نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه مشاوره، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه مشاوره، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.
3 گروه مشاوره، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Domestic violence against women is a serious and major concern for public health. The reports show that domestic violence has become an epidemic due to the spread of the Coronavirus and home quarantine. A systematic research review indicates a stable relationship between resilience and coping styles with life quality and domestic violence. So far, no study has investigated these variables' relationships in the form of a comprehensive model. This study aimed to determine the mediating role of resilience in the relationship between coping styles with quality of life and domestic violence against women in the Coronavirus quarantine period.
Method: The correlational research design was structural equation modeling. The statistical population of the study included all married women in Karaj from the beginning of October to the end of November 2020. Accordingly, 241 people were evaluated online and through virtual networks using the Coping Styles Questionnaire developed by Billings &Mouse, the Quality of Life Questionnaire by WHO, the Resilience Scales by Connor & Davidson, and the Violence Towards Women Inventory by Haj-Yahia. Pearson correlation and structural equations were used to analyze the data.
Results: The findings indicate that coping styles, resilience, and domestic violence against women have a significant positive correlation(P<0.01). In addition, coping styles and life quality have a negative correlation (P<0.05), and resilience and life quality have a significant positive correlation(P<0.01). Resilience also has a mediating role in the relationship between coping styles and life quality.
Conclusion: Coping and resilience styles are among the main factors affecting life quality and domestic violence against women; therefore, couples and family specialists should pay more attention to them in prevention and treatment programs.
کلیدواژهها English
شرایط ناشی از بیماری کرونا باعث بروز استرس در افراد شده و آسیبهای زیادی به آنان وارد ساخته است (تیلور، لندری، پالوسزک، فرگوس، مک کی[1]، 2021). روابط زناشویی و خانوادگی یکی از ابعاد تأثیرگذاری استرس ناشی از ویروس کرونا است که موجب شد تا افراد بیشتر در خانه بمانند و خود را قرنطینه کنند که در نتیجه میزان باهم بودن و تعاملات بین آنها در یک فضای کوچک بیشتر شد (فراهتی، 1399). در این شرایط، خشونت خانگی عیله زنان در سراسر جهان افزایش یافت. خشونت خانگی اصطلاحی گسترده است که به طور معمول شامل خشونت شریک صمیمی[2] (مانند خشونت جنسی[3]، جسمی، روانی) سوء استفاده از بزرگترها (به عنوان مثال اقدامات سهل انگارانه یا عمدی که باعث آسیب میشود) و کودک آزاری (شامل بیتوجهی، آسیب جسمی، خشونت جنسی، و آسیبهای عاطفی) میشود. خشونت شریک صمیمی یکی از شایعترین شکل خشونت علیه زنان در سراسر جهان است و شامل: 1) خشونت فیزیکی، 2) خشونت جنسی و 3) سوء رفتار عاطفی[4] میشود (زاپاتر-فجاری، کرسپو-سانمیگل، پولوپولوس، هیدالگو و سالوادور[5]، 2021). بسیاری از زنان صرفاً به دلیل زن بودنشان انواع خشونت را در سطح جامعه و خانواده تجربه میکنند (یزدان پناه دولتآبادی، توحیدی و رحمتی ، 1400). خشونت علیه زنان میتواند در هر مرحله از زندگی یک زن رخ دهد، اما در بحرانها پیچیدهتر میشود (آدن، چودوری و بونهی[6]، 2022). چنانچه پژوهشها نشان میدهند پیش از شیوع بیماری کرونا از هر سه زن، یک زن در طول زندگی خود قربانی خشونت جسمی یا جنسی شده است. به دنبال شیوع این بیماری روند تمایل به بروز خشونت خانگی به میزان قابل توجهی افزایش یافته و در حال حاضر در مقیاس جهانی ظهور کرده است (امیزو[7]، 2020). سند منتشر شده توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نشان میدهد که برای هر سه ماه قرنطینه خانگی، 15 میلیون مورد خشونت نسبت به زنان پیشبینی میشود (شریفی، لارکی و لطیف نژاد رودسری، 2020) خشونت از هر نوع موجب میشود که فرد قربانی از ارزش و اعتبار انسانی تهی شود و جراحات جسمانی و ضربههای روانی ناشی از آن تبعات بسیاری برای زندگی فرد قربانی به دنبال دارد (فرگت، اکبری گوابری و حسین خانزاده، 1400). چنانچه از خشونت خانگی به عنوان یک مشکل عمده سلامت زنان، و به عنوان یک اپیدمی پنهان ادامهدار یاد میشود (آلیسینا، بریوشی و فرارا[8]، 2020) که میتواند کیفیت زندگی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
کیفیت زندگی مفهومی است که نه تنها شامل جنبههای مختلف زندگی مانند اجتماعی، فیزیکی، عاطفی و معنوی است، بلکه علاوه بر نیازهای فردی از قبیل امیال و آرزوها بر هنجارهای فرهنگی و اجتماعی نیز توجه دارد (کولوتکین و اندرسون[9]، 2017؛ کیخا، فرنام، و جناآبادی، 1398). کیفیت زندگی به معنای ادراکی که فرد از وضعیت خود با توجه به نظامهای فرهنگی و ارزشی، اهداف، انتظارات و معیارهای بافتی که در آن زندگی میکند، دارد. این اهداف و معیارها شامل نگرش فرد به سلامت فیزیکی، وضعیت روحی و روانی و سطح استقلال، ارتباطات اجتماعی، وابستگیهای شخصی و تعامل با شرایط محیط است (رب و کوپ[10]، 2019). براساس نتایج پژوهش وچهر و شاما[11] (2010) خشونت خانگی علیه زنان موجب کاهش کیفیت زندگی و سلامت روان آنان میشود و توانایی، استقلال و مولد بودن زندگی عادی آنها را به شدت تهدید میکند. نتایج پژوهش ستایش، ازوجی، بخشیزاده و نجومی (1395) نشان میدهد زنانی که سابقه خشونت خانگی دارند، از سلامت جسمی و روانی کمتر و کیفیت زندگی پایینتری نسبت به زنان بدون سابقه خشونت برخوردارند.
از سازههایی که در شرایط بحرانی محتملتر به نظر میرسد و در کیفیت زندگی افراد و به تبع آن خشونت خانگی نقش به سزایی دارد، میتوان سبکهای مقابله با استرس را نام برد. از نظر لازاروس[12] (1993) سبکهای مقابلهای فرآیندهایی پویا شامل تلاشهای شناختی و رفتاری که افراد برای مفهوم سازی افکار، احساسات و اعمالی که در شرایط استرسزا با آنها مواجه میشوند، در سطح بین فردی یا درون فردی استفاده میکنند (گارگ، چاهان، سینگ و بنسال[13]، 2022). طبق مدل ریچاردسون و ولفلک[14] (1984) پاسخهای استرس نتیجه مستقیم عوامل محیطی محسوب نمیشوند، زیرا عوامل محیطی به خودی خود خنثی هستند و نمیتوانند واکنشهای استرسی ایجاد کنند. استرس نتیجه ارزیابی، درک و تفسیر ارگانیسم از موقعیتها و حوادث است (دوتی[15]، 2022). این توافق وجود دارد که سبکهای مقابلهای مناسب، بر افزایش عزت نفس، اعتماد به نفس، کاهش مشکلات روانشناختی و رفتاری تأثیرگذار است و بعنوان یک بازدارنده عمل میکند (گارگ و همکاران، 2022). پژوهشها (کاراکوش و گونچو-کوزه[16]، 2022؛ مصطفی علی، محمود سلیمان و عبدالله مرسی[17]، 2022؛ موهان، فری، منون، پراکاش و بونین[18]، 2022؛ وانگ، شیا، شیونگ، لی، شیانگ و همکاران[19]، 2020؛ نوروزی، دهقانی، نوکنی و حقایق، 1400؛ علاقبند، شریفی، فرزاد و آقایوسفی، 1399؛ خدابخشی کولایی، باقریان و رحمتیزاده، 2018؛ میرهاشمی و صبوری، 1395) رابطه بین سبکهای مقابلهای با خشونت خانگی و کیفیت زندگی را بررسی و تأیید کردند.
ووس، هابیبوویچ، نیکلیچک، اسمیتز و مرتنز [20] (2021) به این نتیجه دست یافتند که اکثر افراد در مقابل کشاکشها و آسیبزاها مقاومت نشان میدهند، که ممکن است به ویژگیهای مثبت شخصیتی مانند تابآوری مرتبط باشد. تابآوری فرایند پویای انطباق و سازگاری مثبت با تجارب تلخ و ناگوار در زندگی که موجب سازگاری یا عملکرد موفقیتآمیز در هنگام مواجهه با شرایط استرسزا میشود و در آن تعادل حیاتی به کارکرد قبلی خود باز میگردد تعریف میشود (سیریگوتیس و لوکزاک[21]، 2018). وجود مؤلفههای روانشناختی مختلف مانند تابآوری، افراد را در برابر آسیبهای روانشناختی، هیجانی، عاطفی و اجتماعی محافظت میکند. مؤلفههای کلیدی تابآوری مانند اعتماد به نفس، شایستگی بین فردی، اعتماد به غرایز، پذیرش مثبت تغییر، کنترل و تأثیرات معنوی تحت شرایط استرسزا بهعنوان یک مانع عمل میکنند (وود[22]، 2019). حفظ سلامت روان معمولاً نشانه موفقیت در مواجهه با شرایط نامطلوب است. تحقیقات نشان میدهد که سطوح بالاتر تابآوری با سطوح پایینتر اضطراب و استرس همراه است و زنان قربانی خشونت از تابآوری کمتری برخوردارند (جویس، شاند، تیگه، لوران، برایانت[23]، 2018، سیریگوتیس و لوکزاک، 2018؛ فری، بیسلی، ابوت و کندریک[24]، 2017) و تابآوری بر کیفیت زندگی تأثیر مثبت و معناداری دارد (مان، مایرز-ویرتیو، کاشی، اوزگا، کیسانه[25]، 2015؛ رزمپوش، رمضانی، ماردپور و کولیوند، 2019؛ مشتاقی و همکاران، 1399). همچنین نقش میانجیگر تابآوری را بر کیفیت زندگی (گارسیا، استوور، وانگ و ییم[26]، 2021؛ میلس، هیل و جانسون[27]، 2018؛ رایت، پرز و جانسون[28]، 2010) و خشونت در روابط عاطفی (زاپاتر-فجاری و همکاران، 2021؛ شی، وانگ، بییان و یانگ[29]، 2015) تأیید کردند.
با توجه به مطالب مطرح شده و از آنجا که خشونت خانگی نسبت به شریک زندگی بر سلامت و کیفیت زندگی قربانیان و خانوادههای آنها اثرات مخرب و ماندگار میگذارد. تجربه خشونت و به دنبال آن بروز آسیبهای روانشناختی در زنان به عنوان افرادی که نقش ویژهای در تربیت نسلهای بعدی دارند، علاوه بر عوارض فردی میتواند در طولانی مدت هزینههای سنگینی را بر جامعه تحمیل نماید. از سویی در طول شیوع بیماری کرونا دسترسی قربانیان خشونت خانگی به سیستمهای حمایتی و خدمات بهداشتی با محدودیت مواجه شده است، بنابراین شناسایی مدلهایی برای درک مکانیسمهای دخیل در پیدایش و تداوم خشونت خانگی علیه زنان ضرورت دارد، چراکه با شناخت پیشبینی کنندههای آن احتمال شناسایی افراد در معرض خطر و همچنین آگاهی از سبکهای پیشگیرانه افزایش مییابد. در پژوهش حاضر تلاش میشود سازههای روانشناختی که احتمال میرود در خشونت خانگی و کیفیت زندگی زنان-بویژه در دوران قرنطینه کرونا ویروس- مؤثر باشند، بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد، چراکه تاکنون پژوهشهای اندکی سازههای روانشناختی پیشبینی کننده خشونت خانگی را مورد بررسی قرار دادهاند؛ و چنانچه مشخص شود سازههای مورد نظر در کیفیت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان نقش بسزایی دارد، راه برای انجام مداخلات روانشناختی هموارتر میگردد. براین اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی تابآوری در رابطه بین سبکهای مقابلهای با کیفت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه کرونا ویروس انجام شد.
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
جدول 1. ماتریس همبستگی، میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش
|
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
میانگین |
انحراف معیار |
|
|
خشونت خانگی |
1 |
|
|
|
|
39/84 |
26/12 |
|
|
تاب آوری |
**188/0- |
1 |
|
|
|
66/92 |
04/16 |
|
|
کیفیت زندگی |
**284/0- |
**638/0 |
1 |
|
|
41/60 |
01/15 |
|
|
سبک مقابلهای |
**279/0 |
**500/0 |
**418/0- |
1 |
|
82/88 |
8/8 |
|
|
سبک کارآمد |
077/0 |
**325/0- |
**325/0- |
**493/0 |
1 |
26/25 |
79/3 |
|
|
سبک ناکارآمد |
**285/0 |
**493/0 |
**336/0- |
**727/0 |
*131/0 |
56/63 |
05/8 |
|
|
|
|
|
|
|
|
01/0 P<* |
05/0 P<* |
|
با توجه به یافتههای جدول 1 متغیرهای تابآوری، کیفیت زندگی، سبکهای مقابلهای، سبکهای مقابلهای ناکارآمد با خشونت خانگی در سطح معناداری 01/0 همبستهاند.
به منظور بررسی مدل مفهومی پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مجذورات جزئی استفاده شد تا با استفاده از نتایج آزمون به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش، ضرایب قابلیت اعتماد و کیفیت مدل پرداخته شود.
در مدل Smart PLS جهت بررسی برازش مدل، SSE (مجموع مجذورات خطای پیشبینی) برای هر بلوک متغیر پنهان و (1- SSE/SSO) نیز شاخص اعتبار اشتراک یا CV-COM را نشان میدهد و اگر شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان مثبت باشد، مدل اندازهگیری کیفیت مناسب دارد.
بر این اساس یافتههای جدول 2 نشان میدهد که شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان برای تمام سازهها مثبت است، و همچنین شاخصSRMR (ریشه دوم میانگین باقی مانده مربعات استاندارد شده( برابر 076/0 است که از 08/0 کوچکتر است. در نتیجه دادههای تجربی کلیت مدل نظری را مورد تأیید قرار میدهد؛ و مدل اندازهگیری دارای کیفیت مناسبی است.
جدول 2. شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان
|
متغیر |
SSO |
SSE |
1-SSE/SSO |
|
تاب آوری |
7/1183 |
9/1034 |
126/0 |
|
خشونت خانگی |
481/164 |
328/113 |
311/0 |
|
کیفیت زندگی |
773/156 |
905/112 |
28/0 |
پس از تأیید کفایت، پایایی و رواییهای مورد نیاز اثرات مستقیم، غیرمستقیم متغیرهای پژوهش بر کیفیت زندگی و خشونت خانگی بررسی شد. یافتههای بدست آمده در جدول 3 ارائه شد.
جدول 3. براورد ضرایب اثرات مستقیم، غیرمستقیم
|
مسیرها |
S.E |
β |
t |
سطح معناداری |
|
اثر مستقیم |
|
|
|
|
|
سبکهای مقابلهای ← خشونت خانگی |
099/0 |
247/0 |
503/2 |
013/0 |
|
سبکهای مقابلهای ← کیفیت زندگی |
078/0 |
232/0- |
961/2 |
003/0 |
|
سبکهای مقابلهای ← تابآوری |
057/0 |
403/0 |
127/7 |
0001/0 |
|
تابآوری ← خشونت خانگی |
104/0 |
098/0 |
94/0 |
348/0 |
|
تابآوری ← کیفیت زندگی |
079/0 |
412/0- |
209/5 |
0001/0 |
|
اثر غیرمستقیم |
|
|
|
|
|
سبکهای مقابلهای ← تابآوری ← خشونت خانگی |
042/0 |
040/0 |
942/0 |
346/0 |
|
سبکهای مقابلهای ← تابآوری ← کیفیت زندگی |
040/0 |
166/0- |
112/4 |
0001/0 |
براساس یافتههای جدول 3، اثر مستقیم سبکهای مقابلهای بر خشونت خانگی (01/0>P، 247/0= β) معنادار است، اما اثر غیرمستقیم سبکهای مقابلهای از طریق تابآوری (05/0<P، 040/0= β) معنادار نیست، بدین معنا که سبکهای مقابلهای به صورت مثبت بر خشونت خانگی اثر مستقیم دارد، و تابآوری در رابطه بین سبکهای مقابلهای با خشونت خانگی زنان نقش واسطه (غیرمستقیم) ندارد. اثرمستقیم (05/0>P، 232/0-= β) و غیرمستقیم سبکهای مقابلهای بر کیفیت زندگی از طریق تابآوری (01/0>P، 166/0-= β) معنادار است. سبکهای مقابلهای به صورت منفی از طریق تابآوری بر کیفیت زندگی زنان اثر دارد. همچنین اثرمستقیم تابآوری بر کیفیت زندگی (01/0<P، 412/0-= β) معنادار است؛ اما اثر مستقیم تابآوری بر خشونت خانگی(05/0>P، 098/0= β) معنادار نیست.
میزان واریانسی که مدل تدوین شده توانسته برای متغیرهای ملاک تبیین کند در جدول 4 ارائه شده است.
جدول 4. تبیین میزان واریانس
|
میزان R2 |
|
|
تاب آوری |
64/0 |
|
کیفیت زندگی |
465/0 |
|
خشونت خانگی |
065/0 |
بر اساس یافتههای جدول 4 مدل پیشنهادی توانسته است که 64 درصد از واریانس تابآوری، 46 درصد از واریانس کیفیت زندگی و 6 درصد از واریانس خشونت خانگی را تبیین کند.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی تابآوری در رابطه بین سبکهای مقابلهای با کیفت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه کرونا ویروس انجام شد. محاسبه و تحلیل شاخصهای برازندگی مدل پژوهش نشان داد که مدل تدوین شده کیفیت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان براساس متغیر سبکهای مقابله بهعنوان متغیر پیشبین، و در تعامل میانجیگر با متغیر تابآوری از برازش مطلوب برخوردار است.
یافته نخست نشان داد بین سبکهای مقابلهای با خشونت خانگی علیه زنان رابطه مستقیم و مثبت معناداری وجود دارد. این یافته با نتایج پژوهش میرهاشمی و صبوری (1395) همسو و در راستای نتایج پژوهش وانگ و همکاران (2020) است. استفاده از سبکهای مقابلهای به افراد کمک میکند تا بر بسیاری از تعارضات فردی، مشکلات مربوط به روابط اجتماعی، جسمی و روانی غلبه کنند. سبکهای مقابلهای در حقیقت تلاشهای ذهنی، عاطفی و رفتاری فرد هنگام مواجهه با فشارهای روانی است که برای غلبه، تحمل یا به حداقل رساندن اثرات استرس به کار میرود (پیری و همکاران، 1398). استفاده از سبک ناکارآمد در موقعیتهای استرسزا، فرصت حل مسأله را از شخص سلب میکند. این وضعیت نه تنها مشکل را ادامه میدهد، بلکه استرس را بارها و بارها به زندگی باز میگرداند. با این حال، یافتهها نشان میدهد که زیانآورترین متغیرها برای روابط صمیمی، عوامل فشارزای بیرونی خفیف و مزمن هستند که به روابط صمیمانه منتقل میشوند (کامپ داش، تیلور و کروگر[36]، 2008). افراد دارای سبک مقابله ناکارآمد بدون تفکر صحیح و اندیشیدن اقدام نموده و در نتیجه توان کنترل شرایط و مقتضیات زمانی را از خود سلب میکنند. در مقابل افراد دارای سبک مقابله کارآمد، در مورد تمامی مسایل مربوط به روابطشان میاندیشند و در صورتی که موضوعی با احساسات، افکار و فلسفه زندگی شان در تضاد باشد، وارد آن رابطه نخواهند شد (گارگ و همکاران، 2022). به گفته آلتایمر[37]، سبکهای گریز و اجتناب و پذیرش مسئولیت بخشی از مقابلههای ناکارآمد است که در آن فرد واکنشهای هیجانی را کنترل میکند تا احساسات و عواطف را متعادل کند. طبق نظریه لانگ و اسکات[38]، مقابله ناکارآمد نسبتاً پایدار است زیرا فرد کمتر تحت تأثیر عوامل موقعیتی قرار میگیرد. استفاده از سبکهای مقابله با اجتناب و گریز به معنای تلاش برای فرار یا جلوگیری از یک موقعیت مشکلساز و فرار از واقعیت است. به گفته کارور[39]، این نوع مقابله میتواند مفید باشد و باعث کاهش ناراحتی و تسهیل روند مقابله شود. در حقیقت، انکار در مراحل اولیه مقابله با یک وضعیت استرسزا میتواند موثر باشد. وقتی فردی از سبکهای اجتناب استفاده میکند، از استرس و شرایط استرسزا اجتناب میکند، بنابراین وقتی در معرض فشار روانی قرار نگیرد، طبیعی است که خشونت نداشته باشد (میرهاشمی و صبوری، 1395).
یافته دوم نشان داد رابطه بین سبکهای مقابلهای با کیفیت زندگی زنان مستقیم منفی و غیرمستقیم (با نقش میانجیگر تابآوری) معناداری است. این یافته با نتایج پژوهش گارسیا و همکاران (2021)، میلس و همکاران (2018)، رایت و همکاران (2010) همسو است. در تبیین این یافته میتوان چنین استنباط نمود که افراد با اتکا به سبک مقابله در شرایط پر استرس با استفاده و بهرهبرداری از منابع سازگارانه و راهکارهای مراقبت در محافظت از خودشان در برابر تأثیر منفی استرس مىپردازند (آگاروال، کائور و کائور[40]، 2017). در فرایند مقابله، افراد به جستجوی اطلاعات با ماهیت رفتاری و شناخت برای پیشگیری، نظم بخشیدن و فرو نشاندن تنیدگی می پردازند. در واقع، سبکهای مقابله فرآیندی است که فرد در آن را به اداره خواستاری می پردازد که از منابع و توانمندی شخصیتی که در شرایط تهدید کننده وجود دارد و بر حسب موفقیت آمیز موجود است، تغییر میکند و به این ترتیب از آسیبسازی استرس در امان مانده و کیفیت زندگی خود را ارتقا میبخشد (ترامپ و مندنهال[41]، 2017). از طرف دیگر، تابآوری نشان دهنده سازگاری مثبت در پاسخ به شرایط نامساعد است. عاملی که به فرد کمک میکند تا شرایط استرسزا را مدیریت کند و در برابر مشکلات زندگی به تعادل و رشد برسد. به طور کلی، تابآوری یک فرایند پویا است که به شرایط زندگی بستگی دارد. برای مثال هنگامی که با موفقیت به دست آید، تواناییهای فردی را تقویت میکند. تابآوری به معنای پیامدهای مثبت، با وجود تجربیات بد و ناملایمات، عملکرد مثبت و مؤثر در شرایط نامساعد و بهبودی پس از یک ضربه یا یک رویداد مهم است (دایس، پرستیا و اسمیت[42]، 2015). هرچه سطح تابآوری افراد بالاتر باشد، توانایی عملکرد مثبت در شرایط نامساعد بالاتر است و میتواند در برابر سختیها و مشکلات جسمی و روانی ناشی از مشکلات زندگی و تأثیرات آن مقاومت بیشتری داشته باشد و کیفیت زندگی در این شرایط بالاتر خواهد بود. از آنجا که تابآوری فرد را قادر میسازد تا بیشتر با سختیها، مشکلات و چالشها سازگار شود، تابآوری بالاتر کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
یافته سوم نشان داد که بین تابآوری با کیفیت زندگی زنان رابطه مستقیم و مثبت معناداری وجود دارد. این یافته با نتایج پژوهش مان و همکاران (2015)، رزمپوش و همکاران (2019) و مشتاقی و همکاران (1399) همسو است. تابآوری بهعنوان یک مفهوم دو بعدی در نظر گرفته میشود، یعنی اهمیت ناملایمات و سازگاری مثبت، که میتواند کیفیت زندگی و ابعاد آن را تحت تأثیر قرار دهد (لیما، سوزا، استورتی، سیلوا، کوسوموتا و مارکز[43]، 2019). افراد تابآور در ارزیابی خود میزان تهدید را کاهش میدهند و انتظارات فرد را از ثمربخش بودن تلاشها افزایش میدهند. افرادی که از تابآوری بالایی برخوردارند، بهتر میتوانند با استرس کنار بیایند و همچنین تجارب متناقض خود را دوباره تعریف و تفسیر میکنند. افراد تابآور میتوانند با استفاده از مهارتهای لازم به تعادل و موقعیت مناسبی برای حل مشکلات در بحران و استرس با استفاده از احساسات مثبت و کاهش احساسات منفی برسند. زنانی که تابآوری پایین دارند، نمیتوانند بپذیرند که میتوانند با مشکلات به وجود آمده مقابله و شرایط را مدیریت کنند. بالعکس زنانی که از تابآوری بالاتری برخوردارند از ظرفیت بالاتری برای غلبه بر مشکلات به وجود آمده برخورداند و میتوانند با انجام رفتارهای خاص و سازگاری موفقیتآمیز، تعادل زیستی-روانی خود را حفظ نمایند (گوپال و نانلال[44]، 2017). تابآوری موجب بهبود ارتباط با دیگران میشود که در نتیجه این ارتباط فرد با توانایی بیشتر برای برنامهریزی و جهتگیری قویتر برای بهبود شرایط زندگی بهتر تلاش کنند و موقعیتهای اجتناب برانگیز را انتخاب مینماید، و بدین ترتیب موجب بهبود کیفیت زندگی میشود (سرکار و فلچر[45]، 2018). همچنین به گفته گارمزی[46] (1991) افرادی که در برابر فشارهای روانی مقاوم هستند به طور کلی منبع کنترل درونی دارند، یعنی میتوانند مسئولیت شرایط و مشکلات خود را به عهده بگیرند. بنابراین، افراد با این ویژگیها از راه حلهای کارآمد و مؤثر در برابر موقعیتهای استرسزا استفاده میکنند (چهری و پراندین، 1398). افراد مقاوم و تابآور قادر به ارزیابی موقعیتها، تقویت تعهد نسبت به اهداف خود و افزایش رفتار انگیزشی هستند، در نتیجه موفقیت افزایش و کیفیت زندگی بهبود مییابد (ایساکسون، لگرسکی و لین[47]، 2015).
به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی دارای برازش مطلوب است؛ و سبکهای مقابلهای و تابآوری به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی و خشونت خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه کرونا ویروس نقش دارند. براین اساس به مشاوران و روانشناسان حوزه زوج و خانواده، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی را در راستای پژوهش حاضر و پژوهشهای مشابه در جهت ارتقای سطح آگاهی زنان در مورد عوامل و ویژگیهای شناختی زن در خانواده و در ارتباط با همسر مورد استفاده قرار دهند تا بدین ترتیب موجبات افزایش کیفیت زندگیشان فراهم گردد. همچنین مداخلاتی در جهت افزایش و بهبود سبکهای مقابلهای و تابآوری انجام شود تا بدین طریق کیفیت زندگی افزایش یابد. از محدودیتهای پژوهش حاضر محدودیت در تعمیم نتایج به دلیل محدود بودن گروه نمونه، و استفاده از روش اجرای اینترنتی بود که موجب میشود تعمیم نتایج به جامعه گستردهتر با احتیاط صورت گیرد، چراکه بسیاری از افراد به دلیل عدم دسترسی به شبکههای مجازی، در این پژوهش شرکت نکردند. عدم امکان کنترل متغیرهای مداخلهگر چون عوامل فرهنگی که ممکن است در تابآوری و خشونت خانگی نقش داشته باشند به دلیل شرایط خاص ناشی از کرونا. امکان نظارت کم پژوهشگر بر نحوه اجرا بدلیل اجرای اینترنتی یکی دیگر از مهمترین محدودیتهای پژوهش بود. پیشنهاد میشود پژوهشی مشابه پژوهش حاضر در شرایط عادی به صورت حضوری و در فرهنگهای گوناگون بر روی زنان انجام شود تا بتوان به یک نتیجه قطعیتر دست یافت. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی علاوه بر پرسشنامه از روشهای دیگری چون مصاحبه نیز استفاده گردد؛ همچنین روشها پژوهشی متعدد در رابطه بین سبکهای مقابلهای، تابآوری و کیفیت زندگی را ترکیب کنیم. به عنوان مثال مقایسه سبکهای مقابلهای، تابآوری و کیفیت زندگی، در دو گروه زنان خشونت دیده و زنان عادی.
تقدیر و تشکر
بدین وسیله از تمامی شرکتکنندگان که با صبر و بردباری در اجرای پژوهش همکاری داشتند تشکر و قدردانی مینمائیم.
[1]. Taylor, Landry, Paluszek, Fergus, McKay
[2]. Intimate Partner Violence
[3]. sexual violence
[4]. emotional abuse
[5]. Zapater-Fajarí, Crespo-Sanmiguel, Pulopulos, Hidalgo, & Salvador
[6]. Uddin, Choudhury, & Bonhi
[7]. Emezue
[8]. Alesina, Brioschi, & Ferrara
[9]. Kolotkin, & Andersen
[10]. Reb, & Cope
[11]. Vachher, & Shama
[12]. Lazarus
[13]. Garg, Chauhan, Singh, & Bansal
[14]. Richardson, & Woolfolk
[15]. Doughtie
[16]. Karakuş, & Göncü-Köse
[17]. Moustafa Ali, Mahmood Soliman, & Abdallah Moursi
[18]. Mohan, Frey, Menon, Prakash, & Bonin
[19]. Wang, Xia, Xiong, Li, Xiang, et al
[20]. Vos, Habibović, Nyklíček, Smeets, & Mertens
[21]. Tsirigotis, & Łuczak
[22]. Wood
[23]. Joyce, Shand, Tighe, Laurent, Bryant
[24]. Frey, Beesley, Abbott, & Kendrick
[25]. Manne, Myers-Virtue, Kashy, Ozga, Kissane
[26]. Garcia, Stoever, Wang, & Yim
[27]. Mills, Hill, & Johnson
[28]. Wright, Perez, & Johnson
[29]. Shi, Wang, Bian, & Wang
[30]. Coping strategies Questionnaire (CRS)
[31]. Billings, & Moos
[32]. World Health Organization quality of Life (WHOQOL-BREF) questionnaire
[33]. Violence Toward Women Inventory (VTWI)
[34]. Haj-Yahia
[35]. Connor & Davidson Resilience Scale
[36]. Kamp Dush, Taylor, & Kroeger
[37]. Altheimer
[38]. Lang, & Scott
[39]. Carver
[40]. Aggarwal, Kaur, & Kaur
[41]. Trump, & Mendenhall
[42]. Dyess, Prestia, & Smit
[43]. Lima
[44]. Gopal, & Nunlall
[45]. Sarkar, & Fletcher
[46]. Garmezy
[47]. Isakson, Legerski, & Layne
Zapater-Fajarí, M., Crespo-Sanmiguel, I., Pulopulos, M. M., Hidalgo, V., & Salvador, A. (2021). Resilience and psychobiological response to stress in older people: the mediating role of coping strategies. Frontiers in aging neuroscience, 13, 632141. https://doi.org/10.3389/fnagi.2021.632141