نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی و آموزش افراد با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 کارشناس ارشد مشاوره خانواده، گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، گیلان، ایران
4 کارشناس پرستاری، گروه پرستاری مامایی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
5 کارشناسی پرستاری، گروه پرستاری مامایی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: In the contemporary era, suicide is recognized as one of the most serious social problems, resulting in the death of a significant number of individuals who attempt it each year. Consequently, identifying the factors contributing to suicidal ideation is of paramount importance. The aim of the present study was to test a model of suicidal thoughts in students based on early emotional abuse and dark personality traits, with anger rumination serving as a mediating variable.
Method: This study was applied in terms of purpose and employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling. The statistical population comprised all male and female students at Mohaghegh Ardabili University during the 2023–2024 academic year, from which a convenience sample of 305 participants was selected. Data were collected using the Suicidal Ideation Scale (Beck et al., 1979), the Anger Rumination Scale (Sukhodolsky et al., 2001), the Early Trauma Inventory (Bernstein et al., 2003), and the Dark Triad Dirty Dozen scale (Jonason & Webster, 2010). Descriptive statistics (mean and standard deviation) were used to summarize the findings. Inferential analyses, including Pearson correlation tests and structural equation modeling, were conducted using SPSS-27 and AMOS-24 software.
Results: The results indicated that the proposed research model demonstrated a good fit with the data. Early emotional abuse had a significant direct effect (p < 0.01) and a significant indirect effect (p < 0.05) on suicidal thoughts, with the indirect effect being mediated by anger rumination. Additionally, dark personality traits exhibited a significant direct effect on suicidal thoughts (p < 0.01).
Conclusion: These findings can inform the design of educational and therapeutic interventions aimed at preventing suicidal thoughts and attempts by targeting early emotional experiences, maladaptive personality traits, and ruminative cognitive styles.
کلیدواژهها English
مقدمه
در عصر حاضر خودکشی[1] بهعنوان یکی از جدیترین مشکلات و معضلات اجتماعی شناخته میشود که هر ساله بخش اعظمی از اقدام کنندگان به آن را به کام مرگ میکشاند (سربند و علی گوهری، 1403)، بهشکلی که گزارشهای سازمان جهانی بهداشت (2021) اعلام نمودهاند سالیانه بیش از 700 هزار نفر به دلیل خودکشی جان خود را از دست میدهند. خودکشی را رفتار آگاهانه، عمدی و داوطلبانهی آسیب رساندن به خود با هدف پایان دادن به زندگی تعریف کردهاند (سان، بان و لیو[2]، 2024)، که به دلیل ماهیت پیچیده و چند وجهی آن، رفتارهای مرتبط با این مسئله در سه خرده رفتار طبقهبندی شده است: اندیشیدن یا فکر کردن به خودکشی[3]، اقدام به خودکشی و خودکشی کامل یا موفق (هوکسترا[4]، 2020). اقدام به خودکشی به عملی اطلاق میشود که در آن فرد عمداً تلاش میکند به زندگی خود پایان دهد، اما این اقدام منجر به مرگ نمیشود. در مقابل، خودکشی کامل عملی است که منجر به مرگ فرد میشود. افکار خودکشی نیز بیانگر خیالپردازی، فکر کردن یا برنامهریزی برای خودکشی و بیان شفاهی یا کتبی آن توسط فردی است که هنوز اقدام مشخصی انجام نداده است اما این افکار میتوانند طیفی از ایدههای مبهم در مورد امکان پایان دادن به زندگی و تفکر زودگذر تا احتمال خودکشی کامل را در برگیرد (لارج، کوردروی و مک هیو[5]، 2021)، که به دلیل حساسیت این افکار، آنها را در میان دیگر کنشهای مرتبط با خودکشی بهصورت ویژهای مورد بررسی قرار میدهند زیرا آنها را پیشبینی کننده مستقیم اقدام به خودکشی میدانند (سربند و علی گوهری، 1403). پژوهشهای صورت گرفته در همین زمینه نیز نشان میدهند احتمال اقدام به خودکشی در افرادی که دارای افکار خودکشی هستند چهار برابر بیشتر از سایرین است (بایدن و تادئو[6]، 2020).
معضل افکار خودکشی و گستردگی آن در بین اقشار مختلف مردم مستلزم انجام پژوهشهای بیشتر است اما با اینحال، دانشجویان به دلیل چالشهایی که در زندگی روزمره خود با آن مواجه هستند، نسبت به خودکشی بهعنوان یک گروه آسیبپذیر و دارای ریسک خطر بالاتر شناخته میشوند (احمدبوکانی، قمری، کیانی و رضایی شریف، 1400؛ بلک و همکاران[7]، 2023)، همین امر نیز ضرورت بررسی بیشتر این افکار در گروههای دانشجویان را به اثبات میرساند. مطالعات صورت گرفته در این مورد نیز بهطور مداوم بر شیوع قابل توجه خودکشی و کنشهای مرتبط با آن در بین دانشجویان تأکید کردهاند و آنرا دومین عامل مرگومیر در این جمعیت دانستهاند (جی و همکاران[8]، 2020). پیرامون همین مسئله سیمیو، اودهیامبو و نیابوتو[9] (2024) در طی پژوهشی که بر روی 1477 نفر از دانشجویان کشور کنیا انجام دادند، این گونه نتیجه گرفتند که افکار خودکشی در بین دانشجویان دارای نرخ شیوع 24 درصدی میباشد. در ایران نیز حشمتی، خاکپور، کوثری، محمدی و زنوزیان (1398) طی پژوهش خویش به این نتیجه دست یافتند که افکار و ایدهپردازی خودکشی در بین دانشجویان ایرانی دارای نرخ شیوع بیش از 6 درصدی است.
با در نظر گرفتن شیوع و گستردگی قابل توجه افکار خودکشی در بین دانشجویان و نیز اهمیت این موضوع که مطالعه و بررسی عمیقتر افکار خودکشی موجب پیشگیری از وقوع اقدام به خودکشی میشود، پرداختن به این مسئله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آن از اهمیت و ارزش بسزایی برخوردار است. خودکشی را پدیدهای پیچیده و چندوجهی تلقی میکنند که از تأثیر متقابل عوامل متنوع ژنتیکی، ویژگیهای فردی[10]، تنشهای خانوادگی[11] و فشارهای اجتماعی و فرهنگی[12] ایجاد میشود. یکی از مهمترین دلایل بروز افکار خودکشی را تجربیات آسیبزای اولیه در دوران کودکی در نظر گرفتهاند (فرنیا و رحیمیان بوگر، 1403؛ یائو و همکاران[13]، 2023؛ جانیری و همکاران[14]، 2023)، زیرا در ادبیات روانشناسی، دوران کودکی دارای اهمیت بسیار زیادی است تـا جایی که ریشه اصلی اختلالهای روانشناختی و مشکلات رفتاری مختلف را دوران کـودکی میدانند (دستری، بریرلی، آلبرتلا، جوبسون و فونتنله[15]، 2021).
دوران کودکی شامل تجربیات مثبت و منفی مختلفی است که هر کدام میتواند بر مسیر زندگی کودک در آینده اثرگذار باشد. اما با این حال، تجارب آزارنده کودکی اهمیت بسزایی دارند. تجارب آسیبزای کودکی یا آزاردیدگی هیجانی اولیه[16] بیانگر هر نوع رویداد آزارنده در دوران کودکی بهویژه از طرف والدین و مراقبین است که یکپارچگی و انسجام روانشناختی کودک را تهدید کرده و میتواند آسیبهای جدی جسمانی، عاطفی و روانشناختی را در فرد ایجاد نماید (مککی و همکاران[17]، 2021). صدمات جسمانی و عاطفی، سوءاستفاده و آزار جنسی و اهمالکاری یا غفلت عاطفی و جسمانی از جمله مهمترین تجارب آسیبزای اولیّه به شمار میآیند (براون، وورل و پاریانت[18]، 2021). افزایش خطر احتمال بروز افکار خودکشی در دوران بزرگسالی بهعنوان یکی از پیامدهای آزاردیدگی هیجانی اولیه شناخته میشود. بهنحویکه، ارتباط جدی بین این قبیل تجربیات و افزایش خطر بروز افکار و اقدام خودکشی دیده میشود (ابراهیمی، غضنفری، مشهدی زاده و رحیمی، 1402). در همین مورد جانیری و همکاران (2023)، طی مطالعات خود اینگونه نتیجهگیری نمودند که قرار گرفتن در معرض آسیبهای مختلف در دوران کودکی مخصوصاً آسیب و سوءاستفاده عاطفی منجر به افزایش احتمال بروز افکار خودکشی در جوانان میشود.
علاوه بر آزاردیدگی هیجانی اولیه، مطالعات متعدد به نقش ویژگیهای شخصیتی مختلف مخصوصاً ویژگیهای تاریک شخصیت[19] در بروز افکار خودکشی اشاره داشتهاند (هاروپ و همکاران[20]، 2017؛ ویلسون، ون دورن و دای[21]، 2023). طی سالیان اخیر چارچوبهای نظری متعددی برای شناسایی شخصیت و الگوهای مختلف آن معرفی شدهاند که هر بینشهای سازمانیافتهای را ارائه نمودهاند اما بسیاری از این مطالعات در بررسی الگوهای رفتاری انسانها بر ویژگیهای شخصیتی مثبت متمرکز شدهاند با اینحال، وابستگی صرف به این چارچوب ناکافی بوده و شکاف جدی را به وجود آورده است، زیرا مطالعات اخیر نشان میدهند که بخش قابل توجهی از رفتارهای انسانها ناشی از ویژگیهای شخصیتی تاریک آنهاست (جوناسون و زیگلر هیل[22]، 2018).
مفهوم «هسته تاریک شخصیت» نخستین بار توسط پائولوس و ویلیامز [23] (2002) معرفی شد. این ساختار شامل سه ویژگی کلیدی خودشیفتگی[24]، ضداجتماعی[25] و ماکیاولیسم[26] است که تمایل به خشونت و پرخاشگری، سوءاستفاده از دیگران و فریبکاری از مهمترین مشخصههای رفتاری آنها هستند (توران، آدام، کایا و یلدریم[27]، 2024). تکبر و خودبزرگبینی، گرایش به تسلط بر دیگران و سوءاستفاده از آنها از مهمترین الگوهای رفتاری شخصیتهای خودشیفته است. از سوی دیگر، صفت ماکیاولیسم نیز با نگرش منفی نسبت به ماهیت انسان و روابط بین فردی و نیز عدم صمیمیت همراه است. در نهایت، تکانشگری، فقدان احساس گناه و همدلی و بیتوجهی به هنجارها و قوانین اجتماعی از مهمترین ویژگیهای جامعهستیزی میباشد (کورتیس، کوریا و دیویس[28]، 2023). پژوهشگران معتقدند این الگوی سهگانه ویژگیهای تاریک شخصیت همچون سایر صفات شخصیتی تأثیرات متنوعی را برای فرد بههمراه داشته و با مشکلات متنوعی مخصوصاً در روابط بین فردی مرتبط هستند (عطادخت، نوری لاسکی، نبی پور و زارعی نوروزی، 1403). همانگونه که طی نتایج پژوهشهای بخشیپور رودسری و فقیه (1402) که بر روی 200 نفر از افراد 18 تا 40 شهر تبریز انجام شده بود نشان داده شد که ویژگیهای شخصیتی تاریک و سهگانه آن اثرات ویژهای را بر بروز افکار خودکشی دارند.
از سوی دیگر اگرچه ارتباط بین آزاردیدگی هیجانی اولیه (ابراهیمی و همکاران، 1402؛ فرنیا و رحیمیان بوگر، 1403) و ویژگیهای تاریک شخصیتی (بخشیپور رودسری و فقیه، 1402؛ ویلسون و همکاران[29]، 2023) با افکار خودکشی مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما با اینحال توجه اندکی به عوامل واسطهای شده است، که همین مسئله موجب ایجاد شکافهای تحقیقاتی جدی شده است. یکی از عواملی که بهدلیل اثرپذیری از آزاردیدگی هیجانی اولیه (ژو، چن و ژیا[30]، 2020؛ یو و همکاران[31]، 2024)، و ویژگیهای تاریک شخصیت (یانگ و همکاران[32]، 2019؛ ندلکوویچ، دینیک و توکاوویچ[33]، 2023)، و نیز اثرگذاری آن بر افکار خودکشی (لین و همکاران[34]، 2022؛ بورک و کاپرون[35]، 2025)، نقش واسطهای آن میبایست بیشتر مورد توجه قرار گیرد، مفهوم نشخوارگری خشم[36] است. این الگوی تفکر بهعنوان یکی از اصلیترین نشخوارهای فکری، بیانگر فرآیند شناختی غیرارادی، منفی و تکرارشوندهای است که در زمان تجربه خشم ظاهر شده و منجر به تکرار ذهنی مداوم افکار، احساسات و علل و پیامدهای خشم میشود (سوخودولسکی، گولوب و کروم ول[37]، 2001).
افرادی که درگیر نشخوار خشم میشوند، بهطور مکرر خشم را در ذهن خود تجربه کرده و اغلب با جزئیات و فانتزیهای انتقامجویانه آنرا مرور میکنند. این قبیل تمرکز و درگیریهای ذهنی عمدتاً به دنبال بروز یک عامل تحریککننده خشم ایجاد شده و از طریق بروز مداوم افکار و احساسات پرخاشگرانه و نیز حالت دائمی برانگیختگی منجر به تحلیل شناختی در فرد میشود؛ وضعیتی که اغلب منجر به تکرار بیشتر نشخوارهای خشم شده (لین و همکاران، 2022) و در طولانی مدت نیز میتواند زمینه بروز مشکلات جدیتر را فراهم سازد. در همین مورد پژوهشهای بورک و کاپرون (2025) نیز نشان داد که نشخوارهای خشم از طریق ایجاد ناتوانی در کنترل افکار با بروز افکار و ایدهپردازیهای خودکشی مرتبط هستند.
به طور کلی افکار خودکشی حالتی است که طی آن فرد برای آسیب رساندن به خود فکر کرده و برنامهریزی نموده است. این قبیل افکار را مقدمه و سرآغاز اقدام به خودکشی میدانند، بنابراین بررسی بیشتر این مفهوم موجب شناسایی عوامل مؤثر و مرتبط با این پدیده شده و در نهایت موجب پیشگیری از اقدام به خودکشی میگردد. از سوی دیگر، پراکندگی قابل توجه این قبیل افکار آسیبزا در دانشجویان و ترکیب آنها با فشارهای دوران دانشجویی، آسیبپذیری این قشر را برابر اقدام به خودکشی دو چندان میسازد. به همین سبب، بررسی بیشتر این افکار در دانشجویان ضرورت ویژهای دارد. در بررسیهای انجام شده در این زمینه عوامل خطر بسیاری را در بروز افکار خودکشی معرفی نمودهاند، عواملی که هرکدام سهمی از تبیین آن دارند اما با توجه به فقدان پژوهشهای کافی در بررسی متغیرهای این پژوهش در قالب یک مدل منسجم با نقش میانجیگرانه نشخوار خشم؛ تحقیق حاضر با هدف آزمون مدل افکار خودکشی دانشجویان براساس آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت: نقش میانجی نشخوارگری خشم مطابق با شکل 1 انجام شد.
|
آزاردیدگی اولیه |
|
تاریک شخصیت |
|
نشخوار خشم |
|
افکار خودکشی |
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روش
پژوهش حاضر از منظر هدف پژوهشی، کاربردی و از منظر روش انجام نیز توصیفیهمبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه هدف این تحقیق را تمام دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل میدادند. در برخی از مطالعات حجم نمونه مناسب برای پژوهشهای معادلات ساختاری را حداقل 200 نفر و در برخی دیگر از مطالعات بهازای هر پارامتر حداقل 5 و در حالت مطلوب 20 نفر در نظر گرفتهاند (لوین[38]، 2011)، اما باتوجه به احتمال وجود پرسشنامههای مخدوش و بهمنظور افزایش شانس تعمیمپذیری یافتههای احتمالی، 312 نفر از دانشجویان بهصورت در دسترس برگزیده شدند که پس از حذف 7 پرسشنامه غیرمعتبر، تعداد نمونه اصلی به 305 نفر کاهش یافت. فرآیند جمعآوری دادهها به این صورت بود که ابتدا پرسشنامههای مربوطه در گوگل فرم تدوین شد، سپس از طریق حضور در کلاسهای دانشگاه، کتابخانه مرکزی و سلف دانشگاه با دانشجویان ارتباط گرفته شد. در ادامه و پس از کسب ارائه توضیحات لازم و روند و اهداف پژوهش و با کسب رضایت از آنها، لینک پرسشنامه (از طریق شبکههای اجتماعی تلگرام و ایتا) در اختیار آنها قرار گرفت تا نسبت به تکمیل آن اقدام نمایند. ملاکهای ورود به پژوهش دانشجوی دانشگاه محقق اردبیلی، رضایت و تمایل به حضور در پژوهش و دسترسی به فضای مجازی (و شبکههای اجتماعی مجازی تلگرام و ایتا) و ملاک خروج از پژوهش نیز تکمیل بیاعتبار پرسشنامه (عدم توجه دقیق به سؤالات و انتخاب یک پاسخ برای تمام سؤالات) بود. در این پژوهش امکان دسترسی به نتایج پرسشنامه برای داوطلبان، رعایت اصل رازداری و امانتداری بهعنوان اصول اخلاقی پژوهش مدنظر پژوهشگران قرار داشت. در نهایت و پس از دستیابی به نمونه مورد نیاز، اطلاعات جمعآوری شده در دو سطح توصیفی: میانگین، انحراف استاندارد و استنباطی: آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری به کمک نرمافزارهای SPSS-27 و AMOS-24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
ابزارهای پژوهش
الف) آزاردیدگی هیجانی اولیه (CTQ[39]): برنستاین و همکاران[40] (2003) ابزار سنجش ترومای دوران کودکی را تدوین نمودند. این پرسشنامه دارای 28 عبارت بوده و تجارب آسیبزای کودکی را بر مبنای پنج مؤلفه آزار و اذیت عاطفی[41] (سؤالات 25، 18، 14، 8 و 3)، اذیت جنسی[42] (سؤالات 27، 24، 23، 21 و 20)، آزار جسمانی[43] (سؤالات 17، 15، 12، 11 و 9)، غفلت جسمانی[44] (سؤالات 26، 6، 4، 2 و 1) و غفلت عاطفی[45] (سؤالات 28، 19، 13، 7 و 5) مورد سنجش قرار میدهد. گویههای 22، 16 و 10 متعلق به هیچ خرده مقیاسی نبوده و برای افرادی بهکار میرود که قصد انکار تجارب خود را دارند. نمرهگذاری این پرسشنامه بر مبنای یک طیف لیکرتی پنج درجهای از هرگز (1) تا همیشه (5) انجام میگیرد. برنستاین و همکاران (2003) پایایی این ابزار را به شیوه بازآزمایی و همسانی درونی بررسی و در سطح بین 79/0 تا 94/0 مطلوب گزارش نمودند. بهعلاوه روایی همزمان آن نیز با درجهبندی درمانگران از میزان وقایع آسیبزای کودکی، بین 59/0 تا 78/0 گزارش شد. در ایران نیز ابراهیمی، دژکام و ثقه السلام (1392) ضمن ترجمه و هنجاریابی این پرسشنامه روایی آن را مطلوب و پایایی آن را نیز به روش همسانی درونی بین 81/0 تا 98/0 گزارش نمودند. همچنین میردریکوند (1402) نیز آلفای کرونباخ این پرسشنامه را 89/0 گزارش نمود. در این مطالعه نیز پایایی این ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و برای کل پرسشنامه 94/0 برای مؤلفههای ذکر شده به ترتیب در سطح 87/0؛ 88/0؛ 91/0؛ 77/0 و 85/0 گزارش شد.
ب) افکار خودکشی بک (BSSI[46]): بک، کووکس و ویسمن [47]در سال 1979 مقیاس افکار خودکشی را تدوین نمودند. این مقیاس نگرش، برنامهریزی و تمایل افراد نسبت به خودکشی را در 19 گویه و 3 مؤلفه اصلی گرایش ناخودآگاه به خودکشی[48] (5 گویه)، آمادگی و برنامهریزی برای خودکشی[49] (7 گویه)، و گرایش واقعی به خودکشی[50] (4 گویه) میسنجد. نمرهگذاری این مقیاس بر مبنای یک طیف سه نقطهای انجام میگیرد، بدین صورت که برای هر گویه سه پاسخ صفر (کمترین)، یک (متوسط) و دو (شدیدترین) وجود دارد. کمترین نمره در این مقیاس برابر با صفر و بیشترین نمره نیز برابر با 38 میباشد. دوچر و دالری[51] (2004) برای بررسی روایی همزمان این مقیاس، همبستگی آنرا با مؤلفهی خطر خودکشی در پرسشنامه درجهبندی افسردگی همیلتون (HDRS)[52] بررسی نموده و در سطح 60/0 مطلوب گزارش نمودند، همچنین در پژوهش ایشان اعتبار این مقیاس نیز از طریق روش همسانی درونی بررسی و ضریب آلفای کرونباخ 89/0 بهدست آمد. بهعلاوه در مطالعات کلیم و همکاران[53] (2017) روایی واگرایی این مقیاس با رضایت از زندگی[54] 27/0- و روایی همگرایی آن با سیاهه افسردگی بک[55] 36/0 محاسبه شد. بهعلاوه، آلفای کرونباخ این مقیاس در آزمودنیهای عمومی 97/0 و در بین آزمودنیهای در معرض خطر 94/0 بهدست آمد (به نقل از بشرپور و احمدی، 1402). این مقیاس در ایران توسط انیسی، فتحی آشتیانی، سلطانی نژاد و امیری (1384) بر روی جامعه سربازان بررسی و هنجاریابی شد. در آن مطالعه روایی همزمان با سیاههی افسردگی بک 76/0 و پایایی آن نیز 95/0 بهدست آمد. در این مطالعه نیز آلفای کرونباخ این مقیاس 89/0 به دست آمد.
ج) نشخوار خشم (ARS)[56] مقیاس نشخوارگری خشم سوخودولسکی و همکاران (2001) تمایل به مرور ذهنی موقعیتهای خشونت برانگیز گذشته و تفکر مداوم نسبت به آنرا در 19 گویه و 4 مؤلفه شناخت علل خشم[57]، خاطرات مربوط به موقعیتهای خشونتآمیز[58]، افکار انتقامجویانه[59] و پسفکرهای خشم[60] مورد سنجش قرار میدهد. نمرهگذاری این ابزار براساس طیف لیکرتی 4 درجهای از خیلی کم (نمره 1) تا خیلی زیاد (نمره 4) صورت میپذیرد. در پژوهش سوخودولسکی و همکاران (2001) روایی سازه این ابزار بررسی و مورد تأیید قرار گرفت، همچنین اعتبار آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و برای مؤلفههای پسفکرهای خشم، افکار انتقامجویانه، خاطرات مربوط به موقعیتهای خشونتآمیز، شناخت علل خشم بهترتیب 86/0، 72/0، 85/0 و 75/0 محاسبه شد. در ایران نیز این ابزار توسط بشارت و محمدمهر (1388) بر روی 384 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران هنجاریابی شد، در مطالعه آنها روایی محتوایی ابزار توسط ده نفر از اساتید بررسی و مورد تأیید قرار گرفت و اعتبار آن نیز بهروش همسانی درونی برای خرده مقیاسهای نامبرده شده بهترتیب 89/0، 83/0، 87/0 و 78/0 و برای کل مقیاس 95/0 محاسبه شد. در این تحقیق نیز آلفای کرونباخ این مقیاس در سطح 83/0 بهدست آمد.
د) ویژگیهای تاریک شخصیت (SD-3[61]): پرسشنامه ویژگیهای تاریک شخصیت توسط جوناسون و وبستر[62] (2010) برای سنجش سه ویژگی شخصیت ماکیاولیسم (گویههای 1 تا 4)، خودشیفتگی (گویههای 9 تا 12) و ضداجتماعی (گویههای 5 تا 8) تدوین گشت. این پرسشنامه دارای 12 عبارت بوده و در یک طیف 7 درجهای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (7) نمرهگذاری میشود. جانسون و وبستر (2010) پایایی این پرسشنامه را از طریق ضریب همسانی درونی بین 76/0 تا 87/0 گزارش نمودند. همچنین چزارنا، جانسون، دوفنر و کوسواسکا[63] (2016) پایایی درونی این پرسشنامه را برای مؤلفه ماکیاولیسم 83/0، روانپریشی 64/0 و خودشیفتگی 81/0 محاسبه نمودند. در پژوهش دراگوستینو و موتوس[64] (2023) روایی همگرا بین این پرسشنامه و پرسشنامه دوجین کثیف[65] (DD) برای خرده مقیاس های ماکیاولیسم، خودشیفتگی و ضداجتماعی به ترتیب 77/0؛ 63/0 و 64/0 بهدست آمد. در ایران نیز یوسفی و پیری (1395) ضمن ترجمه و هنجاریابی، برای ارزیابی روایی ملاکی این پرسشنامه از مقیاس جامعهستیزی پرسشنامه چندوجهی مینهسوتا[66] (MMPI) و پرسشنامه ماکیاولیسم ماجا (2009) استفاده کردند که همبستگی بین این ابزارها به ترتیب 42/0 و 55/0 بهدست آمد. پایایی این پرسشنامه برای عامل خودشیفتگی: 77/0، ماکیاولیسم: 72/0، ضداجتماعی: 68/0 و برای کل پرسشنامه: 76/0 گزارش نمودند. در این پژوهش نیز پایایی این ابزار برای کل پرسشنامه برابر با 84/0 و برای مؤلفههای ذکر شده بهترتیب 87/0، 84/0 و 79/0 محاسبه شد.
یافتهها
در این پژوهش تعداد 305 نفر از دانشجویان شرکت داشتند که از بین آنها 248 نفر معادل 81 درصد را دانشجویان دختر و 57 نفر معادل 19 درصد را دانشجویان پسر تشکیل میدادند. علاوهبر آن از میان نمونه مورد مطالعه 167 نفر معادل 55 درصد دانشجویان مقطع کارشناسی؛ 106 نفر معادل 35 درصد را دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و 30 نفر معادل 7 درصد را دانشجویان مقطع دکتری تشکیل میدادند. در ادامه و در جدول 1 اطلاعات توصیفی مربوط به متغیرهای مطالعه از جمله میانگین، انحراف معیار، ضرایب کجی[67] و کشیدگی[68] و علاوه بر آن ضرایب همبستگی گزارش شده است.
جدول 1. جدول توصیفی و ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
کمترین |
بیشترین |
میانگین |
انحراف استاندارد |
کجی |
کشیدگی |
1 |
2 |
3 |
4 |
|
1. افکار خودکشی |
0 |
28 |
7/7 |
4/3 |
8/0 |
6/1 |
1 |
|
|
|
|
2. آزاردیدگی هیجانی اولیه |
30 |
118 |
6/51 |
5/15 |
9/0 |
3/0 |
⃰ ⃰ 56/0 |
1 |
|
|
|
3. ویژگیهای تاریک شخصیت |
12 |
62 |
6/35 |
9/8 |
3/0 |
2/0- |
⃰ ⃰ 37/0 |
⃰ ⃰ 29/0 |
1 |
|
|
4. نشخوار خشم |
19 |
95 |
4/61 |
6/17 |
2/0- |
8/0- |
⃰ ⃰ 54/0 |
⃰ ⃰ 52/0 |
⃰ ⃰ 42/0 |
1 |
** p ≤0/01
براساس یافتههای گزارش شده در جدول 1 ضرایب کجی و کشیدگی در محدوده بین 2- الی 2+ میباشد که نشانگر نرمال بودن توزیع دادهها است (لوین، 2011). بهعلاوه نتایج موجود در جدول نشان میدهد که بین آزاردیدگی هیجانی اولیه (01/0 > P، 56/0= r)؛ ویژگیهای تاریک شخصیت (01/0> P، 37/0 = r) و نشخوار خشم (01/0 > P، 54/0 = r) با افکار خودکشی همبستگی قابل توجهی وجود دارد که براساس این نتایج انجام معادلات ساختاری بلامانع است.
پیش از انجام مدلسازی معادلات ساختاری، مفروضههای زیربنایی آن بررسی شد. عدم وجود دادههای مفقود و پرت بررسی و تأیید شد. دادههای پرت از طریق فاصله ماهالانوبیس[69] در نرمافزار ایموس نیز بررسی شد، با توجه به این که نمره p1 نمونه از 05/0 بزرگتر و نمره p2 آنها نیز از 1/0 بزرگتر محاسبه شده بود، بنابراین عدم وجود دادههای پرت چند متغیری از این طریق نیز تأیید شد (کلاین[70]، 2016). همچنین نرمال بودن توزیع نمونه نیز از طریق ضرایب کجی و کشیدگی بررسی و تأیید شد. برای بررسی عدم همخطی چندگانه از شاخصهای تولرانس[71] و عامل تورم واریانس (VIF)[72] استفاده شد. حد مناسب برای تولرانس بین صفر تا یک و برای تورم واریانس کمتر از دو میباشد (لوین، 2011). آماره تولرانس کمتر از 8/0 و عامل تورم واریانس کمتر از 4/1 به دست آمد. با توجه به اینکه هر دو شاخص در محدوده مناسب قرار داشتند، بنابراین مفروضه عدم هم خطی چندگانه نیز تأیید شد. برای بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین-واتسون[73] استفاده شد. حد مطلوب برای آماره این آزمون بین 5/1 تا 5/2 است. در پژوهش آمارهی دوربین واتسون 7/1 بهدست آمد، بنابراین وجود این مفروضه نیز تأیید شد.
با توجه به توضیحات دادهشده مدل اولیه ترسیم شد که طی آن افکار خودکشی بهعنوان متغیر درونزای پنهان؛ آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت بهعنوان متغیر برونزای پنهان؛ نشخوار خشم بهعنوان متغیر میانجی برونزا در مدل بهکار برده شدند.
در این مدل پژوهش فرض بر این بود که آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت هم بهصورت مستقیم و هم بهصورت غیرمستقیم از طریق میانجیگری نشخوار خشم بر افکار خودکشی اثرگذار هستند. در مدلسازی معادلات ساختاری شاخصهای برازش مختلفی وجود دارد که از میان آنها، مهمترین این شاخصها بههمراه سطح مطلوب آن عبارتاند از: کای مربع بهنجار شده[74] (CMIN/df) سطح مطلوب 1 تا 5، شاخص نیکویی برازش[75] (GFI)، شاخص نیکویی برازش تعدیل شده[76] (AGFI)، برازش تطبیقی[77] (CFI) و برازش هنجار شده[78] (NFI) با سطح مطلوب بزرگتر از 9/0، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد[79] (RMSEA) و ریشه میانگین مربعات باقیمانده استاندارد[80] (SRMR) با سطح مطلوب برابر یا کمتر از 1 (لوین، 2011). در مدل پژوهشی اولیه برخی از شاخصهای ذکر شده از سطح مطلوب خارج بودند، بههمین سبب برخی از اصلاحات پیشنهادی انجام و مدل نهایی به صورت زیر (شکل 2) ترسیم شد.
شکل 2. مدل مفهومی اصلاح شده پژوهش
جدول 2. شاخصهای برازش مدل
|
شاخصهای برازش |
χ2/df |
RMSEA |
SRMR |
GFI |
AGFI |
CFI |
TLI |
NFI |
|
مقدار قابل قبول |
5 > |
1/0 > |
1/0 > |
90/0 < |
90/0 < |
90/0 < |
90/0 < |
90/0 < |
|
مقدار به دست آمده اولیه |
4/4 |
09/0 |
08/0 |
90/0 |
89/0 |
90/0 |
89/0 |
88/0 |
|
مقدار به دست آمده نهایی |
4/3 |
08/0 |
07/0 |
93/0 |
91/0 |
92/0 |
91/0 |
90/0 |
|
نتیجه |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
مطلوب |
در مدلسازی معادلات ساختاری شاخصهای برازش مختلفی وجود دارد که از میان آنها، مهمترین این شاخصها بههمراه سطح مطلوب آن عبارتاند از: کای مربع بهنجار شده[81] (CMIN/df) سطح مطلوب 1 تا 5، شاخص نیکویی برازش[82] (GFI)، شاخص نیکویی برازش تعدیل شده[83] (AGFI)، برازش تطبیقی[84] (CFI) و برازش هنجار شده[85] (NFI) با سطح مطلوب بزرگتر از 9/0، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد[86] (RMSEA) و ریشه میانگین مربعات باقیمانده استاندارد[87] (SRMR) با سطح مطلوب برابر یا کمتر از یک (لوین، 2011). که در مدل پژوهشی فوق، شاخصهای ذکر شده در سطح مطلوب گزارش شدند. در ادامه و در جدول 3 ضرایب مسیرهای مدل پژوهش و معنیدار بودن آنها ذکر شده است.
جدول 3. ضرایب مسیرهای مدل
|
مسیر |
Standardized Estimate |
S.E |
C.R |
P |
|
آزاردیدگی هیجانی اولیه > افکار خودکشی |
54/0 |
04/0 |
3/7 |
01/0>P |
|
ویژگیهای تاریک شخصیت> افکار خودکشی |
32/0 |
07/0 |
6/3 |
01/0>P |
|
نشخوار خشم> افکار خودکشی |
20/0 |
04/0 |
2/3 |
01/0>P |
|
آزاردیدگی هیجانی اولیه > نشخوار خشم |
53/0 |
06/0 |
8/7 |
01/0>P |
|
ویژگیهای تاریک شخصیت> نشخوار خشم |
22/0 |
09/0 |
7/3 |
01/0>P |
در جدول 3 بهترتیب، ضرایب استاندارد، مقدار خطا، مقدار t و سطح معنیداری نشان دادهشده است. مطابق با اطلاعات موجود در جدول، مسیرهای آزاردیدگی هیجانی اولیه؛ ویژگیهای تاریک شخصیت و نشخوار خشم به افکار خودکشی در سطح 01/0 معنیدار هستند. همچنین مسیرهای آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت به نشخوار خشم نیز در سطح 01/0 معنیدار گزارش شدند.
بهمنظور بررسی نقش میانجی در مدل پژوهش، از آزمون بوت استرپینگ[88] استفاده شد. در این آزمون تعداد 2000 نمونه بوت استرپ با فاصله اطمینان 95 درصد استفاده شد. نتایج این آزمون در جدول 4 گزارششده است.
جدول 4. نتایج آزمون بوت استرپینگ اثر غیرمستقیم مدل پژوهش
|
مسیر |
اثر غیرمستقیم |
فاصله اطمینان 95% |
سطح معناداری |
|||
|
متغیر پیشبین |
متغیر میانجی |
متغیر ملاک |
حد پایین |
حد بالا |
||
|
آزاردیدگی هیجانی اولیه |
نشخوارگری خشم |
افکار خودکشی |
12/0 |
08/0 |
23/0 |
05/0>P |
|
ویژگیهای تاریک شخصیت |
نشخوارگری خشم |
افکار خودکشی |
04/0 |
01/0- |
14/0 |
09/0 |
با توجه به نتایج گزارششده در جدول 4 باید اشاره نمود که نشخوار خشم در سطح 05/0 در ارتباط بین آزاردیدگی هیجانی اولیه با افکار خودکشی نقش واسطهای معنیداری را ایفا میکند. اما در ارتباط بین ویژگیهای تاریک شخصیت با افکار خودکشی نقش واسطهای معنیداری ندارد (05/0<P).
بحث و نتیجهگیری
هدف این پژوهش آزمون مدل افکار خودکشی دانشجویان براساس آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت: نقش میانجی نشخوارگری خشم بود. نتایج این پژوهش نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازندگی مناسبی برخوردار است. همچنین در این الگوی ساختاری آزاردیدگی هیجانی اولیه اثر مستقیم معنیداری بر بروز افکار خودکشی در دانشجویان دارد، نتایجی که با یافتههای حاصل از پژوهشهای فرنیا و رحیمیان بوگر (1403)؛ یائو و همکاران (2023)؛ جانیری و همکاران (2023)؛ همسو است. در تبیین یافتههای به دست آمده باید اشاره نمود که دوران کودکی ازجمله مهمترین و حساسترین دورههای زندگی محسوب میشود زیرا تجارب این دوران مخصوصاً تجارب آسیبزای آن نقش اساسی در شکل دادن شخصیت و آسیبهای فرد در بزرگسالی ایفا میکنند؛ آزاردیدگی هیجانی اولیه شامل طیفی از تجربیات نامطلوب مانند سوءاستفاده فیزیکی، عاطفی و جنسی، غفلت، و قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی است که همگی با افزایش خطر افکار خودکشی مرتبط هستند (جانیری و همکاران، 2023).
تحقیقات متعدد نشان دادهاند افرادی که تجارب آسیبزایی را در دوران کودکی تجربه کردهاند بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی مختلف مانند افسردگی و اضطراب بهعنوان بسترهای مهم افکار و اقدام به خودکشی هستند. همانطور که پژوهشهای ارسلان ده، ایلیایی فر، شکیبایی نژاد و قنبری (1402) نشان داد که شدت ترومای کودکی با شدت مشکلات افسردگی و اضطراب مرتبط بوده و بیانگر این مسئله است که تجربیات نامطلوب اولیه میتواند منجر به پریشانی عاطفی مزمن شده و از این طریق بر بروز افکار خودکشی اثرگذار باشد. تأثیر چنین آسیبهایی میتواند در سراسر زندگی فرد ادامه داشته و مجموعهای از مشکلات روانشناختی را ایجاد کند که احساس یاس و ناامیدی را تشدید کرده و در نهایت منجر به بروز خودکشی شوند (فرنیا و رحیمیان بوگر، 1403). یکی دیگر از مکانیسمهای مهم اثرگذاری تجارب آزارنده کودکی بر بروز افکار خودکشی، شکلگیری تحریفهای شناختی است که در میان این افراد مسئله کاملاً رایجی است. تجربه بدرفتاری یا سوءاستفاده در دوران کودکی اغلب منجر به ایجاد باورهای منفی در مورد خود، دیگران و دنیای اطراف میشود. این افراد اغلب فکر میکنند دوست داشتنی نیستند یا لیاقت تجربه آن بدرفتاریها را داشتهاند، مسئلهای که منجر به احساس بیارزشی و شرم در آنها شده و به طور قابل توجهی نیز عزتنفس فرد را تضعیف میکند. چنین الگوهای شناختی منفی منجر به ناامیدی مزمن در فرد شده و از این طریق بر بروز افکار خودکشی اثرگذار هستند (ابراهیمی و همکاران، 1402).
نتیجه دیگر این پژوهش بر نقش قابل توجه ویژگیهای تاریک شخصیت بر بروز افکار خودکشی تأکید دارد. یافتهای که با یافتههای حاصل از پژوهشهای بخشیپور رودسری و فقیه (1402)؛ هاروپ و همکاران (2017)؛ ویلسون و همکاران (2023) همسو است. نتایج به دست آمده را میتوان اینگونه تبیین نمود که ویژگیهای تاریک شخصیت _خودشیفتگی، جامعهستیزی و ماکیاولیسم_ با الگوهای رفتاری مختلفی از جمله سوءاستفاده از دیگران، پرخاشگری و عدم همدلی همراه است. الگوهایی که نقش برجستهای را در بروز افکار خودکشی دارند (هاروپ و همکاران، 2017). افراد با سطوح بالای خودشیفتگی ممکن است احساس بیکفایتی و تحقیر درونی شدیدی را تجربه کنند، مخصوصاً زمانی که توجه لازم را از دیگران دریافت نمیکنند. وقتی آنها با بازخورد منفی یا عدم تحسین از سوی دیگران مواجه میشوند، در این حالت بین خودبینیهای فرد و واقعیت زندگی شکاف عمیقی ایجاد میشود که میتواند منجر به خشم، آشفتگی عاطفی و حس ناامیدی و یأس در آنها گردد که پیشزمینههای اصلی افکار خودکشی هستند (پونزی، بئونته زوئل، روجیر و ولوتی[89]، 2021). بهعلاوه افراد دارای ویژگیهای ماکیاولیسم نیز اغلب برای رسیدن به اهداف خود از دیگران سوءاستفاده میکنند. این ویژگی با یک جهانبینی بدبینانه و فقدان همدلی نیز همراه است که میتواند در طول زمان به شدت کیفیت روابط اجتماعی فرد را به خطر بیندازد. روابط بین فردی ضعیف نیز میتواند منجر به انزوای اجتماعی و فقدان حمایت عاطفی شود- عواملی که ارتباط نزدیکی با افزایش افکار خودکشی دارند. الگوهای رفتاری این افراد اغلب منجر به از دست دادن دیگران شده و ممکن است در نهایت به تنهایی و ناامیدی عمیقی ختم شود، وضعیتی که با افزایش بروز افکار خودکشی مرتبط هستند (بخشیپور رودسری و فقیه، 1402). جامعهستیزی نیز که با الگوی مداوم رفتارهای ضداجتماعی، فقدان پشیمانی و سطحیبودن هیجانی مشخص میشود، ریسک بیشتر افکار خودکشی را به همراه دارد. افراد دارای این ویژگیها اغلب با مشکل تنظیم هیجانی مواجه هستند که میتواند منجر به بروز رفتارهای تکانشی در آنها شود. این تکانشگری، همراه با بیتوجهی به هنجارهای اجتماعی، میتواند منجر به اقدامات خود تخریبی، از جمله رفتارهای خودکشی شود. علاوه بر این تجارب عاطفی ناکارآمد و کم عمق آنها ارتباط با دیگران را برایشان دشوار کرده و احساس تنهایی و بیگانگی را موجب میشود. در لحظات تنشهای عاطفی، کاهش ظرفیت برای همدلی عاطفی و نیز عدم وجود حمایتهای دیگران ممکن است منجر به مزمن شدن آشفتگیهای روانشناختی شده و از این طریق بر بروز افکار خودکشی اثرگذار باشد (هاروپ و همکاران، 2017).
همچنین دیگر نتیجه این پژوهش بر نقش واسطهای نشخوارهای خشم در ارتباط بین آزاردیدگی هیجانی اولیه و افکار خودکشی تأکید دارد. نشخوار خشم یک فرآیند شناختی غیرارادی، منفی و تکرارشونده است که در زمان تجربه خشم ظاهر شده و اغلب منجر به تمایل مداوم برای مرور خاطرات، افکار، احساسات و علل و پیامدهای خشم میشود. فرآیند معیوبی که به واسطه اثرات آزاردیدگی هیجانی اولیه شکل گرفته و میتوانند از طریق ایجاد تحریفها و سوگیریهای شناختی مختلف زمینهساز بروز نشخوار خشم شوند و از این طریق نیز موجب شکلگیری افکار خودکشی شوند (بورک و کاپرون، 2025). افرادی که وقایع آسیبزایی را در دوران کودکی تجربه کردهاند، اغلب دارای سوگیری منفی در اسناد دهی بوده و بیشتر بر تجربیات منفی تمرکز میکنند تا تجربیات مثبت. این تحریف شناختی منجر به درگیری ذهنی مداوم نسبت به تجارب منفی گذشته مخصوصاً در ارتباط با تجارب پرخاشگرانه شده و عبور و پذیرش از آنها را دشوار میسازد. تمرکز و مرور تجربیات منفی گذشته موجب ایجاد حالات مزمن نشخوارگری خشم میشود. حالتی که خود موجب بروز نقص در تفکر منطقی و حل مؤثر مسائل و نیز درک تحریف شده و نادرست از موقعیت میشود. این انحراف شناختی _تمایل به تمرکز بر جنبههای منفی موقعیت_ میتواند از طریق شکلگیری این افکار که فرد از توانایی کافی برای مقابله با موقعیت و حل آن برخوردار نبوده، باعث افزایش حس قربانی بودن، ناکارآمدی و درماندگی شود، عاملی که در درازمدت با افزایش خطر افکار خودکشی مرتبط است.
آزاردیدگی هیجانی اولیه و تغییر نگرش ناشی از آن مبنی بر غیرقابل اطمینان بودن دیگران موجب بروز احساس خصومت نسبت به آنها میشود. این خصومت نیز در صورتیکه بهشکل سازگارانهای ابراز نگردد موجب بروز حالات نشخوارگری فکری پیرامون خشم میشود، حالتی که میتواند منجر به انزوای اجتماعی و تیرگی در روابط بین فردی شود. عصبانیت و تحریکپذیری مداوم همراه با نشخوار فکری میتواند دوستان، خانواده و عزیزان را از خود دور کرده و باعث بروز احساس انزوا و تنهایی شود. این انزوای اجتماعی احساس ناامیدی و ناکامی فرد را تشدید میکند. فقدان این ارتباط اجتماعی نیز میتواند از طریق تشدید احساس تنهایی موجب شکلگیری افکار و ایدهپردازی خودکشی گردد. نشخوار خشم همچنین با افزایش واکنشپذیری عاطفی و تکانشگری نیز همراه است که میتواند احتمال بروز رفتارهای خود تخریبی و آسیبزننده را افزایش دهد. تکانشگری ناشی از مرور مداوم موقعیتهای گذشته و ناتوانی در پذیرش سازگارانه آنها میتواند موجب بروز رفتارهای تکانهای با هدف تخریب خود شده و از این طریق نیز بر احتمال بروز رفتارهای مرتبط با خودکشی اثرگذار باشد (لین و همکاران، 2022).
یافته دیگر این پژوهش نشان داد نشخوارهای خشم در ارتباط بین ویژگیهای تاریک شخصیت و افکار خودکشی نقش میانجی معنیداری ندارند. در تبیین این یافته به دست آمده باید اشاره داشت که ویژگیهای تاریک شخصیت معمولاً با مکانیسمهای دفاعی خاصی همراه هستند که ممکن است مانع شکلگیری نشخوارهای خشم شود. در این باره پژوهش جوناسون و همکاران (2019) نشان داد که افراد با ویژگیهای تاریک شخصیتی اغلب از مکانیسمهای دفاعی مانند فرافکنی و انکار استفاده میکنند. در واقع این افراد خشم خود را به جای درونیکردن و نشخوارگری آن، به صورت فعال به بیرون هدایت کرده (تمایل به رفتارهای پرخاشگرانه یا آسیب زدن به دیگران) یا از بررسی آن اجتناب میکنند. همچنین سوگیریهای شناختی خاص افراد با ویژگیهای تاریک شخصیت نیز میتواند عامل دیگری در که عدم شکلگیری نشخوارگری خشم باشد. در همین زمینه پژوهش جوناسون و همکاران (2018) نشان داد که این افراد معمولاً سوگیریهای شناختی خاصی دارند که شامل تمرکز بر کنترل بیرونی و ارزیابی بیش از حد مثبت از خود است. این سوگیریها مانع از آن میشود که خشم به سمت خود معطوف شده و بهصورت نشخوارگری خشم بروز یابد.
بهطور کلی دوران دانشجویی و چالشهای مختلف آن فشار بسیار زیادی را بر دانشجویان وارد میکنند. فشارهایی که اثر تجمعی آنها میتواند آسیبپذیری آنها را در برابر افکار خودکشی افزایش دهد. افکار خودکشی یک پدیده روانشناختی پیچیده و یکیاز حیاتیترین مسائل در حوزه سلامت روان است، زیرا این افکار را مهمترین عامل خطر و پیشبینی کننده مستقیم اقدام به خودکشی در نظر گرفتهاند، مسئلهای که بررسی عوامل مرتبط با آنرا حیاتی ساخته است. بههمین دلیل پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل افکار خودکشی دانشجویان براساس آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگیهای تاریک شخصیت: نقش میانجی نشخوارگری خشم انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازندگی مناسبی برخوردار بوده و آزاردیدگی هیجانی اولیه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق نقش واسطهای نشخوار خشم بر افکار خودکشی اثرگذار هستند در حالیکه ویژگیهای تاریک شخصیت تنها به صورت مستقیم بر بروی افکار خودکشی اثرگذار میباشند.
این پژوهش نیز همچون پژوهشهای دیگر دارای محدودیتهایی بود. نخستین محدودیت این مطالعه ناتوانی در کنترل متغیرهایی مثل وضعیت هوشی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی دانشجویان بود، مسئلهای که میتواند تعمیم نتایج را با چالشهایی روبهرو سازد. دیگر محدودیت این مطالعه ناتوانی در بهرهگیری از روشهای نمونهگیری تصادفی بود، مسئلهای که پژوهشگران را ناچار به استفاده از نمونهگیری در دسترس نمود. همچنین محدودیت دیگر این پژوهش تمرکز بر دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی بود، مسئلهای که میتواند تعمیم نتایج این پژوهش به دانشجویان سایر شهرها یا گروههای دانشآموزی را دچار اشکال سازد. بنابراین و برای رفع محدودیتهای این مطالعه و ارتقای کیفیت پژوهشهای آینده پیشنهاد میشود در مطالعات آینده نسبت کنترل کردن متغیرهای مداخلهگری (مانند: وضعیت اجتماعی-اقتصادی یا هوشهبر) دانشجویان اقدام شود که این مورد میتواند از طریق سنجیدن اثر این متغیرها در قالب متغیر تعدیلگر یا میانجی انجام پذیرد. برای رفع محدودیت مربوط به روش نمونهگیری، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده از روشهای نمونهگیری تصادفی استفاده شود. همچنین برای رفع محدودیت مربوط به گروه نمونه نیز پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده نمونه مورد مطالعه گسترش یافته و از دانشجویان سایر شهرها یا گروههای دانشآموزی نیز استفاده شود تا بدین صورت نتایج جامعتری بهدست آید. در نهایت باتوجه به عدم نقش میانجی معنیدار نشخوار خشم در ارتباط بین ویژگیهای تاریک شخصیت و افکار خودکشی، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده این مورد مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد تا نسبت به دقت آن اطمینان حاصل گردد. ضمناً با توجه به پیامدهای افکار خودکشی در دانشجویان و اهمیت آن در پیشبینی اقدام به خودکشی و نیز اثرگذاری آزاردیدگی هیجانی اولیه، ویژگیهای تاریک شخصیت و نشخوارهای خشم بر بروز آن، پیشنهاد میشود مسئولان مربوطه بررسی دقیقتر این موارد را در اولویت قرار داده و با اجرای مداخلات لازم با تمرکز بر یافتههای این پژوهش از بروز این افکار پیشگیری نمایند. همچنین میتوان از یافتههای این پژوهش برای طراحی مداخلات درمانی به منظور کاهش آسیبهای احتمالی برای دانشجویان در معرض خطر نیز استفاده کرد تا بدین طریق از ایجاد اقدام به خودکشی جلوگیری به عمل آید.
تقدیر و تشکر
پژوهشگران بر خود واجب میدانند از تمام دانشجویانی که با صرف وقت خود دستیابی به نتایج دقیق را ممکن ساختند تقدیر و تشکر به عمل آورند.
موازین اخلاقی
در این مطالعه امکان دسترسی به نتایج پرسشنامه برای داوطلبان، رعایت اصل رازداری و امانتداری بهعنوان اصول اخلاقی پژوهش موردنظر پژوهشگران قرار داشت.
تعارض منافع
نویسندگان هیچگونه تعارض منافعی را گزارش نمیکنند.
[1]. suicide
[2]. Sun, Ban & Liu
[3]. Ideating or Thinking about Suicide
[4]. Hoekstra
[5]. Large, Corderoy, & McHugh
[6]. Baiden & Tadeo
[7]. Black et al
[8]. Ji et al
[9]. Simiyu, Odhiambo, & Nyabuto
[10]. individual Characteristics
[11]. family Tensions
[12]. social and Cultural Pressures
[13]. Yao et al
[14]. Janiri et al
[15]. Destrée, Brierley, Albertella, Jobson & Fontenelle
[16]. early emotional abuse
[17]. McKay et al
[18]. Brown, Worrell, & Pariante
[19]. Dark Personality Traits
[20]. Harrop et al
[21]. Wilson, Van Doorn & Dye
[22]. Jonason & Zeigler-Hill
[23]. Paulhus & Williams
[24]. narcissism
[25]. anti-Social
[26]. machiavellianism
[27]. Turan, Adam, Kaya & Yıldırım
[28]. Curtis, Correia & Davis
[29]. Wilson et al
[30]. Zhu, Chen & Xia
[31]. You et al
[32]. Yang et al
[33]. Nedeljković, Dinić & Tucaković
[34]. Lin et al
[35]. Buerke & Capron
[36]. anger rumination
[37]. Sukhodolsky, Golub & Cromwell
[38]. Levin
[39]. Childhood Trauma Questionnaire
[40]. Bernstein et al
[41]. emotional abuse
[42]. sexual abuse
[43]. physical abuse
[44]. physical neglect
[45]. emotional neglect
[46]. Beck's Suicide Thought Scale
[47]. Beck, Kovacs & Weissman
[48]. unconscious tendency towards suicide
[49]. planning for suicide
[50]. true suicidal tendencies
[51]. Ducher & Dalery
[52]. Hamilton Rating Scale for Depression
[53]. Kliem et al
[54]. Life satisfaction
[55]. Beck Depression Inventory
[56]. Anger Ruminations Scale
[57]. Understanding the causes of anger
[58]. Angry Memories
[59]. Thoughts of Revenge
[60]. Angry Afterthoughts
[61]. Short Dark Triad
[62]. Jonason & Webster
[63]. Czarna, Jonason, Dufner & Kossowska
[64]. Dragostinov & Mõttus
[65]. Dirty Dozen
[66]. Minnesota Multiphasic Personality Inventory
[67]. Skewness
[68]. kurtosis
[69]. Mahalanobis Distance
[70]. Kline
[71].Tolerance
[72]. Variance Inflation Factor
[73]. Durbin- Watson Test
[74]. Minimum Discrepancy of Confirmatory Factor Analysis/Degrees of Freedom
[75]. Goodness of Fit Index
[76]. Adjusted goodness of Fit Index
[77]. Comparative fit index
[78]. Normed Fit Index
[79]. Root Mean Square Error of Approximation
[80]. Standardized Root Mean Square Residuals
[81]. Minimum Discrepancy of Confirmatory Factor Analysis/Degrees of Freedom
[82]. Goodness of Fit Index
[83]. Adjusted Goodness of Fit Index
[84]. Comparative Fit Index
[85]. Normed Fit Index
[86]. Root Mean Square Error of Approximation
[87]. Standardized Root Mean Square Residuals
[88]. Bootstrapping
[89]. Ponzoni, Beomonte Zobel, Rogier & Velotti