Document Type : Original Article
Authors
1 Professor, Department of Psychology, Faculty of Educational Sciences and Psychology, University of Mohaghegh Ardabili, Ardabil, Iran
2 Assistant Professor, Department of Educational Sciences and Psychology, Faculty of Literature and Humanities, University of Hakim Sabzevari, Sabzevar, Iran
Keywords
مقدمه
با گسترش استفاده از اینترنت، ابزارهای هوشمند و شبکههای اجتماعی در دهه اخیر، میزان قلدری سایبری[1] بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است (ایوب اوغلو[2] و همکاران، 2025). قلدری سایبری بهمثابه یک مسئله جهانی، تأثیرات گستردهای بر کودکان و نوجوانان در سراسر دنیا گذاشته است (یویینگو یان[3]، 2025). قلدری سایبری که با گسترش استفاده از فناوریهای نوین رایجتر شده است، زمانی رخ میدهد که فرد یا گروهی از افراد، عمداً و از طریق فناوری به دیگران آسیب میرسانند (گوچلو-آیدوغان[4] و همکاران، 2025). یکی از عوامل اصلی شیوع قلدری سایبری، کمبود آگاهی و آموزشهای مرتبط با استفاده ایمن از فضای مجازی است (نازمول[5]، 2024). قلدری میتواند اشکال مختلفی از جمله کلامی، اجتماعی و فیزیکی داشته باشد و ممکن است به صورت آنلاین (قلدری سایبری) از طریق استفاده از دستگاههای الکترونیکی و یا پلتفرمهای اینترنتی رخ دهد (نگ[6] و همکاران، ۲۰۲۲). علاوه بر این، فناوری اینترنت میتواند به نوجوانان کمک کند تا کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند و دانش خود را گسترش دهند. با این حال، مطالعات اخیر نشان دادهاند که بسیاری از نوجوانان از اینترنت بهعنوان ابزاری برای حمله به دیگران استفاده میکنند و قلدری سایبری در میان نوجوانان به یک نگرانی فزاینده در بسیاری از کشورها تبدیل شده است (چن و چن[7]، 2020). قلدری سایبری یک عمل خشونتآمیز است که از طریق حملات خصمانه مکرر با استفاده از ابزارهای الکترونیکی پیامرسانهای فوری مانند ایمیل، تماسهای تلفنی، سایتهای شبکه اجتماعی و صفحات وب شخصی باعث آسیب واقعی یا بالقوه به دیگران میشود (چانگ و شین[8]، 2020). انواع مختلفی از قلدری سایبری وجود دارد، از وسایل الکترونیکی گرفته تا سوءاستفاده کلامی از دیگران، شایعهپراکنی، تحریک، تهدید، انتشار یا به اشتراکگذاری تصاویر و ویدیوهای خصوصی دیگران بدون رضایت و منع عمدی دیگران از ورود به محافل اجتماعی آنلاین (لای[9] و همکاران، 2017). افرادی که در معرض قلدری سایبری قرار گرفتهاند، احساسات منفی مانند خشم، غم و ترس و همچنین ویژگیهای وسواسی اجباری مانند اضطراب و عصبی بودن و حالتهای افسردگی مانند درماندگی و ناامیدی را در خود ایجاد میکنند (محمدیفر و خداپناه، 1405؛ رحمتیتوسهکله و همکاران، 1404).
با توجه به این پیامدهای منفی، به نظر میرسد حمایت والدین از خودمختاری[10]، یعنی زمانی که نوجوانان احساس میکنند والدینشان عواطف آنها را درک میکنند و آنها را در تصمیمگیریهای مستقل و توسعه استقلال تشویق و حمایت میکنند، میتواند به عنوان یک عامل محافظتی در برابر قلدری سایبری عمل کند (وانگ[11] و همکاران، 2007). مطالعات نشان دادهاند که روابط حمایتی در خانوادهها اغلب از نوجوانان در برابر قلدری سایبری محافظت میکند (دیویس و کوپکه[12]، 2015؛ سوردا[13] و همکاران، 2010). حمایت والدین از خودمختاری منبع مفیدی برای نوجوانان جهت انطباق با جامعه و ایجاد دوستیهای مثبت (رایت[14]، 2018) و بهبود احساس امنیت و تقویت ارتباط عاطفی آنها با بزرگسالان است که از هدف قرار گرفتن برای قلدری سایبری جلوگیری میکند (الساسر[15] و همکاران، 2017؛ ناوارو و روئیز-اولیوا[16]، 2013). حمایت والدین از خودمختاری میتواند میزان قربانی شدن دانشآموزان دبیرستانی از قلدری سایبری را پیشبینی کند (وو[17] و همکاران، 2022). نتایج پژوهش ما[18] و همکاران (2022) نشان داد که حمایت والدین از خودمختاری رابطه منفی با اعتیاد به تلفن همراه دارد.
یکی دیگر از متغیرهای که به نظر میرسد میتواند با قلدری سایبری ارتباط داشته باشد خشونت مدرسه[19] است (چن و چان، 2025). خشونت مدرسه معمولاً به هر رفتاری گفته میشود که در مدرسه با هدف آسیب رساندن به یکی از اعضای مدرسه مانند همکلاسی یا معلم انجام میشود (بنبنیستی و آستور[20]، 2005). خشونت مدرسه توسط دانشآموزان، اغلب به عنوان خشونت علیه همسالان مدرسه (چن و چن، 2020) و خشونت علیه معلمان (مانند لونگوبردی[21] و همکاران، 2019) طبقهبندی میشود. این رفتارها اشکال نسبتاً رایجی از خشونت در مدرسه هستند که توسط نوجوانان آغاز میشود، همانطور که فراتحلیلهای اخیر نشان دادهاند، شیوع خشونت گزارششده توسط دانشآموزان علیه همسالان در مدارس حدود ۳۶ درصد (مودکی[22] و همکاران، 2014) و خشونت دانشآموزان گزارش شده توسط معلم علیه معلمان (53 درصد) است (لونگوبردی و همکاران، 2019). تنبیه بدنی والدین به عنوان یک عامل برجسته مرتبط با خشونت مدرسه نوجوانان و ارتکاب زورگویی سایبری در نظر گرفته شده است (چن و همکاران، 2021؛ گومز-اورتیز[23] و همکاران، 2016). پژوهشها نشان دادهاند که بین تنبیه بدنی والدین، خشونت مدرسه و قلدری سایبری رابطه وجود دارد (سودربرگ[24] و همکاران، 2016؛ ترنز و سیبلی[25]، 2018).
همچنین، بر اساس نظریه نیازهای روانشناختی اساسی[26]، خودمختاری، شایستگی و ارتباط سه نیاز روانشناختی اساسی هستند که برای رشد و بهزیستی افراد ضروریاند (رایان و دسی[27]، 2017). در دهههای گذشته، مطالعات متعدد ارضای نیازها را بهعنوان پیشبینی کنندههای مهم بهزیستی روانشناختی فردی و عملکرد مطلوب شناسایی کردهاند (نگ[28] و همکاران، 2011؛ ولاچوپولوس[29] و همکاران، 2011). خودمختاری با تجربه خودانگیختگی و رفتارهای مستقل فرد مشخص میشود (دسی و رایان[30]، 2000). کسانی که احساس خودمختاری میکنند به جای محدودیت، ذاتاً توسط ارزشها و کنجکاویهای خود برانگیخته میشوند (لگو[31] و همکاران، 2017). نه تنها مطالعات مقطعی، بلکه مطالعات طولی نیز تأیید کردند که سطح بالایی از ارضای نیازها برای استقلال، نتایج شکوفایی سلامت روان را در میان کودکان و نوجوانان پیشبینی میکند (جیانگ و لیانگ[32]، 2021؛ تیان[33] و همکاران، 2016). شایستگی به احساس اثربخشی در تعامل با محیط اشاره دارد و ارتباط شامل احساس تعلق و نزدیکی است (رایان و دسی، 2017). علاوه بر این، از منظر نظریه نیازهای اساسی روانشناختی، نیازهای اساسی روانشناختی افراد با عوامل محیطی مطابقت دارد (دسی و همکاران، 2000). یک محیط حمایتی میتواند نیازهای روانی اساسی را برآورده کند و در نتیجه به رشد روانشناختی مطلوب منجر شود. با این حال، قرار گرفتن در معرض شرایط اجتماعی ناامیدکننده یا طردکننده ممکن است این نیازهای روانی را مختل کند. در راستای این دیدگاه، مطالعات قبلی نشان دادهاند که ارضای نیازهای روانشناختی اساسی رابطه بین یک محیط نامطلوب (مانند رویدادهای استرسزای زندگی و قربانی شدن همسالان) و پیامدهای روانشناختی منفی را میانجیگری میکند (رن و جیانگ[34]، 2021؛ جیانگ و لیانگ، 2021)؛ لیانگ[35] و همکاران، 2021). یانگ جونز[36] و همکاران (2015) نشان دادند که ارضای نیازهای استقلال و
شایستگی در قربانیان قلدری در مقایسه با افراد غیرقربانی به طور قابلتوجهی کمتر است. مطالعه دیگری که بر روی 1845 دانشآموز از 16 مدرسه اسپانیا انجام شد، نشان داد که تجربه قلدری با سطح پایینی از خودمختاری، شایستگی و رضایت از رابطه مرتبط است (سانتوریو[37] و همکاران، 2020). هوانگ[38] (2021) با استفاده از نمونه بزرگی از نوجوانان نشان داد که احساس شایستگی به طور قابلتوجهی روابط بین قربانی قلدری و بهزیستی ذهنی نوجوانان را واسطه میکند. حمایت والدین از خودمختاری با نیازهای روانشناختی اساسی رابطه مثبت دارد (دیو[39] و همکاران، 2023). پوروانداری[40] و همکاران (2024) نشان دادهاند که رضایت از نیازهای روانشناختی دانشآموزان نقش میانجی مهمی بین سبک تربیتی مقتدرانه معلم و قصد انجام قلدری دارد.
در حال حاضر، قلدری سایبری یکی از رایجترین اشکال آسیبهای بینفردی در میان نوجوانان به شمار میرود که پیامدهای فردی و اجتماعی گستردهای به همراه دارد (لیانگ و همکاران، 2025). با این حال، عوامل زمینهساز بروز چنین رفتارهای پرخاشگرانه در فضای مجازی هنوز بهطور کامل شناخته نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه خودتعیینگری رایان و دسی (2017) طراحی گردید. این نظریه بیان میکند که حمایت والدین از خودمختاری و شرایط محیطی مانند خشونت در مدرسه میتوانند از طریق ارضای نیازهای اساسی روانشناختی (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) بر پیامدهای رفتاری همچون قلدری سایبری اثرگذار باشند. علاوه بر این، تاکنون پژوهشی که این متغیرها را بهصورت همزمان و در قالب یک مدل ساختاری بررسی کند و نقش میانجی ارضای نیازهای روانشناختی را در ارتباط میان حمایت والدین از خودمختاری، خشونت مدرسه و قلدری سایبری آزمون نماید، انجام نشده است. بر اساس این مبانی نظری و خلأ موجود در پژوهشهای پیشین، پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روانشناختی در قالب مدل مفهومی زیر در شکل (1) انجام گرفت.
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روش
پژوهش موردنظر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود (13000=N). تعداد نمونه اولیه بر اساس توصیههای مربوط به تحلیلهای همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری تعیین شد. بر اساس نظر هویل[41] (1995)، حداقل اندازه نمونه برای مدلسازی معادلات ساختاری بین 100 تا 250 نفر توصیه شده است، بنابراین ابتدا 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از بررسی دادهها و حذف پاسخهای پرت، 180 پرسشنامه برای تحلیل آماری وارد SPSS نسخه 25 شد. این تعداد همچنان در محدوده توصیهشده قرار دارد و توان آماری کافی برای انجام تحلیلها را فراهم میکند. معیارهای ورود شامل حضور در پایههای دوم متوسطه، ثبتنام در مدارس دولتی شهر، تمایل و موافقت برای شرکت در پژوهش و دسترسی به اینترنت جهت تکمیل پرسشنامههای آنلاین بود. معیارهای خروج شامل پاسخدهی ناقص یا وجود پاسخهای پرت در پرسشنامهها و همچنین دانشآموزان خارج از پایههای مشخص یا مدارس دولتی مورد نظر بود. روش نمونهگیری مورد استفاده نیز نمونهگیری در دسترس بود. روش جمعآوری اطلاعات به این صورت بود که پرسشنامههای قلدری سایبری، ارضای نیازهای روانشناختی، حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه بهصورت آنلاین از طریق گذاشتن لینک آنها در برنامه شاد در اختیار آزمودنیها قرار داده شد که بعد از وارد کردن دادهها به SPSS نسخه 25، 180 پرسشنامه وارد تحلیل آماری شد. دادههای جمعآوریشده در این پژوهش با استفاده از ابزارهای آمار توصیفی چون میانگین و انحراف معیار و مدل یابی معادله ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS-25 و نرمافزار PLS-3 تحلیل شد.
ابزارهای پژوهش
در پژوهش حاضر از پرسشنامههای قلدری سایبری آنتونیادو[42] و همکاران (2016)، پرسشنامه ارضای نیازهای روانشناختی دسی و رایان (2000)، پرسشنامه ادراکات والدینی رابینز[43] (1994) و پرسشنامه چندبعدی خشم مربوط به مدرسه اسمیت[44] و همکاران (1998) استفاده شد.
الف) پرسشنامه قلدری سایبری (CBQ): پرسشنامه تجربه قلدری-قربانی سایبری توسط آنتونیادو و همکاران (2016) طراحی و اعتباریابی شده است. شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه بصورت طیف لیکرتی 5 درجهای است (1= هرگز، 2= یک یا دو بار، 3= بعضی اوقات، 4= اکثر اوقات، 5= هر روز). این مقیاس دارای دو عامل (1- عامل قربانی سایبری 2- عامل قلدری سایبری) است و هر عامل دارای 12 سؤال میباشد. سؤال 1 تا 12 عامل قربانی سایبری و سؤال 13 تا 24 عامل قلدری سایبری را میسنجد. دامنه نمرات 12 تا 60 میباشد. نتیجه پژوهش آنتونیادو و همکاران (2016) نشان داد که این مقیاس از روایی مناسبی برخوردار است (97/0=CFI، 97/0=TLI و 031/0=RMSEA). همچنین نتایج پژوهش آنها نشان داد که این پرسشنامه از پایایی مناسبی برخوردار است (ضریب آلفای کرونباخ برای عامل قلدری سایبری 89/0 و برای عامل قربانی سایبری 80/0). در پژوهش بشرپور و زردی (1398) ضریب آلفای کرونباخ برای عامل قلدری سایبری، قربانی سایبری و برای کل مقیاس به ترتیب 75/0، 78/0 و 79/0 به دست آمد. شاخصهای تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که این مدل از برازش مناسبی برخوردار است (92/0CFI=،91/0 NFI= و 071/0 RMSEA=). در مطالعه حاضر پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ در مطالعه حاضر 90/0 به دست آمد.
ب) پرسشنامه ارضای نیازهای روانشناختی ( BPNSS ): این پرسشنامه، توسط دسی و رایان (2000) با هدف سنجش میزان ارضای سه نیاز اصلی روانی شامل خودمختاری، شایستگی و ارتباط طراحی شده است. این ابزار دارای 21 گویه است که در سه زیرمقیاس دستهبندی میشوند: نیاز به خودمختاری[45] (7 گویه)، نیاز به شایستگی[46] (6 گویه) و نیاز به ارتباط[47] (8 گویه). دامنه نمرات از 21 تا 147 است. گویههای مربوط به هر عامل بهصورت پیوسته در کنار هم قرار دارند تا فرآیند نمرهگذاری را تسهیل کنند. نمرهگذاری این پرسشنامه بر پایه مقیاس لیکرت 7 درجهای انجام میشود که از گزینه اصلاً درست نیست (نمره 1) تا کاملاً درست است (نمره 7) متغیر است. گویههای (3،5،10،12 و 17) نیز به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند تا از صحت پاسخها اطمینان بیشتری حاصل شود. در مطالعه دسی و رایان (2000)، ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش همسانی درونی به ترتیب برای مؤلفههای خودمختاری، شایستگی و ارتباط برابر با 79/0، 73/0 و 84/0 گزارش شده است. در مطالعه بشارت و رنجبرکلاگری (1392) یافتههای تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار سهعاملی شامل سه مؤلفه نیازهای بنیادین روانشناختی (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) را تأیید کرد. پایایی درونی مقیاس از طریق ضریب آلفای کرونباخ بین 83/0 تا 91/0 و پایایی بازآزمایی با ضریب همبستگی بین 67/0 تا 77/0 به دست آمد. به منظور بررسی روایی سازه، تحلیل عاملی اکتشافی با روش تحلیل مؤلفههای اصلی روی کل 584 شرکتکننده انجام شد. در تحلیل با چرخش نایافته، بار عاملی اکثر گویهها روی یک عامل کلی قرار گرفت که نشاندهنده همگنی مناسب مقیاس است. برای بررسی روایی همگرا و تشخیصی، از ضرایب همبستگی پیرسون استفاده شد، نتایج نشان داد که بین نمره آزمودنیها در زیر مقیاسهای ارضای نیازهای روانشناختی با شاخصهای برونگرایی (37/0=r)، عاطفه مثبت (35/0=r) و بهزیستی روانشناختی (31/0=r)، همبستگی مثبت معنادار و با شاخصهای نوروزگرایی (33/-0=r)، عاطفه منفی (27/-0=r) و درماندگی روانشناختی (40/-0=r) همبستگی منفی معنادار وجود دارد. این نتایج، روایی همگرا و تشخیصی مقیاس ارضای نیازهای روانشناختی را تأیید میکنند. در مطالعهای که توسط کاستا[48] و همکاران (2017) انجام شد، پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی از نظر روایی و پایایی بررسی شد. برای ارزیابی روایی محتوا، ضریب اعتبار محتوایی بیش از 81/0 به دست آمد که نشاندهنده وضوح و مرتبط بودن سؤالات بود. پایایی درونی مقیاس با ضریب آلفای کرونباخ 83/0 تأیید شد و پایایی بازآزمایی از طریق ضریب همبستگی برابر 87/0 گزارش گردید که نشاندهنده ثبات زمانی مناسب پرسشنامه است. همچنین، روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد و نتایج نشان داد مدل سهعاملی شامل خودمختاری، شایستگی و ارتباط، با دادهها همخوانی خوبی دارد. در مطالعه حاضر پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در دامنه 90/ تا 83/0 بهدست آمد.
ج) پرسشنامه ادراکات والدینی (PPS): این پرسشنامه توسط رابینز (1994) و بر اساس نظریه خود تعیین گری تدوین شده است. نسخه کالج این پرسشنامه ۴۲ گویه است که ۲۱ گویه برای مادر و ۲۱ گویه برای پدر دارد که گویههای آن در دو نیمه برای مادر و پدر تکرار شدهاند پاسخگویان بر اساس لیکرت هفت درجهای از «در مورد من اصلاً درست نیست» (۱) تا در مورد من کاملاً درست است (۷) به پاسخدهی میپردازند. این پرسشنامه شش خرده پرسشنامه صمیمیت، صمیمیت مادر، صمیمیت پدر، حمایت مادر از خودمختاری، حمایت پدر از خودمختاری و صمیمیت مادر و پدر را میسنجد کسب نمره بیشتر در این خرده پرسشنامهها نشان دهنده ادراک مثبتتری از عملکرد والدین میباشد و بالعکس نمره پایینتر نشان از ادراک منفی از عملکرد والدین دارد. دامنه نمرات از 21 تا 147 است. پایایی درونی مقیاس از طریق ضریب آلفای کرونباخ در مطالعه اصلی 80/0 و 83/0 بدست آمده است (رابینز، ۱۹۹۴). در سایر مطالعات شیرکف و رایان[49] (2001) و رایان و دسی (۲۰۰۵) ضرایب آلفای 85/0 تا 92/0 را برای حمایت والدین از خودمختاری را گزارش کردهاند. تنهایرشوانلو و حجازی (1387) پس از ترجمه و تأیید روایی صوری پرسشنامه، به بررسی ویژگیهای روانسنجی آن پرداخت. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس نشان داد که تنها ۴۰ عبارت با ساختار نسخه اصلی همخوانی داشته و بر روی شش عامل بارگذاری میشوند. بهمنظور ارزیابی برازندگی، تحلیل عاملی تأییدی اجرا شد که ساختار بهدستآمده را مورد تأیید قرار داد. همچنین، پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی گردید و ضرایب بین 82/0 تا 93/0 برای خردهمقیاسها و 83/0 برای کل مقیاس گزارش شد. در مطالعه حاضر پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ در دامنه 89/ تا 81/0 بهدست آمد.
د) پرسشنامه چندبعدی خشم مربوط به مدرسه (MSAI): پرسشنامه چندبعدی خشم مربوط به مدرسه توسط اسمیت و همکاران (1998) به منظور ارزیابی ابعاد هیجانی، شناختی و رفتاری خشم در محیط مدرسه ساخته شده است. یک ابزار خودگزارشی است که از 36 گویه تشکیل شده است. آزمودنیها باید با استفاده از یک مقیاس لیکرت چهار درجهای مشخص کنند که هر عبارت تا چه حد ویژگیهای شخصیتی یا رفتاری آنها را توصیف میکند. این پرسشنامه دارای 4 بعد تجربه کردن خشم، خصومت، ابراز مخرب و سازگاری مثبت میباشد. دامنه نمرات از 36 تا 144 است. در مطالعهای که توسط فرلانگ[50] و همکاران (2002) انجام شد، روایی و پایایی ابزار خشم مربوط به مدرسه بررسی شد. برای بررسی روایی سازه، چهار تحلیل انجام شد: ابتدا ساختار چهار عاملی اصلی ابزار (تجربه خشم، خصومت، بروز مخرب و مقابله مثبت) با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی بر روی یک نمونه از دانشآموزان پسر تأیید شد و سپس این ساختار بر روی دانشآموزان دختر نیز تعمیم یافت. نتایج نشان داد که ساختار عاملی ابزار پایایی مناسب دارد. از نظر پایایی، ثبات آزمون-بازآزمون برای 508 دانشآموز نشان داد که مقیاس از ثبات نسبتاً خوبی برخوردار است (بین 56/0 تا 62/0) و همخوانی درونی زیرمقیاسها نیز مطلوب ارزیابی شد. این پرسشنامه در ایران توسط علائی (1392) با تحلیل عاملی نتایج اجرای این پرسشنامه بر روی یک نمونه 833 نفری از نوجوانان دختر دوره راهنمایی شهر تبریز، فرم جدیدی از این پرسشنامه را با 34 سؤال ارائه نمود که در طی آن دو سؤال به سبب بار عاملی کمتر از 3/0 و همبستگی ضعیف با نمره کلی آزمون حذف شدهاند. تحلیل عاملی مجدد فرم 34 سؤالی چهار عامل خشم، خصومت، مقابلهی مخرب و سازنده را با بارهای عاملی تأیید نمود که ضریب آلفای کرونباخ آنها و نمره کلی پرسشنامه به ترتیب برابر با 78/0، 79/0، 65/0، 83/0 و 78/0 گزارش شده است. همچنین، همبستگی بالای هر سؤال با عامل مربوطه و همبستگی درونی بالای عوامل چهارگانه با هم و با نمره کلی آزمون و نیز، مقدار بالای ضرب همبستگی همگرای نمره کلی این پرسشنامه با نمره کلی آزمون پرخاشگری عمومی نشان دهنده روایی قابل قبول فرم 34 سؤالی پرسشنامه است. فرم تجدیدنظر شدهی 34 سؤالی از پایایی قابل قبولی نیز، برخوردار است. ضریب همبستگی بازآزمایی یک هفتهای برای خرده پرسشنامههای تجربهی خشم، خصومت، مقابله مخرب و سازنده و نمره کلی خشم چندبعدی مدرسه در نمونه 31 نفری، به ترتیب برابر با 83/0، 40/0، 53/0، 51/0 و 78/0 محاسبه شد. در مطالعه حاضر پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ در دامنه 86/0 تا 91/0 بهدست آمد.
یافتهها
تعداد 180 دانشآموز پسر مقطع متوسطه دوم با دامنه سنی 15- 18 در این پژوهش شرکت داشتند. پیش از انجام تحلیلهای آماری، به منظور بررسی نرمال بودن توزیع دادهها، از آزمون کولموگروف-اسمیرنف استفاده شد. نتایج نشان داد که دادهها با نرمال بودن فاصله دارند. در چنین شرایطی، روش مدلسازی معادلات ساختاری بر پایه حداقل مربعات جزئی گزینه مناسبی محسوب میشود، چرا که برخلاف روشهای مبتنی بر حداکثر درستنمایی مانند AMOS، فرض نرمال بودن دادهها در آن الزامی نیست و برای دادههای غیرنرمال و نمونههای با حجم متوسط عملکرد بهتری دارد.
جدول 1. میانگین و انحراف معیار نمرات شرکتکنندهها در ادراک از قلدری سایبری، ارضای نیازهای روانشناختی، حمایت خودمختاری والدین و خشونت در مدرسه
|
متغیرها |
میانگین |
انحراف معیار |
|
ادراک از قلدری سایبری |
80/24 |
50/7 |
|
ارضای نیازهای روانشناختی |
57/82 |
62/16 |
|
خشونت در مدرسه |
91/70 |
50/21 |
|
حمایت والدین از خودمختاری |
28/167 |
46/25 |
نتایج جدول 1 میانگین و انحراف معیار متغیرهای ادراک از قلدری سایبری، ارضای نیازهای روانشناختی، حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه را نشان میدهد.
برازش مدل اندازهگیری
در این مطالعه، برازش مدل با معیارهای پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد. برای بررسی پایایی دو معیار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) محاسبه شد. مقدار این دو معیار باید بزرگتر یا مساوی 7/0 باشد تا پایایی مدل اندازهگیری قابل قبول باشد. همچنین روایی پرسشنامه نیز توسط دو معیار روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد. برای ارزیابی روایی همگرا معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) محاسبه شد که مقدار قابل قبول برای آن باید بزرگتر یا مساوی 5/0 باشد. نتایج این معیارها برای متغیرها مطابق جدول 2 میباشد.
جدول 2. آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج شده
|
سازه پژوهش |
آلفای کرونباخ |
پایایی ترکیبی (CR) |
میانگین واریانس استخراج شده (AVE) |
روایی واگرا |
|
حمایت والدین از خودمختاری |
80/0 |
78/0 |
50/0 |
707/0 |
|
خشونت در مدرسه |
92/0 |
93/0 |
74/0 |
860/0 |
|
ارضای نیازهای روانشناختی |
76/0 |
75/0 |
54/0 |
714/0 |
|
ادراک از قلدری سایبری |
74/0 |
74/0 |
52/0 |
707/0 |
نتایج بدست آمده در جدول 2 نشان میدهد همه مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سازههای پژوهش از 7/0 بیشتر است. همچنین مقدار AVE نیز برای سازهها بزرگتر از 5/0 به دست آمده است که نشان میدهد پایایی و روایی همگرای مدل پژوهش قابل قبول است. نتایج روایی واگرا نشان میدهد جذر میانگین واریانس استخراج شده برای هر یک از سازهها در مقایسه با همبستگی آن سازه با سازههای دیگر بیشتر است؛ بنابراین میتوان گفت که در مدل پژوهش متغیرهای مکنون بیشتر با سؤالات مربوط به خودشان تعامل دارند تا با سازههای دیگر. به بیان بهتر، این جدول مطلوبیت روایی واگرای مدل را نشان میدهد که نشان میدهد مدل از روایی مطلوبی برخوردار است.
برازش مدل ساختاری
پس از تأیید روایی و پایایی، مدل ساختاری ارزیابی میشود. با استفاده از این مدل میتوان به بررسی فرضیههای پژوهش پرداخت. برای آزمون مدل مفهومی و فرضیههای پژوهش از معادلات ساختاری استفاده شده است. شکل 1 و 2 مدل خروجی نرمافزار smart pls را نشان میدهد.
شکل 3. مقدار T مدل اندازهگیری
جدول 3. تحلیل مسیر اثرات مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرهای اصلی پژوهش
|
مسیر |
فرضیه |
ضریب مسیر |
مقدار t |
نتیجه |
|
1 |
حمایت والدین از خودمختاری بر ادراک از قلدری سایبری |
27/0- |
372/4 |
تأیید |
|
2 |
حمایت والدین از خودمختاری بر ارضای نیازهای روانشناختی |
28/0 |
139/2 |
تأیید |
|
3 |
ارضای نیازهای روانشناختی بر ادراک از قلدری سایبری |
50/0- |
616/5 |
تأیید |
|
4 |
خشونت در مدرسه بر ادراک از قلدری سایبری |
38/0 |
399/6 |
تأیید |
|
5 |
خشونت در مدرسه بر ارضای نیازهای روانشناختی |
64/0- |
608/11 |
تأیید |
|
6 |
حمایت والدین از خودمختاری – ارضای نیازهای روانشناختی - ادراک از قلدری سایبری |
14/0 |
98/1 |
تأیید |
|
7 |
خشونت در مدرسه – ارضای نیازهای روانشناختی - ادراک از قلدری سایبری |
32/0 |
036/5 |
تأیید |
نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که حمایت والدین از خودمختاری بهطور مستقیم بر ادراک از قلدری سایبری (27/0-=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روانشناختی (28/0=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روانشناختی بر ادراک از قلدری سایبری (50/0-=β، 000/0=P)، خشونت در مدرسه بر ادراک از قلدری سایبری (38/0=β، 000/0=P) و ارضای نیازهای روانشناختی (64/0-=β، 000/0=P) تأثیر معنیدار داشت. همچنین مسیرهای میانجی حمایت والدین از خودمختاری از طریق ارضای نیازهای روانشناختی بر ادراک از قلدری سایبری (14/0=β، 000/0=P) و خشونت در مدرسه از طریق ارضای نیازهای روانشناختی بر ادراک از قلدری سایبری (32/0=β، 000/0=P) نیز معنیدار بودند.
برای بررسی برازش مدل ساختاری از معیارهای مقادیر R Square، ضریب معناداری Z که در مدل ارائه میشود، معیار Q2 و معیار اندازه اثر (f2) استفاده میکنیم. معیار R Square میزان تأثیر یک یا چند متغیر برونزا را بر یک متغیر درونزا نشان میدهد و سه مقدار 19/0، 33/0 و 67/0 به عنوان مقدار ملاک برای مقادیر ضعیف، متوسط و قوی در نظر گرفته شده است. معیار Q2 قدرت پیشبینی مدل در متغیرهای وابسته را مشخص میکند. در مورد تمامی سازههای درونزا مقادیر 02/0، 15/0 و 35/0 را به عنوان قدرت پیشبینی کم، متوسط و قوی تعیین کردهاند.
جدول 4. شاخصهای برازش مدل ساختاری
|
سازه |
مقدار R Square |
Q2 |
|
ادراک از قلدری سایبری |
86/0 |
24/0 |
|
ارضای نیازهای روانشناختی |
44/0 |
20/0 |
مطابق جدول 4، مقدار R Square برای سازه ادراک از قلدری سایبری 86/0 و سازه ارضای نیازهای روانشناختی 44/0 بدست آمده است که نشاندهنده مقدار مناسبی میباشد. مقادیر Q2 نشان میدهد متغیرهای درونزای هر دو سازه قابلیت پیشبینی خوبی با سازههای مربوط به خود را دارند.
معیار اندازه اثر f2 شدت رابطه بین سازههای مدل را تعیین میکند. هر چه این معیار بیشتر باشد شدت بالای تأثیر را نشان میدهد. مقادیر 02/0، 15/0 و 35/0 به ترتیب نشان از اندازه تأثیر کوچک، متوسط و بزرگ یک متغیر مکنون بر متغیر مکنون دیگر است. میزان تأثیرات متغیرها بر یکدیگر در جدول 5 آورده شده است.
جدول 5. مقادیر شاخص اندازه اثر (f2)
|
متغیرها |
ادراک از قلدری سایبری |
ارضای نیازهای روانشناختی |
|
حمایت والدین از خودمختاری |
47/0 |
11/0 |
|
خشونت در مدرسه |
56/0 |
67/0 |
|
ارضای نیازهای روانشناختی |
64/0 |
- |
همچنین مقادیر f2 در جدول 5 نشاندهنده اندازه اثر مناسب برای سازههای حمایت والدین از خودمختاری، خشونت در مدرسه و ارضای نیازهای روانشناختی میباشد.
برازش کلی مدل
برای بررسی برازش کلی مدل که هر دو بخش مدل اندازهگیری و ساختاری را کنترل میکند از معیار GOF استفاده میشود. سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 را به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای Gof معرفی نمودهاند. این شاخص با استفاده از میانگین هندسی شاخص R2 و میانگین شاخصهای مقادیر اشتراکی قابل محاسبه است.
GOF = √average (Commonality) × average (R2)
GOF= √average (060=80/0×76/0)
در نتیجه، مقدار معیار شاخص نیکویی برازش برابر است با 60/0 که در مقایسه با مقادیر قابل قبول، بیانگر برازش کلی مناسب مدل میباشد.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روانشناختی انجام گرفت.
نتایج معادلات ساختاری نشان داد حمایت والدین از خودمختاری بر قلدری سایبری اثرمستقیم دارد. این یافته با نتایج
مطالعات رایت (2018)، الساسر و همکاران (2017)، ناوارو و همکاران (2013)، رویز-اولیوا (2017) و ما و همکاران (2022) مبنی بر اینکه حمایت والدین از خودمختاری میتواند میزان قلدری سایبری را پیشبینی کند همسو میباشد.
در تبیین این فرضیه میتوان گفت حمایت والدین از خودمختاری نقش مهمی در کاهش خطر قلدری سایبری ایفا میکند و کاهش سطح حمایت والدین از خودمختاری نه تنها احتمال قرار گرفتن در معرض محیطهای سایبری را افزایش میدهد (آویاما[51] و همکاران، 2012). بلکه باعث ایجاد مزاحمت سایبری نیز میشود. از سوی دیگر، حمایت والدین از خودمختاری یکی از عوامل بیرونی مهم برای رشد مثبت نوجوانان است (فرویلند و ورل[52]، 2017). حمایت والدین از خودمختاری میتواند موجب شود دانشآموزان احساس کنند نیازهایشان مورد احترام و توجه قرار میگیرد؛ در نتیجه، گرایش بیشتری به بروز رفتارهای مطلوب و مسالمتآمیز خواهند داشت. در مقابل، زمانی که نوجوانان از حمایت والدین در سطح پایینتری برخوردارند، احتمال دارد برای مقابله با دردهای عاطفی، هیجانات خود را به شیوههای مخرب ابراز کنند.
نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که خشونت در مدرسه با قلدری سایبری ارتباط مستقیم دارد. این یافته با نتایج مطالعات سودربرگ و همکاران (2016) و تیورن و همکاران (2018) همسو میباشد
این یافته بر اساس نظریه تنش عمومی اگنیو و وایت[53] (1992) قابل تبیین است، تجربه هیجانات منفی در شرایط تنش میتواند به بزهکاری و رفتارهای آسیبزا منجر شود؛ در این چارچوب، قلدری سایبری یکی از مهمترین پیامدهای تنش محسوب میشود. شدت اثرگذاری این عوامل در فضای مجازی حتی بیش از موقعیتهای واقعی است؛ زیرا در زندگی واقعی، ابراز مستقیم احساسات منفی معمولاً با محدودیتهای موقعیتی یا ترس از پیامدها همراه است، در حالیکه محیط آنلاین به دلیل سطح پایین حضور اجتماعی و امکان ناشناس ماندن، زمینه بروز سریع و بیپروای هیجانات منفی را فراهم میکند (کووالسکی[54] و همکاران، 2014)؛ از اینرو میتوان گفت نوجوانانی که از سطح بالاتری از خودکنترلی برخوردارند، فارغ از شرایط محیطی، تمایل بیشتری به اجتناب از رفتارهای خشونتآمیز دارند و میتوانند از طریق رفتارهای سازگارانه، در کاهش خشونت مدرسه نقش مؤثری ایفا کنند.
نتایج معادلات ساختاری نشان داد حمایت والدین از خودمختاری بر قلدری سایبری با میانجیگری ارضای نیازهای روانشناختی اثرغیرمستقیم دارد. اگرچه پژوهش مستقیمی در زمینه نقش میانجی ارضای نیازهای روانشناختی در ارتباط بین حمایت والدین از خودمختاری و قلدری سایبری یافت نشد، اما شواهد غیرمستقیم این مسیر را تأیید میکنند. به عنوان مثال، هوانگ (2021) در مطالعهای بر روی نمونه بزرگی از نوجوانان نشان داد که احساس شایستگی بهطور معناداری رابطه بین قربانیشدن در قلدری و بهزیستی ذهنی نوجوانان را واسطه میکند. این یافته حاکی از آن است که مؤلفههای نیازهای روانشناختی میتوانند نقش میانجی در پیوند میان تجارب اجتماعی و پیامدهای روانشناختی ایفا کنند. بر اساس نظریه خودتعیینگری رایان و دسی (2017)، ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی یعنی خودمختاری، شایستگی و ارتباط پیششرط رشد سالم و سازگاری اجتماعی است. زمانی که والدین با رفتارهایی چون دادن آزادی در انتخاب، گوش دادن به نظرات نوجوان و احترام به علایق او، از خودمختاری حمایت میکنند، زمینه برای برآوردهشدن این نیازها فراهم میشود (وانستینکیست و رایان[55]، 2013). ارضای نیازهای روانشناختی موجب افزایش تنظیم هیجان، همدلی، مسئولیتپذیری و رفتارهای اجتماعی سازنده میشود. در مقابل، ناکامی در ارضای این نیازها به احساس محرومیت روانشناختی، خشم و پرخاشگری منجر میشود (کاستا و همکاران، 2016) که میتواند خود را در قالب رفتارهای مخرب نظیر قلدری سایبری نشان دهد، در واقع، نوجوانانی که احساس میکنند والدینشان آنها را کنترلگرانه مدیریت میکنند و آزادی کافی در بیان خود ندارند، بیشتر در معرض ناکامی نیازهای روانشناختی بوده و احتمال مشارکت آنها در قلدری سایبری افزایش مییابد (دیو و همکاران، 2023)؛ بنابراین میتوان گفت حمایت والدین از خودمختاری بهطور غیرمستقیم از طریق ارضای نیازهای روانشناختی احتمال بروز رفتارهای ضداجتماعی از جمله قلدری سایبری را کاهش میدهد. این مسیر میانجی نشان میدهد که خانواده نقش مهمی در پیشگیری از قلدری در فضای مجازی دارد؛ زیرا فراهمسازی محیطی که نیازهای بنیادین نوجوان را برآورده میکند، او را به سمت تعاملات سالم و مثبت با همسالان هدایت میکند.
نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روانشناختی با قلدری سایبری ارتباط غیرمستقیم دارد. اگرچه پژوهش مستقیمی درباره نقش میانجی ارضای نیازهای روانشناختی در ارتباط بین خشونت مدرسه و قلدری سایبری یافت نشد، اما شواهد پژوهشی غیرمستقیم مؤید این مسیر هستند. بهعنوان نمونه، پوروانداری و همکاران (2024) گزارش کردند که رضایت از نیازهای روانشناختی دانشآموزان نقش میانجی معناداری در رابطه بین سبک تربیتی مقتدرانه معلم و قصد انجام رفتارهای قلدری ایفا میکند. این یافته نشان میدهد که سطح ارضای نیازهای روانشناختی میتواند در پیوند میان تجارب محیطی مدرسه و گرایش به رفتارهای پرخاشگرانه و آسیبزننده نقش کلیدی داشته باشد.
در تبیین این یافته میتوان گفت، خشونت در محیط مدرسه، شامل تهدید، تحقیر یا زورگویی همسالان، میتواند فرصت نوجوانان برای تجربه نیازهای بنیادین روانشناختی از جمله احساس ارزشمندی، کفایت شخصی و ارتباط مثبت با دیگران را محدود کند (ریف[56]، 2013). ارضای این نیازها، نوجوانان را با منابع هیجانی و اجتماعی لازم برای مدیریت تنشها و مشکلات بینفردی توانمند میسازد و احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه آنلاین و قلدری سایبری را کاهش میدهد (جوزه[57] و همکاران، 2012)؛ بهعبارتدیگر، تجربه خشونت مدرسه با محدود کردن ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، فشار روانی و احساس ناتوانی ایجاد میکند و ممکن است نوجوانان را به رفتارهای جبرانی و خصمانه آنلاین سوق دهد؛ بنابراین، نیازهای بنیادین روانشناختی میتوانند نقش میانجی مهمی در رابطه بین خشونت مدرسه و قلدری سایبری ایفا کنند؛ به طوری که حتی در مواجهه با خشونت، نوجوانانی که نیازهایشان بهطور مؤثر ارضا میشود، کمتر احتمال دارد به قلدری سایبری متوسل شوند.
مطالعه حاضر نشان داد که حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه قادرند قلدری سایبری در میان نوجوانان دبیرستانی را پیشبینی کنند. همچنین، نیازهای روانشناختی نقش میانجی میان خشونت مدرسهای و حمایت والدین از خودمختاری با قلدری سایبری ایفا میکنند. یافتهها آشکار ساخت که چگونه عوامل خانوادگی، شرایط مرتبط با استفاده از فناوری و عوامل مدرسه بر قلدری سایبری دانشآموزان اثرگذارند و در عین حال سازوکار روابط بینفردی نوجوانان را در ارتباط با این پدیده روشنتر میسازند.
با وجود یافتههای ارزشمند، این پژوهش خالی از محدودیت نیست. نخست آنکه، مطالعه حاضر بر اساس دادههای مقطعی و گذشتهنگر انجام شده است و از اینرو امکان بررسی روابط علّی و تکرارپذیری نتایج در مطالعات طولی فراهم نیست. دوم، در حالی که حمایت والدینی بهطور کلی بررسی شده است، باید توجه داشت که کیفیت و تأثیر حمایت پدرانه و مادرانه ممکن است متفاوت باشد؛ موضوعی که میتواند در مطالعات آینده بهصورت تفکیکشده مورد توجه قرار گیرد. سوم، تمرکز اصلی پژوهش حاضر بر نقش روابط والد–فرزند در قلدری سایبری نوجوانان بوده است، حال آنکه روابط مهم دیگری همچون روابط خواهر و برادر، تعامل با همسالان و همچنین شرایط عینی اقتصادی–اجتماعی خانواده نیز میتوانند در بروز و تداوم این پدیده نقش داشته باشند. بررسی این عوامل در تحقیقات آتی میتواند به درک جامعتر و چندبعدیتری از پدیده قلدری سایبری بیانجامد.
بنابراین، جمعآوری دادههای طولی برای اعتبارسنجی روابط شناساییشده و انجام مرورهای نظاممند بهمنظور بررسی سازوکارهای میانجیگرانه میان متغیرها در مطالعات آینده ضروری است. همچنین، پژوهشهای آتی میتوانند به تفکیک، تأثیر حمایت پدر و مادر از خودمختاری را بر قلدری سایبری بررسی کنند تا نقش متمایز هر یک در رشد نوجوانان روشنتر گردد. افزون بر این، انجام مطالعات مشابه با در نظر گرفتن سایر ابعاد روابط اجتماعی نوجوانان، از جمله روابط با خواهر و برادر، تعاملات همسالان و شرایط اقتصادی–اجتماعی خانواده، توصیه میشود. یافتههای پژوهش حاضر همچنین بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی تأکید دارند که هدف آنها تقویت حمایت والدین از خودمختاری، ارتقای حساسیت اخلاقی در محیط مدرسه و پاسخگویی به نیازهای بنیادین روانشناختی نوجوانان (از جمله شایستگی و ارتباط) باشد؛ راهبردهایی که میتوانند در پیشگیری و کاهش قلدری سایبری نقش مؤثری ایفا کنند.
تعارض منافع
در این پژوهش هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
حامی مالی
این پژوهش با حمایت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی انجام گرفت.
ملاحظات اخلاقی
این مطالعه با رعایت اصول اخلاقی پژوهشهای انسانی انجام شد، کلیه شرکتکنندگان با رضایت آگاهانه در پژوهش مشارکت داشتند و محرمانگی اطلاعات و حریم خصوصی آنان کاملاً رعایت شد.
مشارکت نویسندگان
نویسنده اول: روششناسی/تجزیه و بازبینی گزارش نهایی. نویسنده دوم:. جمعآوری، تجزیهوتحلیل و تهیه گزارش مقدماتی.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از کلیه افرادی که با مشارکت خود در اجرای این پژوهش همکاری کردند، صمیمانه سپاسگزاری میشود.
[1]. Cyberbullying
[2]. Eyuboglu
[3]. Yuying& Yan
[4]. Güçlü-Aydogan
[5]. Nazmul
[6]. Ng
[7]. Chen & Chen
[8]. Chung & Shin
[9]. Lai
[10]. Parental autonomy support
[11]. Wang
[12]. Davis & Koepke
[13]. Sureda
[14]. Wright
[15]. Elsaesser
[16]. Navarro & et al
[17]. Wu
[18]. Ma
[19]. School violence
[20]. Benbenishty& Astor
[21]. Longobardi
[22]. Modecki
[23]. Gómez-Ortiz
[24]. Soderberg
[25]. Turns & Sibley
[26]. Basic psychological needs
[27]. Ryan & Deci
[28]. Ng
[29]. Vlachopoulos
[30]. Deci & Ryan
[31]. Legault
[32]. Jiang & Liang
[33]. Tian
[34]. Ren & Jiang
[35]. Liang
[36]. Young-Jones
[37]. Santurio
[38]. Huang
[39]. Du
[40]. Purwandari
[41]. Hoyle
[42]. Antoniadou
[43]. Robbins
[44]. Smith
[45]. Need for autonomy
[46]. Need for competence
[47]. Need for communication
[48]. Costa
[49]. Chirkov& Ryan
[50]. Furlong
[51]. Aoyama
[52]. Froiland & Worrell
[53]. Agnew & White
[54]. Kowalski
[55]. Vansteenkiste& Ryan
[56]. Ryff
[57]. Jose