The Interactive Model of Psychological Strain and Early Negative Lifexperiences with Suicide Probability in Adolescents: Examining the Mediating Effects of Positive Self-Perception and Feeling of Entrapment

Document Type : Original Article

Authors

1 Assistant Professor of Psychology, Faculty of Humanities, Sayyed Jamaleddin Asadabadi University, Asadabad, Hamedan, Iran.

2 M.Sc. in General Psychology, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Shiraz Branch, Shiraz, Iran.

3 M.Sc. in General Psychology, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Yasouj Branch, Yasuj, Iran.

Abstract
Introduction: This study aimed to examine the interactive pattern of psychological strain and adverse early life experiences with suicide probability in adolescents, considering the mediating effects of positive self-perception and feelings of entrapment.
Method: The research employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling (SEM). The statistical population comprised all adolescents aged 13 to 19 in Nurabad (Delfan) County during the 2024–2025 academic year (1403 in the Iranian calendar). The study sample consisted of 623 adolescents selected using cluster random sampling. Data were collected using the Psychological Strain Scale (Zhang et al., 2014), the Suicide Probability Scale (Cull & Gill, 1982), the Entrapment Scale (Gilbert & Allan, 1998), the Early Negative Life Experiences Scale (Gilbert et al., 2003), and the Positive Self-Perception subscale of the Multidimensional Suicide Inventory (MSI-28; Osman et al., 2010).
Results: The findings indicated that the exogenous variables (psychological strain and early adverse life experiences), together with the mediating variables (positive self-perception and entrapment), made a substantial contribution to increasing the probability of suicide. Collectively, these factors explained 56% of the variance in suicide probability. Moreover, psychological strain and early adverse life experiences alone accounted for 29% of the variance in positive self-perception and 50% of the variance in entrapment.
Conclusion: Based on these results, fostering positive self-perception in schools and educating families—particularly during critical developmental stages—is important for suicide prevention, as this factor plays a role in reducing suicidal behaviors among adolescents.

Keywords

Subjects

مقدمه

خودکشی[1] یک مشکل جدی بهداشت عمومی در ایالات متحده است، به‌طوری که در سال 2018، 48344 آمریکایی جان خود را از دست دادند (مرکز کنترل و پیشگیری بیماری­ها[2]، 2021). خودکشی یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر در تمام گروه­های سنی و دومین علت شایع در بین جوانان 10 تا 34 ساله است. به‌ازای هر خودکشی کامل، حدود 29 تلاش انجام می‌شود (مرکز ملی آمار سلامت[3]، 2021). نرخ خودکشی در ایالات متحده از سال 1999 تا 2016 نزدیک به 30 درصد افزایش یافت (کِگلر[4] و همکاران، 2017؛ بارن هورست[5] و همکاران، 2021). در طی سال­های اخیر، مرگ ناشی از خودکشی روندی صعودی داشته است. پیش­بینی می­شود نسبت مرگ ناشی از خودکشی از 8/1 درصد در سال 1998 به 4/2 درصد در سال 2020 افزایش یابد (سازمان جهانی بهداشت[6]،  2014، بارنهورست[7] و همکاران، 2021). بر اساس آخرین برآوردهای «خودکشی در جهان در سال 2023» که توسط سازمان جهانی بهداشت منتشر شده، خودکشی یکی از مهم‌ترین علل مرگ‌ومیر در سراسر جهان است. در سال 2023، بیش از 800 هزار نفر در اثر خودکشی جان خود را ازدست‌داده‌اند: یعنی از هر 100 مورد مرگ، یک نفر (بگیان کوله­مرزی و همکاران، 2024). خودکشی دومین عامل مرگ زودرس در بین جوانان 15 تا 29 ساله است (هولتس - دل آرکو[8] و همکاران، 2024). افکار و رفتارهای خودکشی به طور معمول در دوران پیش از نوجوانی ظاهر می­شوند و در دوران نوجوانی این افکار بارزتر می­شوند (چا[9] و همکاران، 2018؛ کیسلر و همکاران، 1999؛ رین هرز و همکاران، 2006). تخمین زده می­شود نوجوانانی که افکار خودکشی را تجربه می­کنند 12 برابر بیشتر از سایرین در سن 30 سالگی اقدام به خودکشی می­کنند (هولتس - دل آرکو و همکاران، 2024؛ چا و همکاران، 2018؛ کیسلر[10] و همکاران، 1999؛ رین هرز[11] و همکاران، 2006). رفتار خودکشی شامل یک فرایند سه‌مرحله‌ای است که از ایده‌پردازی خودکشی، به ایده‌پردازی متوسط و قوی و درنهایت به ایده‌پردازی با اقدام به خودکشی می‌رسد (کلونسکی[12] و همکاران، 2016). ایده‌پردازی خودکشی به‌عنوان «داشتن افکار، ایده و احتمال خودکشی» تعریف شده است (وی[13] و همکاران، 2022). آخرین گزارش­ها حاکی از آن است که نرخ خودکشی در ایران 8/6 درصد برآورد شده است که کمتر از نرخ جهانی است و ایران در رتبه 58 در بین کشورهای جهان قرار دارد (اسدیان و همکاران، 2023). همچنین باتوجه‌به آمارهای موجود میزان خودکشی در استان لرستان 4/11 در 100 هزار نفر برآورد شده که مجموع خودکشی‌ها در استان لرستان در سال 98/242 مورد بوده است که سهم مردان 157 مورد بوده است (رجبی و همکاران، 2024). به همین دلیل، رویکردهای جدید در مطالعه خودکشی، از جستجوی علل خودکشی به درک دلایل و فرایندهای مرتبط با آن، باهدف توسعه راهبردهای پیشگیری مؤثر تغییر جهت داده­اند.

نوجوانان با خود ادراکی مثبت[14] ممکن است احساس ارزشمندی کنند و روابط سالمی برقرار کنند؛ ازسوی‌دیگر، نوجوانان با خود ادراکی منفی ممکن است مشکلاتی مانند عزت‌نفس پایین و بی­ارزشی را تجربه کنند (ارز و آغیرگان[15]، 2024). فیلسوفان و دیگر اندیشمندان از زمان ظهور تاریخ مکتوب درباره مفهوم خود صحبت کرده­اند و بدین ترتیب جایگاه مهمی در مطالعه انسان­ها به این مفهوم داده­اند (ودول - شلسوس[16] و همکاران، 2012)؛ بنابراین؛ دانستن اینکه چه کسی هستیم به یک مفهوم مهم در ترسیم، برنامه­ریزی و دستیابی به اهداف در زندگی تبدیل می­شود. این خودشناسی با اصطلاح پتر مانند خود ادراکی پوشش داده می­شود (هولمان و کالوجرو[17]، 2020). خود ادراکی یک متغیر روان‌شناختی است که قضاوت افراد را در مورد توانایی­های خود به‌منظور دستیابی به یک هدف خاص منعکس می­کند و بر اساس بلوغ شناختی و تجربیات موفقیت و شکست حاصل از تحول انسان تغییر می­کند (موریس و میسترز[18]، 2003). طبق نظر بوپلینگ[19] (2002؛ به نقل از ناظمی و همکاران، 1402)، خود ادراکی، طرح­واره­ها و عقاید فرد درباره خودش است و شامل صفات شخصیتی، ارزش­ها، احساسات اخلاقی، امیال و تعهدهایی است که شخص برای توصیف خود استفاده کرده و خود را به آنها با دیگران معرفی می­کند. نظریه خود ادراکی معتقد است که افراد نگرش­ها و ترجیحات خود را با تفسیر معنای رفتار خود تعیین می­کنند (دیکو[20]، 2018). نظریه خود ادراکی از تأثیرگذارترین نظریه­هایی است که چگونگی کسب خودشناسی را توضیح می­دهد. این نظریه توسط داریل بم[21] (1972) توسعه یافت و دارای دو ادعا است. ادعای نخست این است که افراد با ارزیابی رفتارها و شرایطی که تحت آن این رفتارها رخ می­دهد از حالات درونی خود مانند نگرش­ها و باورها آگاه می­شوند (الیزاروف [22] و همکاران، 2025). ادعای دوم این است که افراد برای استنباط حالات درونی خود مانند باورها و نگرش­ها به رفتارهای خود و شرایطی که این رفتارها در آن رخ می­دهد، وابسته هستند. با درنظرگرفتن این دیدگاه، خود ادراکی عامل مهمی برای درک انگیزه و تحول خود پنداشت در دوران نوجوانی است؛ زیرا هم‌زمان بر این سازه بر عزت‌نفس، خودارزشمندی، خودپنداره تأثیر می­گذارد (ناظمی و همکاران، 1402). در یک مطالعه باکن[23] و همکاران (2025) باهدف عوامل محافظتی برای افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در نوجوانان: یک مطالعه کوهورت مبتنی بر جمعیت طولی که تفاوت‌های جنسی را بررسی می‌کند نتایج نشان داد که خود ادراکی مثبت به طور قابل‌توجهی با کاهش ایده­پردازی و اقدام به خودکشی یک سال بعد برای هر دو جنس مرتبط بود. به طور خاص، خودارزشمندی به‌شدت با کاهش ایده­پردازی خودکشی در زنان نسبت به مردان مرتبط بود. تعامل بین جنسیت و شایستگی اجتماعی بر احتمال اقدام به خودکشی تأثیر گذاشت، با این که مردان کاهش بیشتری در اقدام به خودکشی نسبت به زنان نشان می­دهند. فعالیت بدنی بالاتر و ارتباط بهزیستی مدرسه با ایده­پردازی پایین­تر و ارتباط بهزیستی مدرسه با اقدام به خودکشی پایین­تر بدون تفاوت جنسیتی همراه بود. علاوه بر این، در یک مطالعه مقطعی باهدف مروری بر ادبیات سیستماتیک (هنسون[24] و همکاران، 2017)، نشان می‌دهد که شایستگی خود ادراکی (یعنی عزت‌نفس و خودارزشمندی ظاهری[25]) با ایده­پردازی خودکشی پایین در نوجوانی مرتبط است (کلیمان و ریسکیند[26]، 2013؛ شارف[27] و همکاران، 2009).

در میان نظریه­های خودکشی معاصر، مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی[28] (IMV) (اوکانر[29]، 2011). می­تواند یک چارچوب امیدوارکننده برای توضیح افکار خودکشی در میان نوجوانان ارائه بدهد. مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی نه‌تنها یکی از دقیق‌ترین توضیحات را برای ظهور افکار خودکشی ارائه می‌کند، و به‌خصوص ساختارهایی را نیز در بر می‌گیرد که ممکن است با دوران نوجوانی مرتبط باشد (پولاک[30] و همکاران، 2021؛ بگیان کوله مرزی و همکاران، 2024) مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی یک چارچوب «ایده به عمل[31]» را برای توضیح بروز افکار خودکشی و گذار از افکار به رفتار را اتخاذ می­کند. این نظریه فرض می‌کند که تجارب شکست (یعنی شکست در مبارزه اجتماعی و احساس به زیر آمدن یا پایین کشیده‌شدن) که توسط رویدادهای استرس‌زای زندگی یا سایر عوامل محیطی ایجاد می‌شود، منجر به گرفتار شدن (یعنی ناتوانی ادراک شده برای فرار یا نجات از موقعیت‌های آزاردهنده) و در نهایت ایده­پردازی خودکشی می‌شود (اوکانر و کیرتلی[32]، 2018). به دام افتادگی، می­تواند ماهیت درونی یا بیرونی داشته باشد؛ و زمانی به وجود می­آید که تلاش فرد برای فرار از شکست یا موقعیت­های تحقیرآمیز مسدود شود (گیلبرت و آلن[33]، 1998). استدلال می‌شود که رفتار خودکشی از تلاش فرد برای فرار از موقعیت‌های غیرقابل‌تحمل (به دام افتادگی بیرونی)، یا افکار و احساسات غیرقابل‌تحمل (به دام افتادگی درونی) ناشی می‌شود (ویلیامز[34]، 1997، 2014؛ اوکانر و پورتزکی[35]، 2018). ترک[36] و همکاران (2024) در مطالعه­ای باهدف شکست، به دام افتادگی و افکار خودکشی در یک نمونه جامعه ترک از بزرگسالان جوان: بررسی مدل یکپارچه انگیزشی - ارادی رفتار خودکشی نتایج نشان داد که به دام افتادگی نقش میانجی بین شکست و ایده­پردازی خودکشی ایفا کرد و تعلق­پذیری خنثی (اما نه ادراک سربار بودن) نقش تعدیل‌کننده‌ای در مسیر بین به دام افتادگی و ایده­پردازی خودکشی داشت. همچنین نتایج مطالعه نشان می­دهد که شدت به دام افتادگی به طور مداوم در فواصل زمانی مختلف با ایده­پردازی خودکشی فعلی و بعدی همراه است. علاوه بر این، به دام افتادگی در فواصل زمانی تقریباً 3 ساعته، یک ارتباط زمانی دوطرفه با شکست و ایده­پردازی خودکشی داشت (فن بالگوویجن[37] و همکاران، 2022).

تعداد زیادی از تحقیقات اخیر در مورد افکار خودکشی نشان داده است که افکار خودکشی تحت‌تأثیر تعارضات خانوادگی، بدرفتاری در دوران کودکی و بسیاری از عوامل دیگر است (چن[38] و همکاران، 2021؛ کلونسکی[39] و همکاران، 2016؛ زو[40] و همکاران، 2024). ازآنجایی‌که همه کودکانی که در معرض تجارب استرس­زای زندگی قرار می­گیرند مبتلا به آسیب­های روانی نمی­شوند و یا رفتارهای خودکشی ندارند، قابل‌قبول است که فرض کنیم متغیرهای دیگری وجود دارد که ممکن است به توضیح چنین ارتباطی کمک کند (دل سانتو[41] و همکاران، 2020). رویدادهای استرس­زای در زندگی به رویدادهایی گفته می­شود که به طور ناگهانی و بدون کنترل اراده ذهنی فرد در زندگی فرد رخ می­دهد و می‌تواند تأثیر بسزایی بر سلامت روان فرد داشته باشد (کسِلر[42] و همکاران، 1997؛ وانگ[43] و همکاران، 2022). تجربه رویدادهای آسیب­زای اولیه می­تواند منجر به تغییرات عملکردی و ساختاری قابل‌توجهی در مغز شود که با مسائل روان‌پزشکی از جمله اختلالات اضطرابی، افسردگی اساسی و ایده­پردازی خودکشی مرتبط باشد (برنی[44] و همکاران، 2024). در نهایت، ازآنجایی‌که تجربیات آسیب‌زا اولیه، توسعه سیستم‌ها را تغییر می‌دهد که پاسخ استرس را تنظیم می‌کنند، حساسیت به استرس و اختلالات خلقی را در مراحل بعدی زندگی افزایش می‌دهند، می‌توان تصور کرد که افزایش رویدادهای نامطلوب اولیه همراه با ویژگی‌های شخصیتی خاص، افراد باسابقه تجربیات اولیه آسیب‌زای را در معرض خطر بیشتری برای افکار و رفتار خودکشی قرار دهد (ساکس - اریکسون[45] و همکاران، 2016؛ دل سانتو و همکاران، 2020). زو[46] و همکاران (2024) در مطالعه­ای باهدف رویدادهای استرس­زای زندگی در میان دانشجویان: روابط مستقیم و غیرمستقیم با بی‌خوابی، افسردگی، عزت‌نفس و افکار خودکشی نتایج نشان داد که رویدادهای استرس­زای زندگی به طور مثبت علائم بی­خوابی، افسردگی و افکار خودکشی را پیش­بینی می­کند. اثر میانجی افسردگی بین رویدادهای استرس­زای زندگی و افکار خودکشی معنی‌دار بود. اثر واسطه‌ای و سریالی بی‌خوابی و افسردگی بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و افکار خودکشی معنی‌دار بود. بااین‌حال، اثر میانجی بی­خوابی بین رویدادهای استرس­زای زندگی و افکار خودکشی معنی‌دار نبود. همچنین، پیش‌بینی مثبت رویدادهای استرس‌زای زندگی و افسردگی بر روی افکار خودکشی زمانی ضعیف‌تر بود که سطح عزت‌نفس فرد بالاتر بود و اثر میانجی سریالی تعدیل‌شده معنی‌دار بود. نتایج مطالعه رجبی و همکاران (2024) نشان داد که 74 درصد از واریانس درد ذهنی توسط واکنش‌پذیری شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی تبیین می‌شود. علاوه بر این، 79 درصد از واریانس تاب‌آوری خودکشی توسط واکنش­پذیری شناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، و درد ذهنی توضیح داده شد. تجارب اولیه و منفی زندگی هم به‌صورت مستقیم و به‌صورت غیرمستقیم از طریق درد ذهنی با تاب­آوری در برابر خودکشی مرتبط بود.

یکی از نظریه­های که در چند سال اخیر در حوزه خودکشی مطرح شده است نظریه فشار روان‌شناختی[47] زانگ[48] (2011) برگرفته از نظریه فشار عمومی اگنیو[49] (1992) است. زانگ (2005) نظریه فشار خودکشی را ارائه کرد که فرض می­کند خودکشی به طور معمول با فشارهای روان­شناختی[50] پیش می­آید (زانگ، 2005؛ زانگ و همکاران، 2011). فشار یک ساختار جدید بود که اولین‌بار توسط زانگ (2005) مفهوم­سازی شد؛ معادل استرس یا تنش نبود. یک فشار حداقل شامل دونیرو است که فرد را به جهات مختلف سوق می­دهد و در فرد چنان دردی ایجاد می­کند که می­تواند نسبت به دیگران رفتار مجرمانه داشته باشد یا خودکشی کند (زانگ، 2016 ب). بر طبق دیدگان زانگ (2005، 2016 ب؛ زانگ و همکاران، 2011) چهار منبع فشار وجود دارد: 1- فشار ارزشی[51] زمانی رخ می­دهد که دو ارزش اجتماعی با یکدیگر تضاد داشته باشند، 2- فشار آرمان[52] ناشی از اختلاف بین آرزو و واقعیت؛ زمانی که فرد نمی­تواند به اهداف خود دست یابد، 3- فشار محرومیت[53] ناشی از محرومیت نسبی؛ زمانی که فرد متوجه می­شود که افراد دیگر با پیشینه مشابه زندگی بهتری دارند یا به موفقیت بیشتری دست می­یابند و 4- فشار مقابله­ای[54] زمانی رخ می­دهد که فرد قادر به کنارآمدن با ناامیدی یا بحران نباشد (زانگ و همکاران، 2022). هنگامی که دو نیروی متضاد یک فشار را ایجاد می­کنند، فرد را به سمت­های مختلف سوق می­دهند که ممکن است منجر به ناکامی[55]، خشم، افسردگی، ناامیدی، روان درد[56] و حتی خودکشی شود. در واقع فشار روانی به طور معمول منجر به‌سلامت روان منفی می­شود که یک عامل خطر برای خودکشی است (زانگ و تانگ[57]، 2009). موسیوند و همکاران (2024) در پژوهشی نشان دادند که در نوجوانان ایرانی شکست و فشار روان‌شناختی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار ایده­پردازی خودکشی هستند. به طور قابل‌توجهی، ناامیدی به‌عنوان میانجی­گر رابطه بین فشار روان‌شناختی، شکست و ایده­پردازی خودکشی بود. اعتمادی و همکاران (1402) در پژوهشی نشان دادند در پسران شکست و حساسیت به طرد اثر مثبت و مستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد، درحالی‌که فشار روان‌شناختی از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد. همچنین در دختران شکست و فشار روان‌شناختی اثر مثبت و مستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارند، درحالی‌که حساسیت به طرد از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد. همچنین نتایج مطالعه وانگ[58] و همکاران (2021) نشان می­دهد که فشارهای روان‌شناختی به طور قابل‌توجهی با رفتارهای خودکشی مرتبط است و پریشانی روان‌شناختی و ناامیدی تا حدی رابطه بین فشار روان‌شناختی و رفتارهای خودکشی را تبیین می­کنند.

در مجموع باتوجه‌به فقدان نسبی کار تجربی در مورد نوجوانی در مقایسه با بزرگسالی، در حال حاضر هیچ نظریه خاصی درباره خودکشی نوجوانی وجود ندارد (پولاک و همکاران، 2021). در یک دهه گذشته، محققان چندین نظریه را برای توضیح رشد افکار خودکشی و اینکه چگونه افکار به اقدام تبدیل می‌شود (از ایده تا اقدام) ارائه کرده­اند برای مثال، نظریه بین‌فردی خودکشی (جوینر[59]، 2005؛ ون اُردن[60] و همکاران، 2010)؛ و نظریه سه‌گامی (کلونسکی و می[61]، 2015)، مدل یکپارچه انگیزشی ارادی (IMV اوکانر، 2011) و نظریه فشار روان‌شناختی (زانگ، 2011) بااین‌حال، این نظریه­ها و بیشتر نظریه­های خودکشی، سن‌گرایانه[62] هستند؛ و ملاحظات رشدی دوران نوجوانی از جمله تعارضات خانوادگی، تغییرات مرتبط با بلوغ، هویت، خودپنداره و فشارهای اجتماعی اشاره محدودی شده است. آزمایش و تعمیم نظریه­های رایج به دوره نوجوانی وجود دارد؛ و در صورت نیاز، توضیحات حساس­تری از نظر تحولی برای افکار خودکشی در اوایل زندگی احساس می­شود؛ لذا این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجه‌به اثرات واسطه‌ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد.

روش

پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی که با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 13 تا 18 سال شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر از نوجوانان شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. به این صورت که در ابتدا بر اساس چهار جهت جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق و غرب) 8 مدرسه (دخترانه و پسرانه) مقطع متوسطه اول و دوم انتخاب شدند در ادامه از هر مدرسه نیز 4 کلاس و از هر کلاس نیز 20 نفر انتخاب شدند. قبل از اجرای پژوهش دو فرم رضایت آگاهانه ویژه والدین و دانش­آموزان طراحی شد و بعد از امضاء رضایت نامه آگاهانه توسط والدین و فرزندان و بر اساس بیانیه هلسینکی، مصوب انجمن جهانی پزشکی در سال ۱۹۶۴ و اصلاحات بعدی آن پژوهشگران موظف شدند تا پیش از آغاز مطالعه، رضایت آگاهانه و کتبی از دانش­آموزان و والدین دریافت کنند. حفاظت از حریم خصوصی و محرمانگی داده‌ها، توجه ویژه به گروه‌های آسیب‌پذیر (دانش­آموزان با ایده­پردازی خودکشی فعال)، بهره‌گیری از روش‌های علمی معتبر، و شفافیت در گزارش نتایج از دیگر الزامات رعایت شده این پژوهش بود. همچنین بر ضرورت ارزیابی مستمر ریسک و فایده، توقف مطالعه در صورت بروز خطرات پیش‌بینی‌نشده، آزادی خروج از مطالعه توسط شرکت‌کنندگان در هر مرحله از پژوهش و انتشاریافته‌ها اعم از مثبت یا منفی به‌منظور ارتقای دانش پزشکی و سلامت عمومی در یک جلسه توجیهی برای والدین تأکید شد. ملاک‌های ورود شامل رضایت آگاهانه، دامنه سنی 13 تا 18 سال، عدم وجود معلولیت‌های جسمانی و ابتلا به بیماری‌های مزمن و مصرف دارو به‌خاطر وضعیت جسمانی و روانی (بررسی این ملاک توسط مشاوران مدارس و بر اساس پرونده الکترونیک دانش­آموزان انجام شد) و ملاک‌های خروج شامل عدم تمایل برای شرکت در پژوهش، داشتن ایده­پردازی خودکشی فعال، بستری‌شدن در طول 6 سال گذشته به‌خاطر وضعیت جسمانی و روانی (باتوجه‌به پرسش‌نامه جمعیت­شناختی) و پاسخ‌گویی ناقص به پرسش‌نامه‌ها و مخدوش بودن آن‌ها بود. لازم به ذکر است نوجوانان با ایده­پردازی خودکشی فعال به مرکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی دانش‌آموزی ارجاع داده شدند.

طبق پیشینه‌های موجود، رهنمودهای مختلفی جهت تعیین حجم نمونه برای مدل‌سازی معادلات ساختاری پیشنهاد شده است در این پژوهش باتوجه‌به فرمول سوپر[63] (2024) برای تعیین حجم نمونه برای مدل‌سازی معادلات ساختاری باتوجه‌به اندازه اثر 1/0، توان آماری 80/0، تعداد متغیرهای مکنون (پنهان) چهار متغیر، متغیرهای مشاهده­پذیر (13 سؤال) و سطح معناداری 05/0 حداقل حجم نمونه 166 و حداکثر آن 1454 برآورد شد که در این مطالعه از بین 640 داده جمع­آوری شده 17 داده مخدوش و ناقص کنار گذاشته شد و تحلیل نهایی بر روی 623 داده جمع­آوری شده انجام شد. برای جمع­آوری داده­ها از مقیاس احتمال خودکشی (کال و گیل، 1982)، پرسش‌نامه فشار روان‌شناختی (زانگ و همکاران، 2011)؛ پرسش‌نامه چندبعدی خودکشی (عثمان و همکاران 2010)، مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی (گیلبرت و همکاران، 2003) و مقیاس به‌دام‌افتادگی (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد.

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس احتمال خودکشی[64] (SPS): احتمال خودکشی با استفاده از مقیاس احتمال خودکشی که توسط کال و گیل در سال 1982 برای سنجش احتمال خودکشی ساخته شده است، ارزیابی شد. مقیاس احتمال خودکشی از 36 گویه و 4 خرده مقیاس ناامیدی، افکار خودکشی، خصومت‌-‌پرخاشگری و خودارزیابی منفی تشکیل شده است. گویه‌ها بر اساس یک مقیاس 4 نمره‌گذاری می‌شوند. ضریب آلفای کرونباخ نمره کل این مقیاس توسط کال و گیل 93/0 و برای خرده مقیاس‌ها در دامنه‌ای از 0/62 تا 0/89 گزارش شده است. این مقیاس به‌خوبی افراد خودکشی گرا را از غیرخودکشی‌گرا مجزا می‌کند (کال و گیل، 1988). در گروه‌های نوجوانان نیز از این مقیاس استفاده شده است و ساختار 4 عاملی آن تأیید شده و اعتبار به روش آلفای کرونباخ برای کل گویه‌ها 91/0 گزارش شده است (تاتمان و همکاران، 1993). حداقل نمره در این مقیاس 36 و حداکثر آن 144 است. در ایران در پژوهشی بر روی نوجوانان از این مقیاس استفاده شد و مشخص شد بین نمره کل این مقیاس و نشانه‌های افسردگی و اضطراب همبستگی وجود دارد (شریفیان و همکاران، 2011) در مطالعه خانی‌پور و همکاران (2017)، ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس 86/0 گزارش شد. در پژوهش اعتمادی و همکاران (1402) ضریب پایایی پرسش‌نامه به روش امگای مک‌دونالد (95/0=α، 95/0=ω) به دست آمد.

ب) پرسش‌نامه فشار روان‌شناختی[65] (PSS): برای اندازه‌گیری فشار روان‌شناختی از مقیاس فشار روانی زانگ و همکاران (2011، 2022) استفاده شد. این مقیاس دارای 4 خرده مقیاس فشار ارزشی، فشار آرمانی، فشار محرومیت و فشار مقابله است. هر خرده مقیاس دارای 10 گویه است که ازجمله گویه‌های خرده مقیاس فشار ارزشی می‌توان به «بین ارزش‌های سنتی و مدرن، نمی‌دانم چه چیزی را باید دنبال کنم؟» و ازجمله گویه‌های خرده مقیاس فشار آرمانی می‌توان به «جامعه برای من عادلانه نیست» اشاره کرد. نحوه پاسخ‌گویی به این پرسش‌نامه در یک طیف 5 درجه‌ای (1= اصلاً در مورد من درست نیست تا 5= کاملاً در مورد من درست است) نمره‌گذاری می‌شود. حداقل نمره در این مقیاس 40 و حداکثر آن 200 است. روایی سازه این پرسش‌نامه در مطالعه زانگ و همکاران (2022) با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی برای 40 گویه در 4 خرده مقیاس فشار ارزشی، فشار آرمانی، فشار محرومیت و فشار مقابله تأیید شده است. روایی همگرای این مقیاس با پرسش‌نامه اضطراب، استرس و افسردگی به دست آمد (464/0=r) که نشان‌دهنده روایی همگرای مقیاس است. پایایی پرسش‌نامه به روش آلفای کرونباخ برای فشار ارزشی 86/0، فشار آرمانی 91/0، فشار محرومیت 91/0، فشار مقابله 90/0 و برای کل مقیاس 95/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر ضریب پایایی پرسش‌نامه به روش امگای مک‌دونالد (942/0= ω و 944/0= α) به‌دست‌آمده است. شاخص‌های برازش مدل تحلیل عوامل تأییدی تک عاملی در پژوهش اعتمادی و همکاران (1402) حاکی از آن بود که مدل از برازش مطلوب برخوردار بوده است (461/2=X2، 89/0=GFI، 86/0=AGFI، 94/0=IFI و 05/0=RMSEA).

ج) پرسش‌نامه چندبعدی خودکشی[66] (MSI-28): پرسش‌نامه چندبعدی خودکشی ی پرسش‌نامه 28 سؤالی است که توسط عثمان و همکاران (2010) برای سنجش ابعاد خودکشی طراحی و تدوین شده است. این پرسش‌نامه در یک طیف 5 درجه­ای از اصلاً درست نیست (1) تا کاملاً درست است (5) نمره­گذاری می­شود. این پرسش‌نامه دارای 4 خرده مقیاس است. این پرسش‌نامه دارای دو بعد مثبت (ارتباط با خانواده[67] و خود ادراکی مثبت[68] PSP) و دو بعد منفی (ایده­پردازی خودکشی[69] و عاطفه منفی[70]) است. هر خرده مقیاس از این پرسش‌نامه دارای 7 سؤال است. در این پژوهش برای سنجش خود ادراکی مثبت از 7 سؤال خرده مقیاس خود ادراکی مثبت پرسش‌نامه چندبعدی خودکشی (MSI-28، عثمان و همکاران، 2010) استفاده شده است. حداقل نمره در خرده مقیاس خود ادراکی مثبت 7 و حداکثر آن 35 است. نمره بالاتر نشان‌دهنده خود ادراکی بیشتر است. پایایی گزارش شده پرسش‌نامه با استفاده از (برآورد[71] Rho) برای ارتباط خانواده 94/0، برای خود ادراکی مثبت 94/0، برای ایده­پردازی 93/0 و برای عاطفه منفی 90/0 گزارش شد (امریش، 2012). از جمله سؤالات این خرده مقیاس «به خود ایمان دارم «و «احساس خوبی نسبت به خودم دارم» اشاره کرد. در مطالعه سان و همکاران (2023) بر روی جوانان با میانگین سنی 19/20 سال ضریب آلفای کرونباخ (α) و امگا مک دونالد (ω) برای ایده­پردازی خودکشی به ترتیب 913/0 و 920/0 بود. در مطالعه حاضر ضریب آلفای کرونباخ (α) و امگا مک دونالد (ω) برای خرده مقیاس خود ادراکی مثبت به ترتیب 940/0 و 949/0 به دست آمد.

د) مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی [72] (ELES): این مقیاس توسط گیلبرت و همکاران (2003) برای اندازه‌گیری خاطرات هیجانی در خانواده، مرتبط با یادآوری احساس بی‌ارزش بودن، ترس و اجبار به سلطه­پذیری و تسلیم، ایجاد شد. این مقیاس 15 آیتمی از شرکت­کنندگان می­خواهد تا در یک مقیاس 5 درجه­ای (درجه‌بندی‌شده از 1= کاملاً نادرست تا 5 کاملاً درست) مشخص کنند که هر عبارت تا چه میزان برای آن‌ها درست است. حداقل نمره در این مقیاس 15 و حداکثر آن 75 است. در این مقیاس آیتم­های 6، 7 و 9 نمره­گذاری معکوس می­شوند. گیلبرت و همکاران (2003) ویژگی­های روان‌سنجی پرسش‌نامۀ تجارب اولیه و منفی زندگی را به دست آوردند. به­منظور بررسی ساختار عاملی (روایی سازه) پرسش‌نامه، از تحلیل مؤلفه­های اصلی با چرخش متعامد واریماکس در سطح گویه استفاده شد. نتایج آزمون‌های کفایت نمونه­برداری کیسر - میر - الکین (92/0) و آزمون کرویت بارتلت (73/1654) نشان وجود شواهد کافی برای انجام تحلیل عامل بود. نمودار سنگ­ریزه و مقادیر ارزش­های ویژه بالاتر از یک نشان داد که 3 عامل قبل استخراج است. مقدار تبیین شده ارزش ویژه کل آزمون برای عامل­های اول تا سوم به ترتیب برابر با 07/7، 16/1 و 28/1 بود که درمجموع 15 گویه­ی مذکور 63/0 درصد واریانس پرسش‌نامه تجارب اولیه و منفی زندگی را تبیین کرد. گیلبرت و همکاران (2003) ضریب آلفای کرونباخ تهدید[73] را 89/0، سلطه­پذیری (تسلیم[74]) را 85/0، بی­ارزش[75] را 71/0 و کل مقیاس را 92/0 گزارش کردند. روایی همگرایی مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی خرده مقیاس طرد (78/0 = r)، گرمی هیجانی (56/0 = r)، حمایت افراطی (45 = r)، با پرسش‌نامه مطالعات اپیدمیولوژیک افسردگی (39/0 = r)، مقایسه اجتماعی (38/0- = r) و مقیاس شرم (44/0 = r) به دست آمد. در پژوهش حاضر همسانی درونی خرده مقیاس­های پرسش‌نامه تجارب اولیه و منفی زندگی با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای بی‌ارزشی 82/0، تهدید 86/0 و تسلیم 85/0 و برای کل مقیاس 93/0 به دست آمد.

ه) مقیاس به‌دام‌افتادگی[76] (گیلبرت و آلن، 1998): در مطالعه حاضر، از مقیاس ۱۶ ماده‌ای به دام افتادگی گیلبرت و آلن[77] (۱۹۹۸) برای سنجش احساس به دام افتادگی استفاده شد. این مقیاس در ابتدا باهدف ارزیابی احساس به دام افتادن در زمینه افسردگی طراحی شده است. از پاسخ‌دهندگان خواسته می‌شود مشخص کنند هر عبارت تا چه حد در مورد آن‌ها صدق می‌کند؛ این کار بر اساس یک مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت انجام می‌شود (۰= «اصلاً شبیه من نیست»، ۱= «تا حدی شبیه من است»، ۲= «نسبتاً شبیه من است»، ۳= «تا حد زیادی شبیه من است»، ۴= «کاملاً شبیه من است»). حداقل نمره در این مقیاس 16 و حداکثر آن 64 است. ده ماده اول مقیاس به «به دام افتادگی بیرونی» می‌پردازد (برای مثال: «در موقعیتی قرار دارم که احساس می‌کنم گرفتار شده‌ام»)، و شش ماده آخر به «به دام افتادگی درونی» اشاره دارند (برای مثال: «می‌خواهم از خودم دور شوم»). مجموع امتیازات بین ۰ تا ۷۰ قابل‌تغییر است و نمره بالاتر نشان‌دهنده شدت بیشتر احساس به دام افتادگی است. همسانی درونی پرسش‌نامه در نوجوانان در مطالعه بگیان کوله مرزی و همکاران (2025) به روش امگا مک دونالد برای به دام افتادگی بیرونی (91/0= α و 91/0=ωبه دام افتادگی درونی (89/0= α و 91/0=ω) و برای کل مقیاس (95/0= α و 95/0=ω) به دست آمد.

به همه نوجوان شرکت­کننده در مطالعه هزینه­ای پرداخت نشد، بنابراین کسب رضایت آگاهانه شرکت­کنندگان در اولویت بود. پس از امضای فرم رضایت­نامه آگاهانه والدین و دانش­آموزان خواسته شد تا به سؤالات پرسش‌نامه آنلاین که در گوگل فرم[78] طراحی شده بود پاسخ بدهند. در این نظرسنجی ویژگی­های جمعیت­شناختی از جمله، سن، جنسیت، پایه تحصیلی جمع­آوری شد. جمع­آوری داده­ها از مهر 1403 آغاز شد و در آذر 1403 به پایان رسید. تکمیل پرسش‌نامه‌های آنلاین به طور متوسط برای هر شرکت­کننده 30 دقیقه طول کشید. کلیه مراحل انجام مطالعه مطابق با دستورالعمل­ها و مقررات اجرای آزمون صورت گرفت.

یافته­ها

میانگین سنی دانش‌آموزان شرکت‌کننده در مطالعه 61/1±86/16 سال بود. از بین دانش‌آموزان، 169 نفر (12/27 درصد) 14ساله، 117 نفر (78/18 درصد) 15ساله، 100 نفر (05/16 درصد) 16ساله، 74 نفر (87/11 درصد) 17ساله، 38 نفر (09/6 درصد) 18ساله و 125 نفر (06/20 درصد) 19ساله بودند. از بین دانش‌آموزان، 287 نفر (1/46 درصد) پسر و 336 نفر (9/53 درصد) دختر بودند. میانگین سنی دانش‌آموزان دختر شرکت­کننده در مطالعه 59/1±08/16 سال بود. همچنین میانگین سنی دانش‌آموزان پسر شرکت‌کننده در مطالعه 78/1±74/16 سال بود. میانگین، انحراف معیار و ماتریس ضریب همبستگی متغیرهای فشار روان‌شناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی و به دام افتادگی و خود ادراکی مثبت با احتمال خودکشی در جدول شماره 1 آمده است.

جدول 1. میانگین، انحراف استاندارد و ماتریس ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش

متغیر

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

1. فشار ارزشی

-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2. فشار آرمانی

456/0**

-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3. فشار محرومیت

561/0**

487/0**

-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4. فشار مقابله­ای

512/0**

501/0**

489/0**

-

 

 

 

 

 

 

 

 

5. فشار روان‌شناختی

623/0**

609/0**

521/0**

541/0**

-

 

 

 

 

 

 

 

6. تهدید

478/0**

399/0**

454/0**

425/0**

355/0**

-

 

 

 

 

 

 

7. تسلیم

563/0**

401/0**

521/0**

529/0**

389/0**

478/0**

-

 

 

 

 

 

8. بی­ارزشی

421/0**

389/0**

488/0**

487/0**

401/0**

502/0**

487/0**

-

 

 

 

 

9. تجارب اولیه و منفی زندگی

419/0**

417/0**

397/0**

503/0**

641/0**

547/0**

541/0**

 

-

 

 

 

10. به دام افتادگی

401/0**

521/0**

457/0**

487/0**

654/0**

505/0**

423/0**

414/0**

540/0**

-

 

 

11. خود ادراکی مثبت

421/0-**

503/0-**

489/0-**

474/0-**

547/0-**

588/0-**

474/0-**

521/0-**

434/0-**

592/0-**

-

 

12. احتمال خودکشی

417/0**

524/0**

551/0**

498/0**

570/0**

478/0**

494/0**

512/0**

526/0**

724/0**

540/0-**

-

میانگین

32/24

14/26

48/24

44/24

38/99

97/19

27/11

62/19

24/47

85/26

17/28

65/73

انحراف معیار

14/3

16/5

18/4

55/4

84/22

47/5

77/2

12/5

69/11

24/14

63/7

57/12

 

باتوجه‌به نتایج جدول 1 میانگین (و انحراف استاندارد) نمره کل فشار روان‌شناختی 38/99 (و 84/22)، تجارب اولیه و منفی زندگی  24/47 (و 69/11)، به دام افتادگی 85/26 (24/14)، خود ادراکی مثبت 17/28 (و 63/7) و احتمال خودکشی 16/44 (و 62/7) است.

قبل از انجام تحلیل‌های مربوطه، وضعیت کلی داده‌ها مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا وجود داده‌های خارج از محدوده بررسی و با مراجعه به اصل پرسش‌نامه‌ها اصلاحات لازم انجام شد. پس از آن داده‌های گزارش نشده مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد 17 داده گزارش نشده و مخدوش وجود دارد؛ بنابراین داده­های مخدوش و گزارش نشده حذف شدند. افزون بر آن داده‌های پرت تک متغیری با استفاده از نمودار مستطیلی[79] بررسی شدند. برای ارزیابی داده‌های پرت چندمتغیری از آماره ماهالانوبیس[80] استفاده شد. نتایج نشان داد که هیچ داده پرت چندمتغیری در داده‌ها وجود ندارد. علاوه‌برآن کجی و چولگی دادها با استفاده از نرم‌افزار SPSS بررسی شد و مشخص شد که کجی و چولگی هیچ‌کدام از مقادیر بیشتر از 1± نمی‌باشد. مفروضه نرمال بودن داده‌ها با استفاده از آزمون چولگی و کشیدگی ارزیابی شد و نتایج نشان داد این مفروضه برقرار است. استقلال داده‌ها با استفاده از آماره دوربین واتسون[81] (DW) بررسی و تأیید شد. همچنین هم‌خطی چندگانه با استفاده از آماره رواداری[82] و عامل افزایش واریانس[83] (VIF) محاسبه شد و نتایج نشان داد هیچ‌کدام از مقادیر رواداری کوچک‌تر از حد مجاز 1/0 و هیچ‌کدام از مقادیر VIF بزرگ‌تر از حد مجاز 10 نبوده است؛ بنابراین بر اساس دو شاخص مطرح شده وجود هم‌خطی در داده‌ها مشاهده نشد (کلاین، 2011).

 

جدول 2. شاخص‌های نیکویی برازش پژوهش

شاخص

χ 2

DF

CMIN/DF

P

RMSEA (IC 95%)

CFI

NFI

TLI

RFI

IFI

GFI

مدل تأیید شده

014/3

145

129/639

001/0

08/0 07/0، 09/0

937/0

937/0

903/0

899/0

937/0

946/0

 

همان‌طور که در جدول 2 مشاهده می­شود، شاخص‌های برازندگی در نتیجه آزمون (129/639=χ2، 014/3= χ2/df، 937/0=CFI، 946/0=GFI، 937/0=IFI، 903/0=TLI و 08/0=RMSEA) حاکی از برازش مطلوب الگوی پیشنهادی با داده­ها است.

 

جدول 3. ضرایب مسیرهای مستقیم متغیرهای پژوهش

متغیر پیش­بین

β

B

SE

CR

P

فشار روان‌شناختی <--- به دام افتادگی

326/0

 356/0

043/0

209/8

001/0>P

فشار روان‌شناختی <--- خود ادراکی مثبت

427/0-

250/0-

026/0

672/9-

001/0>P

فشار روان‌شناختی <--- احتمال خودکشی

021/0

012/0

022/0

528/0

597/0

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی

182/0

468/0

096/0

858/4

001/0>P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت

158/0-

218/0-

061/0

584/3-

001/0>P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- احتمال خودکشی

159/0

215/0

048/0

457/4

001/0>P

خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی

341/0-

636/0-

063/0

121/10-

001/0>P

به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی

544/0

285/0

020/0

452/14

001/0>P

خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی

137/0-

134/0-

033/0

010/4-

001/0>P

 

همان‌طور که در جدول 3 مشاهده می­شود بر اساس مدل اولیه اثر مستقیم فشار روان‌شناختی بر احتمال خودکشی (05/0<P، 021/0=β) معنی­دار نبود. ولی ضریب مسیر مستقیم فشار روان‌شناختی با به دام افتادگی (001/0>P، 326/0=β) مثبت و معنی‌دار و ضریب مسیر مستقیم فشار روان‌شناختی به خود ادراکی مثبت (001/0>P، 427/0-=β) منفی و معنی­دار بود. همچنین ضریب مسیر مستقیم تجارب اولیه و منفی زندگی بر به دام افتادگی (001/0>P، 182/0=β) مثبت و معنی‌دار بود. ضریب مسیر تجارب اولیه و منفی زندگی بر خود ادراکی مثبت (001/0>P، 158/0-=β) منفی و معنی‌دار بود. ضریب مسیر مستقیم تجارب اولیه و منفی زندگی به‌احتمال خودکشی (001/0>P، 159/0=β) مثبت و معنی­دار است. ضریب مسیر مستقیم خود ادراکی مثبت بر به دام افتادگی (001/0>P، 341/0-=β) منفی و معنی­دار است. همچنین ضریب مسیر مستقیم به دام افتادگی به‌احتمال خودکشی (001/0>P، 544/0=β) مثبت و معنی­دار است. در نهایت ضریب مسیر مستقیم خود ادراکی مثبت به‌احتمال خودکشی (001/0>P، 137/0-=β) منفی و معنی­دار است.

شکل 1. الگوی تعاملی فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی با نقش میانجی خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی

 

همان‌طور که در شکل 1 مشاهده می­شود فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت پایین در مرحله اول و در مرحله دوم به دام افتادگی بر احتمال خودکشی تأثیر دارد. درحالی‌که تجارب اولیه و منفی زندگی هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق به خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی بر احتمال خودکشی تأثیر دارد. فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی  29 درصد از واریانس خود ادراکی مثبت، 50 درصد از واریانس به دام افتادگی را تبیین می­کنند. درحالی‌که فشار روان‌شناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی 56 درصد از واریانس احتمال خودکشی را در نوجوانان تبیین می­کنند.

 

 

جدول 4. نتایج بوت استراپ اثر غیرمستقیم فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی بر احتمال خودکشی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی

متغیر

اثر غیرمستقیم

سوگیری

حد پایین

حد بالا

SE

P

فشار روان‌شناختی <--- خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی

145/0

001/0

115/0

180/0

020/0

001/0P

فشار روان‌شناختی <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی

315/0

001/0

269/0

362/0

029/0

001/0P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی

054/0

001/0

029/0

082/0

016/0

001/0P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی

150/0

001/0

107/0

190/0

025/0

001/0P

خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی

185/0-

001/0

221/0-

153/0-

 

001/0P

متغیر

اثر کل

سوگیری

حد پایین

حد بالا

SE

P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- خود ادراکی مثبت

158/0-

001/0

228/0-

0087/0-

044/0

001/0P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- به دام افتادگی

236/0

001/0

168/0

296/0

039/0

001/0P

تجارب اولیه و منفی زندگی <--- احتمال خودکشی

309/0

001/0

236/0

372/0

041/0

001/0P

فشار روان‌شناختی <--- خود ادراکی مثبت

427/0-

001/0

493/0-

357/0-

042/0

001/0P

فشار روان‌شناختی <--- به دام افتادگی

471/0

001/0

409/0

531/0

037/0

001/0P

فشار روان‌شناختی <--- احتمال خودکشی

335/0

001/0

269/0

401/0

040/0

001/0P

خود ادراکی مثبت <--- به دام افتادگی

341/0-

001/0

393/0-

288/0-

033/0

001/0P

خود ادراکی مثبت <--- احتمال خودکشی

322/0-

001/0

380/0-

262/0

035/0

001/0P

به دام افتادگی <--- احتمال خودکشی

544/0

001/0

484/0

600/0

035/0

001/0P

 

تجزیه‌وتحلیل میانجیگری بر اساس روش تصحیح بوت‌استرپ با 2000 نمونه برای برآورد اثرات غیرمستقیم فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی بر احتمال خودکشی با میانجی­گری خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی انجام شد. اندازه اثر، خطاهای استاندارد ضرایب مستقیم، غیرمستقیم و کل در جدول 4 آمده است. باتوجه‌به این یافته، فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت اثر غیرمستقیم منفی و معنی­داری بر احتمال خودکشی دارند. همچنین فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق به دام افتادگی اثر غیرمستقیم مثبت و معنی­داری بر احتمال خودکشی دارند. در نهایت خود ادراکی مثبت از طریق به دام افتادگی اثر منفی و غیر مستقیمی بر احتمال خودکشی دارد.

 

بحث و نتیجه­گیری

این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجه‌به اثرات واسطه‌ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد. نتایج نشان داد که فشار روان‌شناختی به‌صورت مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر ندارد. این نتایج بامطالعه اعتمادی و همکاران (1402) همخوانی دارد که در آن فشار روان‌شناختی اثر مستقیمی بر ایده­پردازی خودکشی نوجوانان نداشت. همچنین این مطالعه با پژوهش موسیوند و همکاران (2024) و وانگ و همکاران (2021) ناهمخوان است. این فرضیه چهار یافته اصلی را برجسته می­کند. اول اینکه، فشار روان‌شناختی به‌صورت مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر ندارد، دوم اینکه فشار روان‌شناختی بر خود ادراکی اثر منفی و مستقیمی دارد، سوم فشار روان‌شناختی بر به دام افتادگی اثر مثبت و مستقیمی دارد و چهارم فشار روان‌شناختی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی اثر غیرمستقیم و معنی­داری بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. در تبیین این نتایج می­توان گفت، ازآنجاکه نوجوانان در مرحله رشدی حساسی هستند از یک سو فشار تحصیلی را تجربه می­کنند، ازسوی‌دیگر به‌خاطر تجربه بلوغ دچار آشفتگی هویت و سردرگمی نقش هستند؛ ممکن است تجربه چند عامل فشارزای دیگر ممکن است بر روی ادراک آنها از خود تأثیرگذار باشد؛ لذا آن‌ها به‌جای تجربه خود ادراکی مثبت یک خود ادراکی منفی تجربه کنند و این تجربه ممکن است منجر به هیجانات منفی (ناامیدی، اضطراب، افسردگی و غیره) و/یا اختلالات روانی، از جمله سوءمصرف مواد و سوءمصرف الکل در نوجوانان شود (زانگ و همکاران، 2011 ب؛ سان و زانگ، 2017). در این وضعیت، تجربه فشارهای روان‌شناختی متضاد برای نوجوانان ممکن است آن‌قدر غیرقابل‌تحمل باشد که آن­ها به این نتیجه برسند که واقعاً به‌دام‌افتاده و راهی برای خروج از این وضعیت ندارند؛ لذا بعضی از نوجوانان وقتی به این مرحله می­رسند به دنبال راه‌حل‌هایی برای رهاسازی یا توقف این وضعیت‌شناختی و هیجانی هستند (استگ و واسرمن، 2007؛ سان و زانگ، 2016)؛ لذا ابزارها و راه­حل­های انتخاب شده توسط نوجوانان برای مقابله با این فشار روان‌شناختی در بسیاری از موارد نامناسب و آسیب­زا است. زیرا نوجوانان از یک سو در حال تجربه فشار روان‌شناختی است اوّل فشار ارزشی تجربه شده توسط نوجوان است و زمانی اتفاق می­افتد که دو ارزش اجتماعی با یکدیگر تضاد داشته باشند، در وضعیت فعلی ارزش­های نوجوانان با ارزش­های والدین متفاوت است و این تفاوت زمینه را برای تعارض والدین - فرزندان فراهم می­کند. دوم فشار آرمانی که آنها به‌خاطر تفاوت بین آرزوها و واقعیت تحمل می­کنند بسیار آسیب­زا است زمانی که نوجوان باوجود شرایط اجتماعی - اقتصادی هر چه تلاش می­کند نمی­تواند به اهداف خود دست یابد، سوم تجربه فشار ناشی از محرومیت است؛ درست زمانی که نوجوان متوجه می­شود که نوجوانان دیگر با پیشینه مشابه زندگی او وضعیت بهتری نسبت به او دارند و یا به موفقیت بیشتری در مقایسه با کسب کرده­اند و چهارم فشار مقابله­ای زمانی در نوجوان نمود پیدا می­کند که او باتوجه‌به منابع درونی و توانایی خود قادر به کنارآمدن با این ناامیدی و بحران­های پیشرو نیست (زانگ و همکاران، 2022). باتجربه این فشار روان‌شناختی ممکن است نوجوانان به طور مستقیم به خودکشی فکر نکند. اما زمانی که در این وضعیت (فشار روان‌شناختی) در کنار سایر رویدادهای استرس­زا از جمله تعارض خانوادگی، سردرگمی هویت، طغیان­های هیجانی و فقدان کنترل رویدادها قرار می­گیرد نوجوان نسبت به خود متنفر شده و یک خود ادراکی منفی نسبت به خودش پیدا می­کند او احساس می­کند که دیگر ارزش زندگی‌کردن ندارد، تمام این مشکلات به‌خاطر ناتوانی و ضعف اوست، او به‌دردنخور و بی‌ارزش است و قاعدتاً نبود او باعث بهترشدن وضعیت خانوادگی و اجتماعی می­شود؛ تجربه این باورها که او در مورد خودش دارد در کنار تجربیات هیجانی منفی ناامیدی در تغییر وضعیت فعلی (ناامیدی خاموش)، افسردگی، خشم، تغییرناپذیری وضعیت، انزوا و عدم تعلق‌پذیری او را وارد یک وضعیت ذهنی می­کند؛ در این حالت ذهنی فرد برای رهایی از چیزی که اصطلاحاً به آن به دام افتادگی گفته می­شود؛ یا باید منابع و توانایی­های درونی و بیرونی برای مقابله داشته باشد یا با ایده­پردازی و اقدام به خودکشی زمینه را برای توقف این حالت ذهنی فراهم سازد؛ لذا فشار روان‌شناختی زمانی که در کنار سایر عوامل خطر خودکشی از جمله ادراک فرد از خود، به دام افتادگی، شکست، ادراک سربار بودن و یا تعلق‌پذیری خنثی قرار گیرد می­تواند احتمال خودکشی را در فرد افزایش دهد.

همچنین مطالعه حاضر عوامل دیگری را که با احتمال خودکشی نوجوانان مرتبط بودند شناسایی کرد. این فرضیه چهار یافته اصلی را برجسته می­کند. اول اینکه، تجارب اولیه و منفی زندگی به‌صورت مثبت و مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد، دوم اینکه تجارب اولیه و منفی زندگی بر خود ادراکی اثر منفی و مستقیمی دارد، سوم تجارب اولیه و منفی زندگی بر به دام افتادگی اثر مثبت و مستقیمی دارد و چهارم تجارب اولیه و منفی زندگی از طریق خود ادراکی مثبت و به دام افتادگی اثر غیرمستقیم و معنی­داری بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. این نتایج بامطالعه دال سانتو و همکاران (2020)؛ رجبی و همکاران (2024)، زو و همکاران (2024) همخوانی دارد.

در تبیین این نتایج می­توان گفت نوجوانان با سطوح بالای تجارب اولیه و منفی زندگی با درنظرگرفتن همبودی اختلال مصرف مواد، به طور قابل‌توجهی نمرات بالاتری در مقیاس‌های اجتناب اجتماعی، عدم جرئت ورزی و قابلیت تسلیم و سلطه­پذیری به دست آوردند (راجلین و همکاران، 2020). این یافته‌ها حاکی از این است زمانی که نوجوانان در محیط خانواده تجربیات گرمی، عشق و محبت را در دوران کودکی تجربه کند؛ این تجربیات می­تواند تأثیر مثبتی بر بلوغ عاطفی، بهزیستی، سلامت روان و خودپنداره آن­ها داشته باشد و ایجاد توانایی پذیرش خود و خود اطمینان‌بخشی را تسهیل می­کند (گیلبرت و همکاران، 2006)، آن چیزی که در فرایند رشد می­تواند علاوه بر تعیین جایگاه فرد در خانواده به تعیین جایگاه و رتبه اجتماعی او نیز کمک کند (گیلبرت و همکاران، 2006)؛ لذا زمانی که نیاز به درک حضور دیگران مهم، در کنار شایستگی و مهم بودن توسط والدین دوستدار و مشفق منعکس می­شود؛ در کودک یک خود آینه­ای شکل می­گیرد در کنار این خود آینه­ای توانایی انتقال اعتماد و امنیت از سوی والدین قابل‌اعتمادی که کوهوت آنها را به‌عنوان تصویر ایدئال والدین[84] نامیده است (کوهوت و گلدبرگ، 1978) می­تواند زمینه را برای رشد خود ادراکی مثبت فراهم سازد. باوجود این ویژگی مثبت مسیر رشدی که از طریق آنها یک احساس خود مستقلانه شکل می­گیرد، فراهم‌کردن فرصت­های همدلانه برای شناخت، ایده‌آل سازی و پیوندجویی برای کودکان و نوجوانان نیز لازم است. اضافه‌شدن این استقلال و پیوندجویی به‌عنوان دو نیاز اساسی انسان می­تواند ابعاد منفی خود از جمله وابستگی، انزوا، تنهایی، محرومیت و احساس رهاشدگی و طردشدن را تعدیل کرده و زمینه را برای کاهش رفتارهای خود آسیبی و اقدام به خودکشی فراهم سازد (دال سانتو و همکاران، 2020)؛ بنابراین به نظر می‌رسد یادآوری رویدادهای گذشته توسط نوجوانان (حافظه هیجانی) که با ویژگی اطمینان‌بخشی، گرما، آرامش، توجه و مراقبت و امنیت مشخص می­شود دستیابی به خود اطمینان‌بخشی/خود آرامش بخشی را به‌عنوان شیوه­ای برای رفع موانع و مقابله با شکست و به دام افتادگی تسهیل کند (گیلبرت و پرایس، 2000). ازسوی‌دیگر رفتار والدین می­تواند بافت­های محیطی اولیه مهمی را برای کیفیت رشد شناختی و هیجانی کودکان فراهم کند و همچنین می­تواند منبع عمدۀ پریشانی در کودکی باشد (گیلبرت و پرایس، 2000). تجارب اولیه و منفی زندگی منجر به اختلال در توانایی تعامل اجتماعی و نحوه بیان احساسات و افکار در کنار دیگران می­شود (راجلین و همکاران، 2020). در واقع تجربیات آسیب­زای دوران کودکی، یادگیری و پیشرفت تحصیلی را به چالش می­کشد، دستاوردهای آموزشی، روابط اجتماعی - اقتصادی و توانایی عملکرد شغلی را در بزرگسالی به خطر می‌اندازد (نوریس و همکاران، 2015)؛ بنابراین، انتخاب محیط­های اجتماعی منفی در نوجوانی و بزرگسالی ممکن است تصادفی نباشد، بلکه نتیجه رشد در محیط­های اجتماعی منفی است (راپوسا و همکاران، 2014). ازسوی‌دیگر، محیط‌های اجتماعی پرخطر سبک‌های مقابله، تنظیم هیجان و شناخت اجتماعی را شکل می‌دهند (جونز و همکاران، 2018) و اختلالات در این ابعاد بر رشد شخصیت (خود ادراکی) تأثیر می‌گذارند. بااین‌وجود، تجربیات نامطلوب اولیه زندگی (غفلت، محرومیت، سوءاستفاده جسمی و جنسی) می­تواند باعث فروپاشی هویت فرد شود، زمانی که ساختار خود توان یکپارچه‌سازی ابعاد ازهم‌گسیخته را ندارد نوجوان را مستعد اختلالات روان‌شناختی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال شخصیت مرزی (BPD)، افسردگی، کابوس­های شبانه و... تجربه این تروما در کنار خودپنداره ضعیف و شکننده به همراه ادراک بی‌اعتمادی نسبت به دیگران زمینه را برای به بن‌بست رساندن نوجوانان فراهم می­سازد (جیمز - ترویون و همکاران، 2019)؛ بنابراین، باتوجه‌به اینکه خود کارکردهای سالم از جمله کنترل تکانه، قضاوت، ارتباط با دیگران، تنظیم محرک­های هیجانی، تحمل اضطراب و عاطفه، عملکرد شناختی و توانایی عزت‌نفس و خودارزیابی را در کنار راهبردهای تنظیم هیجانی منفی، شناخت عاطفی پایین، و خود انتقادی را به‌عنوان ویژگی‌های شخصیتی تجربه می­کند که به‌عنوان یک دفاع عمل می­کنند خطر رفتارهای خودکشی برای خروج از این وضعیت و حالت ذهنی افزایش می‌یابد و به عبارتی زمانی که خود به بن‌بست می­رسد و کارکرد خود را از دست می­دهد؛ خودکشی به‌عنوان یک سازوکار برای رهایی از این فروپاشی به‌عنوان یک گزینه توسط فرد مدنظر قرار می­گیرد.

نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که خود ادراکی مثبت به‌صورت منفی و مستقیم بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد. این نتایج دو یافته اصلی را برجسته می­کند. اول اینکه، خود ادراکی مثبت به‌صورت منفی و مستقیم بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد و دوم اینکه از طریق به دام افتادگی اثر منفی و غیرمستقیمی بر احتمال خودکشی نوجوانان دارد. این نتایج با مطالعات باگن و همکاران (2025)؛ هنسون و همکاران (2017)؛ کلیمن و ریسکیند (2013) و شارف و همکاران (2009) همخوانی دارد.

یک مرور در خصوص ادبیات عوامل محافظت‌کننده خودکشی که توسط نیلاسوف و همکاران (2023) با تجزیه‌وتحلیل 26 مطالعه در مورد عوامل محافظتی برای اقدام به خودکشی در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جوان انجام شد عوامل فردی و محیطی مختلفی را شناسایی کردند که ممکن است سهم قابل‌توجهی به‌عنوان یک عامل محافظت‌کننده داشته باشند. در سطح فردی عزت‌نفس، هوش هیجانی، عزت‌نفس، رضایت از زندگی و توانایی­های مقابله­ای (زو و همکاران، 2019) و خود ادراکی مثبت و راهبردهای مقابله­ای هیجان مدار پایین به‌عنوان عوامل کلیدی محافظت‌کننده ایده­پردازی خودکشی نوجوانان شناسایی شدند (باگن و همکاران، 2024). در تبیین این نتایج می­توان گفت، زمانی که نوجوانان دیدگاه مثبتی نسبت به خود، آینده، ارزش­ها و توانایی­هایشان داشته باشند، ممکن است در درک مشکلات زندگی به‌عنوان یک فرایندی که قابل‌کنترل است و او منابع و توانایی لازم را برای پشت سر گذاشتن این بحران و رویداد استرس­زا دارد؛ نگاه کنند و آمادگی بهتری برای مواجهه با آن داشته باشند؛ لذا، اعتماد به منابع درونی و بیرونی و توانایی مدیریت بحران به طور بالقوه احتمال خودکشی را در آن­ها کاهش دهد. علاوه بر این، زمانی که نوجوانان دارای ارزش شخصی بالای باشند اغلب ارتباطات اجتماعی قوی­تر نیز برقرار می­کنند، زیرا این افراد به طور معمول روابط مثبت و حمایتی را پرورش می­دهند؛ این روابط در کنار خلق معنا، امکان دستیابی به اهداف و عاملیت ابعاد مهم درونی محافظت‌کننده نوجوان در برابر خودکشی هستند که ترکیب آن با ابعاد بیرونی یعنی روابط و حمایت اجتماعی می­تواند به‌عنوان یک‌چرخه زمینه را برای تقویت خود ادراکی فراهم سازد؛ بنابراین استفاده از منابع درونی و جستجوی کمک از منابع بیرونی در زمان ضرورت به اثر محافظتی در برابر خودکشی کمک می­کنند. ازسوی‌دیگر به دام افتادگی دارای ماهیتی درونی و بیرونی است (بگیان کوله مرزی و همکاران، 2025). ماهیت درونی آن زمانی در فرد شکل می­گیرد که تلاش فرد برای مقابله و فرار با موقعیت­های تحقیرآمیز، پر استرس و فشارزا محدود باشد (گیلبرت و آلن، 1998) این ماهیت درونی شامل افکار و هیجاناتی است که توان فرد را برای مقابله با موقعیت آزاردهنده و پر استرس غیرقابل‌تحمل جلوه می­دهد؛ لذا می­توان با داشتن خود ادراکی مثبت که بر روی منابع درونی متمرکز است (خوش­بینی، تاب­آوری، معنا، حل مسئله، امید) نقش به دام افتادگی را کاهش داد. درحالی‌که داشتن خود ادراکی منفی در کنار تجربه عواطف منفی می­تواند زمینه را برای به دام افتادگی درونی - ایده­پردازی خودکشی و اقدام به خودکشی در جهت رهایی از یک وضعیت غیرقابل‌کنترل و غیرقابل‌تغییر فراهم ساخت. همچنین مطالعات قبلی نشان می‌دهد که دختران نوجوان از نظر هیجانی بیشتر به استرس‌های بین‌فردی و پذیرش اجتماعی واکنش نشان می‌دهند که این امر باعث می‌شود که ارزش کلی آنها نسبت به عواملی مانند طرد اجتماعی، نگرانی‌های مربوط به خودانگاره بدنی و تعارضات ارتباطی حساس­تر باشد (رودلوپ، 2002)، درحالی‌که نوجوانان پسر ممکن است برای شایستگی اجتماعی از جمله تعامل با همسالان، تسلط اجتماعی، و توانایی­های حل مسئله که می­تواند حس عاملیت و کنترل آنها را افزایش دهد، ارزش بیشتری قائل شوند (باگن و همکاران، 2025)؛ بنابراین داشتن این ویژگی‌ها در نوجوانان به‌عنوان نشانه‌های موفقیت در محیط‌های اجتماعی دیده می‌شوند، و بهبود شایستگی اجتماعی ممکن است احساس انزوا یا درماندگی را کاهش دهد و منجر به کاهش احتمال خودکشی شود؛ بنابراین تأثیر مسیر سریالی فشار روان‌شناختی به خود ادراکی، به دام افتادگی و در نهایت احتمال خودکشی با ادراک فشار روان‌شناختی در نوجوانان امروزی به‌خاطر تغییر ارزش­ها و ساختار اجتماعی در کنار افزایش آرزوها و رسیدن به اهداف بدون کمترین تلاش می­تواند بر خود ادراکی آنها به‌عنوان انسانی ارزشمند تأثیر گذاشته و در نتیجه با تغییر ماهیت خود ادراکی به‌صورت منفی (خود ادراکی منفی) زمینه را برای به دام افتادگی و متعاقب آن ایده‌پردازی و اقدام به خودکشی به‌عنوان یک گزینه رهای بخش از این وضعیت فراهم نماید.

نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که به دام افتادگی به‌صورت مثبت و مستقیم بر احتمال خودکشی نوجوانان تأثیر دارد. این نتایج با مطالعات دیگر برای مثال تورک و همکاران (2024) و وان بالگویجن و همکاران (2022) همخوانی دارد. از نظر تجربی، یافته‌های حاصل از یک فراتحلیل (سیداوی و همکاران، 2015) و بررسی­های سیستماتیک (تیلورو همکاران، 2011) از مسیر میانجی به دام افتادگی حمایت می‌کند، البته ذکر این نکته ضروری است که تحقیقات عمدتاً از طرح‌های مقطعی استفاده کرده‌اند. به طور گسترده‌تر، دو مطالعه طولی اخیر برنلی بل و همکاران (2019) و اون و همکاران (2018) نشان دادند که به دام افتادگی در ارتباط بین شکست و ایده­پردازی خودکشی نقش میانجی را دارد. در تبیین این نتایج می­توان گفت وقتی فرد احساس شکست و به دام افتادگی می­کند، از نظر روان‌شناختی این حس به او دست می­دهد که هیچ راه گریزی برای این وضعیت وجود ندارد و اینجاست که خودکشی را به‌عنوان یک گزینه در نظر بگیرد، چون درد را تجربه می­کند و راه فراری برای این درد غیرقابل‌تحمل نمی­یابد خودکشی را به‌عنوان تنها را تسکین و گریز از این شرایط آزاردهنده در نظر می­گیرد. همچنین تعدیل­گرهای تهدیدکننده خود (حل مسئله اجتماعی، مقابله و سوگیری حافظه و فرایند نشخوارگری) در مدل IMV ممکن است در این مرحله باعث تسریع فرایند پیشروی به‌سوی ایده­پردازی خودکشی شوند (بگیان کوله مرزی و همکاران، 2025)؛ برای مثال افراد در این بعد به چهار دسته تقسیم می­شوند دسته اوّل افرادی که حل مسئله و خلق معنا را دارند و به‌راحتی از پس بحران پیشرو بر می­آیند؛ دسته دوم افرادی که توان حل مسئله را دارند ولی نمی­توانند برای خودشان خلق معنا کنند این افراد مدام در حالت غمگینی، ناامیدی، درماندگی، و افسردگی و اضطراب به سر می‌برند؛ اما چون مهارت­های حل مسئله را دارند تا حدودی می­توانند از پس شرایط پرفشار و آسیب‌زا بر بیایند. دسته سوم افرادی هستند که حل مسئله را ندارند ولی می­توانند برای خودشان خلق معنا کنند؛ در واقع با انتخاب اهداف، ایجاد هیجان­های مثبت، اشتیاق به زندگی، برقراری روابط، امیدواری می­تواند در موقعیت­های پر استرس و فشارزا همچنان امیدی به ناپایداری و گذرا بودن این موقعیت­ها داشته باشند. اما دسته چهارم نه توان حل مسئله را دارند و نه می­توانند خلق معنا کنند این دسته به تجربه آن چیزی که همایندی خلق پایین، نشخوار فکری، عدم خوش‌بینی به آینده و پایدار بودن وضعیت استرس زا معتقدند به بن‌بست رسیده­اند و در نتیجه برای رهایی از این وضعیت گزینه ایده­پردازی و حتی اقدام به خودکشی را راهی برای پایان‌دادن به این درد، عدم معنا و ناتوانی در حل مسئله می­دانند.

این پژوهش نیز محدودیت‌هایی داشته است. در این پژوهش فقط از ابزار خودسنجی پرسش‌نامه استفاده شده است و این ممکن است باعث سوگیری شده و بهتر است از مصاحبه یا مقیاس­های رفتاری نیز استفاده شود. ضمناً، ماهیت چندبخشی این مطالعه به همراه تأکید بر چندین نظریه ممکن است باعث سوگیری نتایج شود و در ایجاد ارتباط علّی مشکل ایجاد کند. محدودیت دیگر این است که در جامعه ما استیگما و ننگ اجتماعی گسترده‌ای درباره ایده‌پردازی و اقدام به خودکشی وجود دارد و این خود ممکن است در پاسخگویی صادقانه مشارکت‌کنندگان و برآورد دقیق، مشکل ایجاد کند. تمام آزمودنی‌ها نیز از نوجوانان 13 تا 18 ساله استان لرستان انتخاب شدند که این خود تعمیم نتایج به سراسر کشور را با مشکل روبه‌رو می‌کند. برای پژوهش‌های بعدی پیشنهاد می‌شود عوامل دیگر را در کار دخیل کنند. این مدل برای اولین‌بار در ایران انجام شده است و بهتر است برای بررسی بیشتر این مدل، پژوهش‌های بیشتری به عمل آید و در مطالعات بعدی پژوهش‌های مشابهی را با مقیاس‌های بیشتر و روی جمعیت‌های مختلف انجام داد. ضمناً چون موضوع مربوط به خودکشی است و محافظه‌کاری تأثیر دارد، بهتر است از ابزارهای دیگری در کنار پرسش‌نامه استفاده کرد. بر اساس این یافته‌ها پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده بر روی تحقیقات با اندازه­گیری مکرر و لحظه‌ای را با تحلیل‌های شبکه ترکیب کنند، تا پتانسیل بالقوه بالینی و ابزار عملی زیادی را متناسب با نظریه یکپارچه انگیزشی - ارادی، نظریه خود و فشار روان‌شناختی ارائه دهند. به‌عنوان‌مثال، با شناسایی متغیرهای میانجی و تعدیل‌کننده می­تواند باهدف کاهش مسیرهای کلیدی ایده­پردازی تا اقدام به خودکشی، در نقاط بحرانی، حساس و مهم در جهت استفاده بهتر از مداخلات بالینی تمرکز کرد. در نتیجه، از نظر بالینی بهتر است که مداخلاتی را بدر جهت هدف قراردادن فشار روان‌شناختی، تجارب اولیه و منفی زندگی، به‌عنوان سازه­های تأثیرگذاری نه‌تنها بر خود ادراکی، بلکه بر به دام افتادگی و احتمال خودکشی را با هم و به‌صورت تعاملی، مدنظر قرارداد. اگر ادراک به دام افتادگی را بتوان به‌عنوان علامت هشداری برای ظهور سریع ایده­پردازی خودکشی در نظر گرفت، با فناوری‌های تلفن همراه می‌توان با تماس با مراجع در زمانی که ادراک به دام افتادگی برای او طاقت‌فرسا یا غیرقابل‌کنترل است، توسعه داد تا از تشدید بیشتر بحران پیشرو پیشگیری شود. همچنین باید توجه داشت که به شرکت‌کنندگان مشوق‌هایی ارائه شود تا امکان تعمیم‌پذیری نتایج را محدود نکنند، اگرچه این مشوق‌ها مشروط به پاسخ نبودند. برای افزایش تأثیر پژوهش­های صورت‌گرفته در حوزه خودکشی به‌خصوص نوجوانان باید مدل­های چندوجهی و طولی را برای نوجوانانی که ایده­پردازی و اقدام به خودکشی دارند را با نتایج مطالعه حاضر ترکیب کرد تا درک کنیم که چگونه می‌توان از طرح‌های آزمایشی برای مداخلات بالینی قابل‌قبول و امکان‌پذیر بر روی گروه­های هدف در جهت به حداکثر رساندن اثربخشی مداخله سود ببریم. مطالعه کنونی نشان داد که فشار روان‌شناختی با احتمال خودکشی در نوجوانان ایرانی مرتبط است؛ لذا پیشنهاد می­شود جهت تصمیم­گیری بهتر به نقش تعدیل‌کننده جنسیت دراین‌رابطه توجه شود.

ملاحظات اخلاقی

رعایت موازین اخلاقی در این مطالعه بر اساس مفاد بیانیه هلسینکی، مصوب انجمن جهانی پزشکی در سال ۱۹۶۴ و اصلاحات بعدی آن با اخذ رضایت آگاهانه و کتبی از دانش­آموزان و والدین و هماهنگی با مدیران و معلمان مدارس انجام شد. به والدین و شرکت­کنندگان در خصوص حفاظت از حریم خصوصی و محرمانگی داده‌ها اطمینان خاطر داده شد، توجه ویژه به گروه‌های آسیب‌پذیر (دانش­آموزان با ایده­پردازی خودکشی فعال) جهت دریافت خدمات روان‌شناختی و دارویی انجام گرفت و شفافیت کامل در خصوص اهداف پژوهش و نحوه در گزارش نتایج از دیگر الزامات اخلاقی رعایت شده این پژوهش بود.

تعارض منافع

نویسندگان تعارض منافع ندارند.

حمایت مالی

این مقاله بدون حمایت مالی هیچ نهاد خاصی انجام شده است.

تقدیر و تشکر

پژوهشگران بر خود لازم می­دانند از کلیه والدین، مدیران و دانش­آموزان مدارس مقطع متوسطه شهرستان نورآباد (دلفان) و به‌خصوص مدیر مرکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی دانش­آموزان که در اجرای درست و دقیق این داده­ها به پژوهشگران کمک نمودند نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشند.



[1] . Suicide

[2] . Centers for Disease Control and Prevention

[3] . National Center for Health Statistics

[4] . Kegler

[5] . Barnhorst

[6] . World Health Organization (WHO)

[7] . Barnhorst

[8] . Huertes-Del Arco

[9] . Cha

[10] . Kessler

[11] . Reinherz

[12] . Klonsky

[13] . Wei

[14] . Positive Self-Perception

[15] . Erez, & Ağırkan

[16] . Vedul‐Kjelsås

[17] . Huellemann, & Calogero

[18] . Muris, & Meesters

[19] . Boepling

[20] . Dico

[21] . Bem

[22] . Elizarov

[23] . Bakken

[24] . Henson

[25] . appearance

[26] . Kleiman, & Riskind

[27] . Sharaf

[28] . Integrated Motivational Volitional model

[29] . O’Connor

[30] . Pollak

[31] . ideation-to-action

[32] . Kirtley

[33] . Gilbert, & Allan

[34] . Williams

[35] . Portzky

[36] . Türk

[37] . van Ballegooijen

[38] . Chen 

[39] . Klonsky 

[40] . Zou

[41] .  Dal Santo

[42] . Kessler

[43] . Wang 

[44] . Birnie

[45] . Sachs-Ericsson

[46] . Zou

[47] . Strain Theory of Suicide

[48] . Zhang

[49] . Agnew

[50] . Strain Theory of Suicide

[51] . value strain

[52] . aspiration strain

[53] . deprivation strain

[54] . coping strain

[55] . frustration

[56] . psychache

[57] . Tang

[58] . Wang

[59] . Joiner

[60] . Van Orden

[61] . Three-Step Theory

[62] . age-agnostic

[63] . Soper

[64] . Suicide probability scale (SPS)

[65] . Psychological Strain Scales (PSS)

[66] . Multidimensional Suicide Inventory-28

[67] . Family Connectedness

[68]. Positive self-perception (PSP)

[69] . Suicidal Ideation

[70]. Negative Affect

[71] . Rho estimates

[72] . The Early Life Experiences Scale (ELES)

[73]. threat

[74]. submissiveness

[75]. (un)valued

[76] . Entrapment Scale

[77] . Gilbert, & Allan

[78] . Google Forms

[79]. box Plot

[80]. mahalanobis

[81]. durbin watson (DW)

[82]. tolerance

[83]. variance inflation factor (VIF)

[84] . idealised parental imago

ناظمی، فرزانه؛ تجلی، پریسا؛ ابراهیم­پور، مجید و صالحی، مهدیه (1402). اعتبارسنجی و تحلیل عاملی تأییدی نسخه فارسی مقیاس خود ادراکی کودکان، فصلنامه سلامت روان کودک، 10 (1)، 1-16.https://doi.org/10.61186/jcmh.10.1.2
خانی­پور، حمید؛ برجعلی، احمد و فلسفی­نژاد، محمدرضا (1395). خود جرحی بدون خودکشی در نوجوانان بزهکار و نوجوانان باسابقه بدرفتاری دوران کودکی: انگیزه‌ها و احتمال خودکشی. روان‌شناسی افراد استثنایی، 6 (21)، 59-79. https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5281
اعتمادی، زهره؛ عباسپور، صبا؛ تیرگری، عبدالحکیم و بگیان کوله مرزی، محمد جواد (1402). نقش تعدیل‌کننده جنسیت در رابطه بین فشار روان‌شناختی، حساسیت به طردشدن و شکست با ایده‌پردازی خودکشی نوجوانان: نقش میانجی افسردگی و ناامیدی. مجله روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی ایران، 29 (2)، 170-187.10.32598/ijpcp.29.2.2950.2https://doi.org
Agnew, R. (1992). Foundation for a general strain theory of crime and delinquency. Criminology, 30(1), 47–88. https://doi.org/10.1111/j.1745-9125.1992.tb01093.x
Asadiyun, M., & Daliri, S. (2023). Suicide attempt and suicide death in Iran: a systematic review and meta-analysis study. Iranian journal of psychiatry, 18(2), 191. doi: 10.18502/ijps.v18i2.12370.
Bagian Kulemarzi, M. J. B., Moosivand, M., & Zaremohzzabieh, Z. (2025). Evaluation of the Validity and Reliability of the Entrapment Scale in Iranian Adolescents and Its Relationship with Suicidal Ideation. Illness, Crisis & Loss, 33(2), 342-361.DOI:10.1177/10541373231224518
Bakken, V., Lydersen, S., Skokauskas, N., Sund, A. M., & Kaasbøll, J. (2025). Protective factors for suicidal ideation and suicide attempts in adolescence: a longitudinal population-based cohort study examining sex differences. BMC Psychiatry, 25, 106. https://doi.org/10.1186/s12888-025-06552-6
Barnhorst, A., Gonzales, H., & Asif-Sattar, R. (2021). Suicide prevention efforts in the United States and their effectiveness. Current opinion in psychiatry, 34(3), 299–305. https://doi.org/10.1097/YCO.0000000000000682.
Bem, D. J. (1972). Self-perception theory. In Advances in experimental social psychology (Vol. 6, pp. 1-62). Academic Press. https://doi.org/10.1016/S0065-2601(08)60024-6
Bezdjian, S., Burchett, D., Schneider, K. G., Baker, M. T., & Garb, H. N. (2015). Multidimensional Suicide Inventory-28 (MSI-28) within a sample of military basic trainees: an examination of psychometric properties. Military Psychology, 27(6), 325-334.doi: 10.1037 /mil0000090. 
Birnie, M. T., Kooiker, C. L., Short, A. K., Bolton, J. L., Chen, Y., & Baram, T. Z. (2020). Plasticity of the reward circuitry after early-life adversity: mechanisms and significance. Biological psychiatry, 87(10), 875-884. https://doi.org/10.1016/j.biopsych.2019.12.018.
Branley-Bell, D., O'Connor, D. B., Green, J. A., Ferguson, E., O'Carroll, R. E., & O'Connor, R. C. (2019). Distinguishing suicide ideation from suicide attempts: Further test of the Integrated Motivational-Volitional Model of Suicidal Behaviour. Journal of psychiatric research, 117, 100–107. https://doi.org/10.1016/j.jpsychires.2019.07.007
Centers for Disease Control and Prevention, National Center for Health Statistics. (2021). 1999- 2019 Wide Ranging Online Data for Epidemiological Research (WONDER), Multiple Cause of Death files [Data file]. Retrieved from http://wonder.cdc. gov/ucd-icd10.html. resaulted from https://www.sprc.org/ scope/age.
Cha, C. B., Franz, P. J., M Guzmán, E., Glenn, C. R., Kleiman, E. M., & Nock, M. K. (2018). Annual Research Review: Suicide among youth - epidemiology, (potential) etiology, and treatment. Journal of child psychology and psychiatry, and allied disciplines, 59(4), 460–482. https://doi.org/10.1111/jcpp.12831
Chen, S.-J., Zhang, J.-H., Li, S. X., Tsang, C. C., Chan, K. C. C., Au, C. T., Li, A. M., Kong, A. P. S., Wing, Y. K., & Chan, N. Y. (2021). The trajectories and associations of eveningness and insomnia with daytime sleepiness, depression and suicidal ideation in adolescents: A 3-year longitudinal study. Journal of Affective Disorders, 294, 533–542. https://doi.org/10.1016/j.jad.2021.07.033
Dal Santo, F., Carballo, J. J., Velasco, A., Jiménez-Treviño, L., Rodríguez-Revuelta, J., Martínez-Cao, C., Caro-Cañizares, I., de la Fuente-Tomás, L., Menéndez-Miranda, I., González-Blanco, L., García-Portilla, M. P., Bobes, J., & Sáiz, P. A. (2020). The Mediating Role of Impulsivity in the Relationship Between Suicidal Behavior and Early Traumatic Experiences in Depressed Subjects. Frontiers in psychiatry, 11, 538172. https://doi.org/10.3389/fpsyt.2020.538172
Dico, G. L. (2018). Self-perception theory, radical behaviourism, and the publicity/privacy issue. Review of Philosophy and Psychology, 9(2), 429-445.https://doi.org/10.1007/s13164-017-0378-8
Elizarov, E., Benish-Weisman, M., & Ziv, Y. (2025). Fostering Academic Performance in 5-Year-Olds: The Role of Self-Direction Values, Presented Self-Esteem, and Positive Self-Perception. Early Education and Development, 1–19. https://doi.org/10.1080/10409289.2025.2454727
Emmerich, A. (2012). The Multidimensional Suicide Inventory-28 (MSI-28): Evaluation of factor structure and psychometric properties (Master’s thesis). Retrieved from ProQuest Dissertations and Theses. (Publication No. AAT 1518676) https://hdl.handle.net/20.500.12588/3333
Erez, S., & Ağırkan, M. (2024). A model for explaining digital addiction in adolescents: The role of self-perception, social-emotional learning, adolescent-parent relationship and peer relationships. Bağımlılık Dergisi, 25(2), 180-190. doi: 10.51982/bagimli.1362217
Gilbert P., Allan S. (1998). The role of defeat and entrapment (arrested flight) in depression: An exploration of an evolutionary view. Psychological Medicine, 28(3), 585–598. https://doi.org/10.1017/S0033291798006710
Gilbert, P., & Perris, C. (2000). Early experiences and subsequent psychosocial adaptation. An introduction. Clinical Psychology & Psychotherapy, 7(4), 243-245. doi:10.1002/10990879(200010)7:4< 243:AID-CPP254>3.0.CO;2-H.
Gilbert, P., Baldwin, M. W., Irons, C., Baccus, J. R., & Palmer, M. (2006). Self-Criticism and Self-Warmth: An Imagery Study Exploring Their Relation to Depression. Journal of Cognitive Psychotherapy, 20(2), 183–200. https://doi.org/10.1891/jcop.20.2.183
Gilbert‚ P.‚ Cheung‚ M.S.P.‚ Grandfield‚ T.‚ Campey‚ F. & Irons‚ C. (2003). Recall of threat and submissiveness in childhood: Development of a new scale and its relationship with depression‚ social comparison, and shame. Clinical Psychology and Psychotherapy‚ 10‚ 108-115.  https://doi.org/10.1002/cpp.359
Henson, M., Sabo, S., Trujillo, A., & Teufel-Shone, N. (2017). Identifying Protective Factors to Promote Health in American Indian and Alaska Native Adolescents: A Literature Review. The journal of primary prevention, 38(1-2), 5–26. https://doi.org/10.1007/s10935-016-0455-2
Huellemann, K. L., & Calogero, R. M. (2020). Self-compassion and body checking among women: the mediating role of stigmatizing self-perceptions. Mindfulness, 11, 2121-2130. https://doi.org/10.1007/s12671-020-01420-8
Huertes-Del Arco, A., Izquierdo-Sotorrío, E., Carrasco, M. A., Caro-Cañizares, I., & Holgado-Tello, F. P. (2024). Suicidal Ideation in Adolescents and Young Adults: The Role of Defeat, Entrapment, and Depressive Symptoms-From a Systematic Review to a Tentative Theoretical Model. Behavioral Sciences (Basel, Switzerland), 14(12), 1145. https://doi.org/10.3390/bs14121145
Jiménez-Treviño, L., Saiz, P. A., García-Portilla, M. P., Blasco-Fontecilla, H., Carli, V., Iosue, M., Jaussent, I., López-Castroman, J., Vaquero-Lorenzo, C., Sarchiapone, M., Baca-García, E., Courtet, P., & Bobes, J. (2019). 5-HTTLPR-brain-derived neurotrophic factor (BDNF) gene interactions and early adverse life events affect impulsivity in suicide attempters. The world journal of biological psychiatry: the official journal of the World Federation of Societies of Biological Psychiatry, 20(2), 137–149. https://doi.org/10.1080/15622975.2017.1376112
Jones, T. M., Nurius, P., Song, C., & Fleming, C. M. (2018). Modeling life course pathways from adverse childhood experiences to adult mental health. Child abuse & neglect, 80, 32–40. https://doi.org/10.1016/j.chiabu.2018.03.005
Kegler, S. R., Stone, D. M., & Holland, K. M. (2017). Trends in Suicide by Level of Urbanization - United States, 1999-2015. MMWR. Morbidity and mortality weekly report, 66(10), 270–273. https://doi.org/10.15585/mmwr.mm6610a2
Kessler, R. C. (1997). The effects of stressful life events on depression. Annual Review of Psychology, 48(1), 191–214. https://doi.org/10.1146/annurev.psych.48.1.191
Kessler, R. C., Borges, G., & Walters, E. E. (1999). Prevalence of and risk factors for lifetime suicide attempts in the National Comorbidity Survey. Archives of general psychiatry, 56(7), 617–626. https://doi.org/10.1001/archpsyc.56.7.617
Khanipour, H., Borjali, A., Falsafinejad, M. R. (2016). Non-suicidal Self-injury in delinquent adolescents and adolescents with a history of childhood maltreatment: motivation and suicide probability. Psychology of Exceptional Individuals6(21), 59-79. doi: 10.22054/jpe.2016.5281
Kleiman, E. M., & Riskind, J. H. (2013). Utilized social support and self-esteem mediate the relationship between perceived social support and suicide ideation. A test of a multiple mediator model. Crisis, 34(1), 42–49. https://doi.org/10.1027/0227-5910/a000159
Kline, R. B. (2011). Principles and practice of structural equation modeling (3rd ed.). Guilford Press.
Klonsky, E. D., May, A. M., & Saffer, B. Y. (2016). Suicide, suicide attempts, and suicidal ideation. Annual Review of Clinical Psychology, 12(1), 307–330. https://doi.org/10.1146/annurev-clinpsy-021815-093204
Kohut, H., & Goldberg, A. (1978). The psychology of the self: A casebook. New York.
Moosivand, M., Bagian Kulemarzi, M. J., Zaremohzzabieh, Z., Zarean, M., Rajabi, M., & Khanjani, S. (2024). The Structural Model of the Effects of Psychological Strain, Defeat, and Thwarted Belongingness on Suicidal Ideation in Adolescents via the Mediation of Depression and Hopelessness. Archives of suicide research: official journal of the International Academy for Suicide Research, 28(4), 1077–1092. https://doi.org/10.1080/13811118.2024.2314518
Muris, P., Meesters, C., & Fijen, P. (2003). The self-perception profile for children: Further evidence for its factor structure, reliability, and validity. Personality and individual differences, 35(8), 1791-1802. https://doi.org/10.1016/S0191-8869(03)00004-7
National Center for Health Statistics. (2021). About multiple causes of death, 1999–2020. Hyattsville, MD: US Department of Health and Human Services, CDC, National Center for Health Statistics; 2021. Accessed December 27, 2021. https://wonder.cdc.gov/mcd.html
Nazemi, F., Tajali, P., Ebrahimpour, M., & Salehi, M. (2023). Validation and Confirmatory Factor Analysis of the Persian Version of the Self-perception Profile for Children. Quarterly Journal of Child Mental Health, 10(1), 1-16.URL: http://childmentalhealth.ir/article-1-1350-fa.html
Nielassoff, E., Le Floch, M., Avril, C., Gohier, B., Duverger, P., & Riquin, E. (2023). Protective factors of suicidal behaviors in children and adolescents/young adults: A literature review. Archives de pédiatrie : organe officiel de la Société française de pédiatrie, 30(8), 607–616. https://doi.org/10.1016/j.arcped.2023.07.006
Nurius, P. S., Green, S., Logan-Greene, P., & Borja, S. (2015). Life course pathways of adverse childhood experiences toward adult psychological well-being: A stress process analysis. Child abuse & neglect, 45, 143–153. https://doi.org/10.1016/j.chiabu.2015.03.008
O’Connor, R. C. (2011). Towards an integrated motivational–volitional model of suicidal behaviour. In O’Connor R. C., Platt S., Gordon J. (Eds.) , International handbook of suicide prevention: Research, policy and practice (Vol. 1, pp. 181–198). John Wiley & Sons, Ltd.  https://doi.org/10.1002/9781119998556.ch11
O’Connor R. C., Kirtley O. J. (2018). The integrated motivational–volitional model of suicidal behaviour. Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, 373(1754), 20170268. https://doi.org/10.1098/rstb.2017.0268
O’Connor R. C., Portzky G. (2018). The relationship between entrapment and suicidal behavior through the lens of the integrated motivational–volitional model of suicidal behavior. Current Opinion in Psychology, 22, 12–17. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2017.07.021
Owen, R., Dempsey, R., Jones, S., & Gooding, P. (2018). Defeat and Entrapment in Bipolar Disorder: Exploring the Relationship with Suicidal Ideation from a Psychological Theoretical Perspective. Suicide & life-threatening behavior, 48(1), 116–128. https://doi.org/10.1111/sltb.12343
Pollak O. H., Guzmán E. M., Shin K. E., Cha C. B. (2021). Defeat, entrapment, and positive future thinking: Examining key theoretical predictors of suicidal ideation among adolescents. Frontiers in Psychology, 12, 590388. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.590388
Rajabi, M., Bagian Kulehmarzi, M. J. B., & Dastnaei, T. M. (2024). A Structural Model of Cognitive Reactivity and Early Life Experiences with Suicide Resiliency: The Mediation of Psychological Pain. International Journal of High Risk Behaviors and Addiction, 13(4), e147076. doi: https://doi.org/10.5812/ijhrba-147076
Rajalin, M., Hirvikoski, T., Renberg, E. S., Åsberg, M., & Jokinen, J. (2020). Exposure to Early Life Adversity and Interpersonal Functioning in Attempted Suicide. Frontiers in psychiatry, 11, 552514. https://doi.org/10.3389/fpsyt.2020.552514
Raposa, E. B., Hammen, C. L., Brennan, P. A., O'Callaghan, F., & Najman, J. M. (2014). Early adversity and health outcomes in young adulthood: the role of ongoing stress. Health psychology: official journal of the Division of Health Psychology, American Psychological Association, 33(5), 410–418. https://doi.org/10.1037/a0032752
Reinherz, H. Z., Tanner, J. L., Berger, S. R., Beardslee, W. R., & Fitzmaurice, G. M. (2006). Adolescent suicidal ideation as predictive of psychopathology, suicidal behavior, and compromised functioning at age 30. The American journal of psychiatry, 163(7), 1226–1232. https://doi.org/10.1176/ajp.2006.163.7.1226
Rudolph K. D. (2002). Gender differences in emotional responses to interpersonal stress during adolescence. The Journal of adolescent health: official publication of the Society for Adolescent Medicine, 30(4 Suppl), 3–13. https://doi.org/10.1016/s1054-139x(01)00383-4
Sachs-Ericsson, N. J., Rushing, N. C., Stanley, I. H., & Sheffler, J. (2016). In my end is my beginning: developmental trajectories of adverse childhood experiences to late-life suicide. Aging & mental health, 20(2), 139–165. https://doi.org/10.1080/13607863.2015.1063107
Sharaf, A. Y., Thompson, E. A., & Walsh, E. (2009). Protective effects of self-esteem and family support on suicide risk behaviors among at-risk adolescents. Journal of child and adolescent psychiatric nursing: official publication of the Association of Child and Adolescent Psychiatric Nurses, Inc, 22(3), 160–168. https://doi.org/10.1111/j.1744-6171.2009.00194.x
Siddaway, A. P., Taylor, P. J., Wood, A. M., & Schulz, J. (2015). A meta-analysis of perceptions of defeat and entrapment in depression, anxiety problems, posttraumatic stress disorder, and suicidality. Journal of Affective Disorders, 184, 149–159. https://doi.org/10.1016/j.jad.2015.05.046
Soper, D.S. (2024). A Priori Sample Size Calculator for Structural Equation Models [Software]. Available from https://www.danielsoper.com/statcalc
Stack, S., & Wasserman, I. (2007). Economic strain and suicide risk: a qualitative analysis. Suicide & life-threatening behavior, 37(1), 103–112. https://doi.org/10.1521/suli.2007.37.1.103
Suicide and self-harm injury. Centers for Disease Control and Prevention. Available at: https://www.cdc.gov/nchs/fastats/suicide.htm. [Accessed November 13, 2020].
Sun, G., Ma, Z., Liu, Z., Huen, J., Lew, B., Osman, A., & Jia, C. (2023). Associations among Distress Rumination, Somatic Anxiety, and Suicidal Ideation in Chinese College Students - Shandong Province, China, 2019-2020. China CDC weekly, 5(25), 554–558. https://doi.org/10.46234/ccdcw2023.108
Sun, L., & Zhang, J. (2016). Psychological Strains and Suicidal Intent: An Empirical Study to Relate the 2 Psychopathological Variables. The Journal of nervous and mental disease, 204(11), 855–860. https://doi.org/10.1097/NMD.0000000000000529
Taylor, P. J., Gooding, P., Wood, A. M., & Tarrier, N. (2011). The role of defeat and entrapment in depression, anxiety, and suicide. Psychological Bulletin, 137(3), 391–420. https://doi.org/10.1037/a0022935
Türk, N., Yasdiman, M. B., & Kaya, A. (2024). Defeat, entrapment and suicidal ideation in a Turkish community sample of young adults: an examination of the Integrated Motivational-Volitional (IMV) model of suicidal behaviour. International Review of Psychiatry, 36(4–5), 326–339. https://doi.org/10.1080/09540261.2024.2319288
van Ballegooijen, W., Littlewood, D. L., Nielsen, E., Kapur, N., & Gooding, P. (2022). The temporal relationships between defeat, entrapment and suicidal ideation: ecological momentary assessment study. BJPsych open, 8(4), e105. https://doi.org/10.1192/bjo.2022.68
Vedul‐Kjelsås, V., Sigmundsson, H., Stensdotter, A. K., & Haga, M. (2012). The relationship between motor competence, physical fitness, and self‐perception in children. Child: care, health and development, 38(3), 394-402. https://doi.org/10.1111/j.1365-2214.2011.01275.x
Wang, L., Wang, Z., Jia, C., Sun, X., & He, Z. (2021). Psychological Strain and Suicidal Behaviors Among Medical Students in Northwest China: The Mediating Effect of Psychological Strain and Hopelessness. The Journal of nervous and mental disease, 209(10), 753–758. https://doi.org/10.1097/NMD.0000000000001375
Wang, Q., & Liu, X. (2022). How beliefs about adversity predict depression among Chinese rural left-behind adolescents: The roles of self-esteem and stressful life events. Children and Youth Services Review, 132, 106308. https://doi.org/10.1016/j.childyouth.2021.106308
Wei, Z., Wang, Y., Yang, S., & Sun, L. (2022). Association between perceived medical errors and suicidal ideation among Chinese medical staff: the mediating effect of depressive symptoms. Frontiers in medicine, 9, 807006. https://doi.org/10.3389/fmed.2022.807006
Williams M. (2014). Cry of pain: Understanding suicide and the suicidal mind (erd). Hachette UK.
Zhang J. (2019). The strain theory of suicide. Journal of Pacific Rim Psychology, 13, e27. https://doi.org/ 10.1017/prp.2019.19
Zhang, J. (2005). Conceptualizing a strain theory of suicide (review). Chinese Mental Health Journal, (19), 778–782. https://cohd.cau.edu.cn/module/
Zhang, J. (2016b). The strain theory of suicide. Riga: Lap Lambert Academic Publishing.
Zhang, J., Liu, Y., & Hennessy, D. (2016). Effects of psychological strains on Chinese college students depression and suicidal ideation. Journal of Forensic Psychology, 01(02), 1–6. doi:10.4172/ 2475-319x.1000106.
Zhang, J., Wang, W., Huen, J. M. Y., Lyu, J., & Lew, B. (2022). Towards higher psychometric properties: Testing the Psychological Strain Scales with larger samples. Archives of Suicide Research, 26(2), 912–927. https://doi.org/10.1080/13811118.2020.1847707
Zhang, J., Wang, W., Huen, J. M. Y., Lyu, J., & Lew, B. (2022). Towards Higher Psychometric Properties: Testing the Psychological Strain Scales with Larger Samples. Archives of suicide research: official journal of the International Academy for Suicide Research, 26(2), 912–927. https://doi.org/10.1080/13811118.2020.1847707.
Zhang, J., Wieczorek, W. F., Conwell, Y., & Tu, X. M. (2011). Psychological strains and youth suicide in rural China. Social science & medicine (1982), 72(12), 2003–2010. https://doi.org/10.1016/j.socscimed.2011.03.048
Zhang, J., Wieczorek, W. F., Conwell, Y., & Tu, X. M. (2011). Psychological strains and youth suicide in rural China. Social Science & Medicine, 72(12), 2003–2010. doi:10.1016/j.socscimed. 2011.03.048.
Zhu, X., Tian, L., & Huebner, E. S. (2019). Trajectories of Suicidal Ideation from Middle Childhood to Early Adolescence: Risk and Protective Factors. Journal of youth and adolescence, 48(9), 1818–1834. https://doi.org/10.1007/s10964-019-01087-y
Zou, H., Kong, X., Chen, Z., & Zhang, W. (2024). Stressful life events among college students: Direct and indirect relationships with insomnia, depression, self‐esteem, and suicide ideation. Psychology in the Schools, 61(9), 3626-3644. https://doi.org/10.1002/pits.23247