نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار روانشناسی گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی
2 کارشناس ارشد گروه روانشناسی عمومی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران. ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Emotion recognition and social functioning are critical components of childhood socio-emotional development, significantly influencing interpersonal relationships, behavioral adaptation, and psychological well-being. This study aimed to compare emotion recognition abilities and social functioning across three distinct groups: children with emotional externalizing behaviors, emotional internalizing behaviors, and normally developing children.
Methods: Using a causal-comparative design, this study examined 90 sixth-grade elementary students from the Fardis district of Karaj during the 2022-2023 academic year. Participants were selected through convenience sampling and purposefully divided into three equal groups (n=30 per group). Assessment instruments included the Achenbach Child Behavior Checklist (2002) for behavioral classification, the Ekman Facial Emotion Recognition Test (1976) for emotion recognition assessment, and the Child and Adolescents Social Adaptive Functioning Scale (Price et al., 2002) for evaluating social functioning. Data were analyzed using Multivariate Analysis of Variance (MANOVA).
Results: Significant differences were found among the three groups on both emotion recognition and social functioning measures (p < 0.01). Normal children demonstrated superior social functioning compared to both clinical groups. Interestingly, children with emotional externalizing behaviors showed enhanced emotion recognition capabilities relative to other groups. These findings suggest that emotional regulation impairments do not necessarily indicate deficits in emotion recognition, but rather differences in interpreting, processing, and applying emotional information in social contexts.
Conclusion: The results emphasize the need for targeted educational and therapeutic interventions that address emotional-social integration in children with emotional disorders. Future research should employ longitudinal designs and mixed methods to further elucidate these complex relationships.
کلیدواژهها English
مقدمه
اختلالهای رفتاری در کودکان و نوجوانان، از جمله مشکلات شایع و ناتوانکنندهای بهشمار میروند که با پیامدهای روانی، اجتماعی و تحصیلی گستردهای برای کودک، والدین و نظام آموزشی همراه هستند. این اختلالها معمولاً در سالهای آغازین دوران تحصیل نمایان میشوند و در بازه سنی ۸ تا ۱۵ سالگی به اوج خود میرسند (ترکشدوز و فرخزاده، 1396؛ محمدی و قمرانی، 1403). مطالعات متعددی نشان دادهاند که این اختلالات در صورت تداوم، میتوانند با مشکلاتی همچون افت عملکرد تحصیلی، ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی سالم، نارضایتی شغلی و افزایش احتمال ابتلا به اختلالات روانشناختی در بزرگسالی مرتبط باشند (پاندینا[1]، 2017).
بر مبنای طبقهبندیهای روانشناختی، اختلالات رفتاری دوران کودکی عمدتاً در قالب دو الگوی اصلی درونیسازی و برونیسازی مطرح میشوند (ویلنر و کپ[2]، 2016). اختلالات برونیسازی معمولاً با نشانههایی همچون پرخاشگری، بیشفعالی، رفتارهای بزهکارانه و نافرمانی شناخته میشوند، در حالیکه اختلالات درونیسازی دربرگیرنده نشانههایی مانند اضطراب[3]، افسردگی[4] و کنارهگیری اجتماعی هستند (اوگاندل[5]، 2018). این دو الگو بازتابی از شیوههای متفاوت ابراز و پردازش هیجانات در کودکان هستند و در ادبیات پژوهشی، بهترتیب با مفاهیم برونریزی هیجانی و درونریزی هیجانی شناخته میشوند.
در الگوی برونریزی هیجانی، کودک هیجانات خود را بهصورت شدید، آشکار و بدون مهار ابراز میکند، در حالیکه درونریزی هیجانی با تمایل به سرکوب یا پنهانسازی هیجانات همراه است که ممکن است به احساس تنهایی، افسردگی و کاهش تعاملات بینفردی بینجامد (اسکندری، 1398). این دو شیوه ابراز هیجان نهتنها به مشکلات رفتاری منجر میشوند، بلکه با کیفیت روابط اجتماعی و مهارتهای ارتباطی کودکان نیز رابطه مستقیم دارند (اسپیلبرگر و همکاران[6]، 2015).
یافتههای پژوهشی بیانگر آناند که کودکان دارای مشکلات برونریزی هیجانی، بیشتر در معرض رفتارهای پرخطر، قانونگریزی و پرخاشگری قرار دارند (آرسلان و همکاران[7]، 2021)؛ در حالیکه کودکان دارای مشکلات درونریزی هیجانی بیشتر با اضطراب، خلق منفی، انزوا و روابط اجتماعی ضعیفتر مواجهاند (بابیکا[8] و همکاران، 2023). در این میان، یکی از مؤلفههای بنیادینی که میتواند در تبیین تفاوتهای مشاهدهشده میان این دو گروه نقشی کلیدی ایفا کند، «بازشناسی هیجانی» است. بازشناسی هیجانی به توانایی درک، تفسیر و تمییز نشانههای هیجانی دیگران از طریق حالات چهره، لحن صدا و زبان بدن اشاره دارد. این توانایی زیرساخت اصلی بسیاری از فرآیندهای روانشناختی از جمله همدلی، خودتنظیمی هیجانی، و سازگاری اجتماعی محسوب میشود (نوسکه[9] و همکاران، 2023؛ وست[10] و همکاران، 2020). نارسایی در بازشناسی هیجانی میتواند منجر به اختلال در درک نیتها و احساسات دیگران شود و متعاقباً تعاملات اجتماعی ناکارآمد، سوءبرداشتهای هیجانی، و ضعف در همدلی و کنترل هیجان را در پی داشته باشد (باکر و بلاچر[11]، 2015؛ کیس، 2023).
یافتههای موجود همچنین نشان میدهند که کودکان با الگوی برونریزی هیجانی، اگرچه ممکن است در شناسایی چهرهای هیجاناتی مانند شادی نمرات نسبتاً بالاتری کسب کنند، اما در تنظیم هیجان، کنترل رفتار و برقراری روابط اجتماعی پایدار دچار ضعف هستند (مالح، 2024؛ مظهر و بایلی[12]، 2024). در مقابل، کودکان درونریز نهتنها در بازشناسی هیجانات عملکرد ضعیفتری نشان میدهند، بلکه در ابراز هیجانی نیز دچار ناتوانیاند؛ امری که میتواند زمینهساز اختلال در روابط اجتماعی، انزوای هیجانی و آسیبپذیری روانی بیشتر شود (ایتون[13] و همکاران، 2024؛ لووک[14] و همکاران، 2019).
با توجه به اهمیت راهبردی بازشناسی هیجانی در تکوین روابط بینفردی و نقش آن در تعیین نحوه تعامل کودکان در محیطهای اجتماعی، بررسی تفاوتهای موجود در این توانایی میان کودکان با الگوهای هیجانی مختلف ضروری بهنظر میرسد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکرد اجتماعی در سه گروه از کودکان پایه ششم ابتدایی شامل کودکان دارای برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و کودکان بهنجار طراحی شده است تا ضمن درک دقیقتر از روابط میان متغیرهای مورد مطالعه، زمینهای برای مداخلات تربیتی و روانشناختی مؤثرتر فراهم آورد.
روش
پژوهش حاضر از نوع مطالعات کمی و با رویکرد علی-مقایسهای طراحی و اجرا شد. این روش، بهعنوان یکی از شیوههای رایج در تحقیقات روانشناسی، با هدف مقایسه گروههای مختلف بر اساس متغیرهای وابسته مشخص مورد استفاده قرار میگیرد و امکان بررسی تفاوتهای معنادار بین گروههای دارای ویژگیهای متمایز را فراهم میسازد. با توجه به توصیه منابع معتبر روششناسی مبنی بر کفایت حجم نمونه ۳۰ نفر برای هر گروه در طرحهای علی-مقایسهای (دلاور، ۱۳۹۷)، در این مطالعه نیز برای اطمینان از قدرت آماری کافی، تعداد ۹۰ دانشآموز بهصورت مساوی در سه گروه ۳۰ نفره تقسیم شدند.
جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پایه ششم ابتدایی منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ بود. از میان این جامعه، نمونه مورد نظر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. معیار ورود به مطالعه، برخورداری از ملاکهای مشخص برای دستهبندی در یکی از سه گروه هدف شامل کودکان دارای برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود. برای شناسایی این گروهها، ابتدا پس از اخذ مجوزهای رسمی از دانشگاه و هماهنگی با اداره آموزش و پرورش منطقه، به مدارس ابتدایی منتخب مراجعه شد و غربالگری اولیه با استفاده از سیاهه رفتاری کودک آخنباخ[15] انجام گرفت. دانشآموزانی که براساس این ابزار، نمرات بالاتری در مقیاسهای درونریزی یا برونریزی کسب کرده بودند، بهترتیب در گروههای مربوطه گنجانده شدند و کودکانی که در هر دو بعد دارای وضعیت بهنجار بودند، بهعنوان گروه بهنجار در نظر گرفته شدند.
پیش از اجرای ابزارهای اصلی پژوهش، اطلاعات لازم درباره هدف مطالعه، شیوه اجرای آزمونها، و تضمین محرمانگی اطلاعات به والدین و دانشآموزان ارائه شد و رضایتنامه آگاهانه از آنها اخذ گردید. در مرحله بعد، دو ابزار دیگر جهت سنجش متغیرهای وابسته مورد استفاده قرار گرفت: آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای ارزیابی توانایی بازشناسی هیجانات پایهای و مقیاس کارکرد اجتماعی پرایس و همکاران (2002) برای سنجش عملکرد اجتماعی در ابعاد مختلف. هر سه ابزار، از اعتبار و روایی مطلوبی در نمونههای ایرانی برخوردار هستند و در مطالعات پیشین نیز کاربرد مؤثری داشتهاند.
دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد تا تفاوت میانگینهای سه گروه در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکرد اجتماعی تحلیل شود. رعایت مفروضههای آماری از جمله نرمال بودن توزیع دادهها، برابری واریانسها و استقلال مشاهدات، پیش از انجام تحلیل اصلی مورد ارزیابی قرار گرفت.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه سیاهه رفتاری کودک آخنباخ: به منظور تعیین اختلال برونریزی و درونریزی، از پرسشنامه آخنباخ استفاده شد. این پرسشنامه توسط آخنباخ و رسکورلا در سال ۲۰۰۲ طراحی شده است و دارای ۱۱۳ گویه در مقیاس لیکرت ۳ گزینهای است که نمرهگذاری آن از ۰ تا ۲ امتیاز است. این پرسشنامه مشکلات کودکان و نوجوانان را در دو بعد درونریزی و برونریزی میسنجد. حداقل نمره برای این پرسشنامه ۰ و حداکثر نمره ۲۲۶ است و نمره میانه ۱۱۳ است. بعد درونریزی شامل ۵۲ سؤال است و حداقل نمره مجاز در این بعد ۰ و حداکثر نمره آن ۱۰۴ است. بعد برونریزی شامل ۶۱ سؤال است و حداقل نمره مجاز در این بعد ۰ و حداکثر نمره آن ۱۲۲ است. ضرایب کلی اعتبار فرمهای CBCL (سیاهه رفتاری کودک آخنباخ) با استفاده از آلفای کرونباخ ۹۷/۰ و با استفاده از اعتبار بازآزمایی ۹۴/۰ گزارش شده است. روایی محتوایی (انتخاب منطق سؤالات و استفاده از تحلیل کلاسیک سؤالات)، روایی ملاکی (با استفاده از مصاحبه روانپزشکی با کودک و نیز همبستگی با مقیاس CSI-4) و روایی سازه (روابط درونی مقیاسها و تمایزگذاری گروهی) این فرمها مطلوب گزارش شده است (آخنباخ و رسکورلا، ۲۰۰۷). سیاهه رفتاری کودک آخنباخ برای اولین بار در ایران توسط تهرانیدوست و همکاران (۱۳۸۱) ترجمه و هنجاریابی شده است. در پژوهش مینایی (۱۳۸۵) دامنه ضرایب همسانی درونی مقیاسها با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ از ۶۳/۰ تا ۹۵/۰ گزارش شده است. ثبات زمانی مقیاسها با استفاده از روش آزمون-بازآزمون با یک فاصله زمانی ۸-۵ هفته بررسی شده و دامنه ضرایب ثبات زمانی از ۳۲/۰ تا ۶۷/۰ بهدست آمده است. همچنین توافق بین پاسخدهندگان نیز مورد بررسی قرار گرفته است که دامنه این ضرایب از ۰۹/۰ تا ۶۷/۰ نوسان داشته است. بهطور کلی در تحقیق صفارینیا، شقاقی و ملکی (۱۳۹۷) این نتیجه حاصل شده است که این پرسشنامه از اعتبار و روایی مطلوب و بالایی برخوردار است و با اطمینان میتوان از آن برای سنجش اختلالات عاطفی-رفتاری کودکان و نوجوانان ۱۸-۶ ساله استفاده کرد. یزدخواستی و عریضی (۱۳۹۰) ضریب اعتبار آلفای کرونباخ را برای این پرسشنامه در سه فرم والدین، معلم و کودک به ترتیب ۹۰/۰، ۹۳/۰ و ۸۲/۰ بهدست آوردند.
ب) آزمون بازشناسی چهره اکمن (1976): برای سنجش بازشناسی چهره از آزمون بازشناسی چهره اکمن (1976) استفاده شد. این آزمون شامل ۶۰ تصویر و مشتمل بر ۱۰ چهره هیجانی متفاوت از افراد مختلف است. بدین ترتیب که برای هر حالت هیجانی شامل شادی، غم، خشم، ترس، تعجب و تنفر، تصویر متفاوتی از افراد مختلف وجود دارد که کودک باید از بین شش گزینه، گزینه متناسب با تصویر را انتخاب نماید. تمامی چهرهها به صورت کامل از نمای جلوی فرد ارائه میشود و از وی خواسته میشود تا حالتهای هیجانی متناسب با چهره هدف را از بین آنها انتخاب نماید. نمرهگذاری این آزمون به صورت نمره صفر (در صورت تشخیص اشتباه تصویر) و نمره یک (در صورت تشخیص صحیح تصویر) است. حداقل امتیاز برای هر مقیاس نمره صفر و حداکثر نمره ۱۰ است. پایایی آزمون از طریق آلفا کرونباخ و دو نیمه کردن محاسبه شد. نتایج تحلیلها نشان میدهد که ضریب پایایی کل مجموعه که بر پایه آلفای کرونباخ برآورد گردیده است، برابر ۹۸% بوده و همبستگی دو نیمه زیر مقیاسهای شادی، غم، ترس و خشم به ترتیب ۹۱%، ۷۷%، ۹۰% و ۵۲% است و تمامی همبستگیها در سطح ۰۵/۰ معنیدار بودند.
ج) مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان: برای سنجش کارکرد اجتماعی از مقیاس کارکرد اجتماعی پرایس، اسپنس، شفیلد و داناوان (۲۰۰۲) استفاده شد. این پرسشنامه شامل ۲۴ گویه است و به منظور بررسی عملکرد اجتماعی کودکان و نوجوانان طراحی شده است. خرده مقیاسهای این پرسشنامه شامل عملکرد تحصیلی (۶ گویه)، روابط با همسالان (۶ گویه)، روابط خانوادگی (۶ گویه) و وظایف خانگی/ مراقبت از خود (۶ گویه) است. نمره کل بالاتر در کودک نشاندهنده عملکرد اجتماعی مطلوبتر در اوست. پایایی و اعتبار این پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفته است (پرایس و همکاران، ۲۰۰۲). پایایی پرسشنامه در پژوهش پرایس و همکاران (۲۰۰۲) برای کل آزمون ۸۱/۰ و در خرده مقیاسهای اختلال عملکرد تحصیلی، روابط با همسالان، روابط خانوادگی، وظایف خانگی/ مراقبت از خود به ترتیب ۷۵/۰، ۵۶/۰، ۳۹/۰ و ۶۲/۰ بهدست آمده است. آلفا کرونباخ برای کل ۸۱/۰ و برای خرده مقیاسها از ۶۷/۰ تا ۸۱/۰ و بازآزمایی پس از ۱۲ ماه برای کل ۵۸/۰ و برای خرده مقیاسها از ۴۸/۰ تا ۶۳/۰ بوده است.
یافتهها
در این قسمت، دادههای بهدستآمده از پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. در بخش نخست، تحلیل توصیفی به ارائه ویژگیهای جمعیتشناختی و آماری نمونه پژوهش اختصاص دارد که با استفاده از جداول و نمودارهای فراوانی، شاخصهای مرکزی و پراکندگی، به توصیف توزیع دادهها پرداخته شده است. سپس در بخش تحلیل استنباطی، بهمنظور پاسخگویی به فرضیههای پژوهش، آزمونهای آماری مناسب از جمله تحلیل واریانس چندمتغیره بهکار گرفته شده است. در این بخش، میزان معنیداری تفاوت میانگینها در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکرد اجتماعی در سه گروه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج هر فرضیه به تفکیک همراه با شاخصهای آماری مربوط ارائه شده است.
جدول 1. اطلاعات توصیفی گروهها در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکرد اجتماعی به تفکیک جنسیت
|
تعداد |
کشیدگی |
کجی |
انحراف استاندارد |
میانگین |
متغیرها |
جنسیت |
گروه |
|
15 |
0.504 |
1.310 |
6.475 |
42.93 |
کارکرد اجتماعی |
دختر |
برونریزی هیجانی |
|
15 |
0.448 |
0.524 |
2.200 |
29.47 |
بازشناسی هیجانی |
||
|
15 |
0.266 |
0.096 |
5.809 |
50.20 |
کارکرد اجتماعی |
پسر |
|
|
15 |
0.723 |
0.533 |
2.712 |
30.07 |
بازشناسی هیجانی |
||
|
15 |
0.835 |
1.103 |
5.431 |
53.93 |
کارکرد اجتماعی |
دختر |
درونریزی هیجانی |
|
15 |
0.295 |
0.503 |
2.933 |
26.80 |
بازشناسی هیجانی |
||
|
15 |
0.631 |
0.536 |
6.330 |
52.73 |
کارکرد اجتماعی |
پسر |
|
|
15 |
0.044 |
1.404- |
3.355 |
27.60 |
بازشناسی هیجانی |
||
|
15 |
0.245 |
0.080 |
4.758 |
55.07 |
کارکرد اجتماعی |
دختر |
عادی |
|
15 |
0.604 |
1.061- |
2.503 |
25.53 |
بازشناسی هیجانی |
||
|
15 |
0.482 |
0.024 |
4.761 |
58.33 |
کارکرد اجتماعی |
پسر |
|
|
15 |
0.147 |
0.752 |
2.944 |
23.33 |
بازشناسی هیجانی |
گزارشهای ارائهشده در جدول ۱ بیانگر وجود تفاوتهای قابلتوجه در دو متغیر بازشناسی هیجانی و کارکرد اجتماعی میان گروههای مختلف مورد بررسی است. در گروه کودکان دارای برونریزی هیجانی، میانگین نمره کارکرد اجتماعی در دختران برابر با ۴۲٫۹۳ و میانگین بازشناسی هیجانی آنان برابر با ۲۹٫۴۷ بود؛ در حالیکه در پسران این گروه، میانگین کارکرد اجتماعی ۵۰٫۲۰ و میانگین بازشناسی هیجانی ۳۰٫۰۷ بهدست آمد. این ارقام نشاندهنده تفاوتهای نسبتاً جزئی میان دختران و پسران در مؤلفههای اجتماعی و هیجانی این گروه بوده و حاکی از سطح بالاتر کارکرد اجتماعی پسران نسبت به دختران است، در حالیکه تفاوت در بازشناسی هیجانی کمتر مشهود است.
در گروه کودکان دارای درونریزی هیجانی نیز الگوی متفاوتی مشاهده میشود. در این گروه، دختران میانگین نمره کارکرد اجتماعی بالاتری (۵۳٫۹۳) نسبت به بازشناسی هیجانی (۲۶٫۸۰) داشتند و پسران نیز با میانگین 52٫۷۳ در کارکرد اجتماعی و ۲۷٫۶۰ در بازشناسی هیجانی، وضعیت مشابهی را تجربه کردند. این نتایج حاکی از آن است که در گروه درونریزی هیجانی، دختران نمره کمی بالاتری نسبت به پسران اخذ کردند.
در گروه بهنجار نیز الگوی خاصی از توزیع دادهها دیده میشود؛ بهگونهایکه دختران میانگین ۵۵٫۰۶ در کارکرد اجتماعی و ۲۵٫۵۳ در بازشناسی هیجانی و پسران این گروه میانگین ۵۸٫۳۳ در کارکرد اجتماعی و ۲۳٫۳۳ در بازشناسی هیجانی، نشان دادند و در کل نمره کارکرد اجتماعی گروه بهنجار بالاتر از دو گروه دارای مشکلات هیجانی بود و پسران این گروه بالاترین نمره کارکرد اجتماعی را نسبت به همه گروه ها اخذ نموده بودند.
به منظور بررسی نرمال بودن توزیع دادهها، شاخصهای کجی و کشیدگی محاسبه شد. نتایج نشان داد که مقادیر مربوط به هر دو متغیر در بازه قابل قبول (۲- تا ۲+) قرار دارند، که این امر نشاندهنده توزیع نسبتاً متقارن و نرمال دادههاست. بنابراین، میتوان اطمینان داشت که دادههای بهدستآمده از نمونه، قابلیت تعمیم به جامعه آماری گستردهتر را دارا هستند.
جدول 2. آزمون ام باکس برابری ماتریس های کوواریانس
|
سطح معنیداری |
F |
درجه آزادی 1 |
درجه آزادی2 |
آزمون باکس |
|
0.120 |
1.683 |
6 |
188642.769 |
10.448 |
جدول 4-4 نشان میدهد مقدار سطح معنیداری (05/ 0 >p) است که گویای آن است شرط همگنی ماتریس واریانس-کواریانس به خوبی رعایت شده است (683/1 = F و 05/0>P ).
جدول 3. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری روی نمرات بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در گروه کودکان با برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و بهنجار
|
سطح معنیداری |
F |
مقدار |
نام آزمون |
|
0.001 |
17.576 |
0.576 |
آزمون اثر پیلایی |
|
0.001 |
20.236 |
0.462 |
آزمون لامبدای ویلکز |
|
0.001 |
22.963 |
1.081 |
آزمون اثر هتلینگ |
|
0.001 |
43.433 |
0.998 |
آزمون بزرگترین ریشه روی |
همانگونه که در جدول ۳ مشاهده میشود، مقادیر سطح معنیداری تمامی آزمونها نشاندهندهی برقراری پیشفرضهای لازم برای استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری هستند. بر این اساس، نتایج حاکی از آن است که بین سه گروه مورد بررسی، دستکم در یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معنیداری وجود دارد.
جدول 4. آزمون لوین برای بررسی برابری واریانسهای گروهها در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی
|
متغیر |
درجه آزادی 1 |
درجه آزادی2 |
F |
سطح معنیداری |
|
کارکردهای اجتماعی |
87 |
2 |
1.690 |
0.191 |
|
بازشناسی هیجانی |
87 |
2 |
1.698 |
0.189 |
نتایج جدول ۴ مربوط به آزمون لوین جهت بررسی برابری واریانسهای خطای متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در میان گروههای مختلف است. با توجه به اینکه مقادیر آماره F برای هر دو متغیر بزرگتر از سطح معنیداری (۰۵/۰) بهدست آمده است، میتوان نتیجه گرفت که فرض همگنی واریانسها برقرار بوده و واریانس خطا در بین گروهها تفاوت معنیداری نداشته است.
بر اساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری جهت بررسی تفاوت میانگینهای سه گروه در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی، مشاهده میشود که مقادیر آماره F بهترتیب برابر با 32/27 برای بازشناسی هیجانی و 03/22 برای کارکرد اجتماعی بوده که در هر دو مورد، سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰ است. این یافتهها بیانگر وجود تفاوت معنیدار بین گروهها در هر دو متغیر مورد بررسی است.
در مقایسه میانگینها مشخص شد که گروه بهنجار در متغیر کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری داشته و نمرات بالاتری نسبت به دو گروه دارای مشکلات هیجانیِ درونریز و برونریز کسب کرده است. همچنین، در متغیر بازشناسی هیجانی، گروه برونریز هیجانی بالاترین نمرات را در مقایسه با گروههای بهنجار و درونریز هیجانی بهدست آورده است.
جدول 5. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری نمرات بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در گروه کودکان با برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و بهنجار
|
سطح معنیداری |
F |
میانگین مجذورات |
Df |
مجموع مجذورات |
متغیر وابسته |
منبع |
|
0.001 |
22.038 |
799.033 |
2 |
1598.067 |
کارکرد اجتماعی |
گروه |
|
0.001 |
27.326 |
144.178 |
2 |
288.356 |
بازشناسی هیجانی |
|
|
|
|
36.257 |
87 |
3154.333 |
کارکرد اجتماعی |
خطا |
|
|
|
5.276 |
87 |
459.033 |
بازشناسی هیجانی |
|
|
|
|
|
90 |
249988.000 |
کارکرد اجتماعی |
جمع کل |
|
|
|
|
90 |
49981.000 |
بازشناسی هیجانی |
|
|
|
|
|
89 |
4752.400 |
کارکرد اجتماعی |
|
|
|
|
|
89 |
747.389 |
بازشناسی هیجانی |
جدول 6. آزمون شفه برای تشخیص تفاوت بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه
|
سطح معنیداری |
خطای استاندارد |
اختلاف میانگین |
(J) گروه |
(I) گروه |
متغیر وابسته |
|
0.001 |
1.555 |
6.767 |
درونریزی هیجانی |
برونریزی هیجانی |
کارکرد اجتماعی |
|
0.001 |
1.555 |
10.133 |
بهنجار |
||
|
0.001 |
1.555 |
6.767 |
برونریزی هیجانی |
درونریزی هیجانی |
|
|
0.033 |
1.555 |
3.367 |
بهنجار |
||
|
0.001 |
1.555 |
10.133 |
برونریزی هیجانی |
بهنجار |
|
|
0.033 |
1.555 |
3.367 |
درونریزی هیجانی |
||
|
0.181 |
0.593 |
0.800 |
درونریزی هیجانی |
برونریزی هیجانی |
بازشناسی هیجانی |
|
0.001 |
0.593 |
4.133 |
بهنجار |
||
|
0.181 |
0.593 |
0.800 |
برونریزی هیجانی |
درونریزی هیجانی |
|
|
0.001 |
0.593 |
3.333 |
بهنجار |
||
|
0.001 |
.593 |
4.133 |
برونریزی هیجانی |
بهنجار |
|
|
0.001 |
0.593 |
3.333 |
درونریزی هیجانی |
بهمنظور بررسی دقیقتر تفاوتهای بینگروهی در متغیرهای بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی، از آزمون تعقیبی شفه[16] بهعنوان یکی از روشهای محافظهکارانه مقایسههای چندگانه استفاده شد. نتایج بهدستآمده از این آزمون نشان داد که در متغیر بازشناسی هیجانی، تفاوت معنیداری بین گروههای دارای برونریزی هیجانی و درونریزی هیجانی مشاهده نشد. با این حال، در سایر مقایسههای بینگروهی مربوط به این متغیر، تفاوتها از لحاظ آماری معنیدار بودند (p < 0.01). این یافتهها نشان میدهد که به استثنای مقایسه میان دو گروه دارای اختلالات هیجانی، سایر گروهها از نظر توانایی بازشناسی هیجانات و همچنین متغیر کارکرد اجتماعی، تفاوتهای معنیداری با یکدیگر دارند. چنین نتایجی بیانگر آن است که کودکان بهنجار در مقایسه با همتایان دارای مشکلات هیجانی، عملکرد متفاوتتری در این حوزهها از خود نشان میدهند و احتمالاً از سطح بالاتری از یکپارچگی هیجانی-اجتماعی برخوردارند.
بحث و نتیجهگیری
یافتههای حاصل از بررسی سؤال پژوهش مبنی بر وجود تفاوت در بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی میان کودکان دارای برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و بهنجار، حاکی از آن است که در متغیر بازشناسی هیجانی، تفاوت معناداری بین گروههای مورد بررسی وجود دارد. نتایج نشان داد که کودکان دارای برونریزی هیجانی در مقایسه با کودکان دارای درونریزی هیجانی و بهنجار، نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی کسب کردهاند. این یافته با نتایج مطالعات کیس (2023) و آلن و کاسی (2017) همسو است که نشان دادهاند نوجوانان دارای مشکلات هیجانی در مقایسه با همتایان بهنجار، در شناسایی حالات چهرهای هیجان دچار تفاوتهای معناداری هستند.
این تفاوت را میتوان با توجه به شدت و بسامد ابراز هیجانی در کودکان برونریز تبیین کرد. چنین کودکانی به دلیل مواجهه مکرر با موقعیتهای هیجانی، بیش از سایرین در معرض محرکهای هیجانی چهرهای قرار دارند و در نتیجه، در تفسیر و تشخیص این محرکها، بهویژه هیجانهایی با جلوههای بصری مشخص نظیر شادی، عملکرد بهتری از خود نشان میدهند. این تحلیل با یافتههای ویکوفسکی و همکاران (2019) مطابقت دارد که گزارش کردند کودکان برونریز در بازشناسی هیجان خوشحالی واکنشهایی سریعتر و با خطای کمتر دارند. همچنین، باید توجه داشت که عوامل رشدی، شناختی و زیستی میتوانند عملکرد کودکان در بازشناسی هیجانی را تحت تأثیر قرار دهند. برای مثال، کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم به دلیل دشواری در پردازش اطلاعات بصری انتزاعی، ممکن است در درک حالات چهرهای هیجان دچار چالش باشند (لچیسو و همکاران، 2021). بهطور مشابه، در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیشفعالی یا اختلال زبان رشدی، وجود نارسایی در کارکردهای اجرایی و زبانی میتواند منجر به اختلال در تشخیص و پردازش احساسات شود. این تحلیل با مطالعات پیشین (افرانیان، هاشمیرازینی و رامشینی، 2018؛ کیم، سیدو و پکسمن، 2020؛ سوآرز و همکاران، 2019) همراستاست.
محدودیتهای شناختی در کودکان با درونریزی هیجانی نیز نقشی کلیدی در تبیین نتایج دارد. چنین کودکانی غالباً دارای آگاهی هیجانی پایینتری نسبت به دیگران هستند و همین امر میتواند تعاملات اجتماعی آنها را با اختلال مواجه کند (کیو و همکاران، 2015). این در حالی است که گروه بهنجار، به دلیل بهرهمندی از استراتژیهای مؤثر تنظیم هیجان، در حوزه عملکرد اجتماعی نمرات بالاتری کسب کردهاند؛ یافتهای که با نتایج مطالعه کوالتر و همکاران (2019) همسو است. افزون بر این، توسعه شناخت هیجانی در کودکان، تابعی از رشد ساختارهای عصبی، تجربیات ادراکی و تفاوتهای فردی است (پوئنیتز و رومن، 2020). بنابراین، حتی کودکان بهنجار نیز ممکن است تحت تأثیر عوامل موقعیتی یا بینفردی در بازشناسی هیجانی عملکرد متفاوتی از خود نشان دهند. از این منظر، لزوم مداخلات هدفمند برای تقویت هوش هیجانی در همه گروههای کودکان، از جمله بهنجار و درونریز، قابل تأکید است (وانگ و همکاران، 2019).
در ادامه، نتایج پژوهش نشان داد که گروههای دارای برونریزی و درونریزی هیجانی، در مقایسه با گروه بهنجار، عملکرد ضعیفتری در کارکردهای اجتماعی داشتند. این تفاوت را میتوان به اختلال در تنظیم هیجانی در این گروهها نسبت داد. بهعبارت دیگر، تنظیم هیجانی متعادل به عنوان عاملی کلیدی در تسهیل تعاملات اجتماعی سالم عمل میکند؛ یافتهای که با پژوهش آیزنبرگ[17] و همکاران (2010) همخوانی دارد. از سویی، یافتههای حاضر نشان داد که ابراز هیجانی بیشتر میتواند به بهبود مهارت بازشناسی هیجانی کمک کند، چنانکه در مطالعه مالح (2024) نیز اشاره شده است.
با این حال، برخی مطالعات نظیر مظهر و بیلی[18] (2024) به سوگیریهای سیستماتیک در بازشناسی هیجانات در کودکان اشاره کردهاند؛ بدین معنا که کودکان گاه در تشخیص صحیح احساسات با خطا مواجه میشوند، که این امر میتواند زمینهساز مشکلات اجتماعی شود. در همین راستا، پژوهشهای متعددی حاکی از آن هستند که کودکان با رفتارهای برونگرایانه مانند بیشفعالی یا مشکلات سلوک، اغلب در شناسایی هیجانات منفی نظیر ترس و غم دچار ضعف هستند (کوپر[19] و همکاران، 2020؛ آکلند،[20] 2023). این کودکان گاه هیجانات مبهم را نیز به اشتباه بهعنوان هیجانات منفی تفسیر میکنند که ممکن است به پرخاشگری واکنشی منجر شود.
افزون بر چهره، اختلال در پردازش هیجانات صوتی نیز در کودکان با برونریزی هیجانی مشاهده شده است (کروناکی[21] و همکاران، 2011 و 2015)، که بیانگر نقص فراگیرتر در درک نشانههای هیجانی است. از سوی دیگر، کودکان با رفتارهای درونگرایانه نظیر اضطراب و افسردگی، اگرچه در بازشناسی هیجانات منفی مانند ترس و غم عملکرد دقیقتری دارند (سزکلی[22] و همکاران، 2014؛ الیس[23] و همکاران، 1997)، اما همین حساسیت میتواند باعث تقویت چرخههای هیجانی منفی شود. همچنین، ضعف در بازشناسی هیجانات مثبت مانند شادی، ممکن است منجر به کاهش کیفیت تعاملات اجتماعی در این گروه شود. در مجموع، یافتهها تأکید میکنند که تنظیم هیجانی کارآمد، توانایی درک صحیح هیجانات خود و دیگران، و بهکارگیری مؤثر این اطلاعات در تعاملات اجتماعی، نقش محوری در سلامت اجتماعی-هیجانی کودکان ایفا میکند.
یافتۀ دیگر پژوهش حاضر از بررسی کارکرد اجتماعی میان سه گروه کودکان (بهنجار، دارای برونریزی هیجانی و دارای درونریزی هیجانی) حاصل شد، نشان داد که بین این سه گروه تفاوت معناداری از لحاظ کارکردهای اجتماعی وجود دارد. بهطور مشخص، کودکان بهنجار در مؤلفههای مختلف کارکرد اجتماعی همچون تعاملات بینفردی، همدلی، درک اهداف و نیتهای دیگران، و حل تعارضات، عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر نشان دادند.
این یافتهها با نتایج پژوهشهایی چون کن (2015) همراستا هستند که نشان داده است کودکان مبتلا به مشکلات هیجانی اغلب در تفسیر تعاملات اجتماعی دچار خطا میشوند. این ناتوانی در تفسیر صحیح، عمدتاً ناشی از اختلال در فرایندهای شناختی و پردازش اطلاعات عاطفی است. بهویژه کودکان دارای درونریزی هیجانی، بهدلیل ضعف در تشخیص حالات ذهنی و نیتهای دیگران، تفسیرهای کلینگر و نادقیقی از موقعیتهای اجتماعی ارائه میدهند که منجر به الگوهای ارتباطی ناکارآمد میشود. کن (2015) تأکید میکند که نارسایی در تفسیر اطلاعات هیجانی در کودکان دارای درونریزی میتواند به نقصهای جدی در عملکرد اجتماعی آنها بینجامد. یافتههای این پژوهش نیز بر همین نکته تأکید دارند: از سوی دیگر توانایی صرف در بازشناسی حالات هیجانی کافی نیست، بلکه برای کارکرد اجتماعی مؤثر، کاربرد صحیح این اطلاعات در تعاملات اجتماعی لازم است. به نظر میرسد در پژوهش ما کودکان گروه برونریزی هیجانی، بهدلیل حساسیت بیشتر به هیجانات، در بازشناسی هیجانهای دیگران نسبت به دو گروه دیگر نمرات بالاتری کسب کردهاند؛ ولی این توانمندی در بازشناسی هیجانها به عملکرد اجتماعی بهتر آنها منجر نشده بود . ظاهراً نارسایی در تفسیر، علت کارکرد اجتماعی پایینتر آنها به شمار میرود و مهارت بهتر کودکان دارای برون ریزی هیجانی در بازشناسی هیجانی را شاید بتوان به تجربه هیجانی گسترده آنها نسبت داد. موردی که باعث افزایش حساسیت نسبت به نشانههای عاطفی در آنها شده است و در نظریههای شناخت عاطفی نظیر نظریه ایزارد[24] (2001) نیز به آن اشاره میشود.
علاوه بر این، نتایج پژوهش با مطالعات دنهام[25] و همکاران (2012) همخوانی دارد و نشان میدهد که نوع تنظیم هیجانی نقش مهمی در رشد مهارتهای اجتماعی دارد. همچنین یافتهها تأکید میکنند که عملکرد اجتماعی برتر گروه بهنجار را میتوان به بازشناسی هیجانی مؤثر نسبت داد (مالح،[26] 2024). در مقابل، دروننگری هیجانی با کاهش عملکرد اجتماعی مرتبط بوده و نشاندهنده تأثیر منفی احتمالی هیجانات درونی بر تعاملات اجتماعی است (ایتون[27] و همکاران، 2024).
از سوی دیگر، اگرچه بروز هیجانات در گروه برونریزی ممکن است در برخی موارد به بهبود بازشناسی هیجان بینجامد، اما در عین حال میتواند منجر به سوءتعبیرهای اجتماعی یا ایجاد تعارض در روابط بینفردی شود. این امر پیچیدگی تعاملات هیجانی در بسترهای اجتماعی را برجسته میسازد. کودکان دارای رفتارهای برونسازی، درونسازی و کودکان نرمال از نظر عملکرد اجتماعی تفاوتهای معناداری نشان میدهند. این تفاوتها تحت تأثیر عوامل مختلفی چون سبکهای فرزندپروری، تنظیم هیجانی، و تعامل با همسالان قرار دارند. رفتارهای برونسازی مانند پرخاشگری و تکانشگری، که معمولاً در اختلالاتی چون ADHD و اختلال سلوک مشاهده میشوند، منجر به طرد اجتماعی و کاهش شایستگی اجتماعی میگردند (آسارنو،[28] 1988؛ گرازیانو[29] و همکاران، 2011). این کودکان اغلب واکنشهای منفی بیشتری از سوی دیگران دریافت میکنند که خود به تشدید مشکلات اجتماعی میانجامد (رایت و زکریسکی،[30] 2003).
در مقابل، رفتارهای درونسازی از قبیل اضطراب و افسردگی معمولاً با کنارهگیری اجتماعی همراهاند و به کاهش پذیرش همسالان و افزایش انزوای اجتماعی منجر میشوند (آیزنبرگ و همکاران، 2001؛ هینشاو و همکاران، 1992). این کودکان همچنین بیشتر در معرض قربانی شدن در موقعیتهای اجتماعی هستند (لیر و کوت،[31] 2010). در مقابل، کودکان با رفتارهای نرمال معمولاً از مهارتهای اجتماعی بالاتری برخوردارند و روابط مثبتتری با همسالان خود برقرار میکنند (آیزرت و همکاران، 1988؛ روبین[32] و همکاران، 1993). در عین حال، کودکانی که همزمان دچار رفتارهای درونسازی و برونسازی هستند، بیشترین اختلالات اجتماعی را تجربه میکنند و نیازمند مداخلات تخصصی و چندوجهیاند (آکینگ،[33] 2022؛ ورگونست[34] و همکاران، 2023). عوامل محیطی مانند سبک فرزندپروری سختگیرانه یا قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی نیز میتوانند به تشدید این مشکلات کمک کرده و تعاملات اجتماعی را تضعیف کنند (راسکو،[35] 2022؛ زارلینگ[36] و همکاران، 2013). بنابراین، تدوین و اجرای مداخلات مبتنی بر شناخت و رفتار، متناسب با نوع مشکل هیجانی، میتواند نقشی مؤثر در ارتقای شایستگی اجتماعی ایفا کند (ورسی،[37] 1995).
در جمعبندی، یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که عملکرد اجتماعی برتر در گروه بهنجار، ناشی از تعادل در ابراز هیجانات و توانایی پردازش و بهکارگیری صحیح اطلاعات عاطفی است. در مقابل، گروههای دارای درونریزی و برونریزی هیجانی، با وجود برخورداری از برخی توانمندیها در بازشناسی هیجان، در تعاملات اجتماعی و تفسیر نیتهای دیگران با کاستیهایی مواجهاند. بر این اساس، یکپارچگی میان شناخت هیجانی و رفتار اجتماعی، نقشی اساسی در ارتقای مهارتهای بینفردی ایفا میکند. در نهایت، تعادل در تنظیم هیجانی نهتنها شرطی ضروری برای تعاملات اجتماعی مؤثر، بلکه عاملی کلیدی در تأمین سلامت روانی و اجتماعی کودکان بهشمار میرود.
این پژوهش نیز همانند سایر مطالعات از محدودیتهایی برخوردار بوده است. استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و تمرکز بر دانشآموزان پایه ششم در منطقهای خاص (فردیس کرج) موجب کاهش قابلیت تعمیم نتایج به سایر گروههای سنی و مناطق جغرافیایی میشود. همچنین، بهرهگیری از ابزارهای خودگزارشی و پرسشنامهای میتواند تحت تأثیر سوگیری پاسخدهندگان قرار گیرد. محدود بودن دادهها به مقطع زمانی مشخص نیز امکان بررسی تغییرات طولی در بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی را محدود کرده است. از این رو، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی از نمونههای گستردهتر و متنوعتر و روشهای ترکیبی (کمّی و کیفی) بهره گرفته شود تا درک عمیقتری از فرآیندهای هیجانی و اجتماعی کودکان حاصل گردد.
ملاحظات اخلاقی
محرمانه بودن اطلاعات شرکتکنندگان، جلب رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان، ارائه اطلاعات کامل در مورد پژوهش، رعایت حریم خصوصی داوطلبان و دقت در استناددهی از اصول اخلاقی حاکم بر این پژوهش بوده است .
تعارض منافع
هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.
حامی مالی
نویسندگان اذعان میکنند که هیچگونه حمایت مالی برای تمام مراحل مطالعه، نگارش و انتشار مقاله دریافت نکردهاند.
تشکر و قدردانی
از کلیه پرسنل و دانشآموزان مدارس استان البرز شهرستان فردیس که با همکاری در پژوهش در امر جمعآوری دادهها به من کمک کردند تشکر و قدردانی میکنم.
[1]. Pandina
[2]. Willner & Kopp
[3]. Anxiety
[4]. Depression
[5]. Ogundele
[6]. Spielberger
[7]. Arslan
[8]. Babicka
[9]. Nuske
[10]. West
[11]. Baker & Blacher
[12]. Mazhar & Bailey
[13]. Eaton
[14]. Locke
[15] . CBCL
[16]. Scheffé
[17]. Eisenberg
[18]. Mazhar & Bailey
[19]. Cooper
[20]. Acland
[21]. Chronaki
[22]. Szekely
[23]. Ellis
[24]. Izard
[25]. Denham
[26]. Mallah
[27]. Eaton
[28]. Asarnow
[29]. Graziano
[30]. Wright & Zakriski
[31]. Lier & Koot
[32]. Rubin
[33]. Ah-King
[34]. Vergunst
[35]. Roscoe
[36]. Zarling
[37]. Versi