب تجربی، رفتارهای پرخطر، حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود در نوجوانان رابطه معناداری وجود دارد.
: اجتناب تجربی در رابطه بین رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود در نوجوانان نقش میانجی ایفا میکند.
![]() |
|||
نمودار 1. مدل مفهومی پژوهش
روش
روش اجرای پژوهش حاضر توصیفی و طرح پژوهش، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از آنجا که حداقل حجم نمونه برای تحلیل مدلسازی معادلات ساختاری 200 میباشد (کلاین[29]، 2023)، نمونه این پژوهش شامل 330 نفر بود که به روش خوشهای مرحلهای انتخاب شدند؛ به این صورت که از هر ناحیه شهر همدان، تعداد پنج مدرسه و از هر مدرسه یک کلاس و از هر کلاس 33 نفر به پرسشنامهها پاسخ دادند. از این بین تعداد 3 پرسشنامه ناقص بودند که از پژوهش خارج شده و در نهایت تعداد 327 پرسشنامه وارد پژوهش شدند.
ابتدا ضریب همبستگی درونکلاسی (ICC) برای متغیرهای وابسته محاسبه شد. با توجه به میانگین اندازه خوشه (7/32=m) و 7/32= ICC، اثر طرح (25/1=008/0×(1-7/32)+1=ICC) و N مؤثر (262=25/1÷327) محاسبه شد. از آنجا که 01/0ICC< و 25/1DEFF≈، اثر خوشهبندی ناچیز ولی قابل توجه تشخیص داده شد. بنابراین، تمامی تحلیلها با برآوردگر MLR و استاندارد خطاهای مقاوم به کلاستر بازاجرایی شدند. همچنین، شاخصهای برازش مدل پس از اعتبار تصحیح اثر خوشه و با استفاده از برآوردگر MLR، همچنان در سطح مطلوبی قرار دارند. کاهش اندک در CFI و TLI (006/0) و افزایش ناچیز RMSEA (003/0) نشان میدهد که مدل از ثبات لازم برخوردار است. همچنین، کاهش AIC پس از تصحیح حاکی از بهبود بسیار اندک مدل است. تحلیل حساسیت با حذف متوالی هر خوشه (کلاس) و برآورد مجدد مدل نشان داد که ضرایب مسیر در محدوده 042/0± نوسان دارند که بیانگر پایداری برآوردها تحت تأثیر خوشههای خاص است. با توجه به اندازه اثر خوشه ناچیز (01/0ICC<) و پایداری ضرایب مسیر پس از تصحیح، میتوان نتیجه گرفت که مدل از روایی کافی برخوردار بوده و نتایج از ثبات لازم برخوردارند.
ملاکهای ورود به پژوهش شامل این موارد بود: نداشتن هر گونه اختلال روانی دست کم یک سال قبل از ورود به پژوهش و عدم شرکت در جلسات روان درمانی (با پیگیری از مشاور مدرسه) و داشتن سن بین 15 تا 18 سال. معیار خروج نیز عبارت است از: تکمیل ناقص پرسشنامهها (پرسشنامههایی که به صورت کامل پاسخ داده نشده بودند).
پس از دریافت کد اخلاق به شماره IR.IAU.H.REC.1404.013 و انجام هماهنگیهای لازم به ده دبیرستان دوره دوم متوسطه شهر همدان مراجعه شد. در ابتدا توضیحاتی در زمینه هدف انجام این پژوهش به مدیران مدارس ارائه شد و سپس با مشخص نمودن شرکتکنندگان در پژوهش، ضمن جلب رضایت و اعتماد دانشآموزان و والدین آنها، ضرورت انجام این پژوهش و نحوه پاسخ به پرسشنامهها توضیح داده شد. همچنین علاوه بر دریافت رضایتنامه از شرکت کنندگان، به آنان این اطمینان داده شد که اطلاعات بهصورت محرمانه و بدون ذکر نام در نزد پژوهشگر امانت خواهد بود. بعد از جمعآوری پرسشنامهها، دادهها به کمک نرم افزار SPSS-27 و AMOS-26 تجزیه و تحلیل شدند.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس اجتناب تجربی چندبعدی[30] (MEAS): این مقیاس توسط گامز[31] و همکاران (2011) جهت سنجش اجتناب تجربی طراحی شده است و شامل 62 گویه به صورت طیف شش درجهای لیکرت (از شدیدا مخالفم=صفر تا شدیدا موافقم=5) میباشد. این مقیاس دارای شش خردهمقیاس اجتناب رفتاری، پریشانی ناسازگار، تعویق، حواسپرتی/فرونشانی، انکار/سرکوبی و تحمل پریشانی میباشد. حداقل و حدکثر نمرهای که هر قرد میتواند در این مقیاس بدست آورد، به ترتیب صفر و 310 بوده و هر چه نمره فرد در این مقیاس بیشتر باشد، میزان اجتناب رفتاری نیز بالاتر است. گامز و همکاران (2011) ضرایب آلفای کرونباخ را در نمونههای مختلف بین 91/0 تا 95/0 گزارش کردند و همبستگی آن با پرسشنامه تعهد و عمل 74/0 بدست آوردند که نشان از پایایی و روایی مناسب آن میباشد. در ایران نیز ویژگیهای روانسنجی آن مورد تایید قرار گرفته و ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 82/0 و برای موئلفههای آن بین 76/0 تا 87/0 بدست آمد (ضابط، کرمی و یزدانبخش، 1400). مقدار آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر نیز 72/0 بدست آمده است.
ب) مقیاس تصویر خود منفی[32] (NSPS): این مقیاس که توسط موسکویچ و هایدر[33] (2011) طراحی شده است، شامل 26 گویه با طیف پنج درجهای لیکرت (اصلاً نگران نیستم = 1 تا خیلی زیاد نگرانم = 5) برای سنجش نگرانیهای تصویر خود میباشد. این مقیاس دارای سه خردهمقیاس نگرانی درباره آشکار شدن نقصهای مربوط به ظاهر فیزیکی، نگرانی درباره آشکار شدن نقصهای مربوط به کفایت اجتماعی، و نگرانی درباره آشکار شدن نقائص مربوط به کنترل علائم اضطراب میباشد. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و خردهمقیاسهای آن بین 85/0 تا 93/0 گزارش شده و پایایی بازآزمایی نیز 75/0 است. تحلیلهای همبستگی همگرای مقیاس با مقیاسهای اضطراب اجتماعی نشاندهنده همبستگی معنادار بین 63/0 تا 73/0 میباشد (موسکویچ و هایدر، 2011). در نمونه ایرانی نیز، ضریب آلفای کرونباخ در دامنه 77/0 تا 93/0 گزارش شد و همبستگی سازه با مقیاس اضطراب اجتماعی 61/0 بود (عطری فرد و همکاران، 1394). مقدار آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر نیز 88/0 بدست آمده است.
ج) مقیاس حساسیت اضطرابی[34] (ASS): پرسشنامه حساسیت اضطرابی توسط ریس[35] و همکاران (1986) طراحی شده است و شامل 16 گویه با طیف پنج درجهای لیکرت (از خیلی کم = 0 تا خیلی زیاد = 4) برای ارزیابی حساسیت اضطرابی در نوجوانان و جوانان میباشد. این مقیاس سه عامل ترس از نگرانیهای بدنی، ترس از نداشتن کنترل شناختی و ترس از مشاهده شدن اضطراب توسط دیگران را مورد سنجش قرار میدهد. حداقل و حدکثر نمرهای که هر فرد میتواند در این پرسشنامه بدست آورد، به ترتیب صفر و 64 بوده و هر چه نمره فرد در این پرسشنامه بیشتر باشد، میزان حساسیت اضطرابی نیز بالاتر است. در پژوهش ریس و همکاران (1986) میزان آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و خردهمقیاسهای آن بین 80/0 تا 90/0 گزارش شده است و روایی همگرا با پرسشنامه جدول زمینه یابی ترس، 59/0 بود. در ایران نیز اعتبار این مقیاس بر اساس سه روش همسانی درونی، بازآزمایی و تصنیف به ترتیب 93/0، 95/0 و 97/0 بدست آمد (بیرامی و همکاران، 1391). میزان آلفای کرونباخ نیز برای کل مقیاس 81/0 بدست آمد (قریب بلوک، میکائیلی و بشرپور، 1401). مقدار آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر نیز 86/0 بدست آمده است.
د) مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی[36] (IARS): این مقیاس توسط زادهمحمدی، احمدآبادی و حیدری (1390) برای سنجش رفتارهای پرخطر در نوجوانان ایرانی طراحی شده است و شامل 38 گویه میباشد. این مقیاس که دارای هفت بعد گرایش به خشونت، گرایش به سیگار کشیدن، گرایش به مصرف مواد مخدر، گرایش به مصرف الکل، گرایش به رفتارهای جنسی، گرایش به رابطه با جنس مخالف و گرایش به رانندگی خطرناک میباشد، به صورت طیف پنج درجهای لیکرت (از کاملا مخالفم=1 تا کاملا موافقم=5) نمرهگذاری میشود و حداقل و حداکثر نمرهای که هر فرد میتواند به دست بیاورد، به ترتیب 38 و 190 میباشد. نمره بیشتر نشان از خطرپذیری بالاتر در نوجوانان دارد. روایی سازه این مقیاس از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مولفههای اصلی تأیید شده است. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 94/0 و برای خردهمقیاسهای آن بین 74/0 تا 93/0 گزارش شده است که بیانگر پایایی خوب این مقیاس است (زادهمحمدی و همکاران، 1390). مقدار آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر نیز 81/0 بدست آمده است.
یافتهها
نمونهی پژوهش حاضر شامل 327 نفر بود. 114 نفر (8/34 درصد) از آزمودنیها دارای جنسیت مرد و 213 نفر (2/65 درصد) از آنان دارای جنسیت زن بودند. دادهها قبل از تحلیل، از نظر دادههای پرت شناسایی شدند و دادههای پرت حذف شدند. به جهت بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین- واتسون[37] استفاده شد؛ مقدار این آماره 43/1 به دست آمد که نشان از عدم همبستگی بین خطاها داشت، زیرا دامنهی قابلقبول بین 5/1 تا 5/2 است. همچنین، مقادیر کجی و کشیدگی برای توزیع نمرات متغیرهای مورد بررسی، بین 2+ و 2- بدست آمد که نشان میدهد نمرات متغیرهای تحقیق، دارای توزیعی نرمال است. بنابراین امکان استفاده از آزمونهای پارامتریک جهت آزمون فرضیهها وجود دارد.
جدول 1. میانگین، انحراف معیار، کجی و کشیدگی متغیرهای پژوهش و همبستگی بین متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
1 |
2 |
3 |
|
1- حساسیت اضطرابی |
01/37 |
12/11 |
1 |
|
|
|
47/56 |
37/20 |
**32/0 |
1 |
|
|
|
3- اجتناب تجربی |
98/178 |
91/30 |
**34/0 |
**37/0 |
1 |
|
4- رفتارهای پرخطر |
39/45 |
58/12 |
**27/0 |
**25/0 |
**52/0 |
01/0>**p
نتایج جدول 1 نشان میدهد بین حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود (32/0r= و 01/0>P)، رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین حساسیت اضطرابی با اجتناب تجربی (34/0r= و 01/0>P) و رفتارهای پرخطر (27/0r= و 01/0>P) نیز رابطه مثبت و معنادار دارد. از سوی دیگر، تصور منفی از خود با اجتناب تجربی (37/0r=و 01/0>P) و با رفتارهای پرخطر (25/0r= و 01/0>P) رابطه مثبت و معنادار نشان داد. علاوه بر این، اجتناب تجربی با رفتارهای پرخطر (52/0r= و 01/0>P) رابطهی مثبت و معناداری دارد.
نمودار 2. مدل رفتارهای پرخطر بر اساس حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با نقش میانجی اجتناب تجربی
نمودار 2 ضرایب مسیر بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. در این مدل متغیر حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود بهعنوان متغیرهای برونزا قرارگرفته که نقش مستقیم آنها بر اجتناب تجربی و نقش مستقیم و غیرمستقیم آن بر رفتارهای پرخطر موردبررسی قرارگرفته است. در ادامه ضرایب مستقیم و غیرمستقیم روابط بین متغیرها در جدول 2 ارائهشده است.
جدول 2. ضریب استاندارد و سطوح معناداری اثرات مستقیم
|
ضریب غیراستاندارد |
ضریب بحرانی |
سطح معناداری |
||
|
حساسیت اضطرابی ← رفتارهای پرخطر |
15/0 |
19/3 |
001/0 |
|
|
تصور منفی از خود ← رفتارهای پرخطر |
17/0 |
13/0 |
97/2 |
003/0 |
|
اجتناب تجربی ← رفتارهای پرخطر |
40/0 |
27/0 |
49/4 |
001/0 |
|
حساسیت اضطرابی ← اجتناب تجربی |
31/0 |
29/0 |
98/3 |
001/0 |
|
تصور منفی از خود ← اجتناب تجربی |
24/0 |
31/0 |
43/3 |
001/0 |
تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از روابط متغیرها از طریق ضرایب مستقیم در جدول 2 نشان میدهد که در سطح 001/0 اثر حساسیت اضطرابی بر رفتارهای پرخطر (21/0=β) و اثر اجتناب تجربی بر رفتارهای پرخطر (40/0=β) معنادار است. همچنین اثر حساسیت اضطرابی بر اجتناب تجربی (31/0=β) و اثر تصور منفی از خود بر اجتناب تجربی (24/0=β) در همان سطح معنادار گزارش شد. علاوه بر این، اثر تصور منفی از خود بر رفتارهای پرخطر (17/0=β) در سطح 003/0 معنادار به دست آمد.
جدول 3. نتایج حاصل از بررسی اثرات غیرمستقیم
|
مسیر |
اثر غیرمستقیم |
فاصله اطمینان |
سطح معناداری |
نتیجه |
|
|
حد پایین |
حد بالا |
||||
|
08/0 |
03/0 |
15/0 |
001/0 |
تأیید میانجی |
|
|
تصور منفی از خود ← اجتناب تجربی ← رفتارهای پرخطر |
08/0 |
03/0 |
14/0 |
001/0 |
تأیید میانجی |
جهت بررسی معناداری اثر حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود بر رفتارهای پرخطر از روش بوت استرپ استفاده شد که نتایج آن در جدول 3 گزارششده است. درروش بوت استرپ سطح اطمینان 95 و تعداد نمونهگیری مجدد بوت استرپ 5000 در نظر گرفته شده است. در این روش چنانچه حد پایین و حد بالا از صفر عبور نکنند، نقش میانجی معنادار است؛ اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای پرخطر از طریق اجتناب تجربی (08/0 =β، با فاصله اطمینان 03/0 و 15/0) در سطح 001/0 معنادار بوده و نقش میانجی اجتناب تجربی در این رابطه تأیید میشود. همچنین اثر غیرمستقیم تصور منفی از خود بر رفتارهای پرخطر از طریق اجتناب تجربی (08/0 =β، با فاصله اطمینان 03/0 و 14/0) نیز در سطح 001/0 معنادار به دست آمده و نقش میانجی اجتناب تجربی در این مسیر مورد تأیید قرار گرفت. به طور کلی، نتایج نشان میدهد که اجتناب تجربی در روابط بین حساسیت اضطرابی و رفتارهای پرخطر و همچنین بین تصور منفی از خود و رفتارهای پرخطر نقش میانجی معنادار ایفا میکند.
جدول 4. شاخصهای برازندگی برای الگوی تدوینشده
|
شاخصهای برازندگی الگو |
RMSEA |
CFI |
GFI |
TLI |
IFI |
X2/ df |
|
دامنهی پذیرش |
< 08/0 |
> 9/0 |
> 9/0 |
> 9/0 |
> 9/0 |
<3 |
|
مقادیر بهدستآمده |
92/0 |
93/0 |
با توجه به جدول 4 میتوان گفت شاخصهای برازش مدل پژوهش ازنظر شاخصهای معنیداری و برازش مورد تأیید است؛ زیرا طبق نظر کلاین (2011) در برازش مدل، نسبت خی دو به درجه آزادی (X2/ df) کمتر از 3، برازش تطبیقی (CFI) و شاخص نیکویی برازش (GFI) بزرگتر از 90/0 و ریشه میانگین مجذور خطا (RMSEA) کمتر از 08/0 نشاندهنده برازش مطلوب است.
بحث و نتیجهگیری
هدف از انجام این پژوهش، تعیین رابطه رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با نقش میانجی اجتناب تجربی بود. نتایج پژوهش نشان داد که رفتارهای پرخطر با نقش میانجی اجتناب تجربی در سطح معناداری با حساسیت اضطرابی (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 15/0-03/0) و تصور منفی از خود (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 14/0-03/0) ارتباط دارد. این یافته با نتایج رینز و همکاران (2021) و اولانرواجو و همکاران (2015) همسو است. در تبیین این نتایج میتوان گفت که اجتناب تجربی به عنوان یک مکانیسم مقابلهای ناسازگار، نقش کلیدی در این رابطه ایفا میکند. افراد با حساسیت اضطرابی بالا، ترس از احساسات و علائم جسمانی مرتبط با اضطراب (مانند تپش قلب یا تنگی نفس) را دارند و این باور در آنان وجود دارد که این احساسات به بروز فاجعهآمیزی (مانند دیوانه شدن یا مرگ) منجر خواهد شد. از سوی دیگر، افرادی که تصور منفی از خود دارند، خود را نالایق، بیارزش و دوستنداشتنی میپندارند.
هنگامی که این دو عامل (ترس از احساسات درونی و نفرت از خود) همزمان شوند، فرد برای فرار از این هیجانات و افکار دردناک، به اجتناب تجربی روی میآورد. یعنی هر کاری میکند تا از مواجهه با این احساسات و افکار ناخوشایند اجتناب کند. رفتارهای پرخطر (مانند مصرف مواد، رانندگی بیپروا، رفتارهای جنسی محافظتنشده یا خودزنی) اغلب به عنوان یک راهکار سریع و موقت برای بیحس کردن، فرار از یا خاموش کردن این سروصداهای ذهنی غیرقابل تحمل انتخاب میشوند. به بیان سادهتر، فرد نمیتواند با منبع اصلی اضطراب و تصور منفی از خود (که در درون اوست) مقابله کند، بنابراین با پرداختن به رفتارهای پرخطر، توجه خود را به یک منبع درد و اضطراب خارجی و قابل کنترلتر معطوف میسازد. این رفتارها در کوتاهمدت اثر مسکن دارند و فرد را از رنج هیجانی میرهانند، اما در بلندمدت پیامدهای مخرب جسمی، روانی و اجتماعی به همراه داشته و یک چرخه معیوب (نمودار 3) ایجاد میکنند.
نمودار 3. مدل مفهومی نقش میانجی اجتناب تجربی در رابطه بین رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود
از منظر نظریه تنظیم هیجان گراس (2014)، یافتههای این پژوهش نشان میدهد که حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود، ارزیابی اولیه فرد از هیجانات را مخدوش میکنند و باعث میشوند وی به جای راهبردهای سازگارانه مانند بازارزیابی، از راهبردهای ناسازگار اجتناب تجربی (معادل سرکوب هیجان در مدل گراس) برای تنظیم هیجانات منفی استفاده کند. این اجتناب، که خود یک راهبرد تغییر پاسخ ناکارآمد است، فرد را به سمت رفتارهای پرخطر به عنوان ابزاری برای فرار از تجربیات هیجانی غیرقابل تحمل سوق میدهد و در نهایت چرخهای معیوب از تنظیم هیجان ناسازگار را ایجاد و تداوم میبخشد.
یافتههای این پژوهش نشان داد که حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معناداری دارند. نتایج این تحقیق با نتایج زلنسکی و همکاران (2020)، بیرز و همکاران (2023) و ماجر (2024) همسو است. همخوانی این یافته با تحقیقات اخیر نشان میدهد که این الگو یک پدیدهی ثابت و بینفرهنگی در جمعیتهای بالینی است. در تبیین این یافته میتوان گفت افرادی که از سطوح بالای حساسیت اضطرابی رنج میبرند، علائم فیزیولوژیکی اضطراب (مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس یا تعریق) را به طور فاجعهباری تفسیر میکنند. این ترس از خودِ اضطراب، آنان را در یک حالت دائمی از برانگیختگی، احتیاط و گوش به زنگی قرار میدهد. از طرف دیگر، تصور منفی از خود، یک چارچوب شناختی مخدوش ایجاد میکند که در آن فرد خود را شایسته لذت، امنیت یا مراقبت نمیداند. این دو عامل در تعامل با یکدیگر، یک زمینۀ روانی بسیار آسیبپذیر خلق میکنند.
در این شرایط، رفتار پرخطر به عنوان یک راهبرد ناسازگار اما سریع برای تنظیم هیجان عمل میکند. برای فردی با حساسیت اضطرابی بالا، یک رفتار پرخطر (مانند مصرف مواد) میتواند به سرعت علائم جسمانی اضطراب را سرکوب کرده و احساس تسکین موقتی ایجاد کند. برای فردی با تصور منفی از خود، پرداختن به این رفتارها ممکن است همزمان نوعی تأیید و تنبیه خود باشد؛ گویی این رفتارها شایستگی ذاتی او برای رنج کشیدن را تأیید میکنند و همچنین به عنوان تنبیهی برای احساس بیکفایتی عمل مینمایند.
همچنین، دیگر یافته این پژوهش نشان داد که بین حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با اجتناب تجربی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این یافته با نتایج ویلیامز و لوینسون (2020) و اوگوو و همکاران (2021) همسو است. در تبین این نتیجه میتوان بیان کرد که حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود، به عنوان موتورهای محرک اصلی اجتناب تجربی عمل میکنند. فردی با حساسیت اضطرابی بالا، به جای مواجهه با هیجانات ناخوشایند داخلی (مانند ترس، وحشت یا احساس مرگ قریبالوقوع)، هر هزینهای را میپردازد تا از آنها فرار کند. این فرار، همان اجتناب تجربی است. به طور مشابه، فردی با تصور منفی از خود، دائماً از موقعیتها، تعاملات و چالشهایی که ممکن است این باورهای منفی را تأیید یا آشکار سازند (مثل طرد شدن، شکست یا قضاوت شدن) اجتناب میکند. به عبارت سادهتر، این دو متغیر، جهان درونی فرد را به مکانی ترسناک و غیرقابل تحمل تبدیل میکنند. اجتناب تجربی راهبردِ به ظاهر منطقی این افراد برای مدیریت این جهان درونی است. آنها به اشتباه معتقدند که اگر بتوانند از افکار، خاطرات، احساسات و حسهای جسمانی دردناک فرار کنند، امنیت به دست خواهند آورد.
در ادامه یافتههای پژوهش نشان داد که بین اجتناب تجربی و رفتارهای پرخطر ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. یافتههای این تحقیق با نتایج رینز و همکاران (2021) و اولانرواجو و همکاران (2015) همسو است. این یافته همسو با تحقیقات پیشین بر این نکته کلیدی تاکید دارد که اجتناب از تجربیات درونی، منجر به درگیر شدن بیشتر با آنها میشود. در تبیین این نتیجه میتوان گفت که اجتناب تجربی، به عنوان تلاشی ناکارآمد برای فرار از احساسات و افکار منفی، فرد را در یک چرخه معیوب قرار میدهد. از آنجا که این راهبرد تنها تسکینی موقت ایجاد میکند، هیجانهای ناخوشایند با شدت بیشتری بازمیگردند. در نتیجه، فرد برای دستیابی به آرامش فوری و فراموشی موقت این پریشانی، به سمت راهکارهای افراطی و خطرناکی مانند مصرف مواد یا سایر رفتارهای تکانشی سوق داده میشود. این رفتارهای پرخطر در نهایت به عنوان یک مکانیسم مقابلهای ناسازگار برای بیحس کردن خود و اجتناب از مواجهه با رنج درونی تقویت میشوند.
به طور کلی، یافتههای این پژوهش از مدل نظری پیشنهادی حمایت کرده و نشان میدهد که حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود از طریق مکانیسم واسطهای اجتناب تجربی منجر به بروز رفتارهای پرخطر در دانشآموزان میشوند. با وجود این، پژوهش حاضر با محدودیتهایی از جمله استفاده از ابزارهای خودگزارشی (پرسشنامه)، مقطعی بودن (عدم امکان استنباط علّی)، نمونهگیری خوشهای بدون کنترل تحلیلی کامل، ترکیب جنسیتی نامتقارن و محدود بودن نمونه به دانشآموزان یک شهر روبرو بوده که تعمیمپذیری نتایج را محدود میسازد. بر این اساس، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی از طرحهای طولی برای بررسی علیت، گردآوری دادهها از منابع چندگانه، تحلیلهای چندسطحی برای کنترل اثر خوشه، تحلیلهای چندگروهی با نمونههای متعادل جنسیتی و نمونههای متنوعتر از سایر شهرها استفاده شود. همچنین بر اساس یافتهها، پیشنهاد میشود که مدارس و مشاوران برنامههای غربالگری برای شناسایی دانشآموزان با سطوح بالای حساسیت اضطرابی اجرا، کارگاههای کوتاهمدت آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و پذیرش هیجانات برگزار و برنامههای مدرسهمحور با مشارکت والدین برای بهبود تصویر خود طراحی شود. به طور کلی، کاهش اجتناب تجربی به عنوان هدف مداخلهای مؤثر برای پیشگیری از رفتارهای پرخطر در محیطهای آموزشی پیشنهاد میشود. این یافتهها برنامهریزی مداخلات مدرسهمحور را تسهیل مینماید، اگرچه تعمیم نتایج فرای محدوده نمونه پژوهش نیازمند احتیاط است.
ملاحظات اخلاقی
در تدوین این مقاله، ملاحظات اخلاقی و امانتداری رعایت شده است. کد اخلاق پژوهش حاضر: IR.IAU.H.REC.1404.013
سپاسگزاری و حمایت مالی
پژوهشگران مراتب قدردانی خود را از کلیه مشارکتکنندگان محترم در این مطالعه که با صرف وقت و همکاری صمیمانه خود امکان انجام این پژوهش را فراهم نمودند، ابراز میدارند. لازم به ذکر است این پژوهش به صورت مستقل و بدون دریافت هرگونه حمایت مالی از نهادها یا سازمانهای داخلی و خارجی انجام شده است.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، در این مقاله تعارض منافعی وجود ندارد.
مشارکت نویسندگان
این مقاله برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی نویسنده اول در دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان است.
[1]. Kaliberdenko & Nehuliaieva
[2]. High-Risk Behaviors
[3]. Chang & Lee
[4]. Kann
[5]. Anxiety Sensitivity
[6]. Lehrbach
[7]. Li
[8]. Zvolensky
[9]. Smail-Crevier
[10]. Byers
[11]. Negative Self-Image
[12]. Hoxhaj
[13]. Williams & Levinson
[14]. Orth & Robins
[15]. Majer
[16]. Martínez-Casanova, Molero-Jurado & Pérez-Fuentes
[17]. Experiential Avoidance
[18]. Wang, Tian & Yang
[19]. Angelakis & Pseftogianni
[20]. Lowe, Wang & Chin
[21]. Gross
[22]. Liu & Li
[23]. Cookson
[24]. Ugwu, Onyedibe, & Chukwuorji
[25]. Raines
[26]. Olanrewaju, Ruth & Kehinde
[27]. Fernández Rodríguez
[28]. Ellis & Orcutt
[29]. Kline
[30]. Multidimensional Experiential Avoidance Scale
[31]. Gámez
[32]. Negative Self-Portrayal Scale
[33]. Moscovitch & Huyder
[34]. Anxiety Sensitivity Scale
[35]. Reiss
[36]. Iranian Adolescents Risk-taking Scale
[37]. Durbin Watson