Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant Professor of Psychology, Faculty of Humanities, Sayyed Jamaleddin Asadabadi University, Asadabad, Hamedan, Iran.
2 M.Sc. in General Psychology, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Shiraz Branch, Shiraz, Iran.
3 M.Sc. in General Psychology, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Yasouj Branch, Yasuj, Iran.
Keywords
مقدمه
خودکشی[1] یک مشکل جدی بهداشت عمومی در ایالات متحده است، بهطوری که در سال 2018، 48344 آمریکایی جان خود را از دست دادند (مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها[2]، 2021). خودکشی یکی از علل اصلی مرگومیر در تمام گروههای سنی و دومین علت شایع در بین جوانان 10 تا 34 ساله است. بهازای هر خودکشی کامل، حدود 29 تلاش انجام میشود (مرکز ملی آمار سلامت[3]، 2021). نرخ خودکشی در ایالات متحده از سال 1999 تا 2016 نزدیک به 30 درصد افزایش یافت (کِگلر[4] و همکاران، 2017؛ بارن هورست[5] و همکاران، 2021). در طی سالهای اخیر، مرگ ناشی از خودکشی روندی صعودی داشته است. پیشبینی میشود نسبت مرگ ناشی از خودکشی از 8/1 درصد در سال 1998 به 4/2 درصد در سال 2020 افزایش یابد (سازمان جهانی بهداشت[6]، 2014، بارنهورست[7] و همکاران، 2021). بر اساس آخرین برآوردهای «خودکشی در جهان در سال 2023» که توسط سازمان جهانی بهداشت منتشر شده، خودکشی یکی از مهمترین علل مرگومیر در سراسر جهان است. در سال 2023، بیش از 800 هزار نفر در اثر خودکشی جان خود را ازدستدادهاند: یعنی از هر 100 مورد مرگ، یک نفر (بگیان کولهمرزی و همکاران، 2024). خودکشی دومین عامل مرگ زودرس در بین جوانان 15 تا 29 ساله است (هولتس - دل آرکو[8] و همکاران، 2024). افکار و رفتارهای خودکشی به طور معمول در دوران پیش از نوجوانی ظاهر میشوند و در دوران نوجوانی این افکار بارزتر میشوند (چا[9] و همکاران، 2018؛ کیسلر و همکاران، 1999؛ رین هرز و همکاران، 2006). تخمین زده میشود نوجوانانی که افکار خودکشی را تجربه میکنند 12 برابر بیشتر از سایرین در سن 30 سالگی اقدام به خودکشی میکنند (هولتس - دل آرکو و همکاران، 2024؛ چا و همکاران، 2018؛ کیسلر[10] و همکاران، 1999؛ رین هرز[11] و همکاران، 2006). رفتار خودکشی شامل یک فرایند سهمرحلهای است که از ایدهپردازی خودکشی، به ایدهپردازی متوسط و قوی و درنهایت به ایدهپردازی با اقدام به خودکشی میرسد (کلونسکی[12] و همکاران، 2016). ایدهپردازی خودکشی بهعنوان «داشتن افکار، ایده و احتمال خودکشی» تعریف شده است (وی[13] و همکاران، 2022). آخرین گزارشها حاکی از آن است که نرخ خودکشی در ایران 8/6 درصد برآورد شده است که کمتر از نرخ جهانی است و ایران در رتبه 58 در بین کشورهای جهان قرار دارد (اسدیان و همکاران، 2023). همچنین باتوجهبه آمارهای موجود میزان خودکشی در استان لرستان 4/11 در 100 هزار نفر برآورد شده که مجموع خودکشیها در استان لرستان در سال 98/242 مورد بوده است که سهم مردان 157 مورد بوده است (رجبی و همکاران، 2024). به همین دلیل، رویکردهای جدید در مطالعه خودکشی، از جستجوی علل خودکشی به درک دلایل و فرایندهای مرتبط با آن، باهدف توسعه راهبردهای پیشگیری مؤثر تغییر جهت دادهاند.
نوجوانان با خود ادراکی مثبت[14] ممکن است احساس ارزشمندی کنند و روابط سالمی برقرار کنند؛ ازسویدیگر، نوجوانان با خود ادراکی منفی ممکن است مشکلاتی مانند عزتنفس پایین و بیارزشی را تجربه کنند (ارز و آغیرگان[15]، 2024). فیلسوفان و دیگر اندیشمندان از زمان ظهور تاریخ مکتوب درباره مفهوم خود صحبت کردهاند و بدین ترتیب جایگاه مهمی در مطالعه انسانها به این مفهوم دادهاند (ودول - شلسوس[16] و همکاران، 2012)؛ بنابراین؛ دانستن اینکه چه کسی هستیم به یک مفهوم مهم در ترسیم، برنامهریزی و دستیابی به اهداف در زندگی تبدیل میشود. این خودشناسی با اصطلاح پتر مانند خود ادراکی پوشش داده میشود (هولمان و کالوجرو[17]، 2020). خود ادراکی یک متغیر روانشناختی است که قضاوت افراد را در مورد تواناییهای خود بهمنظور دستیابی به یک هدف خاص منعکس میکند و بر اساس بلوغ شناختی و تجربیات موفقیت و شکست حاصل از تحول انسان تغییر میکند (موریس و میسترز[18]، 2003). طبق نظر بوپلینگ[19] (2002؛ به نقل از ناظمی و همکاران، 1402)، خود ادراکی، طرحوارهها و عقاید فرد درباره خودش است و شامل صفات شخصیتی، ارزشها، احساسات اخلاقی، امیال و تعهدهایی است که شخص برای توصیف خود استفاده کرده و خود را به آنها با دیگران معرفی میکند. نظریه خود ادراکی معتقد است که افراد نگرشها و ترجیحات خود را با تفسیر معنای رفتار خود تعیین میکنند (دیکو[20]، 2018). نظریه خود ادراکی از تأثیرگذارترین نظریههایی است که چگونگی کسب خودشناسی را توضیح میدهد. این نظریه توسط داریل بم[21] (1972) توسعه یافت و دارای دو ادعا است. ادعای نخست این است که افراد با ارزیابی رفتارها و شرایطی که تحت آن این رفتارها رخ میدهد از حالات درونی خود مانند نگرشها و باورها آگاه میشوند (الیزاروف [22] و همکاران، 2025). ادعای دوم این است که افراد برای استنباط حالات درونی خود مانند باورها و نگرشها به رفتارهای خود و شرایطی که این رفتارها در آن رخ میدهد، وابسته هستند. با درنظرگرفتن این دیدگاه، خود ادراکی عامل مهمی برای درک انگیزه و تحول خود پنداشت در دوران نوجوانی است؛ زیرا همزمان بر این سازه بر عزتنفس، خودارزشمندی، خودپنداره تأثیر میگذارد (ناظمی و همکاران، 1402). در یک مطالعه باکن[23] و همکاران (2025) باهدف عوامل محافظتی برای افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در نوجوانان: یک مطالعه کوهورت مبتنی بر جمعیت طولی که تفاوتهای جنسی را بررسی میکند نتایج نشان داد که خود ادراکی مثبت به طور قابلتوجهی با کاهش ایدهپردازی و اقدام به خودکشی یک سال بعد برای هر دو جنس مرتبط بود. به طور خاص، خودارزشمندی بهشدت با کاهش ایدهپردازی خودکشی در زنان نسبت به مردان مرتبط بود. تعامل بین جنسیت و شایستگی اجتماعی بر احتمال اقدام به خودکشی تأثیر گذاشت، با این که مردان کاهش بیشتری در اقدام به خودکشی نسبت به زنان نشان میدهند. فعالیت بدنی بالاتر و ارتباط بهزیستی مدرسه با ایدهپردازی پایینتر و ارتباط بهزیستی مدرسه با اقدام به خودکشی پایینتر بدون تفاوت جنسیتی همراه بود. علاوه بر این، در یک مطالعه مقطعی باهدف مروری بر ادبیات سیستماتیک (هنسون[24] و همکاران، 2017)، نشان میدهد که شایستگی خود ادراکی (یعنی عزتنفس و خودارزشمندی ظاهری[25]) با ایدهپردازی خودکشی پایین در نوجوانی مرتبط است (کلیمان و ریسکیند[26]، 2013؛ شارف[27] و همکاران، 2009).
در میان نظریههای خودکشی معاصر، مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی[28] (IMV) (اوکانر[29]، 2011). میتواند یک چارچوب امیدوارکننده برای توضیح افکار خودکشی در میان نوجوانان ارائه بدهد. مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی نهتنها یکی از دقیقترین توضیحات را برای ظهور افکار خودکشی ارائه میکند، و بهخصوص ساختارهایی را نیز در بر میگیرد که ممکن است با دوران نوجوانی مرتبط باشد (پولاک[30] و همکاران، 2021؛ بگیان کوله مرزی و همکاران، 2024) مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی یک چارچوب «ایده به عمل[31]» را برای توضیح بروز افکار خودکشی و گذار از افکار به رفتار را اتخاذ میکند. این نظریه فرض میکند که تجارب شکست (یعنی شکست در مبارزه اجتماعی و احساس به زیر آمدن یا پایین کشیدهشدن) که توسط رویدادهای استرسزای زندگی یا سایر عوامل محیطی ایجاد میشود، منجر به گرفتار شدن (یعنی ناتوانی ادراک شده برای فرار یا نجات از موقعیتهای آزاردهنده) و در نهایت ایدهپردازی خودکشی میشود (اوکانر و کیرتلی[32]، 2018). به دام افتادگی، میتواند ماهیت درونی یا بیرونی داشته باشد؛ و زمانی به وجود میآید که تلاش فرد برای فرار از شکست یا موقعیتهای تحقیرآمیز مسدود شود (گیلبرت و آلن[33]، 1998). استدلال میشود که رفتار خودکشی از تلاش فرد برای فرار از موقعیتهای غیرقابلتحمل (به دام افتادگی بیرونی)، یا افکار و احساسات غیرقابلتحمل (به دام افتادگی درونی) ناشی میشود (ویلیامز[34]، 1997، 2014؛ اوکانر و پورتزکی[35]، 2018). ترک[36] و همکاران (2024) در مطالعهای باهدف شکست، به دام افتادگی و افکار خودکشی در یک نمونه جامعه ترک از بزرگسالان جوان: بررسی مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی رفتار خودکشی نتایج نشان داد که به دام افتادگی نقش میانجی بین شکست و ایدهپردازی خودکشی ایفا کرد و تعلقپذیری خنثی (اما نه ادراک سربار بودن) نقش تعدیلکنندهای در مسیر بین به دام افتادگی و ایدهپردازی خودکشی داشت. همچنین نتایج مطالعه نشان میدهد که شدت به دام افتادگی به طور مداوم در فواصل زمانی مختلف با ایدهپردازی خودکشی فعلی و بعدی همراه است. علاوه بر این، به دام افتادگی در فواصل زمانی تقریباً 3 ساعته، یک ارتباط زمانی دوطرفه با شکست و ایدهپردازی خودکشی داشت (فن بالگوویجن[37] و همکاران، 2022).
تعداد زیادی از تحقیقات اخیر در مورد افکار خودکشی نشان داده است که افکار خودکشی تحتتأثیر تعارضات خانوادگی، بدرفتاری در دوران کودکی و بسیاری از عوامل دیگر است (چن[38] و همکاران، 2021؛ کلونسکی[39] و همکاران، 2016؛ زو[40] و همکاران، 2024). ازآنجاییکه همه کودکانی که در معرض تجارب استرسزای زندگی قرار میگیرند مبتلا به آسیبهای روانی نمیشوند و یا رفتارهای خودکشی ندارند، قابلقبول است که فرض کنیم متغیرهای دیگری وجود دارد که ممکن است به توضیح چنین ارتباطی کمک کند (دل سانتو[41] و همکاران، 2020). رویدادهای استرسزای در زندگی به رویدادهایی گفته میشود که به طور ناگهانی و بدون کنترل اراده ذهنی فرد در زندگی فرد رخ میدهد و میتواند تأثیر بسزایی بر سلامت روان فرد داشته باشد (کسِلر[42] و همکاران، 1997؛ وانگ[43] و همکاران، 2022). تجربه رویدادهای آسیبزای اولیه میتواند منجر به تغییرات عملکردی و ساختاری قابلتوجهی در مغز شود که با مسائل روانپزشکی از جمله اختلالات اضطرابی، افسردگی اساسی و ایدهپردازی خودکشی مرتبط باشد (برنی[44] و همکاران، 2024). در نهایت، ازآنجاییکه تجربیات آسیبزا اولیه، توسعه سیستمها را تغییر میدهد که پاسخ استرس را تنظیم میکنند، حساسیت به استرس و اختلالات خلقی را در مراحل بعدی زندگی افزایش میدهند، میتوان تصور کرد که افزایش رویدادهای نامطلوب اولیه همراه با ویژگیهای شخصیتی خاص، افراد باسابقه تجربیات اولیه آسیبزای را در معرض خطر بیشتری برای افکار و رفتار خودکشی قرار دهد (ساکس - اریکسون[45] و همکاران، 2016؛ دل سانتو و همکاران، 2020). زو[46] و همکاران (2024) در مطالعهای باهدف رویدادهای استرسزای زندگی در میان دانشجویان: روابط مستقیم و غیرمستقیم با بیخوابی، افسردگی، عزتنفس و افکار خودکشی نتایج نشان داد که رویدادهای استرسزای زندگی به طور مثبت علائم بیخوابی، افسردگی و افکار خودکشی را پیشبینی میکند. اثر میانجی افسردگی بین رویدادهای استرسزای زندگی و افکار خودکشی معنیدار بود. اثر واسطهای و سریالی بیخوابی و افسردگی بین رویدادهای استرسزای زندگی و افکار خودکشی معنیدار بود. بااینحال، اثر میانجی بیخوابی بین رویدادهای استرسزای زندگی و افکار خودکشی معنیدار نبود. همچنین، پیشبینی مثبت رویدادهای استرسزای زندگی و افسردگی بر روی افکار خودکشی زمانی ضعیفتر بود که سطح عزتنفس فرد بالاتر بود و اثر میانجی سریالی تعدیلشده معنیدار بود. نتایج مطالعه رجبی و همکاران (2024) نشان داد که 74 درصد از واریانس درد ذهنی توسط واکنشپذیری شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی تبیین میشود. علاوه بر این، 79 درصد از واریانس تابآوری خودکشی توسط واکنشپذیری شناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، و درد ذهنی توضیح داده شد. تجارب اولیه و منفی زندگی هم بهصورت مستقیم و بهصورت غیرمستقیم از طریق درد ذهنی با تابآوری در برابر خودکشی مرتبط بود.
یکی از نظریههای که در چند سال اخیر در حوزه خودکشی مطرح شده است نظریه فشار روانشناختی[47] زانگ[48] (2011) برگرفته از نظریه فشار عمومی اگنیو[49] (1992) است. زانگ (2005) نظریه فشار خودکشی را ارائه کرد که فرض میکند خودکشی به طور معمول با فشارهای روانشناختی[50] پیش میآید (زانگ، 2005؛ زانگ و همکاران، 2011). فشار یک ساختار جدید بود که اولینبار توسط زانگ (2005) مفهومسازی شد؛ معادل استرس یا تنش نبود. یک فشار حداقل شامل دونیرو است که فرد را به جهات مختلف سوق میدهد و در فرد چنان دردی ایجاد میکند که میتواند نسبت به دیگران رفتار مجرمانه داشته باشد یا خودکشی کند (زانگ، 2016 ب). بر طبق دیدگان زانگ (2005، 2016 ب؛ زانگ و همکاران، 2011) چهار منبع فشار وجود دارد: 1- فشار ارزشی[51] زمانی رخ میدهد که دو ارزش اجتماعی با یکدیگر تضاد داشته باشند، 2- فشار آرمان[52] ناشی از اختلاف بین آرزو و واقعیت؛ زمانی که فرد نمیتواند به اهداف خود دست یابد، 3- فشار محرومیت[53] ناشی از محرومیت نسبی؛ زمانی که فرد متوجه میشود که افراد دیگر با پیشینه مشابه زندگی بهتری دارند یا به موفقیت بیشتری دست مییابند و 4- فشار مقابلهای[54] زمانی رخ میدهد که فرد قادر به کنارآمدن با ناامیدی یا بحران نباشد (زانگ و همکاران، 2022). هنگامی که دو نیروی متضاد یک فشار را ایجاد میکنند، فرد را به سمتهای مختلف سوق میدهند که ممکن است منجر به ناکامی[55]، خشم، افسردگی، ناامیدی، روان درد[56] و حتی خودکشی شود. در واقع فشار روانی به طور معمول منجر بهسلامت روان منفی میشود که یک عامل خطر برای خودکشی است (زانگ و تانگ[57]، 2009). موسیوند و همکاران (2024) در پژوهشی نشان دادند که در نوجوانان ایرانی شکست و فشار روانشناختی بهعنوان پیشبینیکنندههای معنادار ایدهپردازی خودکشی هستند. به طور قابلتوجهی، ناامیدی بهعنوان میانجیگر رابطه بین فشار روانشناختی، شکست و ایدهپردازی خودکشی بود. اعتمادی و همکاران (1402) در پژوهشی نشان دادند در پسران شکست و حساسیت به طرد اثر مثبت و مستقیمی بر ایدهپردازی خودکشی دارد، درحالیکه فشار روانشناختی از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایدهپردازی خودکشی دارد. همچنین در دختران شکست و فشار روانشناختی اثر مثبت و مستقیمی بر ایدهپردازی خودکشی دارند، درحالیکه حساسیت به طرد از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایدهپردازی خودکشی دارد. همچنین نتایج مطالعه وانگ[58] و همکاران (2021) نشان میدهد که فشارهای روانشناختی به طور قابلتوجهی با رفتارهای خودکشی مرتبط است و پریشانی روانشناختی و ناامیدی تا حدی رابطه بین فشار روانشناختی و رفتارهای خودکشی را تبیین میکنند.
در مجموع باتوجهبه فقدان نسبی کار تجربی در مورد نوجوانی در مقایسه با بزرگسالی، در حال حاضر هیچ نظریه خاصی درباره خودکشی نوجوانی وجود ندارد (پولاک و همکاران، 2021). در یک دهه گذشته، محققان چندین نظریه را برای توضیح رشد افکار خودکشی و اینکه چگونه افکار به اقدام تبدیل میشود (از ایده تا اقدام) ارائه کردهاند برای مثال، نظریه بینفردی خودکشی (جوینر[59]، 2005؛ ون اُردن[60] و همکاران، 2010)؛ و نظریه سهگامی (کلونسکی و می[61]، 2015)، مدل یکپارچه انگیزشی ارادی (IMV اوکانر، 2011) و نظریه فشار روانشناختی (زانگ، 2011) بااینحال، این نظریهها و بیشتر نظریههای خودکشی، سنگرایانه[62] هستند؛ و ملاحظات رشدی دوران نوجوانی از جمله تعارضات خانوادگی، تغییرات مرتبط با بلوغ، هویت، خودپنداره و فشارهای اجتماعی اشاره محدودی شده است. آزمایش و تعمیم نظریههای رایج به دوره نوجوانی وجود دارد؛ و در صورت نیاز، توضیحات حساستری از نظر تحولی برای افکار خودکشی در اوایل زندگی احساس میشود؛ لذا این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجهبه اثرات واسطهای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد.
روش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 13 تا 18 سال شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر از نوجوانان شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. به این صورت که در ابتدا بر اساس چهار جهت جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق و غرب) 8 مدرسه (دخترانه و پسرانه) مقطع متوسطه اول و دوم انتخاب شدند در ادامه از هر مدرسه نیز 4 کلاس و از هر کلاس نیز 20 نفر انتخاب شدند. قبل از اجرای پژوهش دو فرم رضایت آگاهانه ویژه والدین و دانشآموزان طراحی شد و بعد از امضاء رضایت نامه آگاهانه توسط والدین و فرزندان و بر اساس بیانیه هلسینکی، مصوب انجمن جهانی پزشکی در سال ۱۹۶۴ و اصلاحات بعدی آن پژوهشگران موظف شدند تا پیش از آغاز مطالعه، رضایت آگاهانه و کتبی از دانشآموزان و والدین دریافت کنند. حفاظت از حریم خصوصی و محرمانگی دادهها، توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر (دانشآموزان با ایدهپردازی خودکشی فعال)، بهرهگیری از روشهای علمی معتبر، و شفافیت در گزارش نتایج از دیگر الزامات رعایت شده این پژوهش بود. همچنین بر ضرورت ارزیابی مستمر ریسک و فایده، توقف مطالعه در صورت بروز خطرات پیشبینینشده، آزادی خروج از مطالعه توسط شرکتکنندگان در هر مرحله از پژوهش و انتشاریافتهها اعم از مثبت یا منفی بهمنظور ارتقای دانش پزشکی و سلامت عمومی در یک جلسه توجیهی برای والدین تأکید شد. ملاکهای ورود شامل رضایت آگاهانه، دامنه سنی 13 تا 18 سال، عدم وجود معلولیتهای جسمانی و ابتلا به بیماریهای مزمن و مصرف دارو بهخاطر وضعیت جسمانی و روانی (بررسی این ملاک توسط مشاوران مدارس و بر اساس پرونده الکترونیک دانشآموزان انجام شد) و ملاکهای خروج شامل عدم تمایل برای شرکت در پژوهش، داشتن ایدهپردازی خودکشی فعال، بستریشدن در طول 6 سال گذشته بهخاطر وضعیت جسمانی و روانی (باتوجهبه پرسشنامه جمعیتشناختی) و پاسخگویی ناقص به پرسشنامهها و مخدوش بودن آنها بود. لازم به ذکر است نوجوانان با ایدهپردازی خودکشی فعال به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی دانشآموزی ارجاع داده شدند.
طبق پیشینههای موجود، رهنمودهای مختلفی جهت تعیین حجم نمونه برای مدلسازی معادلات ساختاری پیشنهاد شده است در این پژوهش باتوجهبه فرمول سوپر[63] (2024) برای تعیین حجم نمونه برای مدلسازی معادلات ساختاری باتوجهبه اندازه اثر 1/0، توان آماری 80/0، تعداد متغیرهای مکنون (پنهان) چهار متغیر، متغیرهای مشاهدهپذیر (13 سؤال) و سطح معناداری 05/0 حداقل حجم نمونه 166 و حداکثر آن 1454 برآورد شد که در این مطالعه از بین 640 داده جمعآوری شده 17 داده مخدوش و ناقص کنار گذاشته شد و تحلیل نهایی بر روی 623 داده جمعآوری شده انجام شد. برای جمعآوری دادهها از مقیاس احتمال خودکشی (کال و گیل، 1982)، پرسشنامه فشار روانشناختی (زانگ و همکاران، 2011)؛ پرسشنامه چندبعدی خودکشی (عثمان و همکاران 2010)، مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی (گیلبرت و همکاران، 2003) و مقیاس بهدامافتادگی (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس احتمال خودکشی[64] (SPS): احتمال خودکشی با استفاده از مقیاس احتمال خودکشی که توسط کال و گیل در سال 1982 برای سنجش احتمال خودکشی ساخته شده است، ارزیابی شد. مقیاس احتمال خودکشی از 36 گویه و 4 خرده مقیاس ناامیدی، افکار خودکشی، خصومت-پرخاشگری و خودارزیابی منفی تشکیل شده است. گویهها بر اساس یک مقیاس 4 نمرهگذاری میشوند. ضریب آلفای کرونباخ نمره کل این مقیاس توسط کال و گیل 93/0 و برای خرده مقیاسها در دامنهای از 0/62 تا 0/89 گزارش شده است. این مقیاس بهخوبی افراد خودکشی گرا را از غیرخودکشیگرا مجزا میکند (کال و گیل، 1988). در گروههای نوجوانان نیز از این مقیاس استفاده شده است و ساختار 4 عاملی آن تأیید شده و اعتبار به روش آلفای کرونباخ برای کل گویهها 91/0 گزارش شده است (تاتمان و همکاران، 1993). حداقل نمره در این مقیاس 36 و حداکثر آن 144 است. در ایران در پژوهشی بر روی نوجوانان از این مقیاس استفاده شد و مشخص شد بین نمره کل این مقیاس و نشانههای افسردگی و اضطراب همبستگی وجود دارد (شریفیان و همکاران، 2011) در مطالعه خانیپور و همکاران (2017)، ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس 86/0 گزارش شد. در پژوهش اعتمادی و همکاران (1402) ضریب پایایی پرسشنامه به روش امگای مکدونالد (95/0=α، 95/0=ω) به دست آمد.
ب) پرسشنامه فشار روانشناختی[65] (PSS): برای اندازهگیری فشار روانشناختی از مقیاس فشار روانی زانگ و همکاران (2011، 2022) استفاده شد. این مقیاس دارای 4 خرده مقیاس فشار ارزشی، فشار آرمانی، فشار محرومیت و فشار مقابله است. هر خرده مقیاس دارای 10 گویه است که ازجمله گویههای خرده مقیاس فشار ارزشی میتوان به «بین ارزشهای سنتی و مدرن، نمیدانم چه چیزی را باید دنبال کنم؟» و ازجمله گویههای خرده مقیاس فشار آرمانی میتوان به «جامعه برای من عادلانه نیست» اشاره کرد. نحوه پاسخگویی به این پرسشنامه در یک طیف 5 درجهای (1= اصلاً در مورد من درست نیست تا 5= کاملاً در مورد من درست است) نمرهگذاری میشود. حداقل نمره در این مقیاس 40 و حداکثر آن 200 است. روایی سازه این پرسشنامه در مطالعه زانگ و همکاران (2022) با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی برای 40 گویه در 4 خرده مقیاس فشار ارزشی، فشار آرمانی، فشار محرومیت و فشار مقابله تأیید شده است. روایی همگرای این مقیاس با پرسشنامه اضطراب، استرس و افسردگی به دست آمد (464/0=r) که نشاندهنده روایی همگرای مقیاس است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای فشار ارزشی 86/0، فشار آرمانی 91/0، فشار محرومیت 91/0، فشار مقابله 90/0 و برای کل مقیاس 95/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر ضریب پایایی پرسشنامه به روش امگای مکدونالد (942/0= ω و 944/0= α) بهدستآمده است. شاخصهای برازش مدل تحلیل عوامل تأییدی تک عاملی در پژوهش اعتمادی و همکاران (1402) حاکی از آن بود که مدل از برازش مطلوب برخوردار بوده است (461/2=X2، 89/0=GFI، 86/0=AGFI، 94/0=IFI و 05/0=RMSEA).
ج) پرسشنامه چندبعدی خودکشی[66] (MSI-28): پرسشنامه چندبعدی خودکشی ی پرسشنامه 28 سؤالی است که توسط عثمان و همکاران (2010) برای سنجش ابعاد خودکشی طراحی و تدوین شده است. این پرسشنامه در یک طیف 5 درجهای از اصلاً درست نیست (1) تا کاملاً درست است (5) نمرهگذاری میشود. این پرسشنامه دارای 4 خرده مقیاس است. این پرسشنامه دارای دو بعد مثبت (ارتباط با خانواده[67] و خود ادراکی مثبت[68] PSP) و دو بعد منفی (ایدهپردازی خودکشی[69] و عاطفه منفی[70]) است. هر خرده مقیاس از این پرسشنامه دارای 7 سؤال است. در این پژوهش برای سنجش خود ادراکی مثبت از 7 سؤال خرده مقیاس خود ادراکی مثبت پرسشنامه چندبعدی خودکشی (MSI-28، عثمان و همکاران، 2010) استفاده شده است. حداقل نمره در خرده مقیاس خود ادراکی مثبت 7 و حداکثر آن 35 است. نمره بالاتر نشاندهنده خود ادراکی بیشتر است. پایایی گزارش شده پرسشنامه با استفاده از (برآورد[71] Rho) برای ارتباط خانواده 94/0، برای خود ادراکی مثبت 94/0، برای ایدهپردازی 93/0 و برای عاطفه منفی 90/0 گزارش شد (امریش، 2012). از جمله سؤالات این خرده مقیاس «به خود ایمان دارم «و «احساس خوبی نسبت به خودم دارم» اشاره کرد. در مطالعه سان و همکاران (2023) بر روی جوانان با میانگین سنی 19/20 سال ضریب آلفای کرونباخ (α) و امگا مک دونالد (ω) برای ایدهپردازی خودکشی به ترتیب 913/0 و 920/0 بود. در مطالعه حاضر ضریب آلفای کرونباخ (α) و امگا مک دونالد (ω) برای خرده مقیاس خود ادراکی مثبت به ترتیب 940/0 و 949/0 به دست آمد.
د) مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی [72] (ELES): این مقیاس توسط گیلبرت و همکاران (2003) برای اندازهگیری خاطرات هیجانی در خانواده، مرتبط با یادآوری احساس بیارزش بودن، ترس و اجبار به سلطهپذیری و تسلیم، ایجاد شد. این مقیاس 15 آیتمی از شرکتکنندگان میخواهد تا در یک مقیاس 5 درجهای (درجهبندیشده از 1= کاملاً نادرست تا 5 کاملاً درست) مشخص کنند که هر عبارت تا چه میزان برای آنها درست است. حداقل نمره در این مقیاس 15 و حداکثر آن 75 است. در این مقیاس آیتمهای 6، 7 و 9 نمرهگذاری معکوس میشوند. گیلبرت و همکاران (2003) ویژگیهای روانسنجی پرسشنامۀ تجارب اولیه و منفی زندگی را به دست آوردند. بهمنظور بررسی ساختار عاملی (روایی سازه) پرسشنامه، از تحلیل مؤلفههای اصلی با چرخش متعامد واریماکس در سطح گویه استفاده شد. نتایج آزمونهای کفایت نمونهبرداری کیسر - میر - الکین (92/0) و آزمون کرویت بارتلت (73/1654) نشان وجود شواهد کافی برای انجام تحلیل عامل بود. نمودار سنگریزه و مقادیر ارزشهای ویژه بالاتر از یک نشان داد که 3 عامل قبل استخراج است. مقدار تبیین شده ارزش ویژه کل آزمون برای عاملهای اول تا سوم به ترتیب برابر با 07/7، 16/1 و 28/1 بود که درمجموع 15 گویهی مذکور 63/0 درصد واریانس پرسشنامه تجارب اولیه و منفی زندگی را تبیین کرد. گیلبرت و همکاران (2003) ضریب آلفای کرونباخ تهدید[73] را 89/0، سلطهپذیری (تسلیم[74]) را 85/0، بیارزش[75] را 71/0 و کل مقیاس را 92/0 گزارش کردند. روایی همگرایی مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی خرده مقیاس طرد (78/0 = r)، گرمی هیجانی (56/0 = r)، حمایت افراطی (45 = r)، با پرسشنامه مطالعات اپیدمیولوژیک افسردگی (39/0 = r)، مقایسه اجتماعی (38/0- = r) و مقیاس شرم (44/0 = r) به دست آمد. در پژوهش حاضر همسانی درونی خرده مقیاسهای پرسشنامه تجارب اولیه و منفی زندگی با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای بیارزشی 82/0، تهدید 86/0 و تسلیم 85/0 و برای کل مقیاس 93/0 به دست آمد.
ه) مقیاس بهدامافتادگی[76] (گیلبرت و آلن، 1998): در مطالعه حاضر، از مقیاس ۱۶ مادهای به دام افتادگی گیلبرت و آلن[77] (۱۹۹۸) برای سنجش احساس به دام افتادگی استفاده شد. این مقیاس در ابتدا باهدف ارزیابی احساس به دام افتادن در زمینه افسردگی طراحی شده است. از پاسخدهندگان خواسته میشود مشخص کنند هر عبارت تا چه حد در مورد آنها صدق میکند؛ این کار بر اساس یک مقیاس پنجدرجهای لیکرت انجام میشود (۰= «اصلاً شبیه من نیست»، ۱= «تا حدی شبیه من است»، ۲= «نسبتاً شبیه من است»، ۳= «تا حد زیادی شبیه من است»، ۴= «کاملاً شبیه من است»). حداقل نمره در این مقیاس 16 و حداکثر آن 64 است. ده ماده اول مقیاس به «به دام افتادگی بیرونی» میپردازد (برای مثال: «در موقعیتی قرار دارم که احساس میکنم گرفتار شدهام»)، و شش ماده آخر به «به دام افتادگی درونی» اشاره دارند (برای مثال: «میخواهم از خودم دور شوم»). مجموع امتیازات بین ۰ تا ۷۰ قابلتغییر است و نمره بالاتر نشاندهنده شدت بیشتر احساس به دام افتادگی است. همسانی درونی پرسشنامه در نوجوانان در مطالعه بگیان کوله مرزی و همکاران (2025) به روش امگا مک دونالد برای به دام افتادگی بیرونی (91/0= α و 91/0=ω)، به دام افتادگی درونی (89/0= α و 91/0=ω) و برای کل مقیاس (95/0= α و 95/0=ω) به دست آمد.
به همه نوجوان شرکتکننده در مطالعه هزینهای پرداخت نشد، بنابراین کسب رضایت آگاهانه شرکتکنندگان در اولویت بود. پس از امضای فرم رضایتنامه آگاهانه والدین و دانشآموزان خواسته شد تا به سؤالات پرسشنامه آنلاین که در گوگل فرم[78] طراحی شده بود پاسخ بدهند. در این نظرسنجی ویژگیهای جمعیتشناختی از جمله، سن، جنسیت، پایه تحصیلی جمعآوری شد. جمعآوری دادهها از مهر 1403 آغاز شد و در آذر 1403 به پایان رسید. تکمیل پرسشنامههای آنلاین به طور متوسط برای هر شرکتکننده 30 دقیقه طول کشید. کلیه مراحل انجام مطالعه مطابق با دستورالعملها و مقررات اجرای آزمون صورت گرفت.
یافتهها
میانگین سنی دانشآموزان شرکتکننده در مطالعه 61/1±86/16 سال بود. از بین دانشآموزان، 169 نفر (12/27 درصد) 14ساله، 117 نفر (78/18 درصد) 15ساله، 100 نفر (05/16 درصد) 16ساله، 74 نفر (87/11 درصد) 17ساله، 38 نفر (09/6 درصد) 18ساله و 125 نفر (06/20 درصد) 19ساله بودند. از بین دانشآموزان، 287 نفر (1/46 درصد) پسر و 336 نفر (9/53 درصد) دختر بودند. میانگین سنی دانشآموزان دختر شرکتکننده در مطالعه 59/1±08/16 سال بود. همچنین میانگین سنی دانشآموزان پسر شرکتکننده در مطالعه 78/1±74/16 سال بود. میانگین، انحراف معیار و ماتریس ضریب همبستگی متغیرهای فشار روانشناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی و به دام افتادگی و خود ادراکی مثبت با احتمال خودکشی در جدول شماره 1 آمده است.
جدول 1. میانگین، انحراف استاندارد و ماتریس ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
|
1. فشار ارزشی |
- |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
2. فشار آرمانی |
456/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
3. فشار محرومیت |
561/0** |
487/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
4. فشار مقابلهای |
512/0** |
501/0** |
489/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
5. فشار روانشناختی |
623/0** |
609/0** |
521/0** |
541/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
|
|
6. تهدید |
478/0** |
399/0** |
454/0** |
425/0** |
355/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
|
7. تسلیم |
563/0** |
401/0** |
521/0** |
529/0** |
389/0** |
478/0** |
- |
|
|
|
|
|
|
8. بیارزشی |
421/0** |
389/0** |
488/0** |
487/0** |
401/0** |
502/0** |
487/0** |
- |
|
|
|
|
|
9. تجارب اولیه و منفی زندگی |
419/0** |
417/0** |
397/0** |
503/0** |
641/0** |
547/0** |
541/0** |
|
- |
|
|
|
|
10. به دام افتادگی |
401/0** |
521/0** |
457/0** |
487/0** |
654/0** |
505/0** |
423/0** |
414/0** |
540/0** |
- |
|
|
|
11. خود ادراکی مثبت |
421/0-** |
503/0-** |
489/0-** |
474/0-** |
547/0-** |
588/0-** |
474/0-** |
521/0-** |
434/0-** |
592/0-** |
- |
|
|
12. احتمال خودکشی |
417/0** |
524/0** |
551/0** |
498/0** |
570/0** |
478/0** |
494/0** |
512/0** |
526/0** |
724/0** |
540/0-** |
- |
|
میانگین |
32/24 |
14/26 |
48/24 |
44/24 |
38/99 |
97/19 |
27/11 |
62/19 |
24/47 |
85/26 |
17/28 |
65/73 |
|
انحراف معیار |
14/3 |
16/5 |
18/4 |
55/4 |
84/22 |
47/5 |
77/2 |
12/5 |
69/11 |
24/14 |
63/7 |
57/12 |
باتوجهبه نتایج جدول 1 میانگین (و انحراف استاندارد) نمره کل فشار روانشناختی 38/99 (و 84/22)، تجارب اولیه و منفی زندگی 24/47 (و 69/11)، به دام افتادگی 85/26 (24/14)، خود ادراکی مثبت 17/28 (و 63/7) و احتمال خودکشی 16/44 (و 62/7) است.
قبل از انجام تحلیلهای مربوطه، وضعیت کلی دادهها مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا وجود دادههای خارج از محدوده بررسی و با مراجعه به اصل پرسشنامهها اصلاحات لازم انجام شد. پس از آن دادههای گزارش نشده مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد 17 داده گزارش نشده و مخدوش وجود دارد؛ بنابراین دادههای مخدوش و گزارش نشده حذف شدند. افزون بر آن دادههای پرت تک متغیری با استفاده از نمودار مستطیلی[79] بررسی شدند. برای ارزیابی دادههای پرت چندمتغیری از آماره ماهالانوبیس[80] استفاده شد. نتایج نشان داد که هیچ داده پرت چندمتغیری در دادهها وجود ندارد. علاوهبرآن کجی و چولگی دادها با استفاده از نرمافزار SPSS بررسی شد و مشخص شد که کجی و چولگی هیچکدام از مقادیر بیشتر از 1± نمیباشد. مفروضه نرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون چولگی و کشیدگی ارزیابی شد و نتایج نشان داد این مفروضه برقرار است. استقلال دادهها با استفاده از آماره دوربین واتسون[81] (DW) بررسی و تأیید شد. همچنین همخطی چندگانه با استفاده از آماره رواداری[82] و عامل افزایش واریانس[83] (VIF) محاسبه شد و نتایج نشان داد هیچکدام از مقادیر رواداری کوچکتر از حد مجاز 1/0 و هیچکدام از مقادیر VIF بزرگتر از حد مجاز 10 نبوده است؛ بنابراین بر اساس دو شاخص مطرح شده وجود همخطی در دادهها مشاهده نشد (کلاین، 2011).
جدول 2. شاخصهای نیکویی برازش پژوهش
|
شاخص |
χ 2 |
DF |
CMIN/DF |
P |
RMSEA (IC 95%) |
CFI |
NFI |
TLI |
RFI |
IFI |
GFI |
|
مدل تأیید شده |
014/3 |
145 |
129/639 |
001/0 |
08/0 07/0، 09/0 |
937/0 |
937/0 |
903/0 |
899/0 |
937/0 |
946/0 |
همانطور که در جدول 2 مشاهده میشود، شاخصهای برازندگی در نتیجه آزمون (129/639=χ2، 014/3= χ2/df، 937/0=CFI، 946/0=GFI، 937/0=IFI، 903/0=TLI و 08/0=RMSEA) حاکی از برازش مطلوب الگوی پیشنهادی با دادهها است.
جدول 3. ضرایب مسیرهای مستقیم متغیرهای پژوهش
|
متغیر پیشبین |
β |
B |
SE |
CR |
P |
|
فشار روانشناختی <--- به دام افتادگی |
326/0 |
356/0 |
043/0 |
209/8 |
001/0>P |
|
فشار روانشناختی <--- خود ادراکی مثبت |
427/0- |
250/0- |
026/0 |
672/9- |
001/0>P |
|
فشار روانشناختی <--- احتمال خودکشی |
021/0 |
012/0 |
022/0 |
528/0 |
597/0 |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی |
182/0 |
468/0 |
096/0 |
858/4 |
001/0>P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت |
158/0- |
218/0- |
061/0 |
584/3- |
001/0>P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- احتمال خودکشی |
159/0 |
215/0 |
048/0 |
457/4 |
001/0>P |
|
خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی |
341/0- |
636/0- |
063/0 |
121/10- |
001/0>P |
|
به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی |
544/0 |
285/0 |
020/0 |
452/14 |
001/0>P |
|
خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی |
137/0- |
134/0- |
033/0 |
010/4- |
001/0>P |
همانطور که در جدول 3 مشاهده میشود بر اساس مدل اولیه اثر مستقیم فشار روانشناختی بر احتمال خودکشی (05/0<P، 021/0=β) معنیدار نبود. ولی ضریب مسیر مستقیم فشار روانشناختی با به دام افتادگی (001/0>P، 326/0=β) مثبت و معنیدار و ضریب مسیر مستقیم فشار روانشناختی به خود ادراکی مثبت (001/0>P، 427/0-=β) منفی و معنیدار بود. همچنین ضریب مسیر مستقیم تجارب اولیه و منفی زندگی بر به دام افتادگی (001/0>P، 182/0=β) مثبت و معنیدار بود. ضریب مسیر تجارب اولیه و منفی زندگی بر خود ادراکی مثبت (001/0>P، 158/0-=β) منفی و معنیدار بود. ضریب مسیر مستقیم تجارب اولیه و منفی زندگی بهاحتمال خودکشی (001/0>P، 159/0=β) مثبت و معنیدار است. ضریب مسیر مستقیم خود ادراکی مثبت بر به دام افتادگی (001/0>P، 341/0-=β) منفی و معنیدار است. همچنین ضریب مسیر مستقیم به دام افتادگی بهاحتمال خودکشی (001/0>P، 544/0=β) مثبت و معنیدار است. در نهایت ضریب مسیر مستقیم خود ادراکی مثبت بهاحتمال خودکشی (001/0>P، 137/0-=β) منفی و معنیدار است.
شکل 1. الگوی تعاملی فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی با نقش میانجی خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی
همانطور که در شکل 1 مشاهده میشود فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت پایین در مرحله اول و در مرحله دوم به دام افتادگی بر احتمال خودکشی تأثیر دارد. درحالیکه تجارب اولیه و منفی زندگی هم بهصورت مستقیم و هم از طریق به خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی بر احتمال خودکشی تأثیر دارد. فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی 29 درصد از واریانس خود ادراکی مثبت، 50 درصد از واریانس به دام افتادگی را تبیین میکنند. درحالیکه فشار روانشناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی 56 درصد از واریانس احتمال خودکشی را در نوجوانان تبیین میکنند.
جدول 4. نتایج بوت استراپ اثر غیرمستقیم فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی بر احتمال خودکشی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی
|
متغیر |
اثر غیرمستقیم |
سوگیری |
حد پایین |
حد بالا |
SE |
P |
|
فشار روانشناختی <--- خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی |
145/0 |
001/0 |
115/0 |
180/0 |
020/0 |
001/0≥P |
|
فشار روانشناختی <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی |
315/0 |
001/0 |
269/0 |
362/0 |
029/0 |
001/0≥P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی |
054/0 |
001/0 |
029/0 |
082/0 |
016/0 |
001/0≥P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی |
150/0 |
001/0 |
107/0 |
190/0 |
025/0 |
001/0≥P |
|
خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی |
185/0- |
001/0 |
221/0- |
153/0- |
|
001/0≥P |
|
متغیر |
اثر کل |
سوگیری |
حد پایین |
حد بالا |
SE |
P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت |
158/0- |
001/0 |
228/0- |
0087/0- |
044/0 |
001/0≥P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی |
236/0 |
001/0 |
168/0 |
296/0 |
039/0 |
001/0≥P |
|
تجارب اولیه و منفی زندگی <--- احتمال خودکشی |
309/0 |
001/0 |
236/0 |
372/0 |
041/0 |
001/0≥P |
|
فشار روانشناختی <--- خود ادراکی مثبت |
427/0- |
001/0 |
493/0- |
357/0- |
042/0 |
001/0≥P |
|
فشار روانشناختی <--- به دام افتادگی |
471/0 |
001/0 |
409/0 |
531/0 |
037/0 |
001/0≥P |
|
فشار روانشناختی <--- احتمال خودکشی |
335/0 |
001/0 |
269/0 |
401/0 |
040/0 |
001/0≥P |
|
خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی |
341/0- |
001/0 |
393/0- |
288/0- |
033/0 |
001/0≥P |
|
خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی |
322/0- |
001/0 |
380/0- |
262/0 |
035/0 |
001/0≥P |
|
به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی |
544/0 |
001/0 |
484/0 |
600/0 |
035/0 |
001/0≥P |
تجزیهوتحلیل میانجیگری بر اساس روش تصحیح بوتاسترپ با 2000 نمونه برای برآورد اثرات غیرمستقیم فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی بر احتمال خودکشی با میانجیگری خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی انجام شد. اندازه اثر، خطاهای استاندارد ضرایب مستقیم، غیرمستقیم و کل در جدول 4 آمده است. باتوجهبه این یافته، فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت اثر غیرمستقیم منفی و معنیداری بر احتمال خودکشی دارند. همچنین فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق به دام افتادگی اثر غیرمستقیم مثبت و معنیداری بر احتمال خودکشی دارند. در نهایت خود ادراکی مثبت از طریق به دام افتادگی اثر منفی و غیر مستقیمی بر احتمال خودکشی دارد.
بحث و نتیجهگیری
این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روانشناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجهبه اثرات واسطهای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد. نتایج نشان داد که فشار روانشناختی بهصورت مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر ندارد. این نتایج بامطالعه اعتمادی و همکاران (1402) همخوانی دارد که در آن فشار روانشناختی اثر مستقیمی بر ایدهپردازی خودکشی نوجوانان نداشت. همچنین این مطالعه با پژوهش موسیوند و همکاران (2024) و وانگ و همکاران (2021) ناهمخوان است. این فرضیه چهار یافته اصلی را برجسته میکند. اول اینکه، فشار روانشناختی بهصورت مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر ندارد، دوم اینکه فشار روانشناختی بر خود ادراکی اثر منفی و مستقیمی دارد، سوم فشار روانشناختی بر به دام افتادگی اثر مثبت و مستقیمی دارد و چهارم فشار روانشناختی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی اثر غیرمستقیم و معنیداری بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. در تبیین این نتایج میتوان گفت، ازآنجاکه نوجوانان در مرحله رشدی حساسی هستند از یک سو فشار تحصیلی را تجربه میکنند، ازسویدیگر بهخاطر تجربه بلوغ دچار آشفتگی هویت و سردرگمی نقش هستند؛ ممکن است تجربه چند عامل فشارزای دیگر ممکن است بر روی ادراک آنها از خود تأثیرگذار باشد؛ لذا آنها بهجای تجربه خود ادراکی مثبت یک خود ادراکی منفی تجربه کنند و این تجربه ممکن است منجر به هیجانات منفی (ناامیدی، اضطراب، افسردگی و غیره) و/یا اختلالات روانی، از جمله سوءمصرف مواد و سوءمصرف الکل در نوجوانان شود (زانگ و همکاران، 2011 ب؛ سان و زانگ، 2017). در این وضعیت، تجربه فشارهای روانشناختی متضاد برای نوجوانان ممکن است آنقدر غیرقابلتحمل باشد که آنها به این نتیجه برسند که واقعاً بهدامافتاده و راهی برای خروج از این وضعیت ندارند؛ لذا بعضی از نوجوانان وقتی به این مرحله میرسند به دنبال راهحلهایی برای رهاسازی یا توقف این وضعیتشناختی و هیجانی هستند (استگ و واسرمن، 2007؛ سان و زانگ، 2016)؛ لذا ابزارها و راهحلهای انتخاب شده توسط نوجوانان برای مقابله با این فشار روانشناختی در بسیاری از موارد نامناسب و آسیبزا است. زیرا نوجوانان از یک سو در حال تجربه فشار روانشناختی است اوّل فشار ارزشی تجربه شده توسط نوجوان است و زمانی اتفاق میافتد که دو ارزش اجتماعی با یکدیگر تضاد داشته باشند، در وضعیت فعلی ارزشهای نوجوانان با ارزشهای والدین متفاوت است و این تفاوت زمینه را برای تعارض والدین - فرزندان فراهم میکند. دوم فشار آرمانی که آنها بهخاطر تفاوت بین آرزوها و واقعیت تحمل میکنند بسیار آسیبزا است زمانی که نوجوان باوجود شرایط اجتماعی - اقتصادی هر چه تلاش میکند نمیتواند به اهداف خود دست یابد، سوم تجربه فشار ناشی از محرومیت است؛ درست زمانی که نوجوان متوجه میشود که نوجوانان دیگر با پیشینه مشابه زندگی او وضعیت بهتری نسبت به او دارند و یا به موفقیت بیشتری در مقایسه با کسب کردهاند و چهارم فشار مقابلهای زمانی در نوجوان نمود پیدا میکند که او باتوجهبه منابع درونی و توانایی خود قادر به کنارآمدن با این ناامیدی و بحرانهای پیشرو نیست (زانگ و همکاران، 2022). باتجربه این فشار روانشناختی ممکن است نوجوانان به طور مستقیم به خودکشی فکر نکند. اما زمانی که در این وضعیت (فشار روانشناختی) در کنار سایر رویدادهای استرسزا از جمله تعارض خانوادگی، سردرگمی هویت، طغیانهای هیجانی و فقدان کنترل رویدادها قرار میگیرد نوجوان نسبت به خود متنفر شده و یک خود ادراکی منفی نسبت به خودش پیدا میکند او احساس میکند که دیگر ارزش زندگیکردن ندارد، تمام این مشکلات بهخاطر ناتوانی و ضعف اوست، او بهدردنخور و بیارزش است و قاعدتاً نبود او باعث بهترشدن وضعیت خانوادگی و اجتماعی میشود؛ تجربه این باورها که او در مورد خودش دارد در کنار تجربیات هیجانی منفی ناامیدی در تغییر وضعیت فعلی (ناامیدی خاموش)، افسردگی، خشم، تغییرناپذیری وضعیت، انزوا و عدم تعلقپذیری او را وارد یک وضعیت ذهنی میکند؛ در این حالت ذهنی فرد برای رهایی از چیزی که اصطلاحاً به آن به دام افتادگی گفته میشود؛ یا باید منابع و تواناییهای درونی و بیرونی برای مقابله داشته باشد یا با ایدهپردازی و اقدام به خودکشی زمینه را برای توقف این حالت ذهنی فراهم سازد؛ لذا فشار روانشناختی زمانی که در کنار سایر عوامل خطر خودکشی از جمله ادراک فرد از خود، به دام افتادگی، شکست، ادراک سربار بودن و یا تعلقپذیری خنثی قرار گیرد میتواند احتمال خودکشی را در فرد افزایش دهد.
همچنین مطالعه حاضر عوامل دیگری را که با احتمال خودکشی نوجوانان مرتبط بودند شناسایی کرد. این فرضیه چهار یافته اصلی را برجسته میکند. اول اینکه، تجارب اولیه و منفی زندگی بهصورت مثبت و مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد، دوم اینکه تجارب اولیه و منفی زندگی بر خود ادراکی اثر منفی و مستقیمی دارد، سوم تجارب اولیه و منفی زندگی بر به دام افتادگی اثر مثبت و مستقیمی دارد و چهارم تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی اثر غیرمستقیم و معنیداری بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. این نتایج بامطالعه دال سانتو و همکاران (2020)؛ رجبی و همکاران (2024)، زو و همکاران (2024) همخوانی دارد.
در تبیین این نتایج میتوان گفت نوجوانان با سطوح بالای تجارب اولیه و منفی زندگی با درنظرگرفتن همبودی اختلال مصرف مواد، به طور قابلتوجهی نمرات بالاتری در مقیاسهای اجتناب اجتماعی، عدم جرئت ورزی و قابلیت تسلیم و سلطهپذیری به دست آوردند (راجلین و همکاران، 2020). این یافتهها حاکی از این است زمانی که نوجوانان در محیط خانواده تجربیات گرمی، عشق و محبت را در دوران کودکی تجربه کند؛ این تجربیات میتواند تأثیر مثبتی بر بلوغ عاطفی، بهزیستی، سلامت روان و خودپنداره آنها داشته باشد و ایجاد توانایی پذیرش خود و خود اطمینانبخشی را تسهیل میکند (گیلبرت و همکاران، 2006)، آن چیزی که در فرایند رشد میتواند علاوه بر تعیین جایگاه فرد در خانواده به تعیین جایگاه و رتبه اجتماعی او نیز کمک کند (گیلبرت و همکاران، 2006)؛ لذا زمانی که نیاز به درک حضور دیگران مهم، در کنار شایستگی و مهم بودن توسط والدین دوستدار و مشفق منعکس میشود؛ در کودک یک خود آینهای شکل میگیرد در کنار این خود آینهای توانایی انتقال اعتماد و امنیت از سوی والدین قابلاعتمادی که کوهوت آنها را بهعنوان تصویر ایدئال والدین[84] نامیده است (کوهوت و گلدبرگ، 1978) میتواند زمینه را برای رشد خود ادراکی مثبت فراهم سازد. باوجود این ویژگی مثبت مسیر رشدی که از طریق آنها یک احساس خود مستقلانه شکل میگیرد، فراهمکردن فرصتهای همدلانه برای شناخت، ایدهآل سازی و پیوندجویی برای کودکان و نوجوانان نیز لازم است. اضافهشدن این استقلال و پیوندجویی بهعنوان دو نیاز اساسی انسان میتواند ابعاد منفی خود از جمله وابستگی، انزوا، تنهایی، محرومیت و احساس رهاشدگی و طردشدن را تعدیل کرده و زمینه را برای کاهش رفتارهای خود آسیبی و اقدام به خودکشی فراهم سازد (دال سانتو و همکاران، 2020)؛ بنابراین به نظر میرسد یادآوری رویدادهای گذشته توسط نوجوانان (حافظه هیجانی) که با ویژگی اطمینانبخشی، گرما، آرامش، توجه و مراقبت و امنیت مشخص میشود دستیابی به خود اطمینانبخشی/خود آرامش بخشی را بهعنوان شیوهای برای رفع موانع و مقابله با شکست و به دام افتادگی تسهیل کند (گیلبرت و پرایس، 2000). ازسویدیگر رفتار والدین میتواند بافتهای محیطی اولیه مهمی را برای کیفیت رشد شناختی و هیجانی کودکان فراهم کند و همچنین میتواند منبع عمدۀ پریشانی در کودکی باشد (گیلبرت و پرایس، 2000). تجارب اولیه و منفی زندگی منجر به اختلال در توانایی تعامل اجتماعی و نحوه بیان احساسات و افکار در کنار دیگران میشود (راجلین و همکاران، 2020). در واقع تجربیات آسیبزای دوران کودکی، یادگیری و پیشرفت تحصیلی را به چالش میکشد، دستاوردهای آموزشی، روابط اجتماعی - اقتصادی و توانایی عملکرد شغلی را در بزرگسالی به خطر میاندازد (نوریس و همکاران، 2015)؛ بنابراین، انتخاب محیطهای اجتماعی منفی در نوجوانی و بزرگسالی ممکن است تصادفی نباشد، بلکه نتیجه رشد در محیطهای اجتماعی منفی است (راپوسا و همکاران، 2014). ازسویدیگر، محیطهای اجتماعی پرخطر سبکهای مقابله، تنظیم هیجان و شناخت اجتماعی را شکل میدهند (جونز و همکاران، 2018) و اختلالات در این ابعاد بر رشد شخصیت (خود ادراکی) تأثیر میگذارند. بااینوجود، تجربیات نامطلوب اولیه زندگی (غفلت، محرومیت، سوءاستفاده جسمی و جنسی) میتواند باعث فروپاشی هویت فرد شود، زمانی که ساختار خود توان یکپارچهسازی ابعاد ازهمگسیخته را ندارد نوجوان را مستعد اختلالات روانشناختی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال شخصیت مرزی (BPD)، افسردگی، کابوسهای شبانه و... تجربه این تروما در کنار خودپنداره ضعیف و شکننده به همراه ادراک بیاعتمادی نسبت به دیگران زمینه را برای به بنبست رساندن نوجوانان فراهم میسازد (جیمز - ترویون و همکاران، 2019)؛ بنابراین، باتوجهبه اینکه خود کارکردهای سالم از جمله کنترل تکانه، قضاوت، ارتباط با دیگران، تنظیم محرکهای هیجانی، تحمل اضطراب و عاطفه، عملکرد شناختی و توانایی عزتنفس و خودارزیابی را در کنار راهبردهای تنظیم هیجانی منفی، شناخت عاطفی پایین، و خود انتقادی را بهعنوان ویژگیهای شخصیتی تجربه میکند که بهعنوان یک دفاع عمل میکنند خطر رفتارهای خودکشی برای خروج از این وضعیت و حالت ذهنی افزایش مییابد و به عبارتی زمانی که خود به بنبست میرسد و کارکرد خود را از دست میدهد؛ خودکشی بهعنوان یک سازوکار برای رهایی از این فروپاشی بهعنوان یک گزینه توسط فرد مدنظر قرار میگیرد.
نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که خود ادراکی مثبت بهصورت منفی و مستقیم بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد. این نتایج دو یافته اصلی را برجسته میکند. اول اینکه، خود ادراکی مثبت بهصورت منفی و مستقیم بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد و دوم اینکه از طریق به دام افتادگی اثر منفی و غیرمستقیمی بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. این نتایج با مطالعات باگن و همکاران (2025)؛ هنسون و همکاران (2017)؛ کلیمن و ریسکیند (2013) و شارف و همکاران (2009) همخوانی دارد.
یک مرور در خصوص ادبیات عوامل محافظتکننده خودکشی که توسط نیلاسوف و همکاران (2023) با تجزیهوتحلیل 26 مطالعه در مورد عوامل محافظتی برای اقدام به خودکشی در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جوان انجام شد عوامل فردی و محیطی مختلفی را شناسایی کردند که ممکن است سهم قابلتوجهی بهعنوان یک عامل محافظتکننده داشته باشند. در سطح فردی عزتنفس، هوش هیجانی، عزتنفس، رضایت از زندگی و تواناییهای مقابلهای (زو و همکاران، 2019) و خود ادراکی مثبت و راهبردهای مقابلهای هیجان مدار پایین بهعنوان عوامل کلیدی محافظتکننده ایدهپردازی خودکشی نوجوانان شناسایی شدند (باگن و همکاران، 2024). در تبیین این نتایج میتوان گفت، زمانی که نوجوانان دیدگاه مثبتی نسبت به خود، آینده، ارزشها و تواناییهایشان داشته باشند، ممکن است در درک مشکلات زندگی بهعنوان یک فرایندی که قابلکنترل است و او منابع و توانایی لازم را برای پشت سر گذاشتن این بحران و رویداد استرسزا دارد؛ نگاه کنند و آمادگی بهتری برای مواجهه با آن داشته باشند؛ لذا، اعتماد به منابع درونی و بیرونی و توانایی مدیریت بحران به طور بالقوه احتمال خودکشی را در آنها کاهش دهد. علاوه بر این، زمانی که نوجوانان دارای ارزش شخصی بالای باشند اغلب ارتباطات اجتماعی قویتر نیز برقرار میکنند، زیرا این افراد به طور معمول روابط مثبت و حمایتی را پرورش میدهند؛ این روابط در کنار خلق معنا، امکان دستیابی به اهداف و عاملیت ابعاد مهم درونی محافظتکننده نوجوان در برابر خودکشی هستند که ترکیب آن با ابعاد بیرونی یعنی روابط و حمایت اجتماعی میتواند بهعنوان یکچرخه زمینه را برای تقویت خود ادراکی فراهم سازد؛ بنابراین استفاده از منابع درونی و جستجوی کمک از منابع بیرونی در زمان ضرورت به اثر محافظتی در برابر خودکشی کمک میکنند. ازسویدیگر به دام افتادگی دارای ماهیتی درونی و بیرونی است (بگیان کوله مرزی و همکاران، 2025). ماهیت درونی آن زمانی در فرد شکل میگیرد که تلاش فرد برای مقابله و فرار با موقعیتهای تحقیرآمیز، پر استرس و فشارزا محدود باشد (گیلبرت و آلن، 1998) این ماهیت درونی شامل افکار و هیجاناتی است که توان فرد را برای مقابله با موقعیت آزاردهنده و پر استرس غیرقابلتحمل جلوه میدهد؛ لذا میتوان با داشتن خود ادراکی مثبت که بر روی منابع درونی متمرکز است (خوشبینی، تابآوری، معنا، حل مسئله، امید) نقش به دام افتادگی را کاهش داد. درحالیکه داشتن خود ادراکی منفی در کنار تجربه عواطف منفی میتواند زمینه را برای به دام افتادگی درونی - ایدهپردازی خودکشی و اقدام به خودکشی در جهت رهایی از یک وضعیت غیرقابلکنترل و غیرقابلتغییر فراهم ساخت. همچنین مطالعات قبلی نشان میدهد که دختران نوجوان از نظر هیجانی بیشتر به استرسهای بینفردی و پذیرش اجتماعی واکنش نشان میدهند که این امر باعث میشود که ارزش کلی آنها نسبت به عواملی مانند طرد اجتماعی، نگرانیهای مربوط به خودانگاره بدنی و تعارضات ارتباطی حساستر باشد (رودلوپ، 2002)، درحالیکه نوجوانان پسر ممکن است برای شایستگی اجتماعی از جمله تعامل با همسالان، تسلط اجتماعی، و تواناییهای حل مسئله که میتواند حس عاملیت و کنترل آنها را افزایش دهد، ارزش بیشتری قائل شوند (باگن و همکاران، 2025)؛ بنابراین داشتن این ویژگیها در نوجوانان بهعنوان نشانههای موفقیت در محیطهای اجتماعی دیده میشوند، و بهبود شایستگی اجتماعی ممکن است احساس انزوا یا درماندگی را کاهش دهد و منجر به کاهش احتمال خودکشی شود؛ بنابراین تأثیر مسیر سریالی فشار روانشناختی به خود ادراکی، به دام افتادگی و در نهایت احتمال خودکشی با ادراک فشار روانشناختی در نوجوانان امروزی بهخاطر تغییر ارزشها و ساختار اجتماعی در کنار افزایش آرزوها و رسیدن به اهداف بدون کمترین تلاش میتواند بر خود ادراکی آنها بهعنوان انسانی ارزشمند تأثیر گذاشته و در نتیجه با تغییر ماهیت خود ادراکی بهصورت منفی (خود ادراکی منفی) زمینه را برای به دام افتادگی و متعاقب آن ایدهپردازی و اقدام به خودکشی بهعنوان یک گزینه رهای بخش از این وضعیت فراهم نماید.
نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که به دام افتادگی بهصورت مثبت و مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد. این نتایج با مطالعات دیگر برای مثال تورک و همکاران (2024) و وان بالگویجن و همکاران (2022) همخوانی دارد. از نظر تجربی، یافتههای حاصل از یک فراتحلیل (سیداوی و همکاران، 2015) و بررسیهای سیستماتیک (تیلورو همکاران، 2011) از مسیر میانجی به دام افتادگی حمایت میکند، البته ذکر این نکته ضروری است که تحقیقات عمدتاً از طرحهای مقطعی استفاده کردهاند. به طور گستردهتر، دو مطالعه طولی اخیر برنلی بل و همکاران (2019) و اون و همکاران (2018) نشان دادند که به دام افتادگی در ارتباط بین شکست و ایدهپردازی خودکشی نقش میانجی را دارد. در تبیین این نتایج میتوان گفت وقتی فرد احساس شکست و به دام افتادگی میکند، از نظر روانشناختی این حس به او دست میدهد که هیچ راه گریزی برای این وضعیت وجود ندارد و اینجاست که خودکشی را بهعنوان یک گزینه در نظر بگیرد، چون درد را تجربه میکند و راه فراری برای این درد غیرقابلتحمل نمییابد خودکشی را بهعنوان تنها را تسکین و گریز از این شرایط آزاردهنده در نظر میگیرد. همچنین تعدیلگرهای تهدیدکننده خود (حل مسئله اجتماعی، مقابله و سوگیری حافظه و فرایند نشخوارگری) در مدل IMV ممکن است در این مرحله باعث تسریع فرایند پیشروی بهسوی ایدهپردازی خودکشی شوند (بگیان کوله مرزی و همکاران، 2025)؛ برای مثال افراد در این بعد به چهار دسته تقسیم میشوند دسته اوّل افرادی که حل مسئله و خلق معنا را دارند و بهراحتی از پس بحران پیشرو بر میآیند؛ دسته دوم افرادی که توان حل مسئله را دارند ولی نمیتوانند برای خودشان خلق معنا کنند این افراد مدام در حالت غمگینی، ناامیدی، درماندگی، و افسردگی و اضطراب به سر میبرند؛ اما چون مهارتهای حل مسئله را دارند تا حدودی میتوانند از پس شرایط پرفشار و آسیبزا بر بیایند. دسته سوم افرادی هستند که حل مسئله را ندارند ولی میتوانند برای خودشان خلق معنا کنند؛ در واقع با انتخاب اهداف، ایجاد هیجانهای مثبت، اشتیاق به زندگی، برقراری روابط، امیدواری میتواند در موقعیتهای پر استرس و فشارزا همچنان امیدی به ناپایداری و گذرا بودن این موقعیتها داشته باشند. اما دسته چهارم نه توان حل مسئله را دارند و نه میتوانند خلق معنا کنند این دسته به تجربه آن چیزی که همایندی خلق پایین، نشخوار فکری، عدم خوشبینی به آینده و پایدار بودن وضعیت استرس زا معتقدند به بنبست رسیدهاند و در نتیجه برای رهایی از این وضعیت گزینه ایدهپردازی و حتی اقدام به خودکشی را راهی برای پایاندادن به این درد، عدم معنا و ناتوانی در حل مسئله میدانند.
این پژوهش نیز محدودیتهایی داشته است. در این پژوهش فقط از ابزار خودسنجی پرسشنامه استفاده شده است و این ممکن است باعث سوگیری شده و بهتر است از مصاحبه یا مقیاسهای رفتاری نیز استفاده شود. ضمناً، ماهیت چندبخشی این مطالعه به همراه تأکید بر چندین نظریه ممکن است باعث سوگیری نتایج شود و در ایجاد ارتباط علّی مشکل ایجاد کند. محدودیت دیگر این است که در جامعه ما استیگما و ننگ اجتماعی گستردهای درباره ایدهپردازی و اقدام به خودکشی وجود دارد و این خود ممکن است در پاسخگویی صادقانه مشارکتکنندگان و برآورد دقیق، مشکل ایجاد کند. تمام آزمودنیها نیز از نوجوانان 13 تا 18 ساله استان لرستان انتخاب شدند که این خود تعمیم نتایج به سراسر کشور را با مشکل روبهرو میکند. برای پژوهشهای بعدی پیشنهاد میشود عوامل دیگر را در کار دخیل کنند. این مدل برای اولینبار در ایران انجام شده است و بهتر است برای بررسی بیشتر این مدل، پژوهشهای بیشتری به عمل آید و در مطالعات بعدی پژوهشهای مشابهی را با مقیاسهای بیشتر و روی جمعیتهای مختلف انجام داد. ضمناً چون موضوع مربوط به خودکشی است و محافظهکاری تأثیر دارد، بهتر است از ابزارهای دیگری در کنار پرسشنامه استفاده کرد. بر اساس این یافتهها پیشنهاد میشود مطالعات آینده بر روی تحقیقات با اندازهگیری مکرر و لحظهای را با تحلیلهای شبکه ترکیب کنند، تا پتانسیل بالقوه بالینی و ابزار عملی زیادی را متناسب با نظریه یکپارچه انگیزشی - ارادی، نظریه خود و فشار روانشناختی ارائه دهند. بهعنوانمثال، با شناسایی متغیرهای میانجی و تعدیلکننده میتواند باهدف کاهش مسیرهای کلیدی ایدهپردازی تا اقدام به خودکشی، در نقاط بحرانی، حساس و مهم در جهت استفاده بهتر از مداخلات بالینی تمرکز کرد. در نتیجه، از نظر بالینی بهتر است که مداخلاتی را بدر جهت هدف قراردادن فشار روانشناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، بهعنوان سازههای تأثیرگذاری نهتنها بر خود ادراکی، بلکه بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی را با هم و بهصورت تعاملی، مدنظر قرارداد. اگر ادراک به دام افتادگی را بتوان بهعنوان علامت هشداری برای ظهور سریع ایدهپردازی خودکشی در نظر گرفت، با فناوریهای تلفن همراه میتوان با تماس با مراجع در زمانی که ادراک به دام افتادگی برای او طاقتفرسا یا غیرقابلکنترل است، توسعه داد تا از تشدید بیشتر بحران پیشرو پیشگیری شود. همچنین باید توجه داشت که به شرکتکنندگان مشوقهایی ارائه شود تا امکان تعمیمپذیری نتایج را محدود نکنند، اگرچه این مشوقها مشروط به پاسخ نبودند. برای افزایش تأثیر پژوهشهای صورتگرفته در حوزه خودکشی بهخصوص نوجوانان باید مدلهای چندوجهی و طولی را برای نوجوانانی که ایدهپردازی و اقدام به خودکشی دارند را با نتایج مطالعه حاضر ترکیب کرد تا درک کنیم که چگونه میتوان از طرحهای آزمایشی برای مداخلات بالینی قابلقبول و امکانپذیر بر روی گروههای هدف در جهت به حداکثر رساندن اثربخشی مداخله سود ببریم. مطالعه کنونی نشان داد که فشار روانشناختی با احتمال خودکشی در نوجوانان ایرانی مرتبط است؛ لذا پیشنهاد میشود جهت تصمیمگیری بهتر به نقش تعدیلکننده جنسیت دراینرابطه توجه شود.
ملاحظات اخلاقی
رعایت موازین اخلاقی در این مطالعه بر اساس مفاد بیانیه هلسینکی، مصوب انجمن جهانی پزشکی در سال ۱۹۶۴ و اصلاحات بعدی آن با اخذ رضایت آگاهانه و کتبی از دانشآموزان و والدین و هماهنگی با مدیران و معلمان مدارس انجام شد. به والدین و شرکتکنندگان در خصوص حفاظت از حریم خصوصی و محرمانگی دادهها اطمینان خاطر داده شد، توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر (دانشآموزان با ایدهپردازی خودکشی فعال) جهت دریافت خدمات روانشناختی و دارویی انجام گرفت و شفافیت کامل در خصوص اهداف پژوهش و نحوه در گزارش نتایج از دیگر الزامات اخلاقی رعایت شده این پژوهش بود.
تعارض منافع
نویسندگان تعارض منافع ندارند.
حمایت مالی
این مقاله بدون حمایت مالی هیچ نهاد خاصی انجام شده است.
تقدیر و تشکر
پژوهشگران بر خود لازم میدانند از کلیه والدین، مدیران و دانشآموزان مدارس مقطع متوسطه شهرستان نورآباد (دلفان) و بهخصوص مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی دانشآموزان که در اجرای درست و دقیق این دادهها به پژوهشگران کمک نمودند نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشند.
[1] . Suicide
[2] . Centers for Disease Control and Prevention
[3] . National Center for Health Statistics
[4] . Kegler
[5] . Barnhorst
[6] . World Health Organization (WHO)
[7] . Barnhorst
[8] . Huertes-Del Arco
[9] . Cha
[10] . Kessler
[11] . Reinherz
[12] . Klonsky
[13] . Wei
[14] . Positive Self-Perception
[15] . Erez, & Ağırkan
[16] . Vedul‐Kjelsås
[17] . Huellemann, & Calogero
[18] . Muris, & Meesters
[19] . Boepling
[20] . Dico
[21] . Bem
[22] . Elizarov
[23] . Bakken
[24] . Henson
[25] . appearance
[26] . Kleiman, & Riskind
[27] . Sharaf
[28] . Integrated Motivational Volitional model
[29] . O’Connor
[30] . Pollak
[31] . ideation-to-action
[32] . Kirtley
[33] . Gilbert, & Allan
[34] . Williams
[35] . Portzky
[36] . Türk
[37] . van Ballegooijen
[38] . Chen
[39] . Klonsky
[40] . Zou
[41] . Dal Santo
[42] . Kessler
[43] . Wang
[44] . Birnie
[45] . Sachs-Ericsson
[46] . Zou
[47] . Strain Theory of Suicide
[48] . Zhang
[49] . Agnew
[50] . Strain Theory of Suicide
[51] . value strain
[52] . aspiration strain
[53] . deprivation strain
[54] . coping strain
[55] . frustration
[56] . psychache
[57] . Tang
[58] . Wang
[59] . Joiner
[60] . Van Orden
[61] . Three-Step Theory
[62] . age-agnostic
[63] . Soper
[64] . Suicide probability scale (SPS)
[65] . Psychological Strain Scales (PSS)
[66] . Multidimensional Suicide Inventory-28
[67] . Family Connectedness
[68]. Positive self-perception (PSP)
[69] . Suicidal Ideation
[70]. Negative Affect
[71] . Rho estimates
[72] . The Early Life Experiences Scale (ELES)
[73]. threat
[74]. submissiveness
[75]. (un)valued
[76] . Entrapment Scale
[77] . Gilbert, & Allan
[78] . Google Forms
[79]. box Plot
[80]. mahalanobis
[81]. durbin watson (DW)
[82]. tolerance
[83]. variance inflation factor (VIF)
[84] . idealised parental imago