نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه جامعه شناسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

چکیده

مقدمه: امروزه سبک رانندگی مخاطره­آمیز در بین شهروندان به­ویژه قشر جوان یکی از مهمترین دغدغه­های اجتماعی می‌باشد که پیامد آن می­تواند، علاوه بر خود فرد، صدمات جبران­ناپذیری را بر سایر کنشگران اجتماعی وارد سازد و موجب اختلال در نظم و انضباط اجتماعی شود. پژوهش حاضر نیز  با هدف تبیین اجتماعی رانندگی مخاطره­آمیز بر اساس سازه سرمایه اجتماعی به انجام رسیده است.
روش: روش تحقیق پژوهش حاضر پیمایش می­باشد و جامعه آماری نیز، شامل جوانان شهر تبریز به تعداد 579694 نفر می­باشد که از این تعداد، 630 نفر با استفاده از فرمول آماری کوکران و شیوه خوشه­ای چندمرحله­ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند، ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه محقق ساخته می­باشد، همچنین جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS 22 استفاده شده است.
یافته­ها: ­نتایج تحقیق حاکی از آن است که همبستگی بین تمامی مولفه­های سرمایه اجتماعی با رانندگی پرخطر در سطح معناداری کمتر از 01/0 به تأئید رسید، نوع رابطه نیز منفی و معکوس می­باشد. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی توانسته­اند 5/11 درصد از تغییرات متغیر رانندگی مخاطره­آمیز را پیش­بینی نمایند.
نتیجه­گیری: با توجه به رابطه معنادار و نقش مؤثر سرمایه اجتماعی در پیش­بینی رانندگی مخاطره­آمیز در پژوهش حاضر، می­توان اذعان نمود که برخورداری از سرمایه اجتماعی می­تواند در برابر مسایل و آسیب­های اجتماعی به­مراتب رانندگی پرخطر جوانان همچون سپری عمل نماید. از این­رو، بسترسازی جهت بهبود و افزایش سرمایه­اجتماعی جوانان هم در سطح خانواده و هم درسطح جامعه بیش از پیش ضروری به نظر می­رسد.
 

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Social Explanation of Risky Driving based on Social Capital Structure

نویسنده [English]

  • Musa Saadati

Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran

چکیده [English]

Introduction: Today, the risky driving style among the citizens, especially the young people, is one of the most important social concerns, the consequence of which, in addition to the individual itself, can cause irreparable damage to other social activists and disturb social discipline. Therefore, the present study was conducted to socially explain risky driving based on the structure of social capital.
Method: The research method is a survey and the statistical population includes all people aged 15-34 years old in Tabriz city with 579694 people. of these, 630 people using the Cochran statistical formula and multi-stage clustering method sample size were selected; the data gathering tool was a researcher-made questionnaire. SPSS-22 software was used to analyze the data.
Results: The results of the research indicate that the correlation between all social capital components including social support, social participation, social awareness, social cohesion, and social trust with risky behaviors at a meaningful level of less than 0.01 was confirmed, the type of relationship negative and inverse. The results of the regression analysis also showed that the variables present in the regression model were able to predict 11.5% of the changes in risky driving.
Conclusion: Considering the significant relationship and the effective role of social capital in predicting risky driving in the present research, it can be admitted that having social capital can act as social protection against social problems such as risky driving of youth. Hence, it is more than necessary to establish a framework for improving the social capital of young people both at the family level and at the community level.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Capital
  • Risky Driving
  • Youth

مقدمه

رانندگی پرخطر[1] به عنوان الگوهایی از رفتار رانندگی است که رانندگان را در معرض خطر مرگ قرار می­دهد و مربوط به تخلفات قانونی نیز می­باشد. رفتارهای پرخطر رانندگی، دومین علت منجر به مرگ و اولین علت سال­های از دست رفته عمر در اثر مرگ زودرس و ناتوانی قلمداد می­شود. مهارت رانندگی و سبک رانندگی یا به عبارت دیگر عملکرد و رفتار راننده به عنوان دو مولفه اصلی از عوامل انسانی در رانندگی به شمار می­رود (یوسفی، قاسمی ادکان و تقوی گرجی،1391). رفتارهای پرخطر رانندگی یکی از اصلی­ترین عوامل منجر به تصادفات رانندگی است و مطابق آمار 5/43 درصد تصادفات رانندگی در بین رانندگان کم تجربه و جوان رخ می­دهد (یانگ، زانگ، زوو، لوو و لوو[2]،2019). آسیب­های تصادفات جاده­ای از جمله چالش های پایدار بهداشت عمومی در بیشتر مناطق جهان است که شامل خسارات قابل ملاحظه انسانی و اقتصادی است. هر ساله حدود 1.25 میلیون نفر جان خود را از دست می دهند و تقریبا 50 میلیون نفر دیگر مجروح یا معلول می­شوند (مکونن، تسفایه، موگس و گبرمدین[3]،2019). به اعتقاد تیلور[4]، رفتار رانندگی به عنوان محوری ترین اعمال انسانی مؤثر در تصادفات می­باشد. الندر و همکاران[5]، رانندگی را شامل رفتارهایی می دانند که راننده به صورت الگویی برای رانندگی خود انتخاب می کند مانند سرعت، میزان تمرکز و حفظ فاصله استاندارد. این رفتارها شامل دو دسته رفتارهای مثبت و رفتارهای منفی می­شوند. به مجموعه رفتارهای منفی در رانندگی، رانندگی تهاجمی، یا رانندگی پرخطر گفته می شود (یوسفی و همکاران،1391). رانندگی را می توان به عنوان یک رفتار پرخطر[6] به شمار آورد چرا که به طور بالقوه برای سلامت و ایمنی جوانان خطرناک بوده و نسبت به سایرانواع رفتارها، از همان سطح تحمل و پذیرش اجتماعی برخوردار نیست. در مقایسه با بسیاری از انواع دیگر رفتارهای مخاطره آمیز، رانندگی خطرناک به منزله یکی از شایع ترین و قابل قبول ترین راه های اقدام به رفتارهای پرخطر است. با این حال، آن یکی از خطرناک ترین رفتارها در زمان حاضر می باشد که منجر به نتایج بسیار جدی و یا حتی مرگبار می­شود (بونینو [7]، کاتلینو و کیارانو،2005).

 لئون جیمز[8](2000)، معتقد است رانندگی، رفتار پیچیده­ای است که از سه مولفه شناختی، عاطفی و حسی- حرکتی تشکیل می شود که شامل ارزیابی نادرست خطر، رشد نیافتگی اخلاقی و خودمحوری، با ارزش دانستن رقابت، برتری طلبی و قلمرو طلبی در رانندگی، پذیرش اجتماعی خطر کردن و پرخاشگری، بی احترامی و بی طاقتی، خطای ادراکی و لغزش یا کاستی در عملکرد می­باشد (بهروان و بهروان،1390). بر طبق نظر دیری[9]، رانندگی مخاطره­آمیز نتیجه تعامل بین چندین عامل گوناگون می­باشد. یکی از آنها سطح خطری است که فرد آماده می شود آن را بپذیرد. سطح خطر بر اساس عوامل زیر تعیین می شود: شخصیت فرد ( که همان گرایش به هیجان طلبی و سطح پرخاشگری است)، تجربه­های رانندگی (تحصیلات راننده و تجربه تصادفاتی که برای او یا افرادی که می شناسد، رخ داده است)، عوامل محیطی ( مانند وجود دوستانی در خودرو که راننده سعی می کند آنان را تحت تاثیر رفتار خود قرار دهد). عامل دیگر، سطح خطری است که فرد درک کرده است و به میزان شناسایی و ارزیابی راننده از خطرات موجود و صحت ارزیابی راننده از توانایی خود برای کنار آمدن با این خطرات بستگی دارد (هول،1398). در راستای تئوری مذکور، تابمن بن آری و همکاران[10] معتقدند که رانندگی بی پروا و خطرناک به مجموعه ای عظیم از متغیرهای شخصیتی و محیطی بستگی دارد. آنان معتقدند که رانندگان جوان، رانندگی مخاطره آمیز را به مثابه مشکل می بینند ولی توانایی خود را در کنار آمدن با آن بسیار بالا برآورد می کنند و نهایتا، به شکل ناصحیح و غیرمطمئنی عمل می نمایند (تابمن بن آری،میکیولینسر و ایرم[11]،2019 ). جونا[12] نیز بیان می­دارد که کنترل رانندگی جوانان، نظارت والدینی، عدم پذیرش کجروی و نابهنجاری آنان، نظیر مصرف مشروبات الکلی و دروغگویی جزء فاکتورهای مهم در پیش­بینی رانندگی بی­ملاحظه و خطرناک است (جونا،2017).

طبق نگاه آسیب­شناسانه، جراحت­ها، تصادف و مرگ از پیامدهای رانندگی مخاطره­آمیز بوده و به عنوان مسئله­ای اجتناب ناپذیر ناشی از ظهور خودرو پذیرفته شده است. نوجوانان و جوانان به طور خاص، مهمترین قشری می باشند که در معرض رانندگی خطرناک قرار دارند و این موضوع  را می توان با در نظر گرفتن عواملی چون فقدان تجربه، کاهش ظرفیت به رسمیت شناختن و پاسخ مناسب به امور غیرمنتظره توضیح داد. علاوه بر این، این گروه دارای یک سبک رانندگی است که با سرعت بالا، دست کم گرفتن فاصله ترمز مطمئن، عبور خطرناک  و عدم رعایت حق تقدم، (بونینو و همکاران،2005) و حرکات مارپیچ، حرکات نمایشی مانند دور زدن درجا و یا حرکات موتورسیکلت به صورت تک چرخ، مشخص می گردد (حسینی­فر، بخشی مشهدلو، دل­آرا مغانلو و خبیری،1392). با وجود روند کاهشی در میزان مرگ و میر و معلولیت ناشی از تصادفات رانندگی در سال 2006، ایران بالاترین نرخ مرگ و میر این نوع تصادفات را دارا می­باشد (طبیبی،1396). در این راستا، طبق گزارشات پزشکی قانونی استان آذربایجان شرقی در نیمه نخست سال 1396، 438 نفر در حوادث رانندگی در استان کشته شده و تعداد مصدومان حوادث رانندگی مراجعه کننده به ادارات پزشکی قانونی 9 هزار و 21 نفر بوده است (روزنامه جوان،1396).

سرمایه اجتماعی[13] از جمله متغیرهایی که می­تواند رابطه نزدیک و مؤثری با رفتارهای پرخطر و به مراتب رانندگی پرمخاطره داشته باشد. لیدا جی هانیفن[14] (1919)، برای اولین بار سرمایه اجتماعی را مورد بحث قرار داده است، از نظر او، سرمایه­ اجتماعی منابع غیر ملموس (شامل حسن نیت، دوستی، همدردی، مشارکت، تعامل اجتماعی بین افراد) است که در زندگی روزمره برای افراد جامعه بسیار حیاتی است (کمیسیون بهره­وری استرالیا[15]،1387). سرمایه اجتماعی مفهومی است که وجود روابط اجتماعی مناسب در بین کنشگران اجتماعی را توصیف می­نماید که می تواند منجر به منافع متقابل شود (هونگیون، آدوماکو، تووم و آکولجو[16]،2019). سرمایه اجتماعی، شبکه­ای از روابط و پیوندهای مبتنی بر اعتماد اجتماعی بین­فردی و بین‌گروهی و تعاملات افراد بین نهادها، سازمان­ها و گروه­های اجتماعی است که منجر به همبستگی و انسجام اجتماعی و انرژی لازم برای تسهیل کنش­ها در جهت تحقق اهداف فردی و جمعی می­شود. سرمایه اجتماعی می تواند تأثیر حوادث منفی زندگی را کاهش دهد و از بروز آسیب­های اجتماعی جلوگیری نماید (عرب­یارمحمدی و همکاران،1396).

به عقیده پیر بوردیو[17] این نوع سرمایه در صورت ضرورت، منبع حمایتی مهمی است که در موقعیت های مهم اجتماعی، به کار گرفته می­شود (بوردیو،1977). جیمز کلمن[18] معتقد بود سرمایه اجتماعی شکلی از سرمایه است که سیر صعودی داشته و دستیابی به آرمان­های مشخصی که وصول به آنها دشوار می­باشد را فراهم می­سازد. از نظر کلمن، سرمایه اجتماعی موجب می­گردد تا مسیر دستیابی به اهداف معینی سهل­تر شود (کلدی،1384). رابرت پاتنام[19] معتقد است، در تئوری سرمایه اجتماعی، خانواده، دوستان، همکاران، همسایگان، منابع بسیار ارزنده­ای هستند که یک فرد می تواند در بدترین شرایط به آنها متوسل شود (توسلی و موسوی،1384). امروزه ارتباط بین سرمایه اجتماعی[20] و میزان آن در یک جامعه با بسیاری از آسیب­های اجتماعی و رفتارهای مخاطره­آمیز همچون خشونت، خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر، رفتارهای پرخطر و ... تائید شده و بر شبکه­های اجتماعی[21]، مشارکت اجتماعی[22]، اعتماد اجتماعی[23]، انسجام اجتماعی[24]، آگاهی اجتماعی[25] به عنوان منابع و مولفه­های حائز اهمیت سرمایه اجتماعی تاکید شده است. نقش مهم سرمایه اجتماعی در زندگی افراد جامعه، به عنوان شیوه حل مسائل اجتماعی قلمداد شده و این سرمایه می­تواند از سوی قشرهای مختلف اجتماعی برای دستیابی به منابع مطلوب به کار گرفته شود و نقش اساسی در افت هزینه فعالیت­ها و موفقیت افراد در دستیابی به مقاصدشان داشته باشد، به­طوری که برخورداری از آن در شکل حمایت­های مادی و معنوی می­تواند در زندگی اجتماعی همچون سپری در کاهش رفتارهای پرخطر و بالتبع آن رانندگی خطرناک عمل نماید (سعادتی،1389). در واقع، جامعه­ای که دچار فقدان سرمایه اجتماعی است با مسائلی چون وجود انواع انحرافات و آسیب­های اجتماعی از جمله جرم و جنایت، خودکشی، طلاق، فروپاشی خانواده، عدم توسعه اقتصادی و سیاسی، افت سرمایه انسانی و کاهش فرهنگ انسجام عمومی مواجه است. مطالعات زیادی در حوزه­های مختلف نشان می­دهد که گروه­ها و جوامعی که از سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی برخوردارند، میزان آسیب­های اجتماعی آنان در سطح پایین­تری قرار دارد (اکبری و همکاران،1398).

جسور[26] (2017)، در قالب سه نظام تبیینی شخصیت، محیط و رفتار، نظریه خود را طرح­ریزی کرده است. در تئوری جسور، نظام شخصیت مشتمل بر شناخت اجتماعی، ارزش های فردی، انتظارات، عقاید و نگرش ها می­باشد. نظام محیطی ادراک شده شامل عوامل اجتماعی با واسطه و بی واسطه مانند تاثیر دوستان، خانواده و انتظارات در رابطه با رفتاهای پرخطر از قبیل رانندگی خطرناک است. نظام رفتار نیز شامل ساختارهای رفتار متعارف و رفتار پرخطر که در مخالفت با یکدیگر می­باشند. جسور معتقد است که رفتارهای پرخطر رانندگی از اعتقاد افراد به استقلال از والدین و نفوذ عوامل محیطی ناشی می شود. در مقابل، ساختار رفتارهای معمولی و متعارف شامل رفتارهایی است که به سمت استانداردهای سنتی